ایجاد کسب کار یکشنبه پانزدهم بهمن 1391 15:40

ایجاد کسب  و کار جدید

توانایی قبولاندن و مجاب ساختن  تقریباً با سرشت  تمامی حوزه های فعالیت در آمیخته است . استادان دانشگاه  می  کوشند  اندیشه ها را به  دانشجویان بقبولانند . سیاستمداران می کوشند برنامه های خود را برای رای دهندگان دلپذیر جلوه دهند . حتی شاعران می کوشند تعبیرها و برداشت های تجربی  خود را  به خوانندگان  بقبولانند .

در حوزه روابط عمومی ، زمانی که اطلاعیه ای مطبوعاتی درباره مشتری خود  به رسانه ها  می نویسید . یا  مشتریان برای مخاطبان مطلوب   سخنرانی می کند ، درواقع سرگرم  « قبولاندن ودلپذیر جلوه  دادن » عقاید خود هستید . در هر مورد ، می کوشید شخص یا گروهی  را مجاب  کنید  که پیام مشتریتان را بپذیرد . اما کارگزاران  روابط عمومی پیش  از  اینکه بتوانند به نیابت مشتری به کار مجاب سازی دیگران بپردازند ، نخست باید خدمات  خود را به مشتری بقبولانند . این فرایند با آغاز کسب  وکار  جدید  به  وجود  می آید .

ایجاد  کسب و کار جدید ، بخش لازم فعالیت های معمول یک بنگاه  روابط عمومی است . تزریق  تدریجی معاملات جدید ، در همه  بنگاه ها چه بزرگ و چه کوچک ، به  دو دلیل اهمیت دارد :

1. لزوم جایگزین کردن  مشتریان  جدید به جای  مشتریان قدیمی که رابطه شان را قطع   می کنند یا طرح  هایشان  به اخر رسیده است.

2-لزوم توسعه  کسب  وکار که هدف هر تجارت سالمی است .

این قاعده  در مورد کارگزاران روابط عمومی درون  سازمانی  نیز مصداق دارد . شاید آنها هم بخواهند  ادارات   یا مسئولیت های  خود را  گسترش   دهند ، بودجه   جدیدی  تقاضا کنند ، یا خود را در  دوران   کاری از کاهش   هزینه ها  در امان  دارند . در چنین مواردی  انان  هم باید به همان شیوه ای  از خود   و خدماتشان  پشتیبانی کنند  که یک اژانس موقعی که به چشم انداز  یک  کسب و کار  جدید نزدیک  می شود عمل می کند .

کارشناسان مدیریت اظهار  می  دارند که  ایجاد یک بخش   ویژه کسب  و کار   جدید بر اساس این منطق  صورت می گیرد که گسترش کسب و کار جدید بیشتر به مهارت های روانی و خلاقه نیاز دارد تا عرضه خدمات به مشتریان موجود.اما این تمایز احتمالاً در روابط عمومی کمتر صادق است چرا که مهارت های روانی و خلاقه به طور یکسان در راضی نگهداشتن مشتریان موجود و همچنین برنامه ریزی برای جلب مشتریان جدید اهمیت دارد.شاید به همین دلیل کوشش برای ایجاد کسب و کار جدید اغلب بخشی از مسئولیت معمول تمامی کار گزار های بنگاه ها و به عنوان یک تولید جنبی فعالیت های اجتماعی و تجاری انها تلقی می شود.

بنگا های روابط عمومی ممکن است از کار گزاران جوان خود که در یافتن مشتریان جدید استعداد از خود نشان داده اند بخواهند که برنامه های کار اموزی دانشجویان را اداره کنند.اداره یک برنامه کار اموزی مستلزم ایراد سخنرانی های رسمی در دانشگا ها و مصاحبه با نامزد هایی است که به کار نیمه وقت یا در سراسرتابستان علاقه مندند.این فعالیت ها مهارت های جلب مشتری را قوی تر می کند، زیرا مستلزم این است که نتایج مثبت کار بنگاه را در زمینه های گوناگون به اثبات برساند. این فعالیت همچنین فرصتی در اختیار کارگزاران جوان قرار می دهد که طبیعت و نیاز های بنگاها ی روابط عمومی خود را بیشتر بشناسند.

روش های توسعه کسب و کارجدید

برای تشریح دو روش عمده جلب مشتری اجازه بدهید از قیاس شکارچی کار ازموده ای که یک تفنگ جنگی و یک تفنگ ساچمه ای با خود دارد استفاده کنیم. وی تفنگ جنگی را در فاصله ای نزدیکـ ، زمانی که متوجه می شود حیوانی در خارج چادر سر در ظرف غذایش کرده و به خوردن مشغول است مورد استفاده قرار می دهد. تفنگ ساچمه ای را زمانی به کار می برد که حیوان در فاصله ای دور ، و شاید همراه گله چرا می کند.

در توسعه کسب و کارجدید ، اماج تفنگ جنگی اغلب ان دسته مشتریانی هستند که قصد دارید از( فاصله نزدیک ) فعالیت های اجتماعی یا حرفه ای ، به ان ها دست یابید.چنین مشتریانی را می توانید با میانجیگری بستگان ، دوستان ، اشنایان و اعضای نزدیک باشگاه یا اتحادیه های حرفه ای تان پیدا کنید. این مشتریان عالی ترین نرخ بازده را برایتان به ارمغان می اورند، زیرا مرجع یا دوستی که در درون سازمان دارید که می تواند کار تماس هایتان با برخی مسئولان ان را تسهیل کند.وانگهی، در مثال تفنگ جنگی معمولا این امکان برایتان وجود دارد که پیشاپیش اطلاعات زیادی درباره سازمان مطلوب خود به دست اورید و بنابراین در بر داشتن نخستین گام موثر برای جلب ان سازمان از موضع بهتری برخوردار خواهید بود. با وجود این به یاد داشته باشید که اتکای به کمک دوستان و بستگان در یافتن مشتریان جدید، مستلزم به کار بستن تدبیر و سیاست است.به واسطه هایتان بگویید که دارید از کمک ان ها استفاده می کنید، ضمن کار با ان ها مشورت کنید و از ان ها بپرسید ایا صلاح میدانند در تلا شتان برای ترغیب سازمان به انعقاد یک قرار داد، از نام ان ها استقاده کنید.

نوع دیگر( هدف تفنگ جنگی ) سازمانی است که احتمالا قبلاً با ان به نوعی سر کار داشته اید.مثلا فرض کنیم بانکی که با ان ارتباط دارید اخیراً دستگاه های صندوقدار خود کاری را به خدمت گرفته است بی انکه طرز استفاده از این دستگاه ها را ان گونه را که باید وشاید به مردم توضیح دهد. شما که در مقام مشتری این بانک مشکلاتی با طرز استفاده از این دستگاه های خود کار داشته اید موقعیت مناسبی در اختیار دارید که با مدیریت بانک تماس بگیرید و یک برنامه روابط عمومی را برای اموزش موثر تر مردم به ان پیشنهاد کنید.

(هدف تفنگ ساچمه ای )، مخاطب مطلوبی است که حدود ان کمتر مشخص است.اقدام در این زمینه معمولاً مستلزم مکاتبه گسترده با سازمان هایی است که گرچه درباره شان اطلاعات دست اولی ندارید، اما در چار چوب مقوله از پیش تعیین شده ای قرار می گیرند که معتقدید می توانند از خدمات بنگاه تان سود ببرند.

تحقیق پیش از پیشنهاد

هر چه تحقیق اولیه شما در باره یک مشتری احتمالی بیشتر باشد، احتمال اینکه پیشنهاد جالبی ارائه کنید که به نیازهای واقعی ان مشتری پاسخ گوید بیشتر لست. اطلاعات عمومی در باره ی شرکت های انتفاعی ( نام رئیس، در امد خالص، نام شعبه و بخش ها، فهرست محصولات، خدمات و غیره ) را با مراجعه به کتاب ها ی راهنمای موسسات بازرگانی به دست اورید. برای کسب اطلاعات در باره سازمان های غیر انتفاعی به کتاب های راهنمای ویژه ای که در باره بیمارستان ها، مدارس، و اتحادیه های تجاری و حرفه ای چاپ شده است مراجعه کنید. اگر وقت داشتید مقالاتی را که در باره شرکت ها و صنعت مورد نظرتان در روزنامه ها و مجلات نوشته شده است بخوانید( به مبحث تحقیقات تکمیلی در فصل سوم نگاه کنید ). علاوه بر این، بهتر است که پیش ازاغاز فعالیت عملی برای جلب مشتری جدید، درباره وضع مالی وی به تحقیق بپردازید.

نامه پیشنهاد همکاری(the proposal letter)

نامه پیشنهاد همکاری اولین تماس کتبی شما به منظور جلب یک مشتری احتمالی است و تمهید جو همکاری اینده نقش بسیار مهمی بر عهده دارد. این نامه فرصتی  در اختیارتان می گذارد تا مشتری را در مورد فواید روابط عمومی متقاعد سازید و خدماتی را که می توانید عرضه کنید تلویحاً یاد اور شوید.

بنابر این نامه پیشنهاد همکاری قاعدتاً این اطلاعات را شامل می شود:

- معرفی خود و بنگاه تان    

- توضیحی در این باره که اطلاعات مربوط به این سازمان را چگونه به دست آورید ( در صورتی که مهم و به درد بخور باشد).

- مشخص کردن اجمالی انچه به نظر شما روابط عمومی مشتری اینده به ان نیاز دارد .

- ارائه دلایلی که بر اساس ان معتقدید بنگاه تان به خوبی امادگی تدوین یک برنامه جامع روابط عمومی برای مشتری احتمالی را دارد .

این نامه باید فشرده ( به ندرت بیش از دو صفحه ) باشد و به هر یک از مبا حثی که در با لا امد بیش از سه یا چهار جمله اختصاص نیابد .حتی در صورتی که دربار ه سازمان تحقیق جامع و کاملی انجام داده اید چون هنوز اطلاعات دست اولی درباره ان ندارید ، بهتر است در انچه پیشنهاد می کنید محتاط باشید. هدف تان ارائه طرحی مشروح و مفصل برای یک برنامه نیست که قصدتان ترسیم خطوط کلی امکانات و ایجاد انگیزه برای کسب اطلاعات بیشتر است .

نامه پیشنهاد همکاری همواره باید با قرار یا اظهار نظر روشنی پایان یابد .معمولا باید قول دهید که حدود یک هفته دیگر تلفن بزنید تا ببینید ایا می توان جلسه ای تشکیل داد که این پیشنهاد با تفصیل بیشتری در ان مورد بحث قرار گیرد . پنج تا هفت روز کاری فرصت مناسبی در اختیار مشتری احتمالی می گذارد تا این نامه را بخواند و درباره ان با همکاران و مقامات ارشد مذاکره کند .

در برخی از موارد جلب مشتری از راه دور هدف های تفنگ ساچمه ای برای صرفه جویی در وقت و اجتناب از دردسر تایپ و ارسال پستی نامه پیشنهاد همکاری را تلفنی مطرح می کنند . هدف از تماس ترغیبی تلفنی (همانند نوشتن نامه) ترتیب دادن جلسه ای است که در ان بتوان حضورا پیشنهاد را مطرح کرد و به توضیح درباره ان پرداخت . با وجود این ، کارشناسان توصیه می کنند که دوراندیش و محتاط باشید و چه در وقتی که نامه ترغیبی می نویسید یا نتایج ان را پی می گیرید از افتادن در دام زیاد گویی اجتناب کنید. دادن اطلاعات بیش از حد از طریق تلفن می تواند  ملاقات حضوری را زاید جلوه دهد ،در حالی که شما برای رسیدن به تواقق و بستن قرارداد به جلسه خصوصی نیاز دارید .

پی گیری

پی گیری تلفنی در وضعیت دلخواه باید به تعیین زمانی برای ملاقات حضوری منجر شود . اما این امر به دلایل زیادی همیشه اتفاق نمی افتد . مشتری احتمالی ممکن است با توضیحات شما مجاب نشده باشد شاید فعلا انقدر گرفتار باشد که نتواند به طرح های شما بپردازید . ممکن است احساس کنید که بود جه لازم برای یک برنامه روابط عمومی در دسترس نیست یا شاید اصلا نیت روابط عمومی را در نیافته یا به تمامی ان بی اعتماد باشد . چنانچه ملاقاتی فوری روی نداد باید بررسی کنید که ایا هنوز امیدی برای این کار در اینده هست یا اینکه تلاش نتیجه ای به بار نخواهد اورد .

اگر احساس کردید که زمان و روش های ترغیبی ممکن است عقیده مشتری احتمالی را تغییر دهد ، نام او را در فهرست پرونده های « فعال »خود نگهدارید و به طور منظم ان را پی گیری کنید . در چنین مواردی پی گیری به معنی نامه نگاری اداری است که نام شما را در ذهن مشتری احتمالی زنده نگه می دارد .

جلسه طرح پیشنهاد

هنگامی که یک مشتری احتمالی به نامه پیشنهادی شما پاسخ مساعد دهد و با انعقاد جلسه ای برای مذاکره موافقت کند سر انجام در وضعیتی قرار می گیرید که می توانید به ترغیب های بیشتری بپدازید . حال برای تهیه مقدمات تشکیل این جلسه می توانید مستقیما از منابع خود مشتری استفاده کنید و از او بخواهید اطلاعات مربوط به تولیدات کتابچه های راهنما گزارش های سالانه و دیگر مطالب معمولی را که چاپ کرده است برایتان بفرستد . می توانید درباره این مشتری و صنعتی که در زمینه ان فعالیت می کند به تحقیق کتابخانه ای عمیق تری بپر دازید .

برنامه ریزی برای جلب مشتریان نزدیک

یرای موفقیت در یافتن مشتریان جدیدی که انها را «هدف های تفنگ جنگی » اصطلاح کردیم، اگاهی دائم از امکانات بالقوه کسب و کار ضروری است . این بدان معنی است که حتی زمانی که درگیر فعالیت های اجتماعی هستید باید همچنان به کار معرفی بنگاه تان و قبولاندن خودتان به دیگران مشغول باشید . در عین حال حتی بی پروا ترین کار گزران روابط عمومی نیز از این امر اگاهی دارند که باید محتاط باشند و در سخنانشان پا را از مرز نکته معینی فراتر نگذارید . برقراری تماس های شخصی درست و قابل تحسین است اما اقدام به یک تماس رسمی ترغیبی هرگز نباید بدون مشورت با روسا و پشتیبانی صریح بنگاه تان صورت گیرد . سرپرست بنگاه روابط عمومی به شما خواهد گفت که ایا مشتری احتمالی ارزش دنبال کردن را دارد یا نه، ایا احتمالاً بر خورد منافعی با سایر مشتریان بنگاه ایجاد نمی کند، یا قبلاً خود بنگاه ان را دنبال کرده است یا نه. حتی ممکن است در صورتی که مشتری احتمالی به اندازه کافی مهم نباشد، بنگاه مسئولیت جلب ان را از دست شما بگیرد و به مقام اجرایی بالا تری واگذار کند.

برنامه ریزی برای جلب مشتریان دور- روش تفنگ ساچمه ای ((shotgun approach                                                                                                                                                     

ظرفیت های واژه پردازی برای یافتن ان دسته از مشتریان احتمالی که ان ها را «هدف های تفنگ ساچمه ای» نامیدیم ، شگفتی ها افریده است. زیرا این فن امکان ان را پدید اورده است تا انچه را که در صورت دیگر حروفی قالبی و تشریفاتی می توانست باشد، شخصی و انحصاری کنیم و نه تنها ادای احترام را می توان با  وضعیت مشتری احتمالی مطابقت داد، که همه جمله ها و بند ها را نیز می توان برای مشخص کردن بیشتر نامه ها کم و زیاد کرد.

  

نوشته شده توسط روح اله ناصری (کارشناس روابط عمومی)  | لینک ثابت |

نمونه سوال 3 یکشنبه بیست و چهارم دی 1391 15:32

الف : سئولات تستی - صحیح ترین پاسخ را در پرسشنامه علامت بزنید .  6 نمره  ( پاسخ منفی ندارد )

1-    اولین  روش تبلیغ صنعتگران اروپایی و آسیایی چه بود ؟

الف :آگهی در روزنامه            ب : کنده کاری علامت تجاری روی کالا                         ج :انتشار روزنامه (( تبلیغ گران ))      د : تأ سیس مؤسسات تبایغاتی

2- اولین آگهی  هاکه در روزنامه ها چاپ شدند ، چه کالایی را تبلیغ می کردند ؟          الف : قهوه   ب : فروش بردگان    ج : چای و شکلات    د : کالاهای صنعتی

3-    اولین مؤسسه تبلیغاتی در کجا و در چه سالی تأسیس شد؟

           الف : فیلادلفیا – 1900         ب : فیلادلفیا – 1840                            

             ج : اروپا - 1900.             د  : اروپا - 1840

4 – چه پدیده ای برای نخستین بار باعث عمومیت یافتن پیام های تبلیغی شد ؟

        الف : انتشار روزنامه               ب : به کار گرفتن روان شناسان در تبلیغات

       ج    : آغاز پخش رادیو در 192    د : آغاز پخش تلویزیون

5 –  کدام یک از شیوه های زیر در ایران قدیم به عنوان تبلیغ و فروش استفاده می شده است ؟

      الف : بافت معماری بازار         ب : استفاده از نماد خاص      

        ج : بازارهای هفتگی              د : همه موارد

6- چاپ اعلان های تبلیغاتی در ایران مربوط به چه دوره ای است ؟

    الف : دوره تبلسغات سنتی             

      ب : مرحله اول ورود وسایل ارتباط جمعی

    ج   : مرحله سوم ورود وسایل ارتباط جمعی    

       د : مرحله پنجم ورود وسائل ارتباط جمعی

7 -  از جمله ویژگیهای منبع تبلیغ  است :

    الف  : اعتبار منبع                                    ب : جذابیت فیزیکی

       ج : مورد علاقه مخاطب بودن                     د : همه موارد

8 – از جمله جاذبه های پیام تبلیغ ، جاذبه  ........  است .

  الف : منطقی – احساسی       ب : ترس – اخلاقی 

   ج : خنده – طنز               د  : همه موارد

9 – پیامی که فقط اطلاعات مثبت در خصوص کالا می دهد و از نقاط ضعف و نارسائیها خود داری می کند چه نوع پیامی است ؟

  الف  : پیام تبلیغ      ب : یک جنبه ای      ج : دو جنبه ای     د :  اطمینان بخش

 10 –  در یک تبلیغ فردی در جلوی دوربین به نمایش در می آید و بطور مستقیم محتوای تبلیغ را برای مخاطب باز گو می کند ، این تکنیک جه نام دارد ؟

  الف : سبک زندگی     ب : برشی از زندگی روز مره 

    ج : فرد سخنگو         د : حل مشکل

11 – یک نشانه تصویری نه با موضوع خود شباهت دارد و نه معلول آن به شمار می رود ، این نشانه چه نام دارد ؟

    الف : شمایل      ب :  نماد          ج : نمایه           د : هر سه مورد

 

12 – در مورد یک آگهی خوب  کدام عبارت درست است ؟

    الف : اول توجه مخاطب را جلب می کند و سپس او را به محصول علاقمند می کند .

   ب    : اول مخاطب  را به محصول علاقمند می کندو سپس توجه او را جلب می کند.

  ج    :  همزمان  توجه مخاطب را جلب و اورا به محصول علاقمند می کند .

    د   : بدون توجه به مخاطب برنامه خود را اجرا می کند .

 

نوشته شده توسط روح اله ناصری (کارشناس روابط عمومی)  | لینک ثابت |

نمونه سوال تکنولوزی ارتباطی یکشنبه بیست و چهارم دی 1391 15:31

باسمه تعالی      

مرکز آموزش  مخابرات ایران

گروه آموزشی مدیریت و منابع انسانی

 

آزمون درس  : (( اینترنت در روابط عمومی)) -    تاریخ:14 ر 10  ر 1387

 

زمان : 15 دقیقه                                                       مدرس : م مطهری نژاد

 

صحیح ترین پاسخ را در پاسخنامه علامت بزنید . ( نمره منفی ندارد )

1-    تکنولوژی نوین ارتباطی  ، یعنی استفاده از .................

الف : کامپیوتر و اطلاعات              

     ب : کامپیوتر و مخابرات

ج   : کامپیوتر ، اطلاعات و مخابرات   

   د : مخابرات ، اطلاعات و ماهواره

 2 توسعه بلند مدت مستلزم توجه به ICT  به عنوان بعد ......... و دسترسی به اطلاعات به عنوان یک بعد  ........ است .

الف : اقتصادی اجتماعی                

       ب  : اقتصادی  - اطلاعاتی

ج    : اجتماعی  - اقتصادی                      

 د   : اطلاعاتی اقتصادی

 

3 شاخه ای از اقتصاد که به اقتصاد اطلاعات می پردازد را .......... از جامعه اطلاعاتی گویند .

الف : تعریف  فناورانه                  

        ب : تعریف اقتصادی

ج   : تعریف  اجتماعی                       

   د  : تعریف فرهنگی

4 کدامیک از تعاریف زیر تعریف فضایی از جامعه اطلاعاتی است ؟

الف : تأکید بر شبکه های اطلاعاتی که مکان ها را به هم متصل کنند .

ب  : افزایش بی سابقه اطلاعات در زندگی روزمره اجتماعی

ج  : دگر گونی های شدید شغلی به عنوان یک مقیاس رایج .

د   : تولید و توزیع دانش .

 

5 تعریف زیر از جامعه اطلاعاتی از کیست ؟

   " جاعه اطلاعاتی یعنی جامعه پست صنعتی ، ...  "

الف : پل باران          ب : کاستلز         ج :  دانیل بل        د : الف و ب

6 آیا همه کشورهای جهان دارای برخورداری یکسانی از جامعه اطلاعاتی هستند ؟

الف : خیر 

ب : بله ، مشروط بر آنکه زمینه انتخاب فراهم و شناخته شده باشد .

ج : بله در هر شرایطی

د : خیر ، مگر آنکه با شورای امنیت سازمان ملل متحد هماهنگ باشند .

7 مفهوم تقدیر تکنولوژیک از جمله  ویژگیهای ......... جامعه اطلاعاتی  و فرایند...... است

الف : اجتماعی   -  انتخابی           

    ب :  اقتصادی  - سرنوشت

ج    : اجتماعی  - سرنوشت            

  د  :  اقتصادی  - انتخابی

8 رسانه های نوین ارتباطی یعنی :

الف  : اینترنت         ب : ماهواره       

   ج : تلویزیون  و ویدئو       د : هرسه

9 در سیستم متمرکز اطلاع رسانی هزینه راه اندازی ...... و کادر انسانی ...... و خدمات رسانی دقیق .......  است .

الف : زیاد کم آسان                ب  : کم کم    آسان

ج   : کم -   کم -   دشوار               د   : کم زیاد دشوار

 

10 روابط عمومی الکترونیک از نظر دیدید فیلیپس کدام است ؟

الف : فناوری کاربرد فناوری اطلاعات و اطلاع رسانی در حرفه روابط عمومی .

ب   : استفاده از ابزارهای وب برای ارتباط با سایر سازمانها .

ج   : بی نیاز از اسناد و مدارک و حمل و نقل فیزیکی .

د    : استفاده از کامپیوتر و داشتن ارتباط اینترنت

       

                                                          موفق باشید م- مطهری نژاد

 

نوشته شده توسط روح اله ناصری (کارشناس روابط عمومی)  | لینک ثابت |

نمونه سوال یکشنبه بیست و چهارم دی 1391 15:30

 

الف – سئوالات تشریحی ( در ورقه امتحانی پاسخ دهید )

1-    تکنولوژی های نوین ارتباطی را تعریف کنید .

2-    از حقایق جالب توجه در جامعه اطلاعاتی ، سه حقیقت را نام ببرید .

3-    نظریه پل باران چیست ؟

4-    مراحل انقلاب اطلاعات در جوامع مختلف و ملل مختلف را فقط نام ببرید .

5-    تعریف فضایی جامعه اطلاعاتی را بنویسید .

6-     هشت مورد از فتاوریهای نوین ارتباطی در روابط عمومی را بنویسید /

7-    آرپانت ، اینترنت و اینترانت چه رابطه ای با هم دارند ؟

8-    http: // Ip  یعنی چه ؟

9-    فرایند تقدیر تکنولوژیک و لیبرالیسم تکنولوژیک هر کدام چه نوع فرایندی هستند ؟ ( هرکدام یک کلمه )

10-                        اینترنت را تعریف کنید .

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ب کار عملی خودتان را در چند سطر در پشت همین ورقه  توضیح دهید .

 

موفق باشید : م مطهری نژاد

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 

نوشته شده توسط روح اله ناصری (کارشناس روابط عمومی)  | لینک ثابت |

تاریخچه ازدواج درایران (ب) پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 13:59

هزار و یک رنگ عروسی اقوام ایرانی

 

بررسی برخی از آیین های ازدواج در میان اقوام ایرانی، نشان از مشارکت اقوام مختلف در برگزاری مراسم ازدواج، تهیه جهیزیه، شام عروسی و برپایی جشن ها دارد تا انجا که در میان برخی از اقوام ایران خانواده های عروس و داماد نه یک یا دو روز بلکه هفت تا ده شبانه روز مراسم جشن و پایکوبی را ادامه دهند.

 

 

 

برخلاف برخی مناطق که میزان مهریه عروس را سکه به تعداد سال تولد نوعروسان تعیین می کند، این مرحله از عروسی ترکمن بسیار ساده بوده است. شیربها نیز در گذشته به صورت مال، گوسفند، گاو، قوچ و شتر بود که به عروس داده می شود و به باور ترکمن ها، شیربها جنبه هدیه دادن دارد.

 

 

 

در میان اقوام لر، معمولا رسم بر این است که زنان فامیل دختری را برای پسر انتخاب می کنند و چندین بار به خانه دختر رفت و آمد می کنند تا حرکات و رفتار او را در برخورد با مهمان و خانواده اش مورد ارزیابی قرار دهند پس از آن نوبت به آمد و شد ریش سفیدان است.

 

این مرحله از عروسی در واقع پا درمیانی افراد بزرگ طایفه و به نوعی تضمین دادن آنان به منظور تایید داماد در مورد خصوصیات فردی و اجتماعی وی به خانواده عروس است.

 

پس از اینکه این ریش سفیدان نظر خانواده عروس را جلب کردند مقدمه کار فراهم شده و خانواده و فامیل داماد پس از چند روز رسما به خواستگاری عروس می‌روند. پس از این مرحله خانواده عروس نیز شرطهای خود را برای قبول این وصلت اعلام کرده و خانواده داماد بعد از چند روز رضایت خود را به خانواده عروس اعلام می‌ کند.

 

 

 

یکی از آداب ویژه مردم لر که در آیین‌های عروسی مردم این دیار رایج است رقص و پایکوبی به همراه بازیهای سنتی و محلی است. ساز و سماع، کمانچه و تنبک از آلات موسیقی است که در آیین عروسی لرها از آن استفاده می‌شود.

 

از نکات جالب مربوط به ازدواج در غالب نقاط گیلان به ویژه در مناطق روستایی یکی آن است که پیوند دو خانواده اصولا با یاری و همکاری در کار و زندگی آغاز می شود. تأملی در قسمتهای مختلف این مراسم نشان می دهد که اگر چه از جهت مالی داد وستدهایی در قالب هدایای مختلف بین دو خانواده صورت می گیرد، که البته بخش عمده آن جنبه کمک به عروس و داماد را دارد اما همکاریهای مختلف بسیار چشمگیر است.

 

 

 

پسران در شالیکاری، دروی شالی، کلش ریختن بام خانه ها، درودی گندم وسایر کارهای کشاورزی و باغداری، دامداری، نوغان داری و غیره که بر عهده مردان است به کمک پدر نامزد خود به اصطلاح به یاوری می روند. دامادها معمولا این کار را بعد از ازدواج نیز ادامه می دهند.

 

در شرق گیلان نهالی را که در خانه پدر عروس کنده اند همراهش می کنند و این نهال را عروس و داماد با هم در خانه داماد می کارند. در بعضی از روستاهای غرب و شرق گیلان مادر عروس پای خروسی را که از مادر داماد گرفته با رشته های رنگین ابریشمین به پای مرغ می بندد و آن مرغ و خروس را با عروس همراه می کنند تا در خانه داماد بند از پای آن برگیرند و در لانه ای که آماده کرده اند جایشان دهند.

 

 

 

اجرای موسیقی سنتی و رقص محلی

 

یکی از بخش های مهم هر مراسم عروسی سنتی در شهرهای ایران اجرا موسیقی های سنتی است. به عنوان مثال در قشم این موسیقی سنتی عضوا نامیده می شود. عضوا از قدیم در قشم مرسوم بوده است که طی آن داماد را به خانه عروس مشایعت مى‌کنند. عضوا معمولا در ساعات آخر جشن عروسى از جلوی بازار آغاز شده و به منزل عروس ختم مى‌شود. اجراکنندگان این موسقی سنتی به همراه داماد این مسیر را پیاده طى مى‌کنند.

 

مهریه بالا نشانه سنگ بزرگ برای نزدن است.

 

 

 

اما عروسی ترکمن ها پر از رمز و راز است که به دورانهای قدیمی زندگی آنها بستگی دارد، مراسم ازدواج در گذشته تا حدودی متفاوت تر از مراسم عروسی در حال است، ازدواج ترکمن ها در گذشته چندین مرحله داشت. تصمیم گیری پدر و مادر عروس،  شیرینی رد کردن، تعیین شیربها و روز عروسی از جمله مراحل جشن عروسی ترکمن هاست که نوع و شیوه اجرایی برخی از این رسوم فرق کرده است. در میان ترکمن ها تعیین مهریه زیاد توسط خانواده داماد همانند سنگ بزرگ برای نزدن به حساب می آید.

 

 

 

 

 

 

 

بوی عطر نارنج در مراسم ازدواج شیرازی ها

 

شیرازیها خانه داماد و عروس را برای مراسم عروسی آذین بندی می کنند و گلدان های سفالی که معمولا دارای گل شمعدانی است دور حوض می گذارند. کف حیاط فرش می گسترند بعد از حضور همه مدعوین و گرم شدن مجلس به دنبال عروس می روند.

 

معمولا زنان هنگام ورود به خانه عروس کل می زنند و زنانی که در خانه عروس یعنی از یاران نزدیک او هستند با کل جواب می دهند بعد بزرگتری که همراه داماد است از پدر و مادر عروس اجازه می خواهند که او را با خود ببرند عروس دست پدر و مادر خود را می بوسد و خداحافظی می کند بعد عروس را از زیر قرآن می گذرانند. هنگامی که عروس به خانه داماد وارد می شود یک نفر ظرفی را که درآن عسل است جلو عروس می آورد عروس انگشتش را کمی درآن زده به در خانه می کشد و وارد می شود.

 

 

 

سینی دیگری که یک جلد قرآن مجید و یک ظرف و یک کاسه آب که برگ سبز یا شاخه گل در آن می افکنده اند و یا نارنجی که روی آب کاسه افتاده جلوش آورده می شود.

 

عروس قرآن را می بوسد و از زیر آن می گذرد و دیگران ظرف نقل را روی سرش می پاشند. بعد کاسه آب را که نارنج یا برگ سبز یا شاخه گل در آن شناور است پیش پایش می گذارند تا عروس از روی آن رد شود. عروس باید طوری عبور کند که پایش به ظرف اصابت کند و ظرف واژگون شود.

 

 

 

هفت شبانه روز عروسی در چهارمحال و بختیاری

 

شاید بگویید آنقدر مراسم ازدواج تشریفاتی و تجملاتی شده است که دیگر نمی توان بیشتر از یک روز مراسم عروسی برگزار کرد و از مهمانان پذیرایی کرد اما در منطقه سامان چهار محال و بختیاری تا همین چند سال پیش هفت شبانه روز عروسی برگزار می شد.

 

 

 

در روستاهای این استان عروسیها هفت شبانه روزطول می کشد و فامیل نزدیک داماد و همه همسایگان هفت روز مانده به روز عروسی در خانه داماد جمع می شوند و هر کدام مشغول کاری می شود. همه دست به دست هم می دهند وکارهای عروسی را انجام می دهند.

 

در عروسیهای روستایی، اهالی روستا خودشان برای عروسی آشپزی می کنند واجاقهای بزرگ گلی را به پا می کنند و برای آتش زیر دیگها همه مردان فامیل جمع می شوند واز صحرا هیزم می آورند تا در روز عروسی مشکلی نداشته باشند.

 

 

 

زنان فامیل ازهفت روز قبل گرد هم می آیند و کارهایی از جمله پاک کردن سبزی برای قورمه ولپه برای قیمه وپوست کندن بادمجان وسرخ کردن، پاک کردن گوشت ومرغ و… انجام داده تا در روز عروسی کاری باقی نمانده باشد تا بتوانند سنتهای عروسی را با خیال آسوده انجام بدهند.

 

 

 

ازدواج اقوام مختلف ایران در حافظه جهانی ثبت می شود

 

از نظر کارشناسان میراث فرهنگی هر کدام از آداب و رسوم اقوام مختلف ایرانی به دلیل تنوع رسوم و ویژگی های خاص آن می تواند در فهرست میراث جهانی به ثبت برسد. به همین دلیل معاون میراث فرهنگی کشور با بیان این‌که پرونده ازدواج اقوام ایرانی توسط کارشناسان میراث فرهنگی تهیه و فرستاده شده است، گفت : این پرونده به دلیل شاخصه‌های خاص امسال در فهرست نمونه میراث جهانی یونسکو ثبت خواهد شد.

 

اما دریغ که این رسوم رو به نابودی رفته و اکنون دختران مهریه هایی همون سکه به اندازه سال تولدشان، ارتفاع کوه هیمالیا و وزن کشتی تایتانیک طلب می کنند که مطمئنا تاثیری در دوام، پایداری و خوشبختی یک زندگی ندارد.

 

 

معمولا عروسی مراسمی است که به عنوان اعلان شروع زندگی رسمی دو نفر برگزار می‌شود. به خصوص در دوران قدیم که اجرای دقیق و موبه موی این رسوم اهمیت زیادی داشت از آن جهت که ثبت رسمی ازدواج به شکل امروزی صورت نمی‌گرفت.

در ایران برای اینکه ازدواج دختر و پسری به رسمیت شمرده و مشروع شود، در زمان فراغت از کار، جشنی برای ازدواج برپا می‌شد و قوم و قبیله دعوت می‌شدند. این مراسم به این منظور انجام می‌گرفت که در آینده اگر اتفاقی برای مرد خانواده می‌افتاد و منجر به فوت او می‌شد، قبیله شهادت به ازدواج آنها داده و فرزند این ازدواج مشروع شمرده و وارث متوفی محسوب شود.

  مراسم عقد و عروسی ایرانی :معمولا شامل خواستگاری، نامزدی و شیرینی‌خوران، تهیه جهیزیه و انجام خرید عروسی، جهازبران، پهن کردن سفره عقد و سائیدن کله‌قند، خواندن خطبه عقد، حنابندان، جشن عقد و عروسی، مراسم پاتختی و مادر زن سلام، پاگشا می‌شود البته نباید رسومات نسل جدیدتر را مثل تهیه کیک عروسی، فیلمبرداری، تزئین ماشین عروس و رفتن به ماه عسل نادیده گرفت.

   بلوچ: در مراسم عروسی آداب و سنن خاص خود را دارند آنها داماد را سوار برمرکب شتر کرده و پسر بچه‌ای را جلو داماد سوار بر شتر می‌نشانند سپس با سردادن ترانه‌های شادی به اسم هالی داماد را به طرف می برند. در مراسم همه ایل شرکت می‌کنند و خود را در شادی و سرور سهیم می‌دانند. در این هنگام توشمال‌ها شروع به نواختن آهنگ‌های محلی می‌کنند و مجلس شور و حال دیگر به خود می‌گیرد.

 

 بختیاری:یکی از کارهای عروسی در بختیاری فراهم آوردن «سوخت» برای تهیهٔ غذای عروسی است. چند روز مانده به عروسی عده‌ای از جوانان با چارپایانی برای تهیهٔ هیزم به کوه و صحرا می‌روند. معمولاً همهٔ جوانان داوطلب چنین کاری هستند، زیرا می‌دانند که برای عروسی خودشان متقابلاً جوانان دیگر این زحمت را متحمل می‌شوند. معمولاً به جز آوردن هیزم، دوغ، کره، ماست و کشک هم از گله‌داران دریافت و برای داماد می‌آورند

 

 لر ستان: معمولا رسم بر این است که زنان فامیل دختری را برای پسر انتخاب می‌کنند و چندین بار به خانه دختر رفت و آمد می‌کنند تا حرکات و رفتار او را در برخورد با مهمان و خانواده اش مورد ارزیابی    قرار دهند پس از آن نوبت به آمد و شد ریش سفیدان است. یکی از آداب ویژه مردم لر که در آیین‌های عروسی مردم این دیار رایج است رقص و پایکوبی به همراه بازیهای سنتی و محلی است. ساز و سماع، کمانچه و تنبک از آلات موسیقی است که در آیین عروسی لرها از آن استفاده می‌شود.

 

  گیلان:در عروسی مردم گیلان به ویژه در مناطق روستایی پیوند دو خانواده با یاری و همکاریدر کار و زندگی آغاز می‌شود. پسران در شالیکاری، دروی شالی، کلش ریختن بام خانه‌ها، درودی گندم وسایر کارهای کشاورزی و باغداری، دامداری، نوغان داری و غیره که بر عهده مردان است به کمک پدر نامزد خود به اصطلاح به یاوری می‌روند و زنان نیز در پخت و پز کمک می‌کنند.

 

  شیراز:شیرازی‌ها خانه داماد و عروس را برای مراسم عروسی آذین بندی می‌کنند و گلدان‌های سفالی که معمولا دارای گل شمعدانی است دور حوض می گذارند. کف حیاط فرش می‌گسترند بعد از حضور همه مدعوین و گرم شدن مجلس به دنبال عروس می روند آنها با بهارنارنج و اسپند به استقبال عروس می روند.

 

  کردستان:در عروسی کردها آوای سرنا و دهل نسیم دل انگیزی است که در پهند‌شت دل کردها وزیدن می‌گیرد. آوای سرنا و دهل با تپش قلبها همراه می‌شود. زنان با لباس‌های رنگارنگ که به بهار و خزان می مانند حضور دارند. دختران نوعروس معمولا روپوش قرمزرنگی بر سر و صورت می‌افکنند تا قابل شناسایی برای جوانان مجرد باشند، و جوانان مجرد شاید از میان دخترانی که روسری سفید رنگ دارند عشق خود را بیابند.

  ترک:در عروسی ترک‌ها ابتدا با چایی از آنها پذیرایی می‌شود و بعد کسی که مسئول جمع آوری هدایا است با کاسه‌ای نقل و شکلات وارد می‌شود میهمان‌ها هر کدام مقداری از محتویات کاسه را بر می‌دارند و بعد هر کدام هدایای نقدی خود را که به گویش محلی (تویانه ) گفته می شود بدست او می‌دهند ونام خود را در گوش جمع آوری کننده هدایا می‌گویند واو نیز مبلغ و نام صاحب هدیه را به شخص دیگری که مسئول ثبت و نگهداری هدایا است می گوید تا آنرا در لیست خود منظور نماید.

آیین این جشن‌ها در طول تاریخ سینه به سینه به نسل های بعد منتقل شد و به صورت امروزی به ما رسید. البته بماند که در آن زمان کمتر کسی پیدا می‌شد که از شام و نحوه پذیرایی میزبان ایراد بگیرد و تا صبح خیابان‌ها را بند بیاورد و سر مردم را ببرد. یا اینکه برخی عروس خانم‌ سر میزان مهریه هی چانه بزند و هی آن را بالا ببرد و داماد هم چشمش دنبال جهیزیه بهتر باشد. همه چیز ساده برگزار می‌شد. ساده اما صمیمی و با مشارکت!

 

 

 

آداب ورسوم ازدواج در استان سمنان

ازدواج

 

ازدواج و تشکيل خانواده درايران، عناصر و ارزش هاي زنده، تحکيم بخش و ارزشمندي در خود دارد كه در نهايت هدف آن ها زندگي مطلوب و موفق زوج است. امروزه مراسم هاي سنتي در بيش تر مناطق استان سمنان از رونق اوليه خود برخوردار نيست ولي در کشاکش اين آداب و رسوم، تحرک ها, پويه ها, قهر و آشتي ها, شادي ها و دلهره هاي لذت بخشي, وجود داشته كه اطلاع از آن ها خالي از لطف نيست. در استان سمنان مراسم ازدواج و تشكيل خانواده داراي آداب و رسوم مخصوص به خود است كه تشريفات محلي در اين منطقه در بافت و محتواي خود, به تداوم مطلوب زندگي نظر داشته است.

 

تشكيل خانواده دراين خطه از ايران در شيوه سنتي خود چهار مرحله داشته است كه شامل مرحله: انتخاب دختر, دوخازي ياخواستگاري, عقدکنان و عروسي است. انتخاب همسر در خانواده هاي سمناني معمولا توسط بزرگ هاي خانواده صورت مي گرفته است. خانواده ها معمولا دختري را براي همسري پسرشان نشانه مي كردند و تحقيقات لازم را در مورد نجابت,عفت,استعداد, لياقت و سلامت جسماني او انجام مي دادند. پس از انتخاب اوليه دختر يكي از آشنايان خانواده پسر به خانواده دختر پيامي کنايه آميزمي دادند که مثلا: فلان خانواده به شما راه دارند؟ يا پسر فلان کس رابه غلامي قبول مي کنيد؟ پس از جلب موافقت خانواده دختر, شبي را براي خواستگاري «دوخازي dowxazi» تعيين مي کردند.

 

در شبي که براي «دوخازي» تعيين مي شد, جمعي از بزرگان و ريش سفيدان دو فاميل در خانه عروس جمع شده و پس از تعارف هاي مقدماتي, يکي از افراد که صراحت بيش تري داشت از پدر عروس مي پرسيد که: فلان, پسر فلان رابه غلامي قبول مي کند؟ پدر عروس جواب مي داد, که خدا به بخشد, نور چشم ماست, و اين علامت رضاي پدر دختر بود و حاضرين با صداي بلند مي گفتند: انشاء الله مبارک است.

 

از اين پس, به طورجدي, مسايل مالي مطرح مي شد و درباره «مهر يا کابين» عروس مذاکره مي شد. مهر بيش تر مواقع بايد خانه, زمين, باغ, آب, گوسفند, فرش باشد و پشت قباله عروس ثبت شود و از طرف پدر داماد, يا مادر او تعهد شود. اعتقاد براين بود که زن بايد در خانه شوهر «جاي پا» و «حق زمين» داشته باشد. تخصيص پول براي مهر, در گذشته بسيار اندک و محدود به مواردي بود که پدر يا مادر داماد, فاقد خانه و زمين و آب باشند. پس از تعيين مهر يا صداق, درباره ديگر لوازم مربوط به عروس و نيازهاي زندگي جديد عروس و داماد مذاکره مي شد.

 

مقدار طلا و جواهر براي عروس, پنبه و مقدار آن براي لحاف و تشک, قند, شکر, برنج و گوشت براي ايام عروسي, مقدار لباس, کفش و جوراب براي عروس و اطرافيان او, حنا, صابون و مقدار آن, «خرج صندوقچه» که عبارت بود از جعبه لوازم آرايش و خرج آشپزخانه و ساير احتياجات عروسي, دقيق با ذکر جزييات, صريح و روشن تعيين و صورت برداري مي شد. در طول اين مدت ميهمانان با شربت و شيريني پذيرايي مي شدند. شيريني شاخص در اين مجلس و تمام شب هاي عروسي «پشمک» بود.اين شب را اصطلاحا شب قول گيران مي ناميدند.

 

روز بعد از طرف داماد, کله قندي همراه با هدايايي به خانه عروس فرستاده مي شد. مادر عروس نيز خوانچه مرکب از بادام, فندق, حلواي کنجدي, انجير خشک و امثال آن, همراه با سبزي به خانه داماد مي فرستاد و رفت و آمدها و دعوت هاي دسته جمعي شروع مي شد. گاهي مراسم عقد, بلافاصله پس از «دوخازي»انجام مي شد و گاهي يک تا دو سال طول مي کشيد. در صورت اخير, مجلس جشن مفصلي ترتيب مي يافت و خويشاوندان و دوستان دو طرف دعوت مي شدند و با صرف شربت و شيريني, از وصلت دو طرف آگاهي مي يافتند. اين مجلس را «مجلس شيريني خوران» يا به اصطلاح «شال و انگشتر کردن عروس» مي خواندند. اگر پس از «دوخازي» قرار مي شد که بلافاصله عقد کنان صورت پذيرد, دراين صورت روزي را که به اصطلاح «ساعت داشته باشد» و بنابر تقويم, روز سعد وخوش يمني باشد, انتخاب مي کردند. شب قبل از عقدکنان «خوانچه» يعني آن چه را که درشب قول گيران تصويب شده بود باتشريفات خاصي به منزل عروس مي فرستادند. همه وسايل را در بسته ها و مجموعه هاي متعدد به نحوي که چشم گير و قابل توجه باشد, تنظيم مي کردند. مخصوصا وسايل عروس را تکه تکه مي آوردند, و اصولا سعي مي شد که تعداد بسته ها و تکه ها زياد باشد

عقايد و آداب و رسوم مردم شهرستان دامغان

 

 

اخلاق و روحيات مردم دامغان

 

اظهار نظر در اخلاق و روحيات مرم يك شهر حتي يك خانواده بآساني و سهولت ممكن نيست و چه بسا مطالعات سطحي خاصه اگر از طرف اشخاص غيرعارف بروانشناسي بعمل آيد، غالباً نادرست و بي ارزش است.

 

گذشته از اين تحقيق و بررسي در مورد اخلاق و روحيات يك رده بايد منحصراً متكي بعقل و تجربه باشد نه مبتني باحساسات ، چه در غير اينصورت باز هم نتيجه مفيد و قابل اعتماد نيست، همچنين داوري كسانيكه غرض و نظر شخصي را در شناساندن جمعيتي دخالت ميدهند در خور باور و مورد اطمينان نميباشد، زيرا بسيار اتفاق افتاده قضاوت چند تن دانا و صاحب نظر درباره يك موضوع چون از روي احساسات فرصتهاي شخصي انجام يافته با هم متناقض و متباين بوده است. مثلاً يكي هنگاميكه در شهري ميزيسته، تنگدست نشده، آب و هواي آنجا سازگارش بوده، بيمار و بستري نگرديده، مردم بوي احترام و هنگام نياز همه جور همراهي مينموده اند، بديهي است اگر از او پرسيده شود آن شهر و مردمانش چگونه هستند دهان بتعريف و تحسين ميگشايد و حال آنكه ممكنست عقيدة ديگري در همين مورد درست عكس، و مخالف اين باشد.

 

جهانگردان و تاريخ و جغرافي نويسان قديم در كتب خود از صفات و اخلاق مردمان دامغان چيزي ننوشته اند تا بتوان از قضاوت آنها نتيجه گرفت تنها از مؤلفين متاخر حاجي زين العابدين شيرواني صاحب بستان السياحه و رياض السياحه آنرا «خالي از شرارت» ندانسته و صاحب الانتخابات البهيه كه مطالب كتاب خود را در مورد دامغان با تغييراتي از رياض السياحه نقل نموده چنين نوشته است: «اهل دامغان از كمالات نفساني دور و از فضايل انساني عورند.» اما اين تعاريف كاملا نادرست و عاري از حقيقت است و مميزت اخلاقي دامغانيها را عادلانه بشرح زير ميتوان خلاصه كرد:

 

مردمان دامغان دير آشنا ولي صميمي، بسيار خودپسند و لجوج و مادي ميباشند: زياد خوش سليقه هستند، اگر با كسي آشنا شدند رشتة محبت و مودت را زود نمي گسلند، مهربان باتعارف، اما كينه توز ميباشند از نيكي يا بدي اشخاص را زود فراموش نميكنند، صفت برجسته اي كه سرشته با گل آنهاست ميهمان نوازي ايشانست، دامغانيها بظاهر ساده اما در باطن با سياست و زرنگ ميباشند، بخوشگذراني ذوق و رغبت زياد دارند؛ ميخواهند در سايه اتكاء بنفس وجودشان منشاء اثرو مثمر ثمر باشد بهمين مناسبت بيشتر مشاغل آزاد توجه ميكنند و اغلب نيز بسبب ابتكار ذاتي و مهارت اكتسابي زود بمقصود ميرسند.

 

 

 

مراسم عروسي

 

از جمله وسائل تحقيق در مورد چگونگي تمدن و فرهنگ و تربيت يك توده و جمعيتي بررسي و مطالعه در افسانه ها، بازيها، آداب و سوم و عقايد، زبان محلي آنان ميباشد.متتبعين و كسانيكه بروشن كردن قسمتهاي تاريك و مبهم زندگاني اجتماعي ساعي هستند غالباً بدين وسائل متشبث و دست بدامان ميشوند زود هم بمقصود ميرسند، چه اينها هر يك بنوبة خود نماينده و معرف حالات باطني يك فرد يا اجتماع است و براي شناختن و شناساندن آنها ميزان و ملاك خوبيست. مردمان دامغان افسانه و يا بازي و يا رسمي كه منحصر بخودشان باشد ندارند چه اين شهر از قديم الايام سر راه بوده و رفت و آمد و ارتباط زياد با مردمان خارج بدانان مجالي نداده است كه بتنهائي عقايد و رسوم مخصوصي برگزيدند، افسانه هاي آنها بيشتر قصه هائيست كه در جاهاي ديگر هم ساري و شايع است و معتقداتشان بيشتر چيزهائيست از ديگران كه بذوقشان خوش آمده و قدري بدان خو گرفته اند. گاهيهم اختلاف سليقه و ذوق،مردمان ده نشين و شهر نشين را در عين مجاورت  و همسايگي پيروي رسوم متفاوت و احياناً متبايني وادار كرده است مثلاً مراسم عروسي مردمان شهر و آباديهاي پيرامون كم و بيش اختلاف دارد و چون درج قسمتي از رسوم مردم دامغان مورد نظر است رسم عروسي در شهر بترتيب زير يادآوري ميشود:

 

پس از خواستگاري بستگان داماد و جلب موافقت، پدرو مادر عروس شرايط و روز سفيدي آوردن را تعيين ميكنند.

 

مقصود از سفيدي مقداري شيريني و چاي و پارچة سفيد و لباس و كفش و حنا و صابون و بعضي چيزهاي ديگر است كه نسبت بوضع مالي داماد كيفيت و كميت آن تغيير ميكند.

 

اين لوازم با تشريفات مخصوص و در ساعت سعدي كه بطور يقين نبايد قمر در عقرب باشد بمنزل عروس برده ميشود.

 

پيش از ظهر يك يا چندن روز بعد، مجلس عقد مردانه و عصر همان روز بزم زنانه بخرج داماد در منزل عروس ترتيب داده ميشود؛ پس از عقد طبق معمول همه جا داماد مجاز است بدلخواه خود بمنزل عروس برود و گاهگاه مخصوصاً در روزهاي عيد هديه و تحفه اي برايش ببرد.

 

روز قبل از عروسي،‌اقوام داماد براي بردن عروس بمنزل او ميروند عروس اول بايد حمام برود؛ در موقع حركت برادر يا يكي از خويشان نزديك عروس چادر بسر او انداخته و از زير سيني آينه و قرآن كه كمي نان هم در آن گذاشته شده سه مرتبه او را رد ميكنند؛ عروس بايد دست روي نان بگذارد و قرآن را ببوسد؛ در تمام طول راه رفتن بحمام و برگشتن بخانه داماد، آئينه ايرا كه روز عقد داماد فرستاده جلوعروس ميبرند و وقتيكه عروس بخانة شوهر پا مينهدبرسم قديم داماد بايد بالاي سر در خانه قرار گيرد تا هميشه برزن خود مسلط و چيره باشد.

 

معمول چنين است كه درهمين موقع يكي از بستگان داماد چيزي گرانبها مانند ظروفي زرين و سيمين، يا سبك قيمت هر چه باشد پنهاني بنام عقل عروس ميربايد تا در تمام دورة‌زندگي زن بي اختيار مطيع و پيرو شوهر باشد، شب عروسي داماد بحمام رفته با باقيماندة صابوني كه قسمتي از آنرا عروس مصرف كرده تن را شستشو ميدهد و بعد از مراجعت و پايان جشن و رفتن ميهمانان وارد در زندگي زناشوئي ميشود.

 

تهيه غذاي ظهر اولين روز عروسي بگردن مادر عروس است كه بايد آنرا بسيار خوب و چرب و شيرين و مقوي درست كند.

 

شب بعد از عروسي، عروس و داماد بديدن پدر و مادر عروس رفته دست آنها را ميبوسند و هديه ايرا كه برايشان آماده شده ميگيرند؛ اقوام نزديك هر دو طرف نيز بنسبت تمكن و دارائي خود تعارف و تحفه اي براي عروس و داماد ميفرستند، دراخرهم اقوام داماد از آنها و اقوام عروس ميهماني و پذيرائي مي كنند و باختم اين مجالس دعوت كه «هاگشا» ناميده مي شود مراسم عروسي پايان مي پذيرد.

 

 

 

 

مراسم ازدواج در روستاهای دامغان

در ورکیان و برخی از روستاهای دامغان مرسوم بوده که پس از بیرون آمدن داماد از حمام او را سوار اسب کرده و بر سر او کلاه شاپو می گذاشتند، داماد با اسبش از روستا فرار می کرد و تعدادی از جوانان (سوار بر اسب) تعقیبش می کردند..... در ورکیان و برخی از روستاهای دامغان مرسوم بوده که پس از بیرون آمدن داماد از حمام او را سوار اسب کرده و بر سر او کلاه شاپو می گذاشتند، داماد با اسبش از روستا فرار می کرد و تعدادی از جوانان (سوار بر اسب) تعقیبش می کردند و سعی می کردند که در حین حرکت کلاه داماد را از سرش بردارند اگر یکی از جوانان موفق به انجام این کار می شد، برای او افتخاری محسوب می گشت اما برای داماد سرشکستگی ایجاد می کرد، ( داماد باید برای پس گرفتن کلاه خود و اعاده حیثیت ، یک من قند به خانواده عروس بدهد ) داماد باید تعقیب کنندگان را پشت سر می گذاشت و به خانه عروس می رفت و در آنجا مراسم عروسی با جشن و پایکوبی ادامه می یافت.

 جوانان روستا در گذشته سه روز مانده به عروسی به استقبال آن می شتافتند و با انجام ورزشهایی نظیر، چوب بازی و کشتی، شادی خود را بروز می دادند ، انها با هر سازی که در دست داشتند، نظیر لگن و پوتی و قابلمه ،شادی خود را ابراز می کردند البته بیشتر عروسیها لوطی و گروه مخصوص خودش را داشت که در ازای دریافت وجهی اندک با ساز و تنبور و ترانه ، تا پاسی از شب مردم را شاد می کردند .

 

      مراسم ،حنا بندان و سفیدی ، قبل از عروسی بین هلهله و شادی زنان روستا بر پا می شد ، این مراسم با باز کردن هدیه های خانواده عروس و داماد و مالیدن حنا به سرو روی عروس و داماد و پرتاب نارنج از طرف داماد به سوی عروس به اوج خود می رسید ؛همچنین در شب عروسی مراسم شواش (شا باش) برگزار می شد، در این مراسم هر یک از نزدیکان عروس یا داماد وجهی را به عنوان پیشکش توی بقچه داماد می ریختند و جارچی نام هدیه دهنده را با صدای بلند اعلام می کرد و مردم برای او کف زده و اظهار شادمانی می کردند.

 

       مراسم عروسی با اجرای نمایش و سیاه بازی تا پاسی از شب ادامه می یافت، عموماً داستان این نمایش ها درباره فرد فقیر یا سیاه چرده ای بود که به خواستگاری دختری  زیبا و ثروتمند می رفت و پس از یک سری کشمکش که در متن نمایشنامه گنجانده شده بود، به آرزوی خود می رسید. در این نمایش ها جنبه ای از آرزوهای پنهانی طبقه متوسط و ضعیف جامعه نیز نهفته بود؛ در حین اجرای مراسم ، پیران فامیل به ملاقات عروس و داماد می آمدند و هر یک جداگانه مدیحه ای (اکثراً رباعی و دو بیتی) خوانده و برای آن دو آرزوی خوشبختی و سلامتی می کردند.

 

 

مراسم ازدواج در روستای طاق

مراسم عروسی در دامغان و برخی از روستاهای آن به شرح زیر می باشد:

 

       معمولا اغلب جوانان دختر ایده ال خود را تصادفا در کوچه و خیابان می بینند و چون حس کردند که واقعا به او دل باخته اند ، به وسایلی جریان را به گوش اولیای خود می رسانند .

 

  اولیای او پس از موافقت ، چند زن را به عنوان دختر پسندی به خانه دختر می فرستند و انها هم بدون انکه مقصود و منظور قبلی خود را عنوان کنند به بهانه ای به خانه دختر رفته و دقیقا طرز رفتار و قیافه و کارهای او را از نزدیک بررسی می کنند ، مثلا برای انکه بفهمند دهان دختر بدبو است یا نه ، به بهانه ای دهانش را می بوسند و یا برای آگاه شدن از سلیقه او مخفیانه زیر فرش های خانه آنها را نگاه می کنند .

 

   پس از آنکه اولیای جوان کاملا از وضع دختر مورد علاقه پسر آگاه شدند و او را پسندیدند زنها را به خانه دختر می فرستند ، آن زن جریان را با لولیای دختر در میان گذاشته و می گوید : اگر اولیای فلان جوان راهی دارند برای خواستگاری خدمت برسند و اگر هم راهی ندارند ، این مطلب را همینجا چال کنید تا فقط خدا بداند و ما و شما ، با این جریان اگر اولیای دختر راه بدهند ، عده ای از بزرگان و ریش سفیدان فامیل پسر در ساعتی که قبلا از طرف اولیای دختر تعیین شده برای قول گیری به منزل دختر می روند ، در این موقع عده ای از بزرگان و نزدیکان خانواده دختر نیز از طرف اولیای دختر دعوت شده و در خانه دختر حضور دارند و در ان حال پس از پذیرایی ، بزرگترین فرد فامیل پسر ، موضوع را عنوان کرده و در خاتمه می گوید " باید ... را به نوکری قبول کنید". پس از ان بزرگترین فرد فامیل دختر جواب موافق داده و بلافاصله موضوع مهریه و شیربها و خرج عروسی و غیره را مطرح نموده و مدتی طرفین با یکدیگر چانه می زنند و سرانجام پس از موافقت طرفین همه مبارک باد گفته و بدون درنگ شربت و شیرینی در میان حضار توزیع کرده و به اصطلاح شیرینی می خورند و در همانجا شب شب سفیدی را تعیین می کنند و سپس هریک به خانه خود می رود .

 

  فردای آن شب از طرف خانه داماد مقداری هیزم و چیزهای دیگر به نام بار و قدری شیر و نان و گوشت و ..... به نام تاقنون لواش به خانه عروس می فرستند .

 

    در شب سفیدی نیز خانواده عروس و داماد هر کدام عده ای از بستگان خود را دعوت کرده و اقوام داماد مقداری کفش لباس حنا صابون قند شکر پارچه سفید شیرینی آینه و قران و برخی چیزهای دیگر را که نسبت به وضع مالی و خانوادگی عروس و داماد کمیت و کیفیت ان تغییر می می کند در میان سینی های بزرگ گذاشته و به نام سفیدی به خانه عروس می برند ، ان جا یکی از فامیل داماد یک یک اشیاء برده شده را به حضار نشان داده و شاباش می گوید ، برای مثال ، وی می گوید : این پنج من قند ، هاشاباش و بلافاصله تماشا گران یک صدا فریاد می زنند ، شاباش شاباش هاشاباش ، و یالاخره در پایان کار یکی از زنان فامیل داماد که به خوش اقبالی ( سفید بختی) معروف است انگشتری به دست عروس نموده و به اصطلاح او را شال انگشتر می کنند ( در خانواده های بی بضاعت که انگشتر در بساطشان نیست چارقد و کفش به سر و پای عروس کرده و به اصطلاح او را کفش و چارقد می کنند) و پس از آن شربت و شیرینی خورده و به خانه های خود بر می گردند.

 

    فردای ان شب داماد به وسیله یکی از محارم خود هدیه ای برای عروس می فرستد و عروس هم متقابلا دستمالی را که با عطر و گلاب معطر شده ، به نام یاد بود برای داماد ارسال می دارد ، فرستادن این گونه یادبودها کم و بیش ادامه دارد تا خانواده های عروس و داماد متفقا ساعت سعدی را که مسلما نباید قمر در عقرب باشد برای برگزاری مراسم عقد معلوم می کنند.

 

    شبی که فردای ان عروس را عقد می کنند عده ای دوستان و همسالان عروس او را به حمام برده ( حمام دختر بران ) ضمن خواندن و رقصیدن عروس را می شویند و فردای ان شب بنا به دعوت قبلی عده ای از نزدیکان عروس و داماد و دونفر از علمای محل در خانه عروس حاضر شده و مردان در اتاقی و زنان در اتاق دیگر می نشینند.

 

     زنان دو فامیل  لباس سفیدی پوشیده ( تا سفید بخت شوند ) و او را در برابر آینه ای که داماد خریده و آن را آینه بخت نیز می گویند ، روی تشکی که ملافه سفیدی روی آن کشیده شده می نشانند و در برابرش سفره ای پهن کرده و دو عدد لاله که در هر کدام شمعی روشن است و مقداری، نان، پنیر  ،سبزی ،اسفند، سیاه دانه، گردو، تخم مرغ پخته ( دو عدد )، نبات، خاک قند، رشته، پسته و دو لیوان پر از شربت در آن می گذارند و سوره یوسف را به دست او می دهند تا در موقع جاری شدن صیغه مشغول خواندن آیاتی از آن شود و اگر هم سواد ندارند به نوشته های آن نگاه کند.

 

     در این موقع خانواده عروس کاسه ای به داماد می دهند که آن را پر از آب کرده و سکه سفیدی به نام سکه عقد نیز در آن بیاندازند تا آن را در سفره عقد نهاده بعد از اتمام مراسم عقد آن آب را به نام آب عقد به سر عروس بریزند.

 

   پس از ان که داماد وظیفه خود را انجام داد چند زن سفید بخت پارچه  سفیدی بالای سر عروس نگاه داشته و هفت زن سفید بخت دیگر با هفت سوزن دارای هفت رنگ نخ دائما روی آن پارچه سفید را می دوزند و در همانحال زنی پشت سر هم  از دوزنده ها می پرسد : چی چی می دوزید ؟ و دوزنده ها هم جواب می دهند : بخت و اقبال می دوزیم .

 

    در همین زمان سفید بخت دیگری دو کله قند کوچک را بالای سر عروس به یکدیگر می ساید  طوریکه خاکه های قند روی پارچه سفید بریزد و در گوشه ای از اتاق هم تخم مرغی را با سرکه و اشخار ( نام نوعی  سنگ) در یک قوری روی آتش می گذارند تا بجوشد و کار تمام این زنهای سفید بخت باید تا خاتمه مراسم عقد ادامه داشته باشد.

 

    در این زمان یکی از دو عالم حاضر در مجلس که مقام ارجمند تری را دارد با اجازه سرپرست عروس به پشت در اتاق که عروس در آن جا است رفته و روی فرشی که قبلا گسترده اند می نشیند و پس از خواندن خطبه ای و عنوان شرایط عقد از عروس برای اجرای صیغه وکالت می خواهد ولی عروس جوابی نمی دهد و در نتیجه عاقد بار دیگر مطالب دفعه اول را تکرار می کند و باز هم عروس جوابی نمی دهد ، در این موقع یکی از زنان  داخل اتاق می گوید : عروس زیر زبانی می خواهد ، پس از ادای این مطلب ، داماد به وسیله یکی از زنان فامیل خویش مبلغی به عنوان زیر زبانی برای عروس می فرستد ، پس از آن عاقد برای بار سوم خطبه و مطالب دیگر را عنوان می کند و در پایان عروس با اجازه بزرگترها با گفتن بله موافقت خود را اعلام می دارد.

 

   پس از ان وکیل عروس به اتاق مردانه مراجعت نموده و ملای دوم نیز بدون آنکه خطبه ای بخواند از داماد وکالت گرفته مشغول اجرای صیغه می شوند. وقتی در اتاق مردانه وکیل عروس شروع به خواندن خطبه می کند بلافاصله در اتاق زنانه زنی از اقوام عروس دهان زنی زبان باز را که قبلا در دست گرفته می بندد و بعد از انجام مراسم عقد دهان او را باز می کند تا اگر دیگران نیز همین کار را مخفیانه  کرده باشند  کارشان خنثی شود و بی نتیجه بماند، زیرا معتقد هستند که اگر شخصی به عنوان دشمنی ، قفل یا چاقو و یا مقراضی را در موقع شروع اجرای صیغه نبندد تا زمانی که آن را باز نکرده باشد در مقابل ان عروس قدرت مردانگی خود را از دست داده و در نتیجه قادر به انجام عمل زفاف نخواهد شد.

 

   چند دقیقه بعد از مراسم عقد پارچه ای بر روی صورت عروس انداخته و داماد را به اتاق او دعوت می کنند ، وقتی که داماد وارد می شود عروس از جای خود بر می خیزد ، در این موقع داماد به سوی او رفته و مقداری سکه و نقل به سر عروس می پاشند و ضمنا برای آنکه همیشه بر عروس مسلط باشد سعی میکند که دور از نظر دیگران انگشت پای او را لگد کند ، پس از آن هردو در مقابل آینه می نشینند و حاضران هم کم کم  اتاق را کاملا خلوت می کنند و در را به روی آن ها می بندند.

 

    پس از خلوت شدن اتاق ، داماد مبلغی پول به عنوان رو نما به عروس داده و پارچه ای را از روی صورت او بر می دارد و برای اولین بار رخسارش را می بوسد.

 

   عروس و داماد که معمولا از یکدیگر خجالت می کشند ابتدا در آینه یکدیگر را تماشا می کنند و بعد کم کم به روی یکدیگر خیره شده و هر کدام لیوانی از دو لیوان شربت میان سفره را بر می دارند و هریک با دست خود شربت لیوان  خویش را به دیگری می اشامند ، بعد از آن هریک تخم مرغی از دو تخم مرغ پخته شده را بر می دارند و با دست خود پوست کنده و پس از آغشتن در خاکه قند به دهان همسر خود می گذارند.

 

   تقریبا بیست دقیقه که از خلوت انان گذشت خویشان عروس و داماد وارد می شوند و داماد هم اجبارا اتاق عروس را ترک می کند و عروس هم با تخت کفش خویش شمع های روشن لاله را خاموش می کند.

 

    معمولا زفاف  مدتی بعد از مراسم عقد انجام می شود و داماد هم تا ان شب حق ندارد عروس را ملاقات کند ولی عروس و داماد به وسایلی و وسایطی با یکدیگر ملاقاتها می کنند تا بالاخره یک شب قبل از مراسم زفاف در حضور عده ای از زنان دو فامیل عروس را اصلاح می کنند در این موقع هر یک از فامیل  مبلغی به نام میان بندی به دامن عروس می ریزند و به حمام می برند.

 

   وقتی عروس عازم حمام می شود باید حتما کفش هایی را که داماد برایش آورده بپوشد ، ولی ابتدا از پوشیدن آن خود داری می کند و در نتیجه یکی از بستگان نزدیک داماد به نمایندگی از طرف او مبلغی پول به نام میان کفشی در میان کفش عروس می گذارد و عروس هم ان مبلغ پول را برداشته و کفشهایش را می پوشد و به همراه آنها به حمام می رود.

 

     در حمام بدن عروس را شسته و دست به کار حنا بندان می شوند در این موقع عروس دست خود را مشت کرده و نمی گذارد حنا به کف دستش ببندند سپس  یکی از نزدیکان داماد به عروس نزدیک شده و پس از ان که او را بوسید سکه ای را که معمولا اشرفی است به نام میان حنایی در کف دست عروس می گذارد و یالاخره با این کار عروس را برای حنا بندان اماده می کند.

 

    موقعی که عروس در حمام است برخی از اقوام و دو.ستان عروس و داماد مقداری خوراکی در یک سینی به حمام می فرستند و در آنجا پس از ان که فرستنده سینی را با صدای بلند معرفی کردند شاباش می گویند و خوراکیها را می خورند.

 

     چند دقیقه قبل از ان که عروس از حمام خارج شود جمعی از مردان دو خانواده به اتفاق عده ای مطرب به پشت در حمام آمده و مشغول زدن و خواندن و رقصیدن می شوند تا عروس در حالیکه زنان همراه او اطرافش را گرفته اند از حمام بیرون آمده به طرف منزل روان می شود. از حمام تا خانه برادر عروس آینه ای را پیشاپیش او حمل می کند و مطربان محلی نیز در برابرش می نوازند و می خوانند و می رقصند.

 

   فردای آن شب عده ای مرد از طرف خانواده داماد به خانه عروس می آیند که جهیزیه اش را به خانه داماد ببرند ، خانواده عروس جهیزیه را در حضور جمعیت ، یکی یکی نشان داده " جهاز نما "می کند " و مردم شاباش می گویند ، پس از ان جهیزیه را در صندوق ها و سینی ها چیده و تحویل اقوام داماد می دهند. وقتی جهیزیه به منزل رسید ، خانواده داماد ، حاملین و همراهانشان را با شیرینی پذیرایی نموده و چند زن از خانواده عروس نیز جهیزیه را با ترتیب خاصی در حجله می چینند.

 

   بعد از ظهر همان روز عروس را بزک کرده و تقریبا دو ساعت به غروب مانده او را تخت می زنند ( روی تخت می نشانند) و زنان دعوت شده نیز دایره و تمبک می زنند و می خوانند و می رقصند و پول سر عروس می ریزند و شاباش می گویند ، ضمنا زنان و دختران دعوت نشده هم دسته دسته برای تماشای عروس می آیند و بعد از تماشای عروس به خانه داماد می روند تا حجله و جهیزیه اش را نیز ببینند.

 

در همان موقع که زنها در منزل عروس جمعند ، عده زیادی از مردانی که به وسیله خانواده های عروس و داماد دعوت شده اند در خانه ای که قبلا برای مجلس مردانه معین شده جمع و با هزینه داماد پذیرایی می شوند و چون ساعتی از شب گذشت عده ای از جوانان ، داماد را به حمام می برند ، در حمام داماد باید از باقی مانده صابونی که عروس سر خود را با آن شسته است ، خود را بشوید.

 

   وقتی داماد از حمام بیرون امد در حالیکه دو ساق دوش در طرفین او حرکت می کنند و مطربان نیز پیشاپیش او مشغول کار خود هستند از حمام به طرف خانه ای که مجلس مردانه در آن جا است روان می شوند ، در هر چند قدم یکی از خویشان و یا دوستان داماد در حالیکه شاخه ای نبات در دست دارد به او نزدیک شده و پس از انکه او را بوسید شاخه نبات را در دهانش می گذارد و مبلغی پول و نقل به سر داماد می ریزد و بچه ها هم با تلاش بی نظیری مشغول جمع اوری پولها می شوند ، داماد هم بلا فاصله شاخه نبات را را از دهان گرفته و به یکی از ساق دوش ها می دهد، تا برایش نگاه دارد.

 

   با این وضع داماد و همراهان به طرف خانه می روند ، ( عرب های قریه قوشه در غرب دامغان در برابر داماد چوب بازی هم می کنند ) و چون به منزل رسیدند ، داماد به تخت می نشیند و دو ساق دوش او نیز در دو طرفش روی صندلی قرار می گیرند ، در این موقع نوازندگان و خوانندگان و رقصندگان در نهایت فعالیت هستند و اقوام و دوستان داماد نیز هر یک به نوبه خود داماد را بوسیده و پول و نقل به سرش می پاشند و جوانان نیز هر کدام هر هنری که دارند نشان می دهند ، ساعتی که از این جریان گذشت سفره را گسترده و جز داماد بقیه شام می خورند و تقریبا در همان ساعت جز عروس ، بقیه زن ها در خانه پدر عروس با هزینه داماد غذا میل می نمایند ، بعد از صرف شام ، میهمانان مرد به خانه عروس می روند تا او را به منزل داماد بیاورند ، زمانی که مردان به خانه عروس رسیدند ، پدر یا برادر عروس مقداری نان و پنیر را در سفره ای نهاده و به کمر عروس می بندد تا آن را به عنوان خیر و برکت به خانه داماد ببرد ، پدر یا برادر عروس ، هنگام بستن سفره به کمر عروس می گوید : انشاء الله هفت تا پسر کاکل زری و یک دختر دندان مرواری بزایی "  پس از بسته شدن سفره ، عروس به عنوان خدا حافظی دست بزرگتر ها را بوسیده و با کوچکترها نیز روبوسی می کند ، بعد از آن دست خود را روی ظرف آردی می گذارد  که آن را به عنوان صدقه به دیگران بدهند و بعد در حالیکه برادر داماد پیشاپیش او آینه ای را حمل می کند و عده ای زن نیز او را در میان گرفته اند سه بار از زیر آینه و  قرآن گذشته و باتفاق مردان منتظر از خانه پدر بیرون می آید در این موقع زنی از زن های همسایه عروس در برابر او اسفند در آتش ریخته و با صدای بلند چند بیت شعر می خواند ، مثلا می گوید :

 

از این کوچه ببردن ماه ما را  - گل خوشبو و خاطر خواه ما را

 

هر ان کس می برد خیرش ببیند – پریشان کرده است احوال ما را

 

   در همین زمان یکی از زنان فامیل داماد چیزی گران قیمت و سبک وزن را تحت عنوان دزدو از خانه پدر عروس به نفع داماد می دزدد زیرا معتقد هستند که با این عمل عقل عروس و پدر مادرش را دزدیده اند.

 

   موقعی  که عروس به طرف خانه داماد می رود صدای دایره زنگی و تنبک و کمانچه و رقص رقصندگان و اواز خوانندگان ، همراه با صدای ترقه و جرینگ جرینگ  سکه ها و هیاهو و شاباش های همراهان آرزوی ازدواج را در دل جوانان زنده می کند.

 

    وقتی عروس به خانه داماد نزدیک می شود ، داماد به بالای بام رفته و به طریقی بالای در ورودی حیاط می ایستد که عروس در موقع داخل شدن به خانه از زیر پای او بگذرد و در این موقع جمعیت مرتبا با هم فریاد می کنند : هو هو همینجنه ( همین جاست) ، قبل از این که عروس وارد حیاط داماد شود ، گوسفندی را در برابر او قربانی کرده و به اصطلاح او را از خون رد می کنند و بعد از ان زنی از زنان همسایه داماد در برابرش اسپند به اتش ریخته و تخم مرغ می شکند و با صدای بلند چند بیت شعر می خواند مثلا می گوید :

 

پسین پسین که شاه شاهان آمد- عناب لب و مرواری دندان آمد

 

ما لاف نمی زنیم و حق می داند – در کوچه ما دختر سلطان آمد

 

     بعد از آنکه شعر خوانده زن همسایه تمام شد ، عروس را به خانه داماد هدایت می کنند ، در این موقع فامیل داماد متوجه هستند که عروس مخفیانه سرش را به چهار چوب در ورودی حیاط نزند زیرا معتقد هستند که اگر عروس این کار را بکند ، پدر و مادر داماد به زودی خواهند مرد ، ضمنا یک بشقاب برنج جلو در می گذارند که وقتی عروس وارد می شود با پای خود برنج ها را بپاشد تا همیشه نعمت در آن خانه فراوان باشد.

 

     وقتی عروس وارد حیاط شد ، مادر داماد به استقبال او آمده و مقداری نقل و نبات و پول به سر عروس ریخته و پس از آن که او را بوسید شعری می خواند ، مثلا می گوید :

 

ای سرو صنم ز بوستان آمده ای  - ای خرمن گل ز باغ جان آمده ای

 

خون شد دل من برای دیر آمدنت – ای ماه تو چون روح و روان آمده ای

 

در این موقع زنی یک ظرف عسل در برابر عروس نگاه می دارد ، عروس کمی از آن عسل را خورده و مقداری هم در دهان مادر شوهر می گذارد تا در زندگی همیشه کامشان شیرین باشد ، بعد از آن عروس را به داخل حجله هدایت کرده و همراهان نیز وارد می شوند تا از آنها در داخل حجله با شربت و شیرینی پذیرایی شود.

 

     مردان و نوازندگان وقتی عروس را به خانه داماد رسانیدند فورا به طرف خانه ای که مجلس مردانه در آن جاست روانه شده و بعد از چند دقیقه داماد را هم با همان تشریفات به خانه ای که عروس هست می برند .

 

   وقتی داماد به آستانه خانه رسید ، از تمامی حضار تشکر کرده و داخل خانه می شود و مردم نیز  به خانه های خود می روند .

 

زنان دو خانواده از در حیاط تا درون حجله با داماد می روند و در آنجا عروس و داماد در کنار یکدیگر می نشینند و اقوام پول و نقل به سر داماد و عروس ریخته و احیانه خطاب به عروس و داماد اشعاری چون اشعار زیر را می خوانند:

 

چشمت به ستاره سحر می ماند – رویت به گلیچه و قمر می ماند

 

هر کس که به بالین تو سر بگذارد- از ناز و کرشمه تو در می ماند

 

---------

 

شهد و شکر و شراب شیرین خودتی – شمس و قمر و زهره و پروین خودتی

 

هر وقت دم دریچه ای بنشینی- مانند نبات چین و ماچین خودتی

 

------

 

  دیده ام هر دم بر و رویت منور می شود – موی نافه نافه مشک و مشک عنبر می شود

 

پشت پای نازکت را گر گذاری روی خاک – خاک سنگ و سنگ لعل و لعل گوهر می شود

 

عکس رویت گر بیفتد در میان جوی آب – آب شیر و شیر شهد و شهد شکر می شود

 

پیر زالی گر ببیند حسن رویت را به خواب – پیر زن از حسن رویت هم چو دختر می شود

 

--------

 

بلند بالا بلندی را تو داری – چهل گیس فرنگی را تو داری

 

چهل گیس فرنگی حلقه حلقه – زبان مرغ و ماهی را تو داری

 

-----   

 

      پس از چند دقیقه پدر و یا برادر بزرگتر داماد وارد حجله شده و دست عروس را به دست داماد داده و به اصطلاح انها را دست به دستان می دهد و پس از ان وقتی که اتاق خلوت شد ابتدا داماد دو رکعت نماز شکرانه به جا می اورد .

 

    صبح فردا برای عروس و داماد پاتختی می گیرند ، به این معنی که هر یک از داماد و عروس را در خانه ای جداگانه روی صندلی می نشانند و نوازندگان با کمانچه و تنبک و دایره زنگی و خوانندگان و رقصندگان ( پسرانی که لباس زبانه پوشیده اند در برابر داماد به رقص مشغول شده و در خانه زنانه نیز زنان با دایره و تنبک و زدن و رقصیدن در برابر عروس هنر نمایی می کنند و اشخاصی که در شب قبل دعوت داشته اند حضور پیدا کرده و چون شب عروسی پول و نقل به سر عروس و داماد ریخته و شاباش می گویند.

 

    پس از مدتی خواندن و رقصیدن در مجلس مردانه ، مردی که در آن مجلس از همه مسن تر و با شخصیت تر است ، یکی از دوستان داماد را به حضور طلبیده و مبلغی به عنوان پاتختی به او میدهد که ان را به داماد بدهد.

 

     ان شخص پول ها را در حضور همه شمرده و با صدای بلند نام شخص و مبلغ داده شده را اعلام می کند ، مثلا می گوید : آقای .... صد تومان داده انشاء الله سر عروسی پسرش هاشاباش . و حضار نیز یک صدا می گویند : شاباش شاباش ها شاباش .

 

     بعد از آن هر یک به قدر توانایی خویش مبلغی می دهند و گیرنده هم به همان طریق شخص و مبلغ را باصدای بلند اعلام کرده و مردم شاباش می گویند . 

 

     همچنین یکی دیگر از دوستان داماد نام اشخاص و مبلغی را که می دهند را در کاغذی یادداشت می کند و در خاتمه به همراه پول ها ان را به داماد می دهد تا او نیز در موقع جبران ان محبتها مبلغی را که اشخاص داده اند بداند.

 

    تقریبا یک ساعت به ظهر مانده مجلس خاتمه یافته و هر کس به دنبال کار خود می رود .

 

ظهر ان روز عروس و داماد و تمام انهایی که در ان خانه هستند با غذایی که مادر عروس می فرستد ناهار می خورند عصر همان روز عروس هدایایی که برای هر یک از اقوام دور و نزدیک داماد و خدمت گزاران و حمامی و نانوا و پادو و غیره از خانه پدر اورده است در سینی نهاده و روپوشی روی ان می کشد و به نام خلعت برای انها می فرستد و انها نیز متقابل هدیه ای در همان سینی گذاشته و به عنوان چشم روشنی برای عروس می فرستند.

 

   روز سوم  عروسی ، عروس را برای اولین بار با تشریفات خاصی به آشپزخانه می برند و عروس هم برای آن که کارش با سفیدی شروع شود برای ناهار آن روز شیر برنج می پزد که از آن شیر برنج به عنوان اولین دست پخت عروس برای مادر عروس و همسایه ها نیز می فرستند.

 

    بعد از چند روز کم کم خویشان عروس و داماد ، از آنها به عنوان پاگشا به شام دعوت می کنند و به این ترتیب زندگی مشترک آنها با خوشی و گردشهای شبانه آغاز و معمولا بعد از سالیان دراز با مرگ خاتمه می یابد ، زیرا زنان این دیار باور دارند که مرد خدای  کوچک زن است و زن هم باید با چادر به خانه شوهر رفته و با کفن خارج شود.

 

جایگاه ازدواج در اسلام   1,347

 

 

    

 

 

اسلام با در نظر گرفتن نیازهاى واقعى و طبیعى انسان از یک سو و با عنایت به مصالح فرد و اجتماع از دیگر سو، ازدواج را به عنوان بهترین راه و مناسب ترین شیوه برگزید. اسلام، آدمى را از تنهایى و تجرد نهى مى کند و براى تأمین و ارضاى غریزه جنسى او، ازدواج را راهکار عملى مى داند و حتى در مواردى که خطر انحراف و فساد وجود دارد، ازدواج را بر او واجب و ضرورى مى داند. در اهمیت ازدواج که پیامبر اسلام (ص) فرمود: «من تزوج احرز نصف دینه» (اصول کافى، ج5، ص328، حدیث2)؛ کسى که ازدواج کند نیمى از دین خود را حفظ کرده است و نیز فرمود: «النکاح سنتى فمن رغب عن سنتى فلیس منى» (بحارالانوار، ج10، ص220)؛ ازدواج سنت من است، پس هر کس از سنت من روى گردان شود از من نیست. وقتى که غریزه جنسى از راه صحیح و شرعى ارضا شود و روح پر اضطراب انسان اعتدال و آرامش یابد، حقایق زندگى را بهتر درک مى کند و به سوى دین و سعادت خود، گام هاى بزرگ ترى برمى دارد.

 

اسلام از راههای متعددی با پیدایش گناه مبارزه می کند: موعظه، امر به معروف و نهی از منکر، و خود تربیت که اصلا مردم را این طور باید تربیت کرد، در جای خود (راههای مناسبی) است. یکی دیگر این است که اصول زندگی را بر اساسی قرار می دهد که موجبات غوایت و گمراهی و موجبات تشویق و تهییج به گناه پیدا نشود. مسأله عفاف از همین قبیل است، که اسلام از طرفی کوشش می کند غریزه از طریق ازدواج مشروع اشباع شود، با عزوبت و تجرد در حداکثر مخالفت می کند در قرآن می خوانیم: «و انکحوا الایامی منکم و الصالحین من عبادکم و امائکم، نور/32»"؛ و زنان و مردان مجرد خود و بردگان و کنیزان درستکارتان را همسر دهید، به مسأله ازدواج تشویق می کند: حتما و حتما پسر و دختر باید ازدواج کنند. برای اینکه موجبات بی عفتی فراهم نشود تشویق شدید به ازدواج می کند و با عزوبت و تجرد در هر شکلی مخالف است.

 

در اسلام ازدواج یک سنت الهى است. گر چه امروز مسأله ازدواج آن قدر در میان آداب و رسوم غلط و حتى خرافات پیچیده شده که به صورت یک جاده صعب العبور یا غیر قابل عبور براى جوانان در آمده است، ولى قطع نظر از این پیرایه ها، ازدواج یک حکم فطرى و هماهنگ قانون آفرینش است که انسان براى بقاء نسل و آرامش جسم و روح و حل مشکلات زندگى احتیاج به ازدواج سالم دارد. اسلام که هماهنگ با آفرینش گام بر میدارد نیز در این زمینه تعبیرات جالب و مؤثرى دارد، از جمله حدیث معروف پیامبر (صلى الله علیه و آله وسلم) است: «تناکحوا، و تناسلوا تکثروا فانى اباهى بکم الامم یوم القیامه و لو بالسقط»؛ ازدواج کنید تا نسل شما فزونى گیرد که من با فزونى جمعیت شما حتى با فرزندان سقط شده در قیامت به دیگر امتها مباهات مى کنم! و در حدیث دیگر از آن حضرت مى خوانیم: «من تزوج فقد احرز نصف دینه فلیتق الله فى النصف الباقى»؛ کسى که همسر اختیار کند نیمى از دین خود را محفوظ داشته، و باید مراقب نیم دیگر باشد. چرا که غریزه جنسى نیرومندترین و سرکشترین غرائز انسان است که به تنهائى با دیگر غرائز برابرى مى کند، و انحراف آن نیمى از دین و ایمان انسان را به خاطر خواهد انداخت. باز در حدیث دیگرى از پیامبر (صلى الله علیه و آله وسلم) مى خوانیم «شرارکم عزابکم»؛ بدترین شما مجردانند.

 

به همین دلیل در آیات مورد بحث و همچنین روایات متعددى مسلمانان تشویق به همکارى در امر ازدواج مجردان و هر گونه کمک ممکن به این امر شده اند مخصوصا اسلام در مورد فرزندان مسئولیت سنگینى بر دوش پدران افکنده، و پدرانى را که در این مسئله حیاتى بى تفاوت هستند شریک جرم انحراف فرزندانشان شمرده است چنانکه در حدیثى از پیامبر (صلى الله علیه و آله وسلم) مى خوانیم: «من ادرک له ولد و عنده ما یزوجه فلم یزوجه، فاحدث فالاثم بینهما!»؛ کسى که فرزندش به حد رشد رسد و امکانات تزویج او را داشته باشد و اقدام نکند، و در نتیجه فرزند مرتکب گناهى شود، این گناه بر هر دو نوشته مى شود! و باز به همین دلیل دستور مؤکد داده شده است که هزینه هاى ازدواج را اعم از مهر و سایر قسمتها سبک و آسان بگیرند، تا مانعى بر سر راه ازدواج مجردان پیدا نشود، از جمله در مورد مهریه سنگین که غالبا سنگ راه ازدواج افراد کم درآمد است.

 

در حدیثى از پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله وسلم) مى خوانیم: «شوم المرئه غلاء مهرها»؛ زن بدقدم زنى است که مهرش سنگین باشد. و باز در حدیث دیگرى که در ذیل حدیث فوق وارد شده مى خوانیم: «من شومها شدة مؤنتها»؛ یکى از نشانه هاى شوم بودن زن آن است که هزینه زندگى (یا هزینه ازدواجش) سنگین باشد. و از آنجا که بسیارى از مردان و زنان براى فرار از زیر بار این مسؤلیت الهى و انسانى متعذر به عذرهائى از جمله نداشتن امکانات مالى مى شوند در آیه «و أنکحوا الأیمى منکم و الصلحین من عبادکم و إمائکم إن یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله و الله وسع علیم (نور/32)»؛ (مردان و زنان بى همسر را همسر دهید و همچنین غلامان و کنیزان صالح و درستکارتان را، اگر فقیر و تنگدست باشند خداوند آنان را از فضل خود بى نیاز مى سازد، خداوند واسع و آگاه است). صریحا گفته شده است که فقر نمى تواند مانع راه ازدواج گردد، بلکه چه بسا ازدواج سبب غنا و بى نیازى مى شود.

 

دلیل آن هم با دقت روشن مى شود، زیرا انسان تا مجرد است احساس مسؤلیت نمى کند نه ابتکار و نیرو و استعداد خود را به اندازه کافى براى کسب در آمد مشروع بسیج مى کند، و نه به هنگامى که در آمدى پیدا کرد در حفظ و بارور ساختن آن مى کوشد و به همین دلیل مجردان غالبا خانه به دوش و تهى دستند! اما بعد از ازدواج شخصیت انسان تبدیل به یک شخصیت اجتماعى مى شود و خود را شدیدا مسئول حفظ همسر و آبروى خانواده و تأمین وسائل زندگى فرزندان آینده مى بیند، به همین دلیل تمام هوش و ابتکار و استعداد خود را به کار مى گیرد و در حفظ درآمدهاى خود و صرفه جوئى، تلاش مى کند و در مدت کوتاهى مى تواند بر فقر چیره شود. بى جهت نیست که در حدیثى از امام صادق (علیه السلام) مى خوانیم: الرزق مع النساء و العیال؛ روزى همراه همسر و فرزند است. و در حدیث دیگرى از پیامبر (صلى الله علیه و آله وسلم) مى خوانیم: مردى خدمت حضرتش رسید و از تهیدستى و نیازمندى شکایت کرد پیامبر (صلى الله علیه و آله وسلم) فرمود: «تزوج، فتزوج فوسع له»؛ ازدواج کن، او هم ازدواج کرد و گشایش در کار او پیدا شد!.

بدون شک امدادهاى الهى و نیروهاى مرموز معنوى نیز به کمک چنین افراد مى آید که براى انجام وظیفه انسانى و حفظ پاکى خود اقدام به ازدواج مى کنند. هر فرد با ایمان مى تواند به این وعده الهى دلگرم و مؤمن باشد، در حدیثى از پیامبر گرامى اسلام (صلى الله علیه و آله وسلم) نقل شده: «من ترک التزویج مخافة العیلة فقد ساء ظنه بالله ان الله عز و جل یقول ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله»؛ کسى که ازدواج را از ترس فقر ترک کند گمان بد به خدا برده است، زیرا خداوند متعال مى فرماید: اگر آنها فقیر باشند خداوند آنها را از فضل خود بى نیاز مى سازد.

 

 

 خانواده هسته اصلی جامعه انسانی است و ازدواج در واقع جشن تولد یک خانواده و یک واحد جدید اجتماع می باشد. به همین سبب پیوند دوتن همیشه و در همه جا از حرمت و اهمیت خاصی بر خوردار بوده است. عروسی بزرگترین و پر هیجان ترین مراسمی است که در طول زندگی یک فرد بر گزار می شود و در شمار مراسم همه گیر جامعه است.

 

مراسم عروسی در حقیقت جشن ورود یک زوج به مرحله ای از زندگی است که در آن عملا" صاحب مسئولیتهای کامل اجتماعی می شوند. در روستا ها و شهرهای کوچک معمولا" همه افراد در مراسم عروسی شرکت می کنند. و حتی اگر در مراسم خاص آن مانند عقد کنان ، عده خاصی دعوت شده باشند، بازهم قسمتهایی است که عمومیت دارد. در شهرهای بزرگ که که شرایط و مقتضیات خاص، پیوند ها ی خویشاوندی، طایفه ای و محلی را نسبتا" سست کرده است، باز هم، عروسی در یک محدودة معین و کوچکتری نسبت به روستا همه را به خود می کشد و شور و شوقی بر می انگیزد.

 

مراسم عروسی قسمتهای مختلفی را شامل می شود که ترتیب و کیفیت آن ممکن است در همه جا یکسان نباشد، همچنین در هر جا ممکن است آداب و رسمهای ویژه همان محل وجود داشته باشد؛ اما به هر حال مراحلی از مجموعه مراسم عروسی در شمار مشترکات یک حوزه فرهنگی است..

 

بررسی ازدواج در برخی از روستاهای استان ها:

 

1-   گیلان :

انتخاب همسر، نخستین و اساسی ترین مرحله ازدواج است. در روستا ها و حتی در شهر ها ی کوچک گیلان، که اغلب دارای ساخت کشاورزی _ دامداری هستند، و زن و مرد در جریان کار روزانه مشارکت دارند، دختران و پسران ، یکدیگر را خوب می شناسند و اغلب همسران خود را در جریان همین بر خورد ها و در مراسم عمومی همچون نوروز و محرم و عروسیها و در بازار های هفتگی انتخاب می کنند ومعمولا دراصطلاح درون همسرگزینی است.

 

پسر در انتخاب همسر همیشه نقش اساسی دارد و معمولا" دلبستگی به دختر مورد نظرش را با مادر خود در میان می گذارد و از این طریق موضوع را به اطلاع پدر می رساند. پدر و مادر، نیز دختر را از نظر هماهنگی شأ ن و منزلت دو خانواده ، اختلافات خانوادگی و طایفه ای ، مورد بررسی قرار می دهند.

 

در مورد دختران هم وضع تقریبا" به همین منوال است. و به هر حال پدر و مادر در انتخاب همسر برای فرزندانشان بیشتر نقش مشاور و تأ یید کننده و نه تعیین کننده داشته و دارند. قبلا" در شهرهای بزرگتر که خانواده ها برای یگدیگر شناخته شده نبودند ، پیشنهاد و شناسایی دختران غریبه معمولا" توسط واسطه هایی انجام می شد که بیشتر مشا طگان ، سلمانی ها و کارگران حمام بودند و امروزه هم با کم و بیش تفاو تها یی ، به اقتضای روز، وضع به همین ترتیب است.

 

از نکات جالب مربوط به ازدواج در غالب نقاط گیلان به ویژه در مناطق روستایی یکی آن است که پیوند دو خانواده اصولا" با یاری و همکاری در کار و زندگی آغاز می شود . تأ ملی در قسمتهای مختلف این مراسم نشان می دهد که اگر چه از جهت مالی داد وستد هائی در قالب هدایای مختلف بین دو خانواده صورت می گیرد، که البته بخش عمدة آن جنبة کمک به عروس و داماد را دارد؛اما همکاریها ی مختلف بسیار چشمگیر است.

 

پسران در شالیکاری، دروی شالی، کلش ریختن بام خانه ها، درودی گندم وسایر کارهای کشاورزی و باغداری، دامداری ، نوغان داری و غیره که بر عهدة مردان است به کمک پدر نامزد خود به اصطلاح به« یاوری» می روند. دامادها معمولا" این کار را بعد از ازدواج نیز ادامه می دهند. در ماسال و روستا های اطراف آن ، هنگام دروی شالی ، پسر عده ای از دوستانش را جمع می کند و به یاوری پدر زنش می برد . برای دختران نیز رسم یاوری دادن به خانواۀ داماد،در بر خی کارها از جمله در شالیکاری و چای چینی معمول است که « گیشه یاوری» نامیده می شود.دختری که نامزد دارد هنگام شالیکاری به اتفاق چندتن از دوستان و همسالانش به یاوری مادر نامزدش می رود؛ معمولا" مادر برای این روز هدیه ای هم تهیه دیده است که به عروسش می دهد. یاوری رفتن عروس اغلب با دایره زدن و ترانه خوانی و آوازهای دسته جمعی دختران همراه است.

 

«جوکول کشی» نیز از کارهائی است که یاوری دختران را می طلبد. جوکول خوشۀ نیمه رس شالی است که تازه دانه بسته است. سنبله هایش را غلاف سایه می کشند،دسته می کنند و دانه اش را روی آتش برشته می کنند و به آن شکر و ادویه می زنند، تحفه ای است که قدیم برای اربابان می بردندونوعروسان و دختران نامزد دار برای خانوادۀ شوهر شان تهیه می دیدند.جوکول کشی نو عروسان در روستا های اطراف لاهیجان و شرق گیلان تفصیل بیشتری دارد. در روستا های بالامحله و پایین محله پاشاکی سیاهکل ،جوکول کشی که «جوکول قند زنی» نامیده می شود، با یاوری زنان هر دو خانواده انجام می گیرد .به این ترتیب که کار چیدن خوشه ها با عروس و همراهانش می باشد و برشته کردن و درست کردن آن با زنان خانواده داماد است؛ برای کار قبلا" خبر می دهند و به خانۀ عروس می روند. کارهای زنانۀ مجلس عروسی مانند پاک کردن برنج نیز معمولا" با یاری دختران و زنان دو خانواده و خویشان و همسایه ها و اهل محله و آبادی انجام می گیرد.از جمله شنیدنی ترین رسمهائی که با یاوری ارتباط پیدا می کند رسمی است که در گو ری محلۀ لیشک از روستا های نزدیک سیاهکل معمول است. در این روستا ممر معاش مردم کشاورزی و گاوداری است. در فصلی که درختان برگ دارند،کشاورزان هر روز صبح گاوهایشان را از خانه بیرون می کنند و برای خوراک آنها سر شاخه های در ختان را با داس می زنند و به زمین می ریزند . این کار را در اصطلاح محل «ایجین زئن» می نامند و تا سالیانی پیش در این روستا رسم بود که اگر پسری دل به مهر دختری می بست ، سحر گاه وقتی خانوادۀ دختر گاوهایشان را بیرون می قرستادند ، بالای درختی می رفت و برای گاوها ایجین می زد. پدر دختر به سرکشی گاو هایش می رفت با دیدن او پی به موضوع می برد . به خانه می رفت و به زنش می گفت که فلان پسر برای دخترمان « پیش ایجین» آمده است و در صورت موافقت ،زن خانه همان روز غذائی تهیه می دید و کسی را سراغ پسر می فرستادو او را برای ناهار دعوت می کرد . دختر اگر گوشه چشمی به پسر داشت با بیرون رفتن از خانه موافقت خود را اعلام می کرد.پس از مرحلۀ انتخاب و تأ یید، خواستگاری به طور رسمی انجام می شود. خواستگاری را در گیلان « زن خواهی» می نامندو در برخی نقاط اصطلا حات دیگری هم برای آن می برند ،مانند«ایلچی» در نومندان تالش « قاصد» در دیلمان . در مجلس خواستگاری معمولا" بزرگتران و ریش سفیدان شرکت دارند. تعیین مقدار شیربها و مهریه ، قرار مجلس عقد و تهیه صورت لوازم آن و سایر قرار های مربوط به انجام مراسم، در همین مجلس مطرح و دربارل آن تصمیم گیری می شود. در بعضی نقاط خواستگاری در دو مرحله انجام می گیرد. در مرحله اول زنان برای نظر خواهی می روند و در صورت توافق خواستگاری رسمی انجام می شود.

 

2-   سمنان :

در ورکیان و برخی از روستاهای دامغان مرسوم بوده که پس از بیرون آمدن داماد از حمام او را سوار اسب کرده و بر سر او کلاه شاپو می گذاشتند، داماد با اسبش از روستا فرار می کرد و تعدادی از جوانان (سوار بر اسب) تعقیبش می کردند..... در ورکیان و برخی از روستاهای دامغان مرسوم بوده که پس از بیرون آمدن داماد از حمام او را سوار اسب کرده و بر سر او کلاه شاپو می گذاشتند، داماد با اسبش از روستا فرار می کرد و تعدادی از جوانان (سوار بر اسب) تعقیبش می کردند و سعی می کردند که در حین حرکت کلاه داماد را از سرش بردارند اگر یکی از جوانان موفق به انجام این کار می شد، برای او افتخاری محسوب می گشت اما برای داماد سرشکستگی ایجاد می کرد، ( داماد باید برای پس گرفتن کلاه خود و اعاده حیثیت ، یک من قند به خانواده عروس بدهد ) داماد باید تعقیب کنندگان را پشت سر می گذاشت و به خانه عروس می رفت و در آنجا مراسم عروسی با جشن و پایکوبی ادامه می یافت.

 

 جوانان روستا در گذشته سه روز مانده به عروسی به استقبال آن می شتافتند و با انجام ورزشهایی نظیر، چوب بازی و کشتی، شادی خود را بروز می دادند ، انها با هر سازی که در دست داشتند، نظیر لگن و پوتی و قابلمه ،شادی خود را ابراز می کردند البته بیشتر عروسیها لوطی و گروه مخصوص خودش را داشت که در ازای دریافت وجهی اندک با ساز و تنبور و ترانه ، تا پاسی از شب مردم را شاد می کردند .

 

  مراسم ،حنا بندان و سفیدی ، قبل از عروسی بین هلهله و شادی زنان روستا بر پا می شد ، این مراسم با باز کردن هدیه های خانواده عروس و داماد و مالیدن حنا به سرو روی عروس و داماد و پرتاب نارنج از طرف داماد به سوی عروس به اوج خود می رسید ؛همچنین در شب عروسی مراسم شواش (شا باش) برگزار می شد، در این مراسم هر یک از نزدیکان عروس یا داماد وجهی را به عنوان پیشکش توی بقچه داماد می ریختند و جارچی نام هدیه دهنده را با صدای بلند اعلام می کرد و مردم برای او کف زده و اظهار شادمانی می کردند.   مراسم عروسی با اجرای نمایش و سیاه بازی تا پاسی از شب ادامه می یافت، عموماً داستان این نمایش ها درباره فرد فقیر یا سیاه چرده ای بود که به خواستگاری دختری  زیبا و ثروتمند می رفت و پس از یک سری کشمکش که در متن نمایشنامه گنجانده شده بود، به آرزوی خود می رسید. در این نمایش ها جنبه ای از آرزوهای پنهانی طبقه متوسط و ضعیف جامعه نیز نهفته بود؛ در حین اجرای مراسم ، پیران فامیل به ملاقات عروس و داماد می آمدند و هر یک جداگانه مدیحه ای (اکثراً رباعی و دو بیتی) خوانده و برای آن دو آرزوی خوشبختی و سلامتی می کردند.

 

3-   مرکزی:

 شهر ساوه- روستای هندس:

 

دراین روستا نیز مانند سایر نقاط ایران آداب ورسوم خاص خود رادارد,یکی از این آداب ازدواج درروستا می باشددراین روستا جوانان درسنین پایین ازدواج می کنند سن ازدواج دراین روستا بین 15 تا24 برای دختران و از 20تا 26 برای پسران متغییرمی باشد.

 

رسم دراین مکان اینگونه است که پدر ومادر برای پسر خود همسری انتخاب می کنند وبراساس درون فامیلی و درون همسر گزینی انتخاب می کنندکنند وبعد یکی ازبزرگان فامیل رابرای خواستگاری می فرستنداگر جواب خانواده دختر مثبت بودبه این معنی است که به آنها اجازه داده می شودکه به خواستگاری بروندوبعدخانواده داماد به غیر ازخودداماد (وچندتن ازبزرگان فامیل به خواستگاری میروندوانتخاب پسردراین میان چندان نقشی نداردودرواقع این خانواده اوست که این انتخاب رامی کند والبته فرزندنیزازاین انتخاب راضی می باشد) به خواستگاری میروند.بعدازاینکه خانواده دختروپسربا هم صحبت های خود را به اتمام رساندند قرار می شود که خانواده ی عروس به خانواده ی داماد جواب دهد بعد از گذشت چند روز خانواده ی دختر جواب خود را از طریق یکی از آشنایان به خانواده ی پسر می رساند.

 

در مرحله ی بعدی که بله برون نامیده می شود عروس وداماد همدیگر را می بینند البته این آشنایی طوری نیست که از قبل اصلا همدیگر را ندیده باشند در این مراسم یکی از ریش سفیدان روستا که در تمام مراسم ها حضور دارد مقدار مهریه وشیر بها را تعیین می کند ونوشته ای را به عنوان سند به امضای طرفین می رساند. نکته جالب این اس که دختر و پسر تا قبل از عقد اجازه صحبت کردن با یکدیگر را ندارند مراسم عروسی در این روستا یک هفته به طول می انجامد . شنبه  عروس و  داماد به همراه پدر و مادر و خواهر و برادر و پدر بزرگ و مادربزرگ و عمه بزرگ و خاله بزرگ که حدود 10 یا 15 نفری میشوند  به خرید عروسی میروند.در مراسم خرید بیشتر خانواده و خویشاوندان داماد حضور دارند در خرید خانواده عروس و داماد هدایایی برای یکدیگر می خرند فردای روز خرید مراسم پاک کردن برنج که در خانه ی داماد است اجرا می شود وبا پخش میوه وشیرینی همراه است . در این مراسم فقط خویشاوندان داماد حضور دارند از طرف طایفه عروس کسی نیست.روز دوشنبه مراسم نشان دادن جهیزیه ی عروس که در خانه ی مادر عروس است بر گذار می شودودر این مراسم فقط فامیل های عروس در آن شرکت می کنند وهر کدام هدیه ی رابه عنوان سر جهیزیه به عروس می دهند. شب حنابندان خانواده ی داماد به همراه خویشاوندان خود که به عروسی دعوت شده اند به خانه ی عروس می روندوبا خود ظرف های بزرگی که مجمع نامیده می شوند که در داخل آن حنا، شیرینی میوه وهدایای برای عروس  می باشد به همراه می آورند. روز جمعه مراسم عروسی است عروسی را د ر خانه هریک از طرفین که بزرگتر باشد برگزار می کنند . بعد از ناهار عروسی مراسم پول اندازان است که توسط مردها انجام می شود  که به ترتیب از پد ر داماد که بالاترین مبلغ را باید بدهد شروع می شود.

 

بعد از پایان عروسی بعد از ظهر ساعت 4 عروس را به خانه پدرش برای خداحافظی می برند . و بعد به خانه خودش . برای شام شب عروسی نیزخانواده داماد شام درست کرده و به خانه عروس و پدر عروس می فرستد و به خویشان نزدیک خود نیز در خانه خود شام می دهند .

 

 

 

4-   تبریز:

ازدواج در روستاهای تبریز غالبا در اصطلاح درون همسر گزینی می باشد.پسران در انتخاب همسر خود همیشه نقش اساسی ندارند ولی نظرش مهم می باشد و معمولا" دلبستگی به دختر مورد نظرش را با مادر خود در میان می گذارد و از این طریق موضوع را به اطلاع پدر می رساند. پدر و مادر، نیز دختر را از نظر هماهنگی شأ ن و منزلت دو خانواده ، اختلافات خانوادگی و طایفه ای ، مورد بررسی قرار می دهند.خواستگاری در اصطلاح ترکی (الچی) نامیده می شود.ودرمجلس خواستگاری شیرینی وگل برده می شود ولی آن شیرینی وگل تا زمان پاسخ دختر دست نخورده وبه عبارتی امانت نگه داشته می شود واگر نظر دختر نسبت به داماد منفی باشد گل و شیرینی پس فرستاده می شود.در روستاهای تبریز ازدواج ربایشی تقریبا مرسوم بوده یعنی اگرعروس وداماد همدیگر رو انتخاب کرده بودند وخانواده هایشان راضی نبودند عروس وداماد باهم فرارمی کردند ودر صورت فرار به نوعی ازدواج خودشان را حتمی می کردند ولی خانواده عروس از دادن جهیزیه معاف می شدند اما باتولد اولین فرزند مقداری از جهیزیه رامی دادند.در قدیم الایام در روستاهای تبریز در زمان ساختن خانه وسط سقف خانه یک پنجره مانندی تعبیه می کردندتادر تا وقتی پسری به خواستگاری آمد شالی رنگی را ازآن پنجره به پایین آویزان می کرد تاعروس ببیند وعروس اگر جوابش مثبت بود با بستن میوه یا گردو یا ....به سرآن شال جواب مثبت خود را به داماد می داد واگرهم منفی بود به آن شال توجهی نمی کرد. معمولا برای خرید عروسی 12نفراز خانواده داماد و12 نفر از خانواده عروس ، عروس وداماد را همراهی می کنند وداماد در پایان خرید باید برای آن همراهان هدیه بخردکه به آن هدیه ها اصطلاحا خلعتی می گویند.درقدیم که کارت عروسی مرسوم نبود برای دعوت مهمانان به جای کارت هدایایی می فرستادند.در مراسم حنابندان معمولا جوانان شرکت می کنند ولی در مراسم عروسی محدودیتی وجود ندارد اما در مراسم پایتختی معمولا سالخوردگان شرکت می کنند

 

 

 

 

نوشته شده توسط روح اله ناصری (کارشناس روابط عمومی)  | لینک ثابت |

تاریخچه ازدواج د ر ایران

 

در فرهنگ غنی ایرانی ازدواج و پیوند زناشویی پایه و اساس یک خانواده و در نتیجه یک جامعه موفق و اخلاقی است .

بزرگان این سرزمین به موجب جلوگیری از سست شدن اخلاقیات در جامعه و کنترل انحطاط و فحشا و همچنین استواری تفکر و اندیشه زنان و مردان ایرانی ، ازدواج را یکی از مهم ترین ارکان جامعه بر شمرده اند . از دیدگاه اجتماعی چه در حیات اقتصادی ، چه مادی ، چه معنوی و روحانی این سنت نتایج پر ثمری دارد که مهم ترین آن قوام خانواده ها و در نتیجه یک اجتماع است . هیچ انسانی به تنهایی کامل نیست و پیوسته در جهت جبران کمبود خویش تلاش می‌کند . به طور کلی میتوان گفت که انسانی موفق و پویا است که هر روز زندگی اش از روز گذشته اش کاملتر باشد . سیر طبیعی گیتی چنین است که دختران و پسران خردمند در پی رسیدن به استقلال فکری هستند و در نتیجه برای جبران نواقص و تأمین نیازهای بی شمار خود به سوی تکامل و دانش و راهکارهای رسیدن به کمال هستند . ازدواج و گزینش همسر مناسب و شایسته موجبات رشد و تکامل زنان و مردان را فراهم میکند . متأسفانه در این میان نیز دختران و پسرانی هستند که مستثنی می‌باشند ، زیرا با عدم درک درست و منطقی از فلسفه ازدواج نه تنها به تفکر ، اندیشه و روان خود ضرر می‌رسانند بلکه در دراز مدت به سهم خود بروی یک جامعه نیز تأثیر منفی میگذارند .

 

گاتها چنین پند می‌دهد :

خواسته شما از خداوند ، خانواده ای خوب با راستی و پارسایی در کشوری آباد است .

 

از این روی در تمدن کهن ایرانی که یکی از پایه های تمدن بشری محسوب می‌شود بر این سنت نیک و اهورایی پافشاری شده است . در گاتها و متون پهلوی ایرانیان باستان در این مورد سخنها و پندهای بسیاری بیان شده است که ما باید برای بازگشت به آن شکوه و جامعه اخلاقی گذشته خود کوشش بسیار کنیم .

 

بر طبق باور ایرانیان کهن نخستین انتظار پسران ایرانی برای ازدواج با دختران ، نجابت و پاکدامنی زن بوده است .عفت و نیک نامی ‌و دوشیزگی پیش از ازدواج برای زنان ضرورت داشته است .

 

خانمان سعادمتند اجر شوهر نیک و زن نیکو است و جایگاه اهورامزدا و امشاسپندان .

 

و یا این سخن نیک از گاتها که مهم ترین سند ارزشمند اخلاقی و دینی ایرانیان باستان و جامعه کنونی ایرانیان راستین محسوب می‌شود : پاکدامنی و پارسایی از ارزش های ویژه زنان است .

 

شخصیت زن یا مرد پس از ازدواج به یک شخصیت اجتماعی تبدیل می‌شود ؛ زیرا در پرتو ازدواج و زندگی مشترک خود را مسؤول حفظ همسر و تأمین وسائل زندگی و تربیت و آینده فرزندان تلقی می‌کند و تمام هوش ، ابتکار و استعدادهای خود را به کار میگیرد و خود را مسئول آینده وی می‌داند ؛ به عبارت دیگر، مهم ترین احساس مسؤولیت اجتماعی در او برای نخستین بار شکل می‌گیرد و بسیاری از شایستگیها و توانمندیهای نهفته در درونش را شکوفا میسازد . تا بتواند مسئولیتهای سنگین تری را نیز در جامعه بر عهده بگیرد . همچنین زنان و مردان می‌توانند در کنار یک همسر خردمند و مهرورز در راه درست و منش نیک ایرانی گام برداند و نواقص یکدیگر را برطرف سازند و در نتیجه جامعه ای اخلاق گرا ، دانش پژوه و متمدن را نیز بنا سازند .

 

به درستی که زرتشت فرمود :

زن و شوهر باید کوشش کنند تا در راه راستی و پاکی از یکدیگر پیشی جویند . مسابقه زندگی در پیمودن راه راستی است .

 

بنابراین ، می‌توان ازدواج را مایه رشد و کمال یافتن انسان دانست . در واقع خداوند انسان را به گونه ‏ای آفریده که بدون جنس مخالف ناقص است . یعنی در کنار جنس مخالفش کامل می‌شود . مرد به زن نیازمند است و زن به مرد . هر کدام از دو جنس از نظر روحی ، جسمی ‌، جنسی و معنوی به هم وابسته‏ اند و با قرار گرفتن در کنار هم ، یکدیگر را تکمیل می‌کنند .

 

با عاشقان نشین و همه عاشقی گزین با هر که نیست عاشق کم گوی و کم نشین ( ابوسعید ابوالخیر )

 

گزینش همسر در فرهنگ ایرانی موجب آرامش و امنیت خاطر می‌گردد و محیط خانه وسیله آرامش روحی زن و مرد قرار داده شده است . از سوی دیگر عشق و مهر آریایی ایرانیان که شهره خواص و عام در جهان است می‌تواند در پرتو پیوندهای درست و خردمندانه تبلور یابد و به اوج کمالات برسد و الگویی برای نسلهای بعد نیز گردد .

 

چنانکه زرشت بزرگوار فرموده است :

عشق و وفاداری ریشه دار، در هر زندگی زناشویی نیاز است .

عشق و دلدادگی که جلوه ای از هنجار راستی است ، بر شما نیایش کنندگان فزون باد . جلوه با ارزش اشاعه ی عشق و دلدادگی است .

 

روانشناسان در بسیاری از موارد به این نتیجه رسیده اند که پس از دوره جوانی ، آن هنگامی ‌که زندگی تنهایی را برای خود برگزیده اند سایه تنهایی ، بیهودگی و نداشتن پناهگاهی مستقل و همیشگی را بر زندگی خود احساس میکنند .

 

ازدواج و قرار گرفتن در کنار همسری شایسته ، دلسوز و هم اندیش این احساس را از بین می‌برد و او را به آرامش روحی می‌رساند . این احساس آرامش به ثبات فکری و روحی ، وقار ، احساس ارزشمند بودن و لذت می‌انجامد . در واقع دست آفرینش نوعی کشش درونی میان زن و مرد به ودیعت نهاده تا هر کدام در سنین خاص خواهان یکدیگر شوند و اضطراب وپریشانیشان از طریق ازدواج به سکونت و آرامش تبدیل گردد .

 

در منسکهای ایران زمین ، از چهار هزار سال پیش تاکنون به این امر سفارش بسیار شده است :

در زن گرفتن و پیوند گیتی را برقرار کردن کوشا باشید و از آن دوری نگیرید .

در زن خواستن و فرزند داشتن و دیگر خویشکاری کوشا باشید .

 

در همین راستا گزینش همسر ایده آل باید در سن مطلوب ازدواج مطرح و عملی شود ، زیرا پیش از سن مذکور و یا پس از آن انتخاب ها در بیشتر موارد اشتباه ، ناخواسته و یا دلخواه کامل یا نسبی نخواهد بود . این سن که به زمان مطلوب ازدواج شهرت دارد ، برای پسران در زندگی امروزی بین ۲۴ تا نهایت ۳۰ سال دیده شده است و برای دختران ۲۰ تا ۲۶ سال . در کمتر از آن پختگی لازم و انتخاب درست کمتر دیده می‌شود و در بیشتر از این سن نیز انتخاب ها دشوارتر و توقع ها بالاتر می‌شود که بطوریکه در بسیاری موارد به عدم انتخاب منطقی و درست می‌انجامد . از این روی بایستی ازدواج در سنین مطلوب آن صورت گیرد حتی اگر زوجهای ایرانی سالهای نخست زندگی را با مشکلات مادی زیادی مواجه باشند .

 

همدلی در فرهنگ ایرانی یکی از ارکان اساسی به شمار می‌آید . در سایه همدلی برای زنان و مردان ایرانی هر غیر ممکنی ، ممکن خواهد شد و مشکلات یکی پس از دیگری برطرف می‌گردد .

 

مولانا عارف بزرگ ایران زمین :

پس زبان خود محرمی ‌دیگر است

همدلی از هم زبانی بهتر است

ایرانیان کهن پیوند دختران و پسران را فرخنده و پراهمیت می‌شماردند . به صورتیکه از عدد مقدس هفت برای شادمانی در جشنهای آنان بهره می‌بردند . ( هفت شبانه روز جشن و شادمانی و پایکوبی ازدواج ) عدد هفت یکی از اعداد آسمانی در نزد ایرانیان است که تا همین چند دهه پیش نیز اجرا می‌شده است و متأسفانه با گسترش شهرنشینی و گرفتاریهای زندگی مدرن کم کم به فراموشی سپرده شد . بیشتر از سوی دیگر ، ایرانیان ، مفتخر هستند که نامشان به عنوان نخستین پایه گذاران عهد ، پیمان و اخلاقیات جهان مطرح است . در سنگ نگاره های فره وشی یا فروهر که قدمتی بیش از چهار هزار سال دارد حلقه یا چمبره ای در دست انسان بالدار قرار دارد که از دیرباز تا کنون به حلقه پیمان زناشویی در نزد ایرانیان شناخته می‌شود و این مایه مباهات ملت کهن ایران زمین است . نمایی از فروهر باستانی موبدان زرتشتی پس از پشت سر گذاشتن هزاران سال فراز و نشیب در فرهنگ ایرانی همچنان به باورهای نیک نیاکانشان پایبند هستند و دختران و پسرانی را که می‌خواهند با یکدیگر پیوند زناشویی برقرار سازند ، با توجه به آنچه که اشو زرتشت برای ما به یادگار گذاشته است ، چنین پند می‌دهند :

” پند و اندرز می‌دهم شما را ای دوشیزگانی که در آستانه زناشویی هستید و هم شما ای نوجوانان ، زیرا که نیک میدانم ، به گوش هوش بشنوید ، زندگی آسوده و اندیشه آسوده را در سایه دین و احترام و فرامانبرداری از پدران و مادران بجویید . چون در سایه پرهیزکاری است که عشق و مهر و محبت شما هر روز عمیق تر و نیرومند تر خواهد شد و تنها در این صورت است که به لذت و خوشی سالم دست خواهید یافت . ”

 

همچنین ازدواج در یکی از کهن ترین سندهای تاریخی ایران و جهان که به اوستا مشهور است اشاره شده است . در یشتهای اوستا ، ارت ایزد خانواده خوب و نماد شوکت و جلال است . ایزد ارت سفارش به پیوند میان دختران و پسران می‌کند و از زنانی که فرزند بدنیا نمی‌آورند و یا سقط جنین می‌کنند شکایت می‌کند . اشاره شده است که فروغ اهورایی به چنین افرادی نمی‌تابد .

ارت یشت از خانواده‌هایی که مانع از ازدواج دختران و پسران می‌شود شکایت میکند و چنین می‌گوید :

این زشت ترین کاری است که دشمنان آیین اهورایی انجام میدهند و دوشیزگان را از زناشویی و ازدواج باز می‌دارند و در خانه ها نگاه می‌دارند .

 

این امر در مهر یشت ، آبان یشت ، رام یشت ، فروردین یشت وهوم بیان شده است :

چون دوشیزگان به سن ازدواج رسند برای به دست آوردن همسران نیرومند و شوهران دلیر به سوی تو روی آورند . اردویسور آناهیتا پشتیبان و یاور دختران ایرانی است که در سن ازدواج قرار دارند .

 

با پای گذاشتن به عرصه زندگی مدرن در چند سال اخیر و در نتیجه گسترش تمدن غربی در جامعه ایرانی این سنت نیک کم رنگتر شده است و در نتیجه شوربختانه پایه های اخلاقی جامعه ایرانی نیز متزلزل شده است .

 

از عواملی که موجب شده است ازدواج در ایران طی این چند سال اخیر سیر نزولی داشته باشد می‌توان به موارد زیر اشاره کرد :

۱ ) عدم مسئولیت پذیری در میان دختران و پسران و تربیت غلط در خانواده های ایرانی

۲ ) عدم اعتماد به نفس نزد دختران و پسران جهت آغاز یک زندگی مشترک

۳ ) افزایش تحصیلات اجتماعی و رشد توقعات کاذب و غیر منطقی در میان برخی دختران و پسران

۴ ) تفریحات آزادانه دختران و پسران و تلقین به این امر که نیازی به زندگی مشترک نمی‌باشد

۵ ) اعتقاد بر این امر که پس از ازدواج آزادیهای زودگذر اجتماعی از آنان سلب می‌شود

۶ ) تجملگرایی میان خانواده های ایرانی و چشم و هم چشمی‌میان بستگان

۷ ) دوری گزیدن از زندگیهای معنوی و روی آوردن به زندگی های تک بعدی ماشینی

۸ ) اعتقاد بر این امر که از دید دانش و تفکر ، توانایی لازم جهت تربیت فرزندشان را ندارند

۹ ) اعتقاد بر اینکه توانایی برطرف کردن نیازهای همسرشان را ندارند

۱۰ ) تفکر شبه روشنفکری در میان جوانان بی هویت و عمدتاً سطی نگر ، در نتیجه باور به زندگی و دوستی های موقت غربی

 

هنگامی ‌که دختران و پسران با ناهنجاری ها اجتماعی مرزهای اخلاقی زندگی معنوی را بشکنند و آنرا به صورت یک عادت روزانه برای خود تلقی کنند ، هرگز نمیتوانند نقش یک مادر و یا یک پدر موفق را در زندگی اجتماعی پسین خود ایفا کنند . چنین افرادی چه زن و چه مرد هرگز در تربیت فرزندان خود موفق نخواهند بود . زیرا آنها به اصول انسانی و اخلاقی پایبند نبوده اند و نا خواسته فرزندانی که در آینده از آنان بوجود می‌آید نیز مانند خودشان با پایه های سست اخلاقی و اجتماعی تربیت می‌شوند و این امر در نسلهای بعد نیز گسترش می‌یابد و به سادگی میتواند موجب ویرانی یک جامعه کهن و اخلاقی همچون ایران شود .

 

در ایران زمان هخامنشیان که کشورمان اوج شکوه و عظمت خویش را یافته بود و نخستین امپراتوری احترام به ادیان و ملتها در جهان پایه گذاری شد ، ازدواج و بدنیا آوردن فرزند از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده است . به طوریکه داریوش بزرگ هخامنشی در کتیبه جهانی بیستون کرمانشاه برای آنکه شرح خدمات حکومتش به ایران از گزند حوادث محفوظ بماند از اهورامزدا برکت فرزندان بسیار طلب میکند تا به درستی به نسلهای بعد برسد .

تا جاییکه شاهنشاهان هخامنشی به خانواده هایی که فرزند بیشتری و یا پسر بیشتری داشته باشند هدایا ارزانی می‌کردند .

مادران ایرانی در دوره هخامنشیان به دلیل آنکه فرزندان را تا سن پنج سالگی به طور کامل جهت تربیت درست برای شرکت در آموزشگاه های رسمی‌در اختیار داشتند نقش بسیار مهم تربیتی را ایفا می‌نمودند .

 

از سوی دیگر گزینش همسر نباید به صورت بسته و ناشناخته صورت بگیرد . زیرا ازدواجهای ناخواسته و بی منطق که بر پایه احساسات زودگذر پایه گذاری می‌شود نه تنها میتواند موفق نباشد بلکه نقش ویرانگری نیز در جامعه ایفا میکند و زن و مرد نیز شکست بزرگی را در زندگی تجربه می‌کنند که ممکن است به تباهی زندگی شان بیانجامد . گزینش همسر با اتکا بر خِرَد ، منطق ، تکیه بر فرهنگ ها و باورهای طرفین و بینش صحیح موفق و سازنده و آموزنده خواهد بود .

 

همانطور که زرتشت بزرگوار فرمود :

همسر خویش را با خردمندی برگزینید .

 

گزینش همسر معیارهای فراوانی دارد . که بایستی به آن دقت بسیار کرد . مهم ترین آن را می‌توان چنین دانست :

۱ ) هم فکری ، تفاهم و سلیقه های نسبتاً نزدیک به هم در اساس پایه های زندگی مشترک

۲ ) نزدیکی سطح اجتماعی و تربیت دختر و پسر

۳ ) نزدیکی سطح خانواده های طرفین

۴ ) نزدیکی سطح تحصیلات ، فرهنگ و شعور اجتماعی

۵ ) نزدیکی مسائل اعتقادی و باورهای دینی دختر و پسر

۶ ) نزدیکی سنی و یا پایین تر بودن سن دختر از پسر

 

در اندرز انوشه روان آذرباد مارسپندان خطاب به مردان آمده است که :‌

زن شرمگین را دوست باش و او را به زنی به مرد زیرک و دانا ده . چه ( چراکه ) مرد زیرک و دانا همچون زمینی نیک است که وقتی تخم نیک در آن افگنده ( کاشته ) شد حاصل نیک به دست آورد .

 

همچنین خطاب به زنان ایرانی اشاره شده است که :

ببخشای بر ما این نیکی را تا همسری به دست آوریم ، همسری جوان و نام آور ، از زیباترین آنها تا ما را در پناه خود گیرند و بتوانیم خانواده ای تشکیل دهیم ، تا به ما فرزندانی زیبا و دلبر و زبان آور بخشایند ، شوهرانی که از همه خوش بیان تر باشند .

 

آداب و رسوم ازدواج ایرانی نیز بر پایه مِهر و همبستگی خانواده ها بنا نهاده شده است . رسم ایرانیان بر این است که پیش از ازدواج مراسم خواستگاری انجام دهند و اگر دختر و خانواده وی پذیرفتند مراسم ازدواج اجرا می‌شود .

 

خواستگاری و دیگر مراسم های کهن ما نیز قدمتی بیش از دو هزار سال دارد . چنانکه کیکاووس فرستاده ای نزد شاه هاماوران فرستاد و دخترش را برای همسری خواستار شد . در صورتیکه می‌توانست از قدرت و نفوذش برای گرفتن دختر هاماوران استفاده کند

بجهید کاووس را دل ز جای

چنین داد پاسخ که ای نیک رای

من او را از پدر خواستار

که زیبنده به مشکوی ما آن نگار

 

خسرو پرویز نیز هنگام ازدواج با شیرین معشوقه خود بر این رسم تأکید نموده است :

به موبد چنین گفت شاه زمان

که بر ما مبر جز به نیکی گمان

مر این خوب رخ را به خسرو دهید

جهان را بدین مژده نو دهید

مر او را به آیین پیشین بخواست

که این رسم و آیین بود آنگاه راست

 

از مهم ترین پیامدهای مخرب دوری گزیدن از این سنت کهن که هرکدام می‌تواند به نوبه خود موجب زیانهای جبران ناپذیر اجتماعی گردد میتوان به این موارد اشاره نمود :

۱ ) توقف یا کاهش چشم گیر رشد جمعیت کشور و در نتیجه افزایش سن جامعه

۲ ) افزایش زندگی های موقت ، مشترک یا زندگی های دوستی در پیش از ازدواج

۳ ) پیدایش فرزندان ناخواسته در جامعه و سرنوشت نامشخص آنان در آینده

۴ ) گسترش روابط بیش از حد و غیر اصولی با جنس مخالف که تنها برای ارضای نیازهای جنسی ، اجتماعی و تفریحی طرفین صورت میگرد

۵ ) احساس پوچی و بی انگیزگی و روان پریشانی پس گذشتن از سن جوانی

۶ ) بی اعتنایی به پایه های اخلاقی و معنوی زندگی انسانی

۷ ) افسردگی و احساس تنهایی دردوره پس از جوانی

۸ ) گسترش فساد اخلاقی و جنسی در جامعه و رشد بیماریهای مربوطه

۹ ) نبود پشتوانه معنوی در سنین بالاتر

 

فرجام سخن :

امید است فرزندان این سرزمین که نیاکانشان از پایه گذاران دانش و فرهنگ و تمدن جهان بشمار می‌روند ، امروز نیز آنان چنین باشند و با استحکام باورهای اجتماعی ، دینی و ملی باردیگر نام بزرگ ایران زمین را در جهان پُرآوازه و جاوید نمایند . همچنین به سنت نیک ازدواج که بخش لاینفک فرهنگ غنی ایرانی است پایبند باشند . تا اخلاقیات ایرانی بیش از پیش زنده و پابرجا بماند و جامعه و فرهنگ جهانی ایران از این هجمه ضد اخلاقی غربی که بر اساس های استعماری ، سایه به روی این سرزمین افکنده است مصون بماند و دانش و پیشرفت و فرهنگ ایرانی را بیش از پیش گسترش دهند .

به امید پیوندهای نیک برای دختران و پسران ایران زمین که همسرانشان دوست و عاشق آنان خواهند بود .

 

 

 آیین زناشویی در ایران باستان واحد خانواده خوشبخت تبیان زنجان- در کیش ایران باستان زناشویی به منظور زندگی خوش و خرم و اتحاد و اتفاق و ازدیاد نفوس و تشکیل خانواده چنان بر پایه صحیح و محکم استوار بوده که خود به خود ضامن بقا و دوام زندگی مشترک بود و مهر ومحبت را بین زن و شوهر برای همیشه برقرار می ساخت.زرتشت در گات ها یسنا پنجاه و سه بند به پسران و دخترانی که می خواهند با هم پیمان ازدواج ببندند اندرز می دهد که ای دختران شوی کننده و ای دامادان ،اینک بیاموزم و آگاهتان کنم .با غیرت از برای زندگانی پاک منشی بجوشید.هر یک از شما باید در کردار نیک از دیگری پیشی جوید و از این راه زندگانی خود را خوش و خرم سازد.در کیش زرتشتی از لحاظ نظم به کارهای دنیا و محکم ساختن یگانگی و جلوگیری از فساد اخلاقی ،در مورد زناشویی تاکید زیاد گردیده و این کار به خوبی ستوده شده است.چنانکه در فرگرد چهارم بند چهل و هفت وندیداد اهورامزدا می گوید:”ای اسپیتمان زرتشت هر آینه ،من مرد زندار را بر مرد بی زن و مرد حانه دار را بر مرد بی خانمان ترجیح می دهم.”باز در فقره چهل و چهار می گوید:”وظیفه هر شخصی است که برادران همکیش خود را در کسب مال و داشتن همسر راهنمایی و مساعدت کند.”در دین زرتشت کمک کردن برای ازدواج کسانی که به سن بلوغ رسیده و به علت ناداری بی همسر مانده اند،از کارهای خوب و پرثواب شمرده می شود.

 

عقد و ازدواج

در دین زرتشت عقد و ازدواج به پنج گونه انجام می گیرد.

 

۱/ پادشاه زنی-این ازدوالج عبارت از این است که پسر و دختر برای نخستین بار با رضایت والدین خود با یکدیگر ازدواج کنند.

 

۲/ ایوک زنی (یگانه-منحصر به فرد)-یعنی مردی بخواهد با یگانه دختر پدری ازدواج کند.چون دختر نمیتواند دارایی خانه پدر را به خانواده دیگر منتقل کند،موظف است که پس از ازدواج،نخستین پسر خود را به جای فرزند پدرش قرار داده دارایی را به او بسپارد تا از انقراض خانواده پدرش جلوگیری کند.چنین زنی را ایوک زنی می گویند.

 

۳/ چاکر زنی-این ازدواج در مورد زن یا مرد بیوه است که بخواهد پس از در گذشت همسر اول همسر دیگر انتخاب کند.چون برابر کیش زرتشتی ،جفت اول در گیتی و عالم پس از مرگ همسر شخص است و مقام پادشاه را دارد،لذا همسر دوم در عالم دیگر،مقام چاکر را در برابر همسر اول خواهد داشت.همچنین وقتی که مرد بخواهد برای دارا شدن فرزند با رضایت زن اول همسر دیگری اختیار کند.زن دوم نیز در مقابل زن اول مقام چاکر زنی را خواهد داشت،یعنی در خقیقت به منزله چاکر و خدمتکار است.

 

۴/ خودسر زنی-این ازدواج عبارت است از اینکه دختر و پسر بالغ پیش از رسیدن به بیست و یک سالگی بخواهند بدون رضایت پدر و مادر خود با یکدیگر ازدواج کنند،در این صورت موبد حق دارد صیغه عقد را جاری سازد ،ولی مادامی که نارضایتی اولیای آنها باقی است،این زن و شوهر از ارث محروم خواهند بود.

 

(دختر در شانزده سالگی و پسر در هجده سالگی میتواند با رضایت اولیای خود ازدواج کند).

 

۵/ ستر زنی-اگر زن و شوهری بچه دار نشوند و بچه ای را از سر راه برداشته یا از قوم و خیشان بی بضلعت گرفته به فرزندی قبول کنند،در مورد این بچه وقتی که بزرگ شد مانند ایوک زنی عمل میشود،بدین طریق که اولین پسر آن دختر خوانده،فرزند پدر خوانده محسوب می شود و پس از فوت پدر خوانده ،صاحب دارایی و املاک خواهد شد.

 

موانع زناشویی

زناشویی در میان خویشاوندان در موارد زیر ممنوع است:

 

۱/ نسبت به زن-نزدیکتر از پسر عمو و پسر خاله و پسر دایی و همچنین پدر خوانده،برادر خوانده و پسر شوهر جایز نیست.

 

۲/ نسبت به مرد-نزدیکتر از دختر عمو و دختر عمه ودختر دایی و نیز مادر خوانده،و دختر خوانده را به زنی گرفتن جایز نیست.

 

۳/ نسبت به زن و مرد-در مورد برادران یا خواهران رضاعی بطور کلی موانع مزبور جاری است.

 

در مورد مهریه-در کیش زرتشتی چون رهایی اختیاری نیست ، به این جهت برای زناشویی مهریه ای قید نمیشود.

 

امکان فسخ زناشویی یا رهایی

 

۱/ یکی از طرفین دیوانه بوده یا اختلال حواس داشته باشد در صورتی که طرف دیگر آگاه نبوده باشد،بنا به تقاضای طرفی که سالم است ازدواج قابل فسخ است.

 

۲/ هرگاه شوهر عنین بوده و مردی نداشته باشد زن میتواند تقاضای طلاق کند.

 

۳/ هر گاه ثابت شود زن مرتکب زنا شده،شوهر میتواند او را رها سازد و اگر ثابت شود که شوهر با زن دیگر زنا کرده است ،زن هم میتواند تقاضای طلاق کند.

 

۴/ هر گاه شوهر به مدت سه سال مخارج زندگی زن را ندهد،زن میتواند تقاضای طلاق دهد.

 

۵/ هر گاه زن از اذیت شوهر در خطر باشد میتواند تقاضای رهایی کند.

 

۶/ هر گاه زن ناشزه(زنی که به شوهر خود تمکین نکرده،نا فرمانی کند)باشد و رفتارش باعث خطر گردد،شوهر میتواند تقاضای طلاق کند.

 

۷/ هر گاه شوهر زن دیگری داشته که در موقع ازدواج پنهان کرده و یا زن شوهر دیگری داشته باشد ازدواج بعدی خود به خود باطل است.

 

۸/ وقتی که مرد یا زن ترک دین زرتشت کند طلاق جایز است.

 

گواه گیران مجلس عقد

در این مجلس بزرگان و موبدان حاضر می شوند،موبد پس از شنیدن اقرار رضایت از عروس و داماد اندرزهای سودمند اخلاقی و دینی داده برایشان چنین دعا میکند:

 

هر دو تن را شادمانی افزون باد.همیشه با فر و جلال باشید ، به خوبی و خوشی زندگی کنید،در ترقی و افزایش باشید،به کردار نیک سزاوار باشید،نیک پندار باشید،در گفتار نیکو باشید،در کردار نیکی به جای آورید،از هر گونه بد اندیشی دور بمانید.هر گونه بکاهد،هر گونه بدکاری بسوزاد،راستی پایدار باد،جادویی سرنگون باد،در مزدیسنی استوار باشید،محبت داشته باشید با کردار نیک مال تحصیل کنید.

 

با بزرگان یک دل و یک زبان باشید،با یاران فروتن و نرم خو و خوشبین باشید،غیبت مکنید،غضبناک نشوید،از برای شرم گناه نکنید،حرص مبرید،از برای چیزی بیجا دردمند نشوید،حسد مبرید،کبر و منی نکنید،هوی و هوس نپرورید،مال کسان را به نا حق مبرید،از زن و شوهر کسان پرهیز دارید از کوشش نیک خود برخوردار باشید،با حرص انباز مشوید،با غیبت کننده همراه نباشید،با بدنام پیوند نکنید،با بیچارگان پیکار نکنید،پیش پادشاهان سخن سنجیده گویید،مانند پدر نامور باشید،در هر صورت مادر را نیازارید،و به واسطه راست گفتن کامیاب و کامروا باشید.

 

پس از آن عروس و داماد دست پیوند بهم داده دور آتش میگردند و سایر تشریفات عروسی به طور معمول است انجام میشود

 

نگاهی به بعضی از آداب و رسوم ازدواج اقوام ایرانی

 

 

 

سنت ازدواج در میان ایرانیان محترم شمرده می‌شود و هر کدام از آداب و رسومی که برای با شکوه‌تر برگزار کردن آن اجرا می‌کنند فلسفه ای دارد که توجه به آن فرهنگ ازدواج ساده همراه با پایبندی به عقاید و مذهب را در میان جوانان گسترش می‌دهد.

تاریخچه برخی از رسوم در جشن عروسی، به پیش از تاریخ می‌رسد. این رسوم، در فرهنگ بسیاری از ملل جهان مشترک است. تبادل حلقه ازدواج، تبادل مهریه و شیربها، هدیه دادن گل، شام دادن در شب عروسی ، موسیقی، شعرخوانی، دعا و خواندن کتب مقدس مانند قرآن در فرهنگ ملل گوناگون به شکل‌های مختلف و با جزئیاتی متفاوت وجود دارد. در عین حال امروزه برخی از زوج‌ها، مایلند مراسم عروسی خود را در مکان‌های عجیبی مانند توالت عمومی، معدن، داخل بلدوزر، در آسمان و حتی در فضا برگزار کنند.

 

اما در میان ایرانیان سنت ازدواج محترم شمرده می شود و هر کدام از آداب و رسومی که برای با شکوه تر برگزار کردن آن اجرا می کنند فلسفه ای وجود دارد که توجه به آن، فرهنگ ازدواج ساده همراه با پایبندی به عقاید و مذاهب در میان جوانان گسترش می دهد.

 

 

 

نمایش و شناساندن آداب و رسوم ایرانیان در بحث ازدواج می تواند به آسان سازی ازدواج کمک کند چرا که در بسیاری از اقوام مراسم عروسی با کمترین هزینه و در عین حال با شکوه ترین مراسم برگزار می شود. بنابراین می توان گفت که ایرانیان از دیرباز همه اقوام و فامیل را در برگزاری مراسم عروسی شرکت می دادند و هر رسمی که بلد بودند مانند رقص های سنتی، خواندن آواز و بازی های مختلف را به کمک یکدیگر اجرا می کردند که این موضوع به با شکوه شدن یک مراسم ازدواج کمک شایانی می کرد.

 

اگر سنت های ازدواج به جوانان این دوره شناسانده شود چه بسا تجملاتی که گریبان آنها را گرفته کمرنگ تر شود چون به طور حتم آنها می گویند که به عنوان مثال از قدیم مهریه ایرانیان کم بوده و اکنون مهریه های بالا فرهنگی است که از غرب یاد گرفته ایم بنابراین بهتر آن است که مانند نیاکانمان رفتار کنیم.

 

 

 

نوشته شده توسط روح اله ناصری (کارشناس روابط عمومی)  | لینک ثابت |

عزاداری در ایران و دامغان پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 13:53

تاریخچه عزاداری امام حسین (ع)در ایران   گرچه عزاداري براي حسين بن علي(ع) و خاندان و ياران او به شکلهاي مختلفي در طول تاريخ اسلام برگزار ميشد، اما اين مراسم، آن هم در حدّي گسترده به صورت سازمان يافته و با دستور و حمايت حکومت، از زمان آل بويه در بغداد آغاز گرديد. به گزارش عماریون به نقل از فارس، کامل شيبي مي‌گويد: دسته‏هاي عزاداري در شکل جديد، نخستين بار در سال ۳۵۲ به وجود آمدند.(۱) به دستور معزّالدوله، در عاشوراي سال ۳۵۳ عزاي عمومي اعلام شد و از مردم خواسته شد که با پوشيدن جامه سياه، اندوه خود را نشان دهند.(۲) در عاشوراي سال ۳۵۲ نيز گريه و ندبه براي امام حسين(ع) و نوحه‏خواني و برپايي ماتم براي آن امام برگزار گرديد.(۳) در اين روز با آويختن پلاس (پارچه‏هاي کهنه و سياه)، اعلام عزا ‏نمودند. در روز عاشورا مردم حتي برخي علماي حنفي مثل خواجه علي غزنوي و امام نجم الدين بلعماني حنفي ، سفيانيان را لعن ميکردند، دستار از سر باز کرده نوحه ميخواندند و خاک بر سر ميافشاندند.(۴) در سال ۳۹۸ که روز عاشورا مصادف با عيد مهرگان بود، مراسم عيد را به تأخير انداختند.(۵) مورخين به برپائي اين مراسم در تمام طول سلطه آلبويه اشاره دارند،(۶) اما در همان دوره، با گسترش برگزارى مراسم روز عيد غدير و روز عاشورا و حساسيت اهل سنت و وقوع درگيريهاي متعدد، اهالى محله‏ كرخ از برگزارى اين مراسم منع شدند.(۷) در سال ۳۹۳ هم شيعيان از برگزاري مراسم مذهبي خود منع شدند، هم اهل سنت.(۸) هر چه حكومت آل‏بويه به پايان عمر خود نزديك مى‏شد و ضعف آن بيش‏تر ميگرديد، نزاع ميان شيعه و سنى نيز افزون‏تر مى‏شد، لذا سلاطين آل‏بويه مى‏كوشيدند به هر نحو ممكن، برگزارى مراسم عاشورا و عيد غدير را، كه خود بانى آن بودند، ملغى كنند. اما پافشارى شيعيان براى برگزارى مراسم عاشورا ادامه يافت. در سال ۴۰۲ قمرى فخرالملك، وزير سلطان بهاءالدوله برگزارى مراسم عاشورا را آزاد اعلام كرد و براى جلوگيرى از وقوع فتنه تدابيرى انديشيد،(۹) ولى بار ديگر خودش در سال ۴۰۶ قمرى برگزارى مراسم عاشورا را منع كند، كه اصرار شيعيان به برگزارى آن، باعث نزاع آنها با ساكنان محله‏ باب‏الشعير شد و تعداد زيادى در اين نزاع كشته شدند.(۱۰) سلاطين سلجوقى از دوستداران ائمه شيعه بودند. ملكشاه به همراه خواجه نظام در سال ۴۷۹ق به زيارت كاظمين، نجف و كربلا رفت. محمد بن عبدالله بلخى پس از سخنرانى و وعظ براى عالمان، مسئولان و طلاب نظاميه اهل سنت، روضه مى‏خواند و از مظلوميت‏هاى اهل‏بيت پيامبر ياد مى‏كرد.(۱۱) اين رسم تا اوايل سلطنت طغرل سلجوقى در بغداد و شهرهاى ديگر ايران معمول بوده است.(۱۲) در ابتداى قرن هفتم، چون محمّد خوارزمشاه خواست علاء الملك ترمذى(۱۳) از سادات حسينى خراسان به عنوان خليفه در برابر الناصر عباسي مطرح کند، تا حدود زيادى نفوذ معنوى خلفاى عباسى ـ كه حامى مذهب سنّت بودند ـ رو به كاهش گذاشت و سرانجام در نيمه دوم قرن هفتم در سال ۶۵۶ق با سقوط بغداد و حاكميت يافتن ايلخانان در ايران و عراق، مذهب اهل سنّت با بحران جدى روبه‏رو شد. از اين رو فرصت مناسبى براى توسعه تشيع و برگزارى شعائر و مراسم مذهبى آن فراهم گرديد و با روى خوش نشان دادن غازان خان به شيعيان و سرانجام با رسمى شدن مذهب تشيع در مدت كوتاهى در زمان "اولجايتو"، مراسم عزادارى عموميت يافت. مردم هرات پايتخت تيموريان، در نيمه دوم قرن نهم با فرا رسيدن ماه محرم به برگزارى مجالس سوگوارى براى امام حسين(ع) اهتمام مى‏ورزيدند و حتى شاهزادگان و امرا نيز به برگزارى مجالس عزا همت مى‏گماشتند.(۱۴) با روي کار آمدن دولت صفويّه و در آوردن مملکت به صورت کشوري شيعه و مقتدر، سرودن شعر در مدح و رثاي ائمه و شهداي کربلا براي شاعران افتخاري بس بزرگ محسوب مي‎شد. و اين تأثيري فراوان بر آينده‎ آيين سوگواري محرم گذارد، به گونه‎اي که تظاهرات شکوه‎مند شيعيان در محرم هر سال، در نشر و اشاعه‎ي مذهب تشيّع در فلات قارّه ايران، مساعدت فراواني کرد. در اين زمان کتاب «روضة الشهداء» به رشته‎ تحرير درآمد و قوه‎ محرکه ‎اي شد براي پيدايش مراسم محرم که از بطن آن، سبک تازه‎اي از فعاليّت به نام روضه‎ خواني يا قرائت «روضة الشهداء»، به وجود آمد. دو قرن و نيم بعد، اين سبک به منزله‎ رشته‎ اي در آمد که به وسيله‎ آن، اشعار غنائي و متون و نمايش‎هاي تعزيه به هم بافته شدند. در طول دوره صفويه شکل مهم و معروف ديگري از نمايش مذهبي پديد آمد که در ارتباط با واقعه‎ي کربلا و شهادت امام حسين و يارانش بود. غالب اين داستان‎ها از کتاب «روضة الشهداء» گرفته مي‎ شد و از اوايل سده‎ شانزدهم در ميان شيعيان به گونه‎اي گسترده انتشار يافت. از اين زمان به بعد تكيه ها و حسينيه ها و موقوفات مربوط به عزادارى امام حسين(عليه السلام)در ايران شكل گرفت. دولت مغولان و گوركانيان هند که از دولت صفويه متأثر بودند،مراسم عزاداري امام حسين(ع) را برپا ميداشتند.(۱۵) گزارشات متعدّدي از اجتماعات مزبور در دوره صفويه که اکثراً توسط فرستادگان سياسي اروپا، مبلّغان، بازرگانان و سياحان به ثبت رسيده.(۱۶) از عزاداري در دوره افشار و زند گزارش هاي مهمي نقل شده است و همين گزارشات، شروع تعزيه خواني را مربوط به دوره کريم خان ميدانند. در عصر قاجار، خون آلود كردن سر و صورت با تيغ و قمه زدن به فرق سر به مراسم سينه زني اضافه شد(۱۷) اگر همزمان با فرا رسیدن ماه محرم و آغاز سوگواری برای امام حسین(ع) مسافر شهرهای گوناگون ایران باشید، تفاوت در سبک و سیاق غم‌گساری برای امام حسین(ع) اولین سوغات شهرهای گوناگون به شماست. تفاوت مراسم‌ آیینی ریشه و منشائی جز یک زاویه دید نوین و تازه به مقوله عزاداری ندارد. "         سبکها و رسوم عزاداری در ایران   به گزارش ایسنا روزنامه تهران امروز، با اینکه علت سرازیر شدن اشک‌ها و کوبیدن برسرها و سینه‌ها مشترک است اما شکل و قالب‌های ناهمگون و رنگارنگ، جلوه فرهنگی خاصی را به این آیین‌ها بخشیده است. از موسیقی‌های اقلیمی‌ گوناگون که بر سرودن نوحه‌ها و شیوه مداحی اثر گذاشته است تا پختن خوراکی‌هایی با طعم و مزه‌ای ساده که متعلق به خاک خاستگاه مخصوص خود است. اما آنچه در این میان مهم است راز ماندگاری این آداب و رسوم‌ اجتماعی است. در دنیایی که یکسان‌سازی و شبیه یکدیگر شدن را الگو و اراده انسان‌ها کرده است چگونه شیوه‌های مختلف عزاداری بر یک غم واحد در بن‌بست تاریخ مدفون نشده است؟   آذربایجانی‌ها سمبل‌های ویژه‌ای برای عزاداری دارند استان آذربایجان نمونه‌ای قابل توجه ازاین شمایل متفاوت است. با اینکه در نگاه نخست، کلیات اجرای مراسم‌ ماه محرم در آذربایجان بی‌شباهت به شهرهای دیگر به نظر نمی‌رسد، اما رنگ اعتقادات محلی آذری‌ها در میان عزاداری برای سیدالشهدا به خوبی هویداست. تاکید بر ادای احترام به اسب امام‌ حسین‌(ع) «ذوالجناح» و پخش نذری‌هایی که رنگ و بوی محلی دارد نمونه‌ بارزی از این تفاوت‌های احساسی ظریف و ماندگار قومیست. با آغاز محرم در استان آذربایجان طلب شفاعت از دسته‌های عزاداری امری عادی و معمول است. استفاده از علم و کتل و اسب به عنوان مظهر ذوالجناح سمبل‌هایی است که نمایانگر خاستگاه کوهستانی آذری زبان‌هاست. ترک‌ها معتقدند دادن نذر برای ذوالجناح موجب گشایش امور آنان خواهد شد. حتی مردم در بسیاری از امامزاده‌ها به قربانی کردن گوسفند می‌پردازند و به این طریق از دسته‌های عزاداری امام‌ حسین (ع) پذیرایی می‌کنند. شوشتری‌ها به قدمگاه حضرت عباس (ع) می‌روند عزاداری شوشتری‌ها بخش دیگری از این حافظه ماندگار تاریخی را تصویر می‌کند. عاشورای شوشتر با شام غریبان و حجره‌بندی نمادین در امامزاده عبدالله واقع در جنوب این شهر برگزار می‌شود. عنصر نمایش و حرکت و احترام به حضرت قاسم از ویژگیهای مهم عزاداری این خطه از سرزمین ایران است. در روز عاشورا شوشتری‌ها با حمل دو حجره چوبی به میان دسته‌های عزاداری می‌روند؛ زیرا معتقدند این حجره‌ها متعلق به حضرت قاسم است که تازه داماد بوده و به شهادت رسیده است. نواختن سازهای محلی همچون نی و دهل و طبل و سنچ از دیگر نشانه‌های حضور فرهنگ محلی شوشتری‌ها در این مراسم آیینی است. روز هشتم محرم مردم شوشتر به بارگاهی به نام مقام عباس (ع) می‌روند که بنابر باورهای محلی قدمگاه حضرت عباس (ع) بوده است.     چهل منبر ابتکار عزاداری گیلانی‌هاست در استان گیلان شکل دیگری از چهره متفاوت مراسم‌ آیینی رخ می‌نماید. در این شهر در روز نهم محرم در هر خانه‌ای که مراسم عزاداری برپا می‌کند، منبری نیز در بیرون در انتظار عزاداران است که با برنج و هفتاد و دو خرما به یاد شهدای کربلا از آنان پذیرایی می‌کند. مردم گیلان به برنجی که از این منبر بر‌می‌دارند اعتقاد خاصی دارند و از این برنج برای پختن نذری‌ها و افزایش برکت سفره بهره می‌برند. عزاداری بومی‌ ریشه تاریخی محکمی‌ دارد دکتر مسلم نادعلیزاده استاد دانشگاه امام صادق (ع) درباره ریشه تفاوت‌های فرهنگی مردم که نمادهایش در برگزاری مراسم‌ آیینی متبلور می‌شود می‌گوید: «ما بحثی داریم به نام ارتباطات میان فرهنگی که امروز بسیار مطرح می‌شود. این بحث بدان معناست که آداب، رسوم و اعتقادات متفاوت یک فرهنگ، سبب تحول در مراسم‌ آیینی آنان می‌شود. به عنوان مثال در فرهنگ ایرانی علامت تایید سخنان طرف مقابل، پایین آوردن سر است. اما در فرهنگ آفریقایی بالا بردن سر نشانه تایید سخنان طرف مقابل است که دو برداشت متفاوت از یک موضوع واحد را نشان می‌دهد. ما باید برای شناخت ریشه‌های آداب و رسوم و عقاید یک ملت به بستر تاریخی و اجتماعی و خاستگاه جغرافیایی اقوام مراجعه کنیم. به عنوان مثال در عراق در جاده‌های منتهی به کربلا هیات‌هایی به نام موکب وجود دارند که هرکدام با فرهنگ محله خود به پذیرایی از دسته‌های عزاداری می‌پردازند و با خوراکی‌ای که متعلق به مهمانان عزیزشان در خانه است به استقبال دسته‌های عزاداری می‌آیند. این مسئله شاید در فرهنگ دیگر اصلا معنای قابل توجهی نداشته باشد. وی درباره نهادینه‌شدن یک سبک عزاداری در شهرهای مختلف می‌گوید: «به عنوان مثال در تهران وعظ و خطابه بر رسوم دیگر عزاداری ارجح است. علت این امر هم حضور تاریخی واعظان مشهور و رفت و آمد آنان به تهران بوده است. اما در شهرهای دیگری مثل قزوین یا دامغان یا مشهد و سبزوار تعزیه‌خوانی رواج بیشتری داشته است و معمولا سینه‌زنی و وعظ و خطابه در جایگاه بعدی قرار می‌گیرد. علت این قضیه هم ادیب‌پرور بودن و علاقه به هنر و ادبیات در مناطق حاشیه کویر است؛ زیرا روحیات فردی در دراز‌مدت به ساختن روحیات جمعی منجر می‌شود. به همین دلیل می‌توان گفت مردم این مناطق با تعزیه ارتباطات ماندگارتری برقرار کرده‌اند.» دکتر ناد‌علیزاده به سنت سنگ‌زنی که در روستاهای دامغان همچنان وجود دارد اشاره می‌کند و می‌گوید: «به عنوان مثال در روستا‌های دامغان مردم در هنگام عزاداری دو تکه چوب را بر هم می‌کوبند و معتقدند هنگامی‌ که قبیله بنی‌اسد با اجساد شهدای کربلا مواجه شدند بر سر و صورت خود با سنگ کوفتند که این مسئله به عزاداری‌های آنان منتقل شده است.» وی در ادامه به مراسم عمده نخل‌گردانی در یزد و نواحی مرکزی ایران اشاره می‌کند و می‌گوید: «مراسم نخل‌گردانی همچنان از سنت‌های پایدار عزاداریهاست. در این مراسم نخلی را سیاهپوش و به عنوان نماد تابوت امام حسین‌(ع) حمل می‌کنند و این نخل را که نماد جسد بی‌سر امام حسین(ع) است با شور و هیجان خاصی تشییع کرده و به مویه و گریه می‌پردازند. نکته جالب این است که گاهی داخل این تابوت از هنر آینه‌کاری که متعلق به همان مناطق است نیز استفاده می‌شود.» در بعضی شهرها روز یازدهم محرم تعطیل است   دکتر نادعلیزاده به قدرت ماندگاری سنت‌های محلی اشاره می‌کند و می‌گوید: «بسیاری از این سنت‌ها به قدری قوی و با پیشینه‌های محکم تاریخی وجود دارند که به تقویم نیز وارد شده‌اند. به عنوان مثال در چند شهر کشور روز یازدهم محرم تعطیل رسمی ‌است؛ زیرا از دیرباز مردم یزد و دامغان در روز یازدهم محرم به عزاداری می‌پرداختند. به همین دلیل مدارس و ادارات این شهر نیز در این روز تعطیل رسمی‌ است.» تداوم خرده فرهنگ‌های قومی امتیاز فرهنگی است ناد‌علیزاده درباره تداوم این فرهنگ‌های قومی‌ در گذر زمان می‌گوید: «زمانی که فرهنگ‌ها ریشه‌ای محکم ‌از درون خاستگاه و مناسبات اجتماعی یک قوم داشته باشند امکان تحریف و گم شدن آنها در زمان کمتر است؛ زیرا این فرهنگ به آنان تحمیل نشده است. به عنوان مثال تعزیه یا پرده‌خوانی محصول فکر و چندین هنر قومی مانند موسیقی و تئاتر و شعر و نمایش است که بررسی آن نشان می‌دهد این هنر محصول فکر یک نفر نیست و تنوع افرادی پدیدآورنده آن در طول تاریخ بوده و تداوم این سنت را نیز تثبیت کرده است. وی درباره نقش جنگ در تاریخ ایرانیان و تاثیر این پدیده بر رسوم جاری اقوام ایرانی می‌گوید:‌ «مردم ایران همواره با جنگ و آثار آن در زمان‌های متفاوت درگیر بوده‌اند و مظلوم‌کشی و جنگ بین ظلم و عدالت را بارها تجربه کرده‌اند. به همین دلیل ضربه دیدن از ظلمی‌ که همواره بر آنان رفته است عزاداری را برای بزرگترین مظلوم عالم در وجود آنان نهادینه کرده است.» مراسم‌ آیینی معرفی جاذبه مهم فرهنگی است نادعلیزاده به سابقه تاریخی مراسم‌ آیینی هم اشاره می‌کند و می‌گوید: «اگر به بررسی سفرنامه سیاحان خارجی که در عهد قاجار یا صفویه به کشورمان سفر کرده‌اند بپردازیم متوجه نگاه خاص و دقیق آنان به برگزاری مراسم این‌چنینی خواهیم شد. بسیاری از این سفرنامه‌ها به قدری دقیق و همراه با ذکر جزئیات به این مراسم پرداخته‌اندکه به نوعی منبع پژوهشی برای بررسی آیین‌های ایرانی تبدیل شده‌اند.» به سمت حذف و طرد آیین‌های سنتی حرکت نکنیم دکتر ناد‌علیزاده ضرورت تداوم این سنت‌های متفاوت را یک عنصر فرهنگی طلایی بر‌می‌شمارد و معتقد است: « ما هرگز نباید در مسیر ترک و فراموش کردن اجباری یا اختیاری این سنت‌های گوناگون عزاداری حرکت کنیم زیرا این سنت‌ها حافظ منافع قومی و فرهنگی ما هستند. عزاداری جلوه‌ها و میراث تاریخی ما هستند و باید آنان را به نسل‌های آینده منتقل کنیم. هر چند ما می‌توانیم با نوآوری‌های گوناگون پیرایه‌ها و ایرادات مراسم‌ آیینی را اصلاح کنیم و با ایجاد نوآوری‌های آگاهانه سبب حفظ و ماندگاری آنان در نسل‌های آینده کشور شویم.»     فرهنگ ملی کشورها بی‌شباهت به دریا نیست از اهمیت حفظ و تداوم عناصر فرهنگی بحث و سخن‌های بسیاری به عمل آمده است. همه ما می‌دانیم که نگاه کردن به آینه سنت‌ها در مسیر پیشرفت و جلو رفتن یک جامعه امری ضروریست. اما آنچه در این میان از اهمیت بیشتری برخوردار است این است که بدانیم فرهنگ عنصر زنده و هوشمندی است؛ به همین سبب آداب و رسوم تحمیلی و نامتجانس در درون فرهنگ ماندگار نمی‌شوند و عناصر نامتجانس و ناهمگون هرگز به آن تعلق نمی‌گیرند. به نظر می‌رسد غنای آداب و رسوم‌های قومی ‌از دلایل مهم ماندگاری آنان در دریای خروشان فرهنگ است.   ائین عزاداری در دامغان آیین های عزاداری در دامغان:شهرستان دامغان در ایام سوگواری سالار و سرور شهیدان حضرت امام حسین(ع) از چند روز مانده به آغاز محرم تکایا، مساجد، حسینیه ها و بازار شهر سیاه پوش شده و اهالی نیز با پوشیدن جامه نیلی رنگ، خود را برای برگزاری هرچه باشکوه تر مراسم مهیا می سازند. گستردن سفره های نذر و برپائی مجالس روضه خوانی و مرثیه سرایی، از مهمترین آیین های عزاداری ماه محرم در دامغان است. طوق بندان: یکی از آداب ویژه ایام محرم و سرآغاز شکل گیری دیگر مراسمات عزاداری رسم طوق بندان در شهر دامغان و روستاهای آن است. منظور از طوق بندان جامه کردن (پوشاندن) بدنه طوق با پارچه هایی به رنگ مشکی، سبز و غیره است. در شهر دامغان چنین رسم بوده که بدنه طوقها را در مجمع های مسی نهاده و پس از پوشاندن مجمع با پارچه های مشکی رنگ با حضور جمعیت عزادار بدنه طوق را بهم متصل نموده و پس از جامه کردن طوق از آن هنگام تا پایان ماه صفر طوقها به عنوان نشانه عزاداری همراه با دستجات حمل گردیده و در مکانهایی همچون تکایا و حسینیه ها قرار می گیرند. مراسم طوق بندان در تکایای اصلی شهر طی روزهای ششم تا نهم محرم در دو موعود صبح و عصر برگزار می گردد. بنابر رسمی کهن این مراسم در حسینه ابوالفضل در صبح روز ششم انجام گردیده و پس از آن تکایای خوریا، امامزاده علی ولی، حسینیه دباغان، زینبیه، حسینیه درب قلعه، حسینیه معصوم زاده و حسینیه محله امام. به ترتیب به این مراسم می پردازند. اهالی شهر دامغان در این مراسم حضوری چشمگیر دارند. علم گردشی: در برخی نقاط همچون تویه دروار، بادله کوه، کلاته رودبار و غیره اهالی در روزی مشخص علم روستا را در محل گردانده و همراه با جمعیت عزادار به درخانه های ساکنین روستا می روند. صاحب هر خانه نیز نذورات خود را به بانی علم می دهد.   دسته گردانی: ز دیگر شیوه های عزاداری در شهر دامغان و روستاهای منطقه دسته گردانی بین تکایای محل و یا هیأتهای مختلف شهر، روستا و نقاط همسایه است. این مراسم از گذشته های دور در بین عزاداران نقاط مختلف رواج داشته و از نسلی به نسل دیگر انتقال یافته است. هیأتهای میزبان در روز موعود زمینه را جهت حضور دستجات مهمان فراهم آورده و پس از برپائی عزاداری به نحو شایسته از ایشان پذیرائی می کنند. تعزیه خوانی: هنر نمایش تعزیه در این منطقه از پیشینه قابل توجهی برخوردار است. علاوه بر شهر دامغان در بسیاری از روستاها از جمله بق (بک) گروه های تعزیه خوان متبحر با تجهیزات کامل خود اقدام به برپائی مجالس تعزیه خوانی در طول ماههای محرم و صفر از جمله دهه اول محرم می پردازند. تعزیه های حجه الوداع، مسلم بن عقیل، چهار سردار، متوکل عباسی، شهادت علی اکبر(ع)، شهادت حضرت قاسم(ع)، شهادت ابوالفضل(ع)، بازار شام و غیره در مناسبت های مختلف اجرا می گردد. شیوه های عزاداری در دامغان: زنجیر زنی، سینه زنی، حمل علامت و نشانه های عزاداری، دسته گردانی، روضه خوانی و سنگ زنی از جمله شیوه های عزاداری ماه محرم در شهرستان دامغان است. سنگ زنی: این شیوه عزاداری در روستای صلح آباد مرسوم است. عزاداران همگام با آهنگ نوحه مداح دو چوب دایره ای شکل (سنگ) را که در دستان خود دارند بهم می زنند. سنگ زنی در شیوه های تک ضرب و سه ضرب صورت می گیرد. در نوع تک ضرب چوبها در مقابل صورت و در نوع دیگر به ترتیب در مقابل زانو، در برابر صورت و در پشت سر به هم زده می شود. نشانه های عزاداری: نخل (نشانه تابوت امام حسین(ع))، علم، علامت، طوق، پنجه، بیرق (پرچم) شبیه نعش، خیمه، کتل، صله، عماره، گهواره علی اصغر(ع)، چلچراغ و غیره از نشانه های عزاداری در شهرستان دامغان است. تاسوعا و عاشورا: در این ایام عزاداران در نقاط مختلف با برپائی مجالس روضه خوانی و مرثیه سرایی به سوگواری می پردازند. تعزیه خوانی، دسته گردانی، علم گردشی، و پخت اطعام نذری از دیگر شیوه های عزدارای در این ایام است. شام غریبان: در شام غریبان شهدای واقعه کربلا اهالی هر محل با حضور در مساجد و تکایا در قالب دستجات منظم عزاداری در حالیکه شمع یا فانوسی در دست دارند به دیگر تکایا و حسینه ها رفته و به سوگواری می پردازند. روز یازدهم محرم در دامغان: بدون شک با شکوه ترین عزاداری ماههای محرم و صفر در دامغان در این روز برگزار می شود. دستجات سوگواری نقاط روستایی و دیگر شهرها در این روز از هنگام صبح به شهر آمده و با حرکت زنجیر وار در خیابانهای شهر دامغان به عزدارای می پردازند. حمل نشانه های عزاداری همچون پرچم، پنجه، بیرق، علم و کتل در هر دسته مشاهده می گردد. این مراسم از دو مسیر تکیه ابوالفضل(ع) و خیابان زرجوی شمالی آغاز گردیده و در نهایت در فردوس رضا با برپائی نماز ظهر خاتمه می یابد. برخی هیأتهای شهر در این روز به نشانه میزبانی در پشت سر دستجات و هیأتها حرکت کرده و نخل محله امام را با خود حمل می کنند. در این روز اهالی شهر دامغان عزاداران دیگر نقاط را بر سر سفره های اطعام نذری خود پذیرایی می کنند.   نگاهی به مراسم سنگ‌زنی با قدمت 120 سال در دامغان   مراسم سنگ‌زنی از آیين‌های 120 ساله عزاداری امام حسين(ع)، مردم شهرستان دامغان است، گفت: در يازدهمين روز از ماه محرم، ارادتمندان خاندان عصمت و طهارت(ع) در دامغان با برپايی دسته‌های عزاداری، سينه‌زنی و زنجيرزنی در غم شهادت سرور و سالار شهيدان دشت كربلا حضرت اباعبدالله الحسين(ع) و ‎ 72تن از ياران باوفايش سوگواری كردند. وی خاطرنشان كرد: هزاران نفر از مردم سوگوار و سياهپوش دامغان بر اساس يك سنت ديرينه همه ساله در روز يازدهم ماه محرم با برافراشتن علم‌ها، بيرق‌ها و بستن نخل‌ها اقدام به برگزاری آیين‌های عزاداری می‌كنند و صحنه‌هايی از اسارت اهل بيت امام حسين(ع) و اسرای دشت كربلا را به نمايش می‌گذارند. مسئول روابط عمومی اداره تبليغات اسلامی شهرستان دامغان تصريح كرد: در اين مراسم گروه‌های مختلف مردم اين شهر به همراه عزادارانی كه از روستاهای اطراف به شهر می‌آيند با حركت كاروان‌های عزا در خيابان‌ها، ياد و خاطره ايثارگری و رشادت‌های امام حسين(ع) و شهدای مظلوم كربلا را گرامی می‌دارند. وی عنوان كرد: در آیين سنگ‌زنی، عزاداران دامغانی با در دست داشتن دو تكه چوب صيقل داده شده در عزای سالار شهيدان به سنگ‌زنی و عزاداری می‌پردازند. قاضی‌پور در پايان يادآور شد: اين آيين عزاداری از حسينيه حضرت ابوالفضل(ع) آغاز می‌شود و مردم شيفته خاندان عصمت و طهارت علاوه بر همراهی عزداران، با توزيع نذورات و اطعام سوگواران عشق و ارادات خود را به حضرت سيدالشهدا(ع) ابراز می‌كنند. الی شهر دامغان عزاداران دیگر نقاط را بر سر سفره های اطعام نذری خود پذیرایی می کنند. آیین نخل گردانی در روز یازدهم محرم نیز با شور و حال وصف نشدنی مردم شهرستان شاهرود در این شهر برگزار می شود، در این روز نخل بزرگ شهر شاهرود توسط عزاداران به حرکت در می آید. برای این منظور دستجات عزاداری سطح شهر و روستاهای اطراف با حمل طوق و علم به سمت مسجد نخل حرکت می کنند. پس از قرار گرفتن مردان در زیر چوب های نخل، با ذکر یا حسین نخل را از مسجد به سمت مزار قدیم شهر حرکت می دهند. پس از نوحه خوانی و ذکر مصیبت نخل را مجدداً به جایگاه اولیه باز می گردانند. اهالی نقاط کویری طرود و سطوه در این روز برای عزاداری به مقبره پیر مردان در حومه روستا می روند. در روز 13 محرم (سوم امام) نیز مراسم یقه بندی در روستای نردین (منطقه کالپوش) برگزار می شود، در این روز یکی از اهالی محل در خانه خود طعام نذری پخته و تعزیه خوانان را برای صرف نهار دعوت می کند. پس از نهار یکی از اعضای خانه، یقه تک تک تعزیه خوانان را به نشانه خاتمه عزا می بندد، در بسیاری از نقاط اهالی برای رفع عزا در این روز کوزه ای سفالی را بر زمین زده و می شکنند.   سیب شناسی مراسم عزاداری امام حسین (ع تغییر در مراسم عزاداری طی زمان  شکل گیری نوع خاص دینداری تحت عنوان دینداری عامه با محوریت نیرویی چون مداحان به جای روحانیون یا در کنار آنها می باشد. این نوع دینداری در فرایند تغییر دین به عنوان عنصر مرکزی نظام فرهنگی سنتی به دین مدرن و دین عامه پسند به عنوان عنصر مرکزی جهان مدرن و فرهنگ مدرن ایرانی است. در فرهنگ مدرن ایرانی از بی دینی خبری نیست بلکه از دین عامه پسند خبری هست. بدین لحاظ است که در هر کوچه و برزن در ایران و تهران ما شاهد ظهور و بروز مراسم عزاداری به سبک و سیاق محلی و بومی با محوریت مداحان جدید با موسیقی و متون جدید هستیم. این متون دینی اند زیرا در حوزه دینداری و معطوف به زندگی امام حسین علیه السلام ارائه می شود و در عین حال مدرن است زیرا مرتبط با زندگی مدرن است و علائق و جهت گیری های جهان مدرن از قبیل نیاز به زندگی مدرن و صداهاو نجواهای جهان مدرن در ان دیده می شود. سخن از عشق زمینی در کنار عشق آن جهانی در این نوع دینداری دیده می شود.  در ادامه به اصلی ترین و عمده ترین اموری که در شناخت عزاداری حسینی و تغییرات ایجاد شده در آن لازم است اشاره می شود. در ضمن به ساحت آسیب آن اشاره می شود. 1. اصول عمده در شناخت عزاداری حسینی 2. جایگاه عزاداری امام حسین (ع) در ایران. یکی از اصلی ترین عناصر فرهنگی و دینی جامعه ایرانی در دوران معاصر با محوریت عزاداری عاشورای حسینی قابل توضیح است. دراین عمل فرهنگی و دینی به دلیل فراگیری و نحوه و میزان مشارکت گروههای اجتماعی در شهر و روستا، فضای فرهنگی و دینی جامعه تغییر کرده و در نتیجه بر ساختار فرهنگی و دینی ایران نیز در دراز مدت اثرگذار می باشد. در نتیجه می توان یکی از کانونی ترین عناصر و اجزاء فرهنگ دینی را مراسم دینی و مراسم عزاداری حسینی در ایران بیان کرد. 3. این مراسم به گروه خاصی تعلق ندارد. به همین دلیل هم میل به عمومی شدن پیدا کرده است. در بسیاری از موارد است که ساحت فرهنگ و دین عامه پسند به خود گرفته است. اگر یک گروه خاص درگیر با آن بود، ساخت و ترکیب بندی عناصر آن و نوع رابطه اش با محیط پیرامونی اش متفاوت از آنچه که در زمان حال شاهد هستیم می بود. به طور خاص می توان مدعی شد که این عزاداری متعلق به یک گروه خاص نیست در نتیجه حال و هوی عمومی دارد و هر فرد و گروه اجتماعی و فرهنگی با قبول این مراسم می تواند در آن مشارکت کند. به همین دلیل است که عزاداری حسینی به دلیل نوع تعلق و حضور و ظهور گروه اجتماعی متفاوت از دیگری می شود. عزاداری ترک ها و افغانی ها و تهرانی ها و رشتی ها و ... در تهران و ایران با یکدیگر متفاوت می باشند. هر چند که همه آنها به مسئله مظلومیت امام حسین (ع) در تاریخ اسلام و بعد از آن اشاره می کنند، ولی نوع و میزان استفاده از عناصر مادی و محتوایی در این مراسم از یکدیگر متفاوت می شود. 4. عزاداری حسینی ضمن اینکه زمان مند و متعلق به شرایط خاص فرهنگی و دینی است به اشکال گوناگون در ایران معاصر بازنمایی شده و در زمانها و شرایط جدید نیز اجرا می شود. در قدیم بیشتر سعی بود تا این مراسم در زمان خاص (ایام عاشورا) اجرا شود در حالی که در زمان حال بسیاری ازگروههای اجتماعی در صورت فوت جوانی یا فرد مهمی یا در سالگرد یکی از بزرگان دین (به طور خاص ائمه علیه السلام) اجرا می شود. 5. حضور اشیاء در عزاداری حسینی به اشکال گوناگون معمول شده است. این اشیاء نیز طی زمان زیاد و متکثر شده است. اگر در گذشته از لباس و پرچم های متعدد استفاده می شد در دوره جدید طبل، سنج، زنجیر، دهل و علم، ابزار موسیقی، و ... استفاده می شود. ورود هر یک از این اشیاء در مراسم با منطق و دلیل خاصی و به واسطه گروه و جمعیت خاصی بوده است. به طور خاص می توان به نقش انقلاب اسلامی و نسل انقلاب در این زمینه اشاره کرد. این نسل با شرایط جدید بعد از انقلاب اسلامی به اشکال گوناگون توانسته است اشیاء جدیدی را وارد مراسم عزاداری کند. 6. نقش آفرینی مردم و گروههای اجتماعی در کنار روحانیت نیز قابل توجه می باشد. درگذشته همیشه بین مسجد و تکیه تعارضی دیده می شد. در شرایط جدید در ماه محرم و به طور خاص دهه اول آن تکیه بر مسجد غلبه یافته است. البته یک اتفاق جدیدی در این مراسم پیش آمده است که کمی هم به ضعف تکیه انجامیده است و آن نقش و حیات خیابان وکوچه و فضای باز می باشد. بیشتر مراسم دهه اول محرم در خیابانهای شهرها و روستا ها اجرا می شود. دسته های عزاداری با عناصر آنها در خیابانها جاری شده و بیشتر زمان حضور را به خود اختصاص می دهند. به همین دلیل است که نوع جدایی بین مسجد و تکیه و هر دوی آنها با خیابان پیدا شده است. 7. بیان عام گروهها و دسته های عزاداری در خیابان در مقابل دیگری اعم از گروهها  و اجتماعات رقیب یا رسانه ها یکی از ویزگی های اصلی این عزاداری شده است. در گذشته کمتر مردم عزادار سعی به اظهار حضور جمعی داشتند در حالی که در دوره جدید عزاداران وگروههای متعلق به انها سعی بر ظهور بیرونی دارند. بدین لحاظ تجمل گرایی یکی از اصلی ترین صفت این نوع عزاداری شده است. این تجمل گرایی خود را در قربانی کردن مکرر گوسفند و تهیه غذا برای مردم و عزاداران نشان میدهد. البته استفاده زیاد از حد از وسایل مورد نیاز در این مراسم نیز شاهد دوم تجمل گرایی است. 8. یکی از نکاتی که دراین مراسم به آن توجه شده است و در مسیر این قرار دارد که به عنوان صفت و مشخصه آن درآید حضور مداحان بی نام و نشان و بسیار در عزاداری است. در این مراسم بسیاری از کسانی که مداحی می کنند ناشناخته هستند. یک شبه آمده و ممکن است به زودی نیز از مراسم خارج شوند. صدای خوب داشتن، قدرت وجسارت حضور در جمع داشتن، و رابطه با افراد و گروههای مدیریت کننده مراسم زمینه و شرایط اصلی وارد شدن به عزاداری است  و شروع مداحی کردن است. در حالی که در گذشته به دلیل کمی مداح و عزاداری عمومی، نوع رقابت در کسب و حضور مداح نامدار خاصی بود. در دوره جدید اینگونه نیست. البته مداحان نامدار خود آدابی دارند  و تحت شرایط و موقعیت های خاصی به مراسم وارد می شوند. چون این افراد به اندازه کافی شهرت دارند و هزینه حضور آنها زیاد می باشد مراکز خاصی برای حضور آنها تهیه شده است. بعضی از مساجد یا تکیه های بزرگ و مهم در شهر است که محل حضور مداح مهمی است. 9. رابطه ای که مداح با روحانی پیدا کرده است نیز جالب است. به نظر می آید که در این دوره مداحان به دلیل حضور فراگیر، جای روحانیون را گرفته و بعضا نیز روحانیون دراین دوره شبیه مداحان عمل می کنند. روحانیون نیز دراین دوره مداح می شوند و از وعظ و بحث تاریخی و فقهی اجتناب کرده و بر فضای هیجانی این دوران می افزایند. آنها نیز به مداحی تا وعظ اقدام می کنند. این نوع حضور مداحان به جای روحانیون اگر به دوره و زمان خاص اختصاص داشته باشد، اشکالی ندارد. اتفاقا مناسب هم می باشد. ولی مشکل در جایی است که روحانی ازصحنه اثرگذاری مراسم بدور شده و نقش آنرا مداحان به عهده می گیرند. 10. یکی از زمینه ها  و راههای محوری شدن مداحان در حوزه فرهنگ دینی به تعبیری است که در مورد روشنفکری دینی شکل گرفته است.  اگر دینداری سنتی با محوریت روحانی و مسجد در گذشته تاریخی دینداری ایرانی محوریت داشت و در تقابل با روشنفکری دینی است. در این راستاست که روشنفکری دینی امری خارجی از حوزه دین می شود و برای برخورد با آن از نیروی جدیدی به نام مداحی استفاده می شود. مداحی جدید نیرویی جایگزین برای روشنفکری دینی است. در حالی که مداحی قدیمی در کنار روحانی و دستیار او بوده است. مداحی دیروز نقش ثانوی بود و مداحی جدید نقشی جدید است. نقش جدید که  برای مداحی در جامعه شکل گرفته است همان نقش جایگزین است. 11. یکی از نتایج عمل مداحی در ایران تولید دین عامه است. دین عامه که ریشه آن در درک عامیه از مسائل و امور دارد و از طریق نیروهایی چون مداحی شکل می گیرد. البته در تولید این فضای دیین و فرهنگی روحانیت نیز نقش افرین بوده است. ولی به دلیل حضور رسانه های جمعی و به طور خاص رادیو و تلویزیون در توسعه فضای عامه از دین مهم بوده و سعی دارند تا نقش و اثر روحانیت را کم کنند. البته به دلیل مشروعیت بخشی به رسانه از طرف روحانیت، فضای جدید دینی شکل گرفته است که مداحان در سامان دهی این دین نقش افرین شده اند. مداحان فرصت ایجاد شده را برای خود  مهم تلقی کرده است.  12. از این منظر است که مداحی جدید را آفرینده دینداری عامه می شناسم که خود عافت یا آسیبی برای دینداری سنتی در ایران است. به همین دلیل است که روحانیت سنتی ایرانی به اعتراض به نقش محوری مداحی جدید در حوزه دینداری اقدام کرده است.  این دوگانگی می تواند ضمن اینکه به تحول حوزه دینداری در ایران بینجامد می تواند منشا اسیب های جدید فرهنگی و دینی نیز بشود. زمانی که هر یک راهی خاص بروند و در جهت ارتقاء بخشی به حوزه دینداری بپردازند دوگانگی مفید خواهد بود اگر به جای تلاش خاص و مثبت به تخریب اقدام شود دوگانگی به آسیب های جدید خواهد انجامید. به طور خاص ما با شکل گیری خاصی از دینداری که محوریت آن مداحان باشند تا روحانیون روبرو خواهیم شد که این خود آفت و اسیب بزرگی در حوزه دینداری است. من آسیب شناسی حوزه دین را از این طریق می دانم و احتمال این نوع مسئله داری و مسئله سازی حوزه دین را پیش بینی می کنم.   نکته پایانی دین سنتی و به یک دین عامه و در عین حال رقیبش تحت عنوان دین روشنفکری دست پیدا کنیم در عین حال وجه مشترکی است که این نوع دین، دین سنتی، دین عامه و دین روشنفکری، محرم است؛ محرم استعداد و ظرفیت این را دارد که این سه عرصه را به هم وصل کند؛ یک جاهایی هم خودش عاملی در تغییر دین سنتی که کانونش روحانی و مسجد و مناسبات سنتی است که ساحتی است که نیروهای اجتماعی جدیدی در آن شکل می گیرند که اصلی ترین نیروهی اجتماعی هم مداحانند و مداحان یک جریان و نیروی اجتماعی است که قبل کمتر در دین سنتی وجود داشته و در دین روشنفکری هم که اصلا جایی برایش وجود ندارد. این امر وسیله و بحث مشترکی است برای تغییر انتقال حوزه دین و دینداری از ساحت محدود و خاص به ساحت عام و فراگیر با مخاطبان بسیار. اگر دین شریعتی و مطهری که عرصه دینداری روشنفکری هستند را با دین سنتی کافی و انصاریان و دین عامه منصور ارضی و کسان دیگر را باهم مقایسه کنیم هر سه تای اینها متمرکزند بر مراسم عزاداری ولی خود همین هم در تغییرش اثر دارد و اتفاقا هر سه تای اینها هم در پالایش شان دارند توجه می کنند. هر یک سخن از آسیب و مشکلات حوزه دینداری دارند و در حوزه آسیب های فرهنگی و دینی نیز وارد شده اند. به طور خاص می توان ورود شریعتی و مطهری را به بحث تحریفات عاشورای حسینی مجاز دانست و مداحان نیز به این زمینه وارد شده اند. ورود همه با محوریت مراسم عزاداری مفید است و می تواند منشا تحولات اتی در حوزه دینداری باشد. اگر تلقی های متضاد از مراسم و آسیب ها بشود، تعارض شکل خواهدگرفت. ولی به نظر می اید افزون بر محوریت مراسم، یک وحدت نظر و باور به اصل واحد دیده می شود. همه اینها تصورشان این است که این عرصه عزاداری و این مراسم عزاداری از جایش کنده شده است یکی معیار را مقتل گرفته دیگری معیار را بیان امام حسین (ع) در کربلا می گیرد و دیگری آن روایتی که در مراسم عزاداری در دهه اخیر و امثال آن وجود داشته..... در واقع آسیب شناسی نگاه لغزنده ای است به مراسم عزاداری.   چگونگی تحول ابژه های عزاداری؛ دکتر مهری بهار آنچه برای من دغدغه بود موضوع نسل و ابژه های عزاداری است و تغییر ساختار صوری عزاداری از خلال ابژه های عزاداری موضوع مورد علاقه من است و در پی مطرح کردن این سوال بودم که آیا ابژه ها و مطالعه ابژه ها می توانند موضوعی برای تغییرات اجتماعی سیاسی و فرهنگی محسوب شود و آیا ابژه ها می توانند زمینه ای برای تغییر مراسم عزاداری فراهم کنند . بحث را با این سوال شروع می کنم و مسئله من در این بحث این است که چگونه مراسم عزاداری تغییر می کنند و این تغییر آن چگونه از خلال ابژه ها قابل مطالعه است. ادعایی که دارم این است که مراسم عزاداری در حال تغییر است و این تغییر از منظر ساختاری است و نه محتوایی؛ اگر چه این ساختار متفاوت عزاداری، کماکان تأثیر خودش را بر محتوای عزاداری خواهد گذاشت. اولا بحث ابژه ها و مطالعه ابژه ها موضوع گسترده ای است که هم جامعه شناسان و هم مردم شناسان و مطالعات فرهنگی ها به آن می پردازند. من در باب مطالعه ابژه ها باربط ترین حوزه ها را مردم شناسی می دانم که مردم شناسی از آن نظر که به مطالعه فرهنگ مادی و فرهنگ فرامادی و معنوی می پردازد. در حقیقت یک مردم شناس به آثار و ساخته دست انسان و آن چیزی که صنایع دست انسان است می پردازد و از خلال آن و فرهنگ معنوی آن، آن قوم یا مردم را مطالعه می کند؛ این ابژه ها از منظر مراسم عزاداری به حوزه مردم شناسی خیلی ربط پیدا می کند. مارسل موس بیانی دارد که می گوید: انسان با دستهایش و با انگشتهایش فکر می کند برای همین است که آنچیزی که می سازد در حقیقت فرهنگ است و این فرهنگ به تبع بر صورت فرهنگ و محتوای فرهنگ تأثیر می گذارد برای همین است که من از منظر مردم شناسی به این موضوع می توانم بپردازم به این دلیل که ابژه ها، صورت مادی فرهنگ می شوند و ادعای دیگر من در مورد تحول ابژه ها از منظر مردم شناسی دارم این است که جامعه ما، جامعه ای که مراسم در آن شکل می گیرد یک جامعه ی در حال تغییر است و و جامعه ای که در حال تغییر است در حقیقت این تغییرات را در مراسم خودش به تبع می پذیرد. یعنی اگر ما جامعه ایران را یک جامعه مدرن فرض کنیم یک جامعه در حال تغییر است و ایستایی و ثبات را نمی تواند بپذیرد بحث جامعه مدرن به تبع این تغییرات را برای خودش ایجاد می کند بحث دیگر بحث نسل است که در جامعه ایرانی ما با یک تغییر نسلی- نمی گویم شکاف نسلی- بلکه با یک تفاوت نسلی رو به رو هستیم برای همین است که اگر نسل را به قول بالس به مطالعه ابژه های نسلی بپردازیم که این ابژه های نسلی به تبع در شرایطی که این نسل میاید و می رود و تغییر می کند بپذیریم و آن فضایی که تحت عنوان ذهنیت نسلی شکل می گیرد این ذهنیت نسلی در حقیقت به تبع برای خودش یک ابژه هایی می آورد این است که ابژه هایی که نسل انقلاب برای خودش تعریف می کند که از طریق این ابژه ها به یک هویتی می رسد مطمئناً با ابژه هایی که بعد از جنگ وجود دارد فرق می کند برای همین است که اگر بپذیریم که نسل در حال تغییر است به تبع، آن مراسمی که به عنوان مراسم عزاداری در این نسل شکل گرفته و عامل اجرای آن خواهد بود به تبع، این تأثیر خودش را می گذارد و ابژه های نسلی متفاوت از نسل قبلی می شود اگر مثلا شما ابژه های جنگ را در نظر بگیرید مثل شعارهای انقلابی مثل متون حماسی مثل پرچم های انقلابی، به تبع این در مراسم بعد از جنگ یک مفهوم دیگری پیدا می کند برای این است که از خلال نسل و آن ذهنیت نسلی و آن ابژه های نسلی، می شود این تحول ابژه ها را مطالعه کرد. بعد بحث تکنولوژی، رسانه، تلفیق رسانه مدرن و رسانه سنتی که در جامعه ایرانی، هنر انقلاب اسلامی، تلفیق این دو و استفاده از این دو رسانه سنتی مثل منبر و رسانه مدرن مثل کاست، فکس و چیزهای دیگری که در آن راستا به خدمت گمارده شده اند کمک کردند به اینکه این ابژه ها را در حقیقت ابژه های متفاوت و یا ابژه های جدیدی وارد حوزه مراسم شود. از آنجایی که من این قسمت ابژه ها را که چگونه می توانند در مراسم عزاداری مؤثر واقع شوند را شاید بهترین کسی که می توانم نمونه بیاورم فاستر است که کتابی دارد تحت عنوان جوامع سنتی و تغییرات فنی که فاستر در آنجا می گوید که اگر شرایط تغییر و در حقیقت فراگشت تغییر را می خواهید مطالعه کنید باید به دو تا زمینه توجه کنید: 1-شرایط مناسب و موافق این تغییر است که این شرایط را در جامعه ایرانی من می توانم همان نسل را بگویم جامعه مدرن ایرانی را بگویم و رسانه ها را که به عنوان نمونه در اینجا فرض کردم. دومین فراگشت این تغییر، افراد هستند که این افراد در مراسم، همان عزاداران هستند، عزادارانی که در نسل های بعدی، نسل به نسل که عوض می شود، نسل جوان می آید جوانی که تنوع را می پذیرد هیجان را ی پذیرد، به جای تعمق دوست دارد هیجان داشته باشد حرکت داشته باشد، زیبایی را دوست دارد و شاید دکور و چیدمان ابژه ها را دوست دارد این است که به امر زیبایی بیش از آنچیزی که هست توجه می کند. و همینطور مدرن یعنی چه؟ این تغییرات را که از منظر فاستر گفتم شاید نمونه خوبی باشد می توانیم دنبال کنیم که وقتی در مراسم عزاداری این دوتا فراگشت در حقیقت فراگشت تغییر ایجاد می شود به تبع مراسم، خودش دچار یک تغییراتی خواهد شد. حالا وجود این دوتا شرایط در جامعه ایرانی کمک می کند به ما که ابژه ها هرچند در مراسم باشند- هرچند را به خاطر این به کار می برم که در مراسم سعی می شود که با آن چیزهایی که تغییر ایجاد می شود یا آن چیزهایی که جدید است تعریف می شود با آنها به نحوی ممانعت و مخالفت شود به همین دلیل می گویم که وجود این ابژه ها هرچند در مراسمی که در آن صلابت و استواری و ثبات وجود دارد در آنجا باعث می شود که مراسم تغییر کند. برگردم به بحث اولم که گفتم ربط ابژه ها : 1-از منظر مردم شناسی قابل بحث است. بحث دوم که باز ربط پیدا می کند به یک حوزه دیگر، مطالعات فرهنگی است یعنی مطالعه ابژه ها از منظر مطالعات فرهنگی قابل اهمیت است به دلیل اینکه حوزه مطالعات فرهنگی را وقتی که مطالعه می کنید یه جورایی در آن ساختار شکنی می بینید به بیانی در آن ایستایی وجود ندارد تغییر بیشتر مدنظر است مطالعات فرهنگی خیلی متصل است به زندگی و تجربه زندگی روزمره است مطالعات فرهنگی در آن مقاومت، نزاع و مذاکره است برای این است که اگر می بینید که مراسم عزاداری هرچند با تبلیغ با آگهی، قبل از مراسم عنوان می شود که مراسم باید شکل سنتی پیدا کند می بینید که به تبع هرچه که پیشتر و بیشتر جلو می رویم یه جورایی به زندگی روزمره مردم با تجربه زیسته مردم گره می خورد و در حقیقت توجه به یک جوانانی که قبلاً نمود خیلی خاصی نداشتند و در حاشیه بودند ولی اینها آمدند در بطن هرچند در مراسم خیابانی باشند هرچند که مقاومت شود در مقابل این نوع عزاداری ها ولی در هر صورت این مراسم انجام می شود. در حقیقت من خلاصه کنم بحثم را می خواهم بگویم که تغییر ساختار که ساختار عزاداری باشد بر محتوای آن تأثیرگذار است نمونه اش اهمیت مداحان است که الان به جای آنکه وعاظ، سخنوران و سخنرانان در محور عزاداری قرار بگیرند یک جورایی مداح محوری است؛ تغییر دیگرش توجه به شور است تا به شعور به آگاهی، صدا به جای متن، روزمره شدن به جای سنتهای دیرپای مراسم، تفریحی و شکل کارناوالی پیدا کردن مراسم، حرکت به جای نشستن و تعمق. به تبع این مواردی را که خدمتتان عرض کردم یک آسیبهایی به وجود می آورد که این آسیبهایش را در حقیقت آن کسانی که می خواهند مراسم عزاداری را آسیب شناسی کنند برای آنها قابل تأمل است. ولی من به عنوان اینکه در حقیقت سخنم را به پایان می برم یک آسیبهای محتوایی را ذکر می کنم که فقط به عنوان نمونه ذکر می کنم مثلاً متن است که این متنی که الان شما در عزاداری می بینید متنی است که بیشتر توجه می شود به ذلت ائمه تا به شهامت و شجاعت ائمه، در آن غلو و دروغ زیاد دیده می شود شکل موسیقی فقط اکتفا می شود به مداح یعنی شکل موسیقی از ان شکل شور و چهارگاه و ردیفهایی که برای مراسم استفاده می شود تغییر پیدا می کند، عنصر سازمان در مراسم که خیلی اهمیت دارد این دچار یک مقدار دگرگونی می شود سازمانی که در آن هنجارشکنی مکانی صورت می گیرد یعنی اینکه اگر ما مراسم را به این دلیل مراسم است و به این دلیل مقدس است که زمان و مکان در آن مهم است در مراسم جدید یک جورایی هنجار شکنی مکانی به وجود می آید نمونه اش حسینیه های موقتی است که پارکینگها خرابه ها و جاهایی که در سطح شهر شما می بینید ولی اینها کارکرد مقدس پیدا می کنند به صورت موقتی یعنی اینها از شکل سنتی مساجد، حسینیه ها، تکایای ثابت تبدیل می شوند به تکایای موقت که در آن تقدسش فقط گره خورده تا ده روز نه بیش و بعد از آن دوباره آن مکان تبدیل می شود به یک مکان غیر مقدس. هنجارشکنی در زمان اتفاق می افتد که مراسم از ده روز ماه محرم تبدیل می شود به چندین روز قبل از ماه و به چندین روز بعد از دهه محرم. این است که روزها می آید و می گذرد ولی ما آن تقدس زمانی را فراموش می کنیم فراموش می کنیم که وقتی پرچم ها سر ظهر عاشورا قرار است که به حالت افقی قرار بگیرد به معنای پایان مراسم همچنان در روزهای دیگر تداوم پیدا می کند و این تداوم در حقیقت هنجارشکنی می کند از آن ده روز محرم و اتفاقی که می افتد این است که دیگر، مراسم از مخاطبی که به حالت گزینشی رفتنش به یک مراسم را انتخاب می کند از آن بیرون می آید، مخاطب گره می خورد به یک صنایع فرهنگی و کالاهای فرهنگی که به صورت کاست در می آید و این کاست در حقیقت تحولی که ایجاد می کند این است که از شکل تک جنسیتی در می آوردیعنی اگر قرار باشد که مراسم، مراسم فقط مردانه باشد و مخاطبانش فقط مردان باشند مخاطبانش، مخاطبانی بدون توجه به جنسیت خاصی می باشند در هر صورت نتیجه میگیرم که هر نسلی برای خودش یک ابژه هایی دارد ابژه هر نسل در مراسم عزاداری در حال تغییر است ابژه هایی می توانند باقی بمانند که به ابژه های فرانسلی تبدیل شوند مثل ابژه پرچم. تغییر ابژه ها بر ساختار عزاداری تغییر ایجاد می کند و ما برای مطالعه ابژه ها باید فضای نسلی، ذهنیت نسلی، ابژه های نسلی آنها را که در همگی در حال تغییر هستند را باید مورد مطالعه قرار دهیم و آخرین سخنم اینکه اگر اتفاقی و تغییری در ابژه ها صورت می گیرد انتظار نباید داشته باشیم که این تغییر، یک شبه باشد بلکه به صورت تدریجی این اتفاق می افتد. تغییرات ارتباط‌گران و محتوا در مراسم عزاداری‌های مذهبی در ایران؛ دکتر علی ربیعی  بنده قصد دارم این موضوع را از چند منظر مطرح نمایم.نخست یک دسته بندی از هیئت های عزاداری انجام و بیشتر، جنبه های تغییر در این مراسم و انواع هیئتهای مذهبی را مورد توجه قرارخواهم داد. متاسفانه به رغم اهمیت زیادتغییر و تحولات در حوزه های دینی و مذهبی، خیلی کم این موضوع در محافل علمی مورد مطالعه قرارگرفته است.بدون تردید دین ومذهب در جامعه ایران -چه در جامعه قبل از اسلام و چه بعد از اسلام- نقش بسزایی در تحولات اجتماعی و سیاسی داشته و خود به عنوان یک عامل فرهنگی بسیار قوی در حفظ دوام و بقای جامعه و انسجام جامعه عمل می کرده است. با این وصف، مطالعات زیادی را در این حوزه نمی بینیم. متاسفانه پایان نامه های زیادی را در حوزه تغییرات نگرشهای دینی، به عنوان مثال موضوع تغییرات در مراسم عزاداری، مشاهده نمی کنیم. یکی از علل آن این است که در جامعه سیاست زده ما، امروزه هر گونه نگاه و پرداختن و تحلیل کردن- به خصوص با نگاه انتقادی-برچسبهایی می خورد که تا حدود زیادی تمایل به تحقیق را در این حوزه کم کرده است. به اعتقاد من با توجه به اینکه فلسفه وجودی نظام سیاسی ایران بر هویت دینی و مذهبی استوار است -به خصوص بعد از انقلاب اسلامی ایران- پرداختن و مطالعه پیرامون عناصر، مؤلفه ها، مراسم و مناسک و همه مواردی که به نوعی به این موضوع مرتبط است هم ضروری و هم اجتناب ناپذیر است. عزاداری هایما هم در مساجد انجام میشود و هم در مراکز.مرااکز از حسینیه ها تا قاسمیه ها و اخیراً هم یکی از اتفاقاتی که سه دهه اخیر افتاده،شکل گیری مراکزی غیر مالوف است.ایجاد مراکز جدید دارد افزایش پیدا می کند.چه به القاب ائمه یا القاب اصحابی که در صحنه کربلا حضور داشتند. در گذشته سقاخانه ها، تکیه ها و امامزاده ها معمولاً مکانهایی بودند که مراسمهای مذهبی و مراسم عزاداری امام حسین (ع) در آنها برگزار میشد. مکانهای عزاداری هر کدام ویژگیهای خاص خود را مساجدی که عزاداری در آن برقرار می شود و تکیه و هیئت ها، هیئتهای یکجا نشین و هیئتهای سیارهرکدام تفاوتهای خاصی دارند. مساجدی که به طور سنتی مراسم برگزار می‏کنند، تقریباً ارتباط گرانشان به طور مشخص تفاوتهایی با ارتباط گران سایر مراکز دارند.حتی محتوای پیامهای عزاداریشان دارای تفاوتهایی است. تغییر و تحولات در مراسم عزاداری را در دو دوره زمانی مورد توجه قرار می دهیم. تغییر و تحولات در حوزه عزاداری، پیش از انقلاب اسلامی بیشتر دو منشاداشت.نخست؛ از رفتارهای افرادی از ارتباط گران دکان دار مذهبی بود. به نوعی افرادی که از مراسم مذهبی بیشتر به عنوان دکان استفاده می‏کردند، بیشترین تهدید و انحراف در عزاداری ها را-برای حفظ موقعیت خودشان-با ترویج خرافهو پیرایه زایی از ناحیه اینها شاهد بودیم.  مرحوم علامه محمد تقی جعفری در جمعی نقل می کرد و می گفت:"در اصفهان یک نفر منبر می رفت، خیلی اهل غلو بود و منبرش می گرفت. یک روزفردی که بانی آنجا بود و ما را می شناخت گفت حاج آقا شما بیایید منبر تا مقداری این مردم علمشان هم بیشتر شود. من خیلی مخالفت کردم ولی بالاخره یک دهه رفتم. وز اول که من رفتم بالای منبر، حساب و کتاب کردم دیدم جمعیت آن روز کوفه اینقدر نمی شده و ظاهراً جمعیت اینقدر نبوده است. بعد بحث کردم هدف امام حسین (ع) کشتن انسانها نبوده و اینکه مثلا خضرت عباس شمشیر زد و خون ریخت تا زیر پای اسبش را خون گرفت. این غلط است. روز سوم بانی آمد و گفت حاج آقا خواهش می کنم دیگر شما بالای منبر نروید". یک تهدید هم از حوزه سیاست بوده است. اشعار ناصرالدین شاه را که نگاه کنید همیشه ساخت سیاسی در جامعه ایران از مراسم ها استفاده کرده است.به عنوان مثال، این نوحه مشهوری که در زمان پهلوی اول دم می گرفتند و با سرهای گل مالیده و پاهای گل مالیده در میدان ارک تهران میگفتند "اگر در کربلا قزاق بودی/ حسین تشنه لب تنها نبودی". یک بخشی از تحریف همیشه از ناحیه ساخت قدرت بوده است. یک نوع تحریف متعلقبه دوران جدید و اخیر است.بخشی از این تحریفی که دارد صورت می گیرد امروز بیشتر ناشی از فرایند ارتباطات وبه دلیل تغییرات در سبک زندگی، تغییر در محتواهای پیامها و نوع انتقال پیام است. هم چنین وابسته به ارتباط گران جدیدی که در نسل جدید وارد مراسم ها شده‏اند نیز هست.در این تحقیق یک تقسیم بندی زمانی از گذشته و حال انجام گرفته است.متاسفانه جامعه شناسی ما نیز در زمینه مساله ی عزاداری در ایران نمی تواند تعبیر خوبیارایه کند- به خصوص جامعه شناسی سنتی- جامعه شناسی سنتی بیشتر کارکردهای عزاداری را مورد توجه قرار می‏دهد و از آن وجهی که ما از عزاداری احساس می کنیم، یا محتوای عزاداری هاتحلیلی نداریم. البته جامعه شناسی سنتی ما- منظورم جامعه شناسان ما نیست- آن چیزهایی را که ما در ادبیات نظری سنتی داریم مطالعه می کندو کارهای تبیینی نسبت به این حادثه و حتی کتابهای مشهوری  هم که در حوزه جامعه شناسی کار کرده‏اند، بیشتر به کارکردها معطوف هستند و عناصر این چنینی را در آن بررسی کرده‏اند. شاید در مباحث فرهنگ روزمره ودر نظریات ارتباطات، انسان شناسی و مردم شناسی بهتر بتوانیم این موضوع را بررسی کنیم. در دسته بندی قبل از انقلاب، اعم از هیئت های یکجا نشین، هیئت های سیار و هیئتهای مسجدی، ما سه نوع هیئت داریم.عنوان یک دسته "هیئتهای سنتی". این دسته اکثریت هیئت ها را تشکیل می دادند که به مثابه سازمانهای اجتماعی- مذهبی عمل میکردند.ارتباط گران آنها دارای سلسله مراتب مشخص بودند. یکی از مهمترین این ارتباط گران در مراسم عزاداری ها، نوحه خوانها هستند. در این مقال فرصت نیست که من انواع ارتباط گران و طبقه بندی آنها را بیان کنم. مطالب قابل توجه و جالبی در این زمینه است و این کهدر حال حاضر چگونه دارند تغییر می کنند. در بررسی ارتباط گران و نوحه خوانهای مشهور این دوره، مثلاً سلیم مؤذن زاده اردبیلی، در میان آذربایجانی ها برای خود جایگاه و نقش مهمی دارد. از این تیپ ها هم در هیئتهای فارسی زبان و هم در هیئت های عرب زبان هم می توانیم پیدا کنیم.این افراد ستاره نیستند ولی افراد مشهوری هستند که دعوت می شوند، جا افتاده اندو مورد توجه هستند.این مراسم هابا "محرم آمد و عیدم عزا شد" شروع می شود و تا شام غریبان با " شام غریبان حسین امشب است ..." و "طفل یتیمی ز حسین گم شده ..."به پایان میرسید.  یک دسته هیئت هم داشتیم که "هیئت های انقلابی –سنتی" پیش از انقلاب بودند. هیئت های انقلابی- سنتی از نظر تمرکزی بیشتر در منطقه متوسط نشین و بازاربودند. این هیئت های انقلابی- البته این یک قاعده نیست-در اواخر دهه پنجاه در مناطق جنوب شرقی و جنوب غربی شهر تهران و با پایگاه اجتماعی دانشجویان فرودست گسترش یافتند.در این هیئت ها امثال آقای هاشمی،آقای لاهوتی، آقای ناطق نوری، آقای معادی خواه و آقای عبدوست و افراد دیگربودند. این افراد سخنرانی های انقلابی داشتند کهاتکای اصلی این هیئتها بر سخنران استوار بود.به عنواننمونه،در تهران میتوان بههیئت فاطمیوناشاره کرد.اینها بانی های مشخص انقلابی داشتند. دسته دیگر هیئت ها در پیش از انقلاب، هیئت های انقلابی - روشنفکری بودند. حسینیه ارشاد را میتوان الگوی این دسته نامید.محور این دسته سخنرانان غیر روحانی دانشگاهی بودند.پس از انقلاب این دسته بندی یک مقدار باقی ماند. پس از انقلاب، سنتی ها بخشی از هیئت ها را کماکان ادامه دادند. این هیئت های سنتی- به عنوان مثال هیئت های محلی، هیئت های قومی، شهری و روستایی مانند اردبیلیهای مقیم تهران وخرم آبادیهای مقیم تهران- هرکدام بخشی از نیاز های جامعه را پاسخ میدادند. بخش دیگر هم هیئتهای محلی است که میتوانبه هیئت  بچه های محله فلان و فلان جا اشاره کرد. این دسته هنوز هم ساخت خودشان را داشته و ادامه حیات میدهند. بخشی از این هیئت های سنتی، پس از انقلاب و به مرور زمان ، در قابل هیئت های نوع چهارم بروز نمودند. اما  بخشی از آنها هنوز با همان ارتباط گران، به اشکال سنتی ادامه میدهند. یکی از تغییرات عمده این نوع هیئتها در محتوی، به تهبیری تغییر روند هیئت ها از شعور به شعار بوده است. یکی از نقشهای مهم در هیئتها، جایگاه آموزش آموزه های دینی بود، که از مسئله گو شروع میشد و تا خطیب، سخنران، واعظ و عالم امتداد می یافت.  یکی از خصلتهای دوران جدید این است که عالمان در هیئت ها دیگر کمتر حضور دارند و همچنان این روند ادامه دارد. نه تنها نقش عالمان، بلکه مساله گو ها نیز کم شده است. در این دوره ،  در هیئت ها مداحان هستند که نقش اصلی را دارند. هیئتهای نوع دوم، باز هیئتهایی هستند که من به اصطلاح اسمشان را رسمی-انقلابی گذاشته‏ام و هنوز یک اسم مناسب برای آن پیدا نکرده ام. هیئتهای رسمی و هیئتهای انقلابی بیشتر شاکله شان در بسیج محله ها ست. این عزاداریها بیشتر در مساجد خاص ساماندهی میشوند. مداحان این هیئتها دارای تیپ خاصی هستند. در این طیف مداحان که اینجا بحث می کنیم، یک عده ای مداحان ستاره ای مطرح و چهره میشوند و به دلیل پوشش رسانه ای زیاد صدا و سیما این مداح ها رشد می کنند. حتی در سیر تحول خواننده های تلویزیون هم بخشی از آنها خروجی این فرآیند هستند. مداحان این هیئتها، امروز دارند به خواننده های پاپ سبک نوتبدیل می شوند. نوع سوم، پس از انقلاب هیئتهای روشنفکری انقلابی در اشکال جدید ادامه فعالیت دارند. به دلیل داشتن محدودیتهای سیاسی رو به کاهش هستند. این هیتها در منازل و برخی حسینیه ها- که از پیش از انقلاب پایگاه سنتیشان بود- تشکیل می شوند. نوع چهارم از هیئتها که بر روی تحولات عزاداری ها تاثیر زیادی دارند را، در این تحقیق با عنوان "پوپلارژیگولی" مطرح میشوند- به دلیل اینکه نتوانستم نام دیگری برای اینها جایگزین کنم- در این هیئتها بیشتر از سازهای موسیقی استفاده میشود و ترکیب مشارکت دختر و پسر شکل سنتی ندارند. سبک خواندنشان کاملا به روز بوده و آهنگهایشان، بسیار شبیه آهنگ های به اصطلاح "رپ" است. در هیئتهای سنتی همچنان محور سخنران است و مداح نیز در کنار آن مطرح است. در هیئتهای انقلابی، بر خلاف تصور، مداحان محور قرار گرفته و سخنرانیهای عالمانه کمرنگ شده است. اتفاق دیگر در حال وقوع در این طیف، مواجه شدن با نسلی از مداحان هم نام است که به اصطلاح، مانند سوهان فروشی ها در قم با عنوان "حاج حسین سوهانی و پسران" هستند. نسلی از مداحان که مداحان خانوادگی بوده و اسم آنها به "برند" تبدیل شده و این مساله در هیئتهای انقلابی در حال جا افتادن است. در این نوع هیئتها، همچنان که اشاره شد محوریت با مداح بوده و چدیده جدیدتر، چاپ پوسترهای تبلیغاتی با عکس مداح میباشد. در حالیکه تا پیش از این چاپ عکس مرسوم نبود و صرفا اسم ذکر میشد. امروز شما میتوانید عکسهای روتوش شده مداح ها را در اطراف شهرها ببینید و در پایین تبلیغات چاپ شده هم با فونت ریز می نویسند "سخنران، فلانی". امروز، مخاطبان این هیئتها به مجلس فلان مداح ! میروند نه مجلس عزاداری با فلان سخنران. در طبقه پوپلارها نیز حتی هیئت یک نوحه خوان خاص مطرح است. در این هیئتها اساسا سخنران وجود ندارد و کاملا محور نوحه خوان-خواننده- است. استفاده از ساز در این هیتها معمول شده است. برخلاف دو نوع پیش گفته، در هیئتهای روشنفکری دینی محور سخنران است و اتفاقا نقش نوحه خوان و نوحه- به سبک امروزی- در این دسته بسیار اندک است. در بررسی انقلابی ها و پوپلارها، پایه‏گذاری سبکهای جدید موسیقی و اشعار را مشاهده میکنیم. البته بروز این اتفاق در پوپلارها شدت بیشتری دارد. از جنبه ای دیگر، بررسی ها نشان میدهد هیئتهای سنتی  غیر سیاسی اند و بیشتر در قالب قومی، محلی و محله شکل میگیرند. بانی های مشخص دارند که با یک شخص یا تعدادی افراد همفکر اداره میشوند. مشارکت کنندگان مذهبی این دسته نیز سنتی بوده و غالب این هیئتها عقبه جلسات هفتگی و ماهانه دارند. یعنی در روزهای مشخص و خاص و مراسمها دور هم جمع می شوند که اوج آن در دهه نخست محرم است.البته نوعی از تحریف و انحراف را هم در این دسته شاهد هستیم. مانند قمه زنی و زنجیر زنی های افراطی. در هیئتهای انقلابی نیز خود زنی، سینه زنی های افراطی و برهنه شدن افراطی قالب مشاهده است. پوپلارها فقط در ایام دهه محرم دور هم جمع می شوند. مکانهایی غیر ثابت دارند که مکانهایشان غیر از حسینیه هاست. آنها یا یک مدرسه را به عنوان محل برگزاری انتخاب کرده، یا چادر می زنند و یا معمولا در زیرزمین خانه ها هیئت را به پا میکنند. این دسته خیلی بانی مشخص نداشته و غالبا از نوع هیئتهای یکجانشین هم نیستند. مشارکت کنندگان آنها را عموم تیپهای اجتماعی و در طیفی از تقید به شعائر دین تشکیلی میدهند. اما هیئتهای رسمی-انقلابی، بیشتر در مساجد هستند- مانند مسجد ارک تهران و حسینیه هایی که بسیج پایگاه آنهاست- از نیروهی بسیجی تا افراد عادی جامعه با پرایشات مختلف، در مراسمهای این دسته شرکت می کنند. این گروه امروزه  تا حدود زیادی سیاسی شده و نوحه خوانهای رسمی و سیاسی دارند. در یکی از همین مراسم های نوحه خوانی، چندی پیش مثلا حکم قتل یک فردی هم صادر شد. یعنی در یک مراسم مذهبی و عزاداری، حکم یا فتوای قتل فردی و یا مجوز آن داده می شود. اینها هم جزء آسیبها و انحرافات این مجالس است. اما در روشنفکریها، بانی هایشان جمعی یا فردی است و معمولا از افراد قدیمی متمول هستند. مشارکت کنندگانشان تیپ های اجتماعی از طبقه متوسط و تیپهای موسوم به روشنفکری بوده و سبک سینه زنی خاصی ندارند. مراسم عزاداری آنها بسیار آرام و کوتاه میباشد. از جمله مصداقهای این دسته می توان به ملی- مذهبی ها اشاره کرد. وجهی از تقلیل گرایی عزاداری سنتی را مشاهده مینماییم. به عنوان مثال در شب احیا، مراسم قرآن به سر گرفتن را در ذکر "بک یا الله" تمام میکنند. نوع دیدی که تقلیل گرایی خاصی دارد و از مناسکی که فرهنگ عامه جامعه با آن اجین است، تقریبا دور است. این دوری را میتوان جزو آسیبها برشمرد. در انقلابی- سیاسی ها، یکی از مهمترین تغییرات همان بحث کمرنگ شدن منبر و علما و پر رنگ شدن میکروفون- میکروفون جای منبر- و مداح است. منبر در هیئتهای سنتی و عزاداری سنتی نقشی اساسی داشت ولی امروز میکروفون – منظور از میکروفون آواها و نوحه خوانی هاست که از طریق میکروفون انجام می شود- و سیستم صوتی پررنگ است. گره‏زدن عزاداری به اتفاقات سیاسی نیز پررنگ شده است. گره زدن شور مذهبی به رفتار اجتماعی و سیاسی،  در این نوع عزاداری ها رخ می دهد. مشکل این اتفاق این است که فردی که از این طریق با مسایل سیاسی روز گره می‏خورد، اگر با یک اتفاق خاص از آن چیزی که به آن گره خورده بِبُرد، از آن مبدا شور نیز خواهد ‏بُرید.  وقتی که شور با یک رفتار اجتماعی -سیاسی خاص گره میخورد، آنوقت که آن مساله یا پدیده خاص مورد نقد و تجدید نظر قرار می گیرد، منشا آن هم احتمالا مورد تجدید نظر قرار خواهد گرفت. در وجهی دیگر از آسیبها میتوان به تعریفهای روایتی از عاشورا، شعارگونگی مراسم، غلبه وجه احساسی، کم شدن تفهم دینی، انقطاع از فلسفه اصلی تاریخی این مراسم در هیئتهای مورد اشاره، هیئتهای پوپلار و برخی از هیئتهای سنتی اشاره کرد. شواهد، حاکی از روند رو به کاهش تعداد هیئتهای سنتی است. در حالیکه هیئتهایی که با بودجه عمومی تقویت مالی می شوند، در حال رشد و تداوم هستند. هیئتهای پوپلار هم خیلی متکی به مسایل مالی نبوده و تعدادشان رو به گسترش است. رشد هیئتهای عامه پسند ژیگولی-بدون توجه به نقش و آثار معنوی هیئت- یکی از دیگر تغییراتی است که در حال رخ‏دادن است. غلبه جنبه تفریحی شرکت در هیئت و مراسم عزاداری، به دلیل ورود سبکهای موسیقی و اشعاری که با "پاپ خوانهای آن‏ور آبی" مطابقت دارد، بیشتر است. ارائه برداشتهای شاز مذهبی در مراسم های امروزی، بدون در نظر گرفتن سایر ابعاد آن، یک نوع فاصله گیری از اصالت و روح مقدس این مفاهیم است.  در روشنفکری انقلابی، اگر بخواهم آسیبها را بگوییم، هیئتهای نسل اول مانند حسینیه ارشاد، تاثیر زیادی در گفتمان دینی انقلابی آن دوره داشتند. مفاهیمی مانند انتظار و شهادت که مفهوم‏های تکرار شونده در مراسم عزاداری بودند، واقعا با گفتمان سازی صورت می‏گرفت. یک موضوع دیگر، بحث رسانه ها و عزاداری است. رادیو و تلویزیون تأثیر زیادی در تغییرات عزاداری سنتی  داشته است. پیش از این سایر رسانه ها تاثیر زیادی بر عزاداری نداشتند. به عنوان مثال در هیئتها گذشته، مطبوعات خوانده می شد و شبهای جمعه یک روزنامه خوان می آوردند و اخبار را در هیئتها می‏خواندند. اما تلویزیون- به خصوص بعد از انقلاب- باید یک تجدید نظر اساسی در کارکردهای خود داشته باشد. تلویزیون میخواهد جای هیئتهای مذهبی را بگیرد. لذا خیلی ها ترجیح می دهند که پای تلویزیون قرآن به سر بگیرند و عزاداری کنند. این اتفاق در فضای مجازی نیز در حال رخ دادن است. این اتفاق، خاصیت اصلی و هدف اولیه هیئتها را که به اصطلاح ایجاد ارتباطهای تعاملی در هیئتهای عزاداری است، و خصلت جمعی بون و وجود مشارکت را از آنها میگیرد. یکی از کارکردهای منفی دیگر تلویزیون در دوره های اخیر، سبکهای خاص به اصطلاح مداحی و مداحان ستاره شده است. یکی دیگر از آسیبهای تلویزیون به اعتقاد من، امتداد عزاداری ها ست. تکرار این اتفاق در تلویزیون، باعث تمایل کمتر به مشارکت -حتی در عزاداری ها-  می‏شود. به نظر میرسد انجام یک سنجش علمی در این زمینه ضروری است. معتقدم که شدت عزاداری در تلویزیون، باعث نوعی کاهش تمایل به عزاداری در برخی از اقشار اجتماعی خواهد شد یا شده است. حتی اگر عمومیت هم ندهیم، در برخی از طیف ها به وجود آمده است. همانگونه که بیان شد، آسیب هیئتهای عزاداری امروزی، عبور از "عالم محور"و "مساله گو" محور بودن و تبدیل شدن به "مداح محور" است. و در این زمینه تلویزیون باید بخش شعوری مراسم عزاداری را تقویت کند. مناسفانه پخش روضه های غیر متعارف از تلویزیون که صرفا در مجالس خیلی خاص خوانده می شود را شاهد هستیم. مساله دیگر، نمادهای جدید پسا صنعتی یا همین دوران فضای جدید ارتباطی و مراسم مذهبی است. به عنوان مثال"شمع برقی" را برای مراسم شام غریبان مشاهده می کنیم. این موضوع به شکل دیگری، در نصب قرآن خوانهای دیجیتالی و پولی در مراکز مذهبی قابل مشاهده است. حتی در برخی امامزاده ها و مساجد نوشته ای می بینید که "پول بیاندازید تا به جای شما قران بخوانیم". در حالیکه فلسفه قرائت قرآن، رجوع، تلاوت و درک آن است. امروزه ما شاهد به اصطلاح عزاداری های مجازی نیز هستیم و در برخی از سایتها هم عزاداری های مجازی را می توان دید. البته پاسخ به سوالات در فضای مجازی اتفاق خوبی است، ولی عزاداری های مجازی -خیلی شدیدتر از تلویزیون- تاثیری که عزاداری های حضوری دارند را از آنها می‏گیرند.   مناسک عزاداری و دین عامه؛ دکتر جبار رحمانی موضوع بحث من پیرامون مفهوم مناسک عزاداری و آسیبهای عزاداری و دینداری عامه است. قبل از پرداختن  به این بحث لازم تا چند موضوع را به عنوان مقدمات و بحثهای اولیه مطرح کنم. به عنوان مقدمه اول، یک ضرورتی که ما در ایران باید تکلیفمان را با آن روشن کنیم، بحث تیپولوژی دینداری است. ما هنوز بر سر این قضیه اجماعی نداریم. این بحث از دیدگاه انسان شناختی و جامعه شناختی نتایج و پیامدهای خیلی زیادی دارد. البته چون تمرکز من بر وجه انسان شناختی قضیه است. مساله اینست که این انواع و سبکهای دینداری که در جامعه مومنان متناسب و با قشربندی های اجتماعی مختلف وجود دارد ، چه ویژگی هایی دارند، چه خصایصی دارند و یا چه زمینه های اجتماعی دارند و در نهایت چه دلالتهای فرهنگی دارند. باید به یک نکته خیلی ساده و اما کلیدی دقت کنیم که این مراسم عزاداری برای قشر بالا ( اگر قشربندی سنتی را استفاده می کنیم) یا برای طبقات بالای ما همان معنایی را ندارد که برای طبقات پایین دارد. آن معنایی که در عزاداری محرم، برای قشر نخبگان وجود داردف همان معنایی را ندارد که برای عوام و عامه مردم دارد. در این مبحث، تأکید من بر روی دینداری عامه است. پس به عنوان مقدمه اول، نکته اصلی این است که ما اول باید یک تیپولوژی دینداری داشته باشیم که بدانیم بحث عزاداری را در چه فضایی مطرح می کنیم.  نکته دوم اینست که در هر کدام از این تیپولوژی ها ما یک کانون آیینی یا به تعبیری دیگر آیینهای کانونی داریم. این کانون دینداری بگونه است که گفتمانهای دینی حول آن خودشان را ساماندهی می کنند. به عنوان مثال، در گذشته و در اوایل تاریخ اسلام، تشیع به مفهوم تاریخی اش عزاداری را در میان علما داشته، ولی در علما عزاداری مفهوم یک مناسک کانونی را نداشته، هرچند یک منسک مهم محسوب می شده است. عزاداری محرم اهمیت خودش را داشته اما کانون دینداریشان نبود. اما در همان عرصه یا گونه ای از دینداری که می توانیم اسمش را دینداری عامه بگذاریم، عزاداری به یک امر کانونی تبدیل می شود. مقدمه بعدی بحث من در مورد تعبیر یا تفسیری است که ما از مفهوم مناسک و آیین داریم. عمدتاً ما از مفهوم آیین، درک تقریباً ایستا و انفعالی داریم. آیینها عمدتاً تابع در نظر گرفته می شوند. اگر به نظریه پردازان متأخرتر در حوزه انسان شناسی مانند راپاپورت یا گیرتز توجه کنیم. رویکردهای این محققان نکته خیلی خوبی را نشان می دهد: آیین یک فرایند پویایی است که در بستر آن دین به مفهوم انسان شناختی و جامعه شناختی اش ساخته می شود. ، بنابراین این فرایند پویای آیینی به طور پیاپی دین را ساخته و بازسازی می کند. آقای دکتر ربیعی نکته خوبی را اشاره کردند: بحث تغییر در مناسک و هیات ها.  تغییر ویژگی اصلی اشکال تاریخی دین است. آن دینی که می توان نام آن را دین مومنان گذاشت، یک برساخته فرهنگی و آیینی است که در آیینها ساخته می شود. درکی که مردم از امر قدسی  و مقدساتشان دارند، در خود آیینها شکل می گیرد. آیینها و مناسک مذهبی همبستگی متقابلی با نظامهای فرهنگی اجتماعی دارند؛ هم تأثیر می پذیرند و هم تأثیر می گذارند. یعنی فقط تغییرات اجتماعی نیست که تغییرات آیینی ایجاد می کند. ما حتی با تغییرات آیینی مان تغییرات اجتماعی هم ایجاد می کنیم و علاوه بر این مباحث در بحث آیینی باید دقت کنیم آیینها را ما باید به صورت نظامهای آیینی در نظر بگیریم. هر نوع دینداری را که ما تشخیص دهیم، دارای آن یک سیستم و نظام آیینی (همراه با آیین های کانونی خاص خودش) است. این نظام آیینی با یک مجموعه متونی ساماندهی می شود. برمبنای این نگاه می توان به سراغ دینداری عامه مردم رفت. من مجبورم یک تفکیکهای ساده شده ای را مطرح کنم. بحث دینداری عامه مردم یا همان عوام از دینداری  اقشار سنتی و اقشار مدرن و سایر اقشار مرفه و بالا دست جامعه متفاوت است. زمینه ها و دلالت های انسان شناختی و جامعه شناختی خاصی دارد که اینجا به آن نمی پردازیم. دینداری عامه مردم –عوام- ویژگی خاصی که دارد اینست که خیلی ملموس گر و مسوس گراست. این نوع دینداری امر قدسی را از کانالهای ملموسی برای خودش متجلی می کند. در الگوی سه گانه دینداری معیشت اندیش، تجربه اندیش و معرفت اندیش، دینداری معیشت اندیش کاملاً وجه اساطیری دارد و اسطوره هایش هم خیلی ملموس است و امر قدسی را در جریان زندگی عادی مومنان تسری می دهد. سنتهای عزاداری و تحولات تاریخی که این آیینها داشته اند و در قشربندی های اجتماعی مختلف، متفاوت بوده است. آنچه که در زورهای اولیه پس از واقعه کربلا رخ می دهد، در مفهوم انسان شناختی اش، یک آیین بزرگداشت و تکرار شونده نیست. ان مناسک، آیین بزرگداشت یک شخصیت اساطیری نیستف آیینی است که برای مرگ یک عزیز، یک رهبر، بزرگ خاندانی گرفته می شود. عزاداری به عنوان آیین دقیقا از حرکت توابین شروع می شود که بواسطه حرکت خاص انها، مناسک عزاداری به مناسک  ایدئولوژی سیاسی تبدیل می شود. ریشه آیینی شدن مناسک محرم در اصل از همانجا بود. وقتی که دوره امویان و عباسیان سپری می شود یک تحولی در عزاداری پیدا می شود، و ما همچنان در دوران پس از این تحول هستیم، یعنی آیینهای عزاداری از یک ایدئولوژی سیاسی به یک ایدئولوژی فرهنگی و اجتماعی تبدیل می شود، یا به تعبیر دیگر به نظامهای فرهنگی و اجتماعی و مذهبی تبدیل می شوند. عزاداری می شود کانون اعتقادات شیعه.  نکته مهمی که بعد از صفویه و تثبیت تشیع در کل ایران می بینیم اینست که مناسک عزاداری به عنوان آیین محوری عامه در کل جامعه رسوخ پیدا می کند و در مهمترین نقاط کشور شما می توان آن را دید. در گزارشهای تاریخی که هست روضه خوانهای آن زمان سوار بر اسب و الاغ می شدند و به روستاهای دورافتاده می رفتند تا بتوانند تشیع را با عزاداری محرم و ماجرای کربلا به مردم آنجا معرفی کنند. از طرفی هم مهمترین موضوعی که گفتمان عزاداری را برای مردم بیان می کرده، کتاب روضه الشهداست. این امروزه نیز بیش از همه در فضای گفتمانی این کتاب عمل می کنیم. گفتمان عزاداری ما هنوز نتوانسته خیلی از چارچوبهای گفتمان کتاب روضه الشهدا فراتر برود. با همه این تلاشهایی که علما یا روشنفکرهای مدرن کردند، هنوز نتوانستند این چارچوب را بشکنند و یک چارچوب جدیدی جایگزینش کنند.  نکته ای که من باز به آن تأکید می کنم این است که در حوزه عامه مردم، درک آنها از مقدساتشان از خلال این مناسک به درون زندگی آنها تسری پیدا می کند؛ یعنی عامه مردم وقتی می خواهند خدا را بفهمند یا امر قدسی شان را تجربه کنند بهترین جایی که در آن این مفاهیم را تجربه می کنند، آیینهایشان است. ما بدون تجربه آیینی امر قدسی نمی توانیم درک درستی از آن داشته باشیم. از طرف دیگر عامه مردم هم بیشترین مشارکتشان و حتی برای عده اندکی از آنها تنها مشارکت آیینی شان در مناسک عزاداری است. منظور من از این بحث این نیست که کل تشیع را تقلیل بدهیم به عزاداری ها و بگوییم تشیع دین عزاداری است، بلکه منظور من اینست که تشیع، کانونش عزاداری است، همه نظامهای آیینی و همه نظامهای باورهایشف حول این عزاداری شکل می گیرد. البته همین مساله در اقشار مختلف متفاوت است. در عامه مردم، عزاداری کانون نظام آیینی آنهاست،‌ اما در سایر اقشار مثل هیات های مذهبی روشنفکران مدرن، مناسک عزاداری، مناسک کانونی انها نیست. بر این اساس باید سلسله مراتب و تیپولوژی خاصی برای عزاداری قائل شویم و مخاطبان را در برنامه ریزیهایی که در آینده داریم با نگاهی متفاوت ببینیم. با این دیدگاه می توان به مقوله آسیب شناسی هم پرداخت. من خودم با مقوله آسیب شناسی موافق نیستم، چون یک اصطلاحی است که به تعبیر محققان مطالعات فرهنگی، از موضع قدرت است. اگر می توان به سادگی در یک انجمن علمی و در فضای دانشگاهی، جلسه ای برای آسیب شناسی عزاداری عامه مردم برگزار کرد، آیا متولیان این جلسات جرات و جسارت این را دارند که آسیب شناسی هیاتهای رزمندگان، یا آسیب شناسی عزادرای های علما را بگذارند.  آیا متولیان این کار می توانند جرات این کار را داشته باشند. با نگاهی به این مساله به خوبی می توان دید که موضع قدرت شماست که به شما این اجازه را می دهد که چیزی به نام آسیب شناسی عزاداری بگذارید و بعد هم بیایید از مقوله هایی به نام تحریف، مقوله هایی به نام خرافه خیلی راحت حرف بزنید. آسیب شناسی در ایران یک مشکلش این است که از موضع قدرت وارد می شود و همیشه دو واژه در کنارش وجود دارند که بار ارزشی و اخلاقی زیادی هم دارند: یکی تحریف است و دیگری خرافه. معمولاً دینداران سنتی تاکیدشان روی تحریف دین است و گاها خرافه را هم استفاده می کنند، ولی ثقل حساسیت شان روی مفهوم تحریف است. دینداران مدرن یا روشنفکر نیز تاکیدشان بر روی مفهوم خرافه است. این دو واژه مثل دو لبه قیچی است که دو قشر نخبه ما با آن به نقد و گاه سرکوب دینداری عامه مردم می پردازند. از یک طرف به عوام می گویند که  می گویند شما عزاداری و دین را تحریف کرده اید و از طرف دیگر می گویند این رسوم عزاداری، خرافه است. نکته ای که در پس واژه ها و مفاهیم  آسیب شناسی و تحریف و خرافه است، اینست که در این رویکرد، منتقد یک نوع دینداری را در پس نگاهش مفروض گرفته است. این پیش فرض، دینداری ای است که به نظر او، دینداری اصیل است و عملاً آن را پذیرفته و می خواهد معیارهای متناسب با آن را جا بیاندازد. در این نوع نگاه ها، آنچه فراموش می شود، نگاه خود عامه و عوام به دینداریشان است. عامه مردم دقیقا برای یک عمل دینی به عزاداری می روند نه برای ذلت و اباهه گری، درست است که تفریحی هم شاید در کنارش باشد و دوستانشان را ببینند. و یا مومنان حضور در فضای اجتماعی و جمعی را بواسطه این مناسک بدست آورند، ولی قبل از همه این کارکردهای غیر مذهبی،‌ عوام برای اعتقادات دینی شان به این مناسک می روند. یک راه ساده برای وجه اعتقادی مشارکت در این مراسم در نزد عوام اینست که یک تلنگری به اعتقادات این مردم زده شود، آنگاه ببینیم که چه واکنشی نشان می دهند. اگر یک کاری برای اباهه گری انجام شود، اگر تلنگر بخورد واکنش نشان نمی دهد. یک نکته مهم هم توجه به مفهوم اساطیر در مفهوم انسان شناختی آن است. هر فرهنگی یک نظام اساطیری برای خودش دارد.  معمولا اسطوره ها را اموری متعلق به دوران باستانی می دانند، در حالیکه در نگاهی علمی انسانشناختی، اسطوره را در همه جوامع، حتی در دنیای جدید هم می توان دید. یک فرهنگ بدون اسطوره نمی تواند معانی مرکزی خودش را انتقال دهد، به همین دلیل در فرهنگ شیعی یک نظام اساطیری که صفویه آن را تثبیت کرد، همین نظام اساطیری همراه با مناسک عزاداری است. کتاب روضه الشهدا دقیقاً ساختار اسطوره شناختی فرهنگ شیعی بعد از صفویه را به ما نشان می دهد. نوعی نگاه اساطیری در گفتمان عزادرای بالاخص برای عامه مردم وجود دارد. در اسطوره نمی توان از مفهوم تحریف و خرافه حرف زد، زیرا محتوای اطوره برای مردم حقیقت دارد و منطقش هم منطق رمز آلود خودش است. معتقدان به یک اسطوره با با نگاه خاص خودشان آن را نگاه می کنند. با توجه به نکات بالا می توان یک پرسش مهم در فضای نقد دینی ایران (هم از منظر درون دینی و هم از منظر برون دینی) را مطرح کرد. در ایران ادبیات گسترده ای به نام تحریف و آسیب شناسی وجود دارد؛ نکته این است که چرا این مجموعه ادبیات اثر نمی کند و همچنان کتابها و متون زیادی در نقد عزاداری ها نوشته می شود. در تغییر سنت های عزاداری بجز در مواقعی که پلیس وارد شده، متولیان امر در هیچ جا موفق نبوده اند. پلیس وارد شد که توانست تصاویر و شمایل ها را جمع کند. با وجود این نشستها و جلسات آسیب شناسی متعدد بازهم  این رودخانه مسیر خودش را می رود. دلیلش این است که ما باید این مساله را از نگاه خود مردم بفهمیم. نگاه مردم هیچگاه این مساله را به عنوان یک تحریف،‌یا یک انحراف،‌یا یک خرافه ندیده است. بلکه برای عامه مردم این سنتها و آیین های عزاداری، منطق دینی خود آنهاست. یک مثال از فضای دیگری می تواند این مساله را بهتر روشن کند. دولت و حکومت انقلاب اسلامی سالهاست بعد از انقلاب با دینداری دانشگاهی مشکل دارد و اخیرا خیلی محکم و قاطعانه حرف از اصلاح و تصفیه دانشگاه و دمیدن روح معنویت در آن می زنند و عمدتا آن را منحرف یا غرق در فضای سکولار می دانند. ولی با همه این تلاشهای نیروهای مختلف حکومتی و حتی خود وزارت علوم، دانشگاه زیر بار این نمی رود، چون اعتقاد دارد که حرفشان بر مبنای حقیقت است به همان دلیل که دانشگاهیان زیر بار این قضیه نمی روند نمی خواهند دست از علم و جهان بینی ناشی از بردارند، عامه مردم هم زیر بار این منطق نمی روند که دست از این اعتقادات خودشان بردارند. یک نکته دیگر در نقد آسیب شناسی های عزاداری محرم، موضوعی است که می توان آن را آسیب شناسی نخبگان منتقد نامید.  دقیقا اوج گیردادنهای نخبگان – چه نخبگان سنتی و چه نخبگان روشنفکر- به عزادرای های عامه مردم، در ایام محرم است، یعنی زمانی که هیجان مذهبی به اوجش می رسد، نخبگان چنگ می زنند به این هیجان و آن را تحریف یا خرافه می نامند. این نوع مواجهه با مردم و دینداری آنها هرچقدر که بیشتر شود، فاصله گیری آنها و واکنش طردآمیز انها نسبت به این آسیب شناسی ها و برنامه ها بیشتر است. زمانی آسیب شناسی می تواند موثر باشد که که یک نفر از همان گروه بخواهد این کار را با ملاحظه منطق گفتمان دینی همان دینداران انجام دهد. به عنوان مثال استاد مطهری برای طیف دینداران مشابه خودش حرفهایش اثر گذار بود؛‌ اما نظرات استاد مطهری حتی بر دینداران طبقات عامه اثرگذار نبوده و نخواهد بود، در بهترین حالت می شنوند و احترام می گذارند، ولی عمل نمی کنند.  نکته نهایی این است که برای آسیب شناسی-که من زیاد با آن موافق نیستم- متولیان باید بدانند چه موقع و کجا و با چه چیز دارند حرف می زنند. اگر بی موقع در اوج هیجانات مذهبی مردم، به اعتقاداتشان انتقاد کنیم، آنها به هیچ وجه نمی پذیرند هر چند به نظر من در حالت عادی هم نمی پذیرند یا به ندرت ممکن است در شرایط خاصی بپذیرند، ولی بهترین راه این است که از درون گفتمان دینی آنها این اصلاح گری شروع شود. مشکلات آسیب شناسی در ایران معمولا پلیسی و ایجابی و تحکم امیز است و همدلی در آن وجود ندارد. نکته نهایی به عنوان نتیجه گیری، در جامعه ما متاسفانه علوم اجتماعی در مطالعات سنتی فرهنگ عامه مردم عقیم است ما ادبیات نظری و تجربی در این زمینه نداریم و برای مطالعه دینداری عموم مردم هنوز هم باید کارهای غربیها را بخوانیم. در کشور ما به دلیل اینکه اساتید حاضر نیستند به خودشان زحمت دهند و کار عمیق چندساله را انجام دهند، و قطعاً دانشجویان هم این کار را نمی کنند،‌ مطالعات دقیقی از دینداری مردم وجود ندارد. تا وقتی که این سنت مطالعاتی را نداشته باشیم همیشه تحلیل های ما، نظریه های و سخنرانی های ما جواب نمی دهد. نهادهای متولی دینداری مردم، به جای برنامه های کوتاه مدت اجرایی، بهتر است که به مدت سه چهار سال، یک تیمی را برای کار عمیق در این حوزه به کار بگیرند که در وهله متون توصیفی و تحلیلی بسیار دقیق تولید شود و سپس آن را به عنوان مبنای اطلاعات خود قرار داده و بعد نظریه پردازی کنند. در مطالعات مناسک عزاداری محرم در داخل ایران جز یکی دو مورد (از جمله کار آقای مظاهری) هیچ کتاب علمی ای نداریم. تا وقتی این متون تحقیقی عمیق را نداشته باشیم، همه برنامه های ما همچنان گذرا خواهد بود، در نتیجه با عوض شدن منتقدان، تاریخ مصرف فهم و انتقاد آنها نیز تمام می شود. شئون و فرهنگ عزاداری      یکی از ویژگیهای بارز مکتب تشیّع، برپائی مراسم عزاداری در مصائب اهل بیت عصمت و طهارت (ع) و خصوصاً حضرت سید الشهداء (ع) است. این عزاداری ها نقش به سزائی در تداوم و استمرار نهضت سرخ حسینی (ع) تا به امروز داشته و منجر به رسیدن پیام سالار شهیدان مبنی بر ظلم ستیزی، رادمردی و آزادگی به گوش جهانیان شده است.   درسایۀ این عزاداری است که مکتب بزرگ اسلام زنده مانده است. چرا که رهبر آزادگان جهان مهم ترین هدف و مقصود خود را زنده نگه داشتن اسلام معرفی می کند. به واسطۀ عزاداری بر امام حسین (ع) شور و احساس خاصی در دل مؤمنین پدید می آید. این شور و احساس است که تمام دلها را متوجه خدا و بیزاری از طاغوت می نماید. چنین می توان نتیجه گرفت که زنده نگه داشتن حماسۀ سرخ حسینی به منزلۀ زنده نگه داشتن اسلام است. با نگاهی به تاریخ ایران در دوران پهلوی مشخص می شود که تمام فعالیتها و نقشه های مسیونرهای مسیحی با آمدن ماه محرم و صفر تماماً نقش بر آب می شد. در روز عاشورا شاهد به منصّه ظهور رسیدن مصداق عینی انسانیت هستیم. چه بسیارند بزرگمردانی که با الهام از حماسه آفرینان عاشورا دنیا را متحول کرده اند. این مجالس عزای امام حسین (ع) است که بهترین الگوهای بشریت را به انسانها شناسانده است. در مجالس عزای امام حسین (ع) است که با آرمانهای الهی و والای حضرت سید الشهداء (ع) و اهلبیت عصمت و طهارت (ع) تجدید میثاق می کنیم. در این مجالس است که با خدا پیمان می بندیم همیشه فدائی اهل بیت (ع) خواهیم بود و از هیچ کوششی برای یاری رسانی به امام زمان (ع) فروگذار نخواهیم کرد. دراین مجالس است که همنوا با امام زمان (ع) خویش فریاد می زنیم:   هزار حیف که نبودم به روز عاشورا ***  که یاری تو نمایم به دشت کرب و بلا ولی تلافی آن می کنم به صبح و مساء  ***  لِأَندو بأَنَکَ فی کُلِ حالِ یا جدا به کربلا که نبودم کنم تور را یاری ***  ولیک روز و شب می کنم عزاداری   در عزای امام حسین (ع) گریستن از افضل عبادات است. از اینرو، در طول تاریخ، شیعیان با عزاداری پاک و بی آلایش خود به بهترین شکل این امر مهم را به جا می آوردند. امّا متأسفانه، در سال های اخیر شاهد رواج و ورود بدعتهایی به عزاداری بوده ایم، این بدعتها نه تنها فاقد ارزش بوده بلکه صدمات جبران ناپذیری بر پیکرۀ اسلام وارد می نماید. از اینرو وظیفۀ همگان است که از بدعتها و تحریفات دوری نموده و عزایی در شأن اهل بیت(ع) برگزار نمایند. دراین قسمت راهکارهایی جهت حفظ شئون و فرهنگ عزاداری ارائه می دهیم.       1- اهمیت ویژه دان به نماز از آنجا که نماز مهمترین نماد مکتب تعالی بخش اسلام است و اقامۀ نماز در هیاهوی ظهر عاشورا توسط امام حسین (ع) دلیل محکمی بر این ادعا است، لازم است هیئات مذهبی به گونه ای برنامه ریزی نمایند که به هنگام اذان برنامۀ عزاداری به اتمام رسیده و ملزومات لازم جهت اقامۀ نماز جماعت فراهم شود. 2- بیان حقایق عاشورا متأسفانه بعضاً مشاهده می شود برای تحریک احساسات عزاداران و افزایش شور و هیجان مجلس مطالبی غیر مستند و خلاف واقع بیان می گردد. گاهاً این مطالب چنان تعریف شده هستند که بهانه به دست دشمنان داده و از طرفی دیگر شأن و منزلت الهی اهل بیت را پائین می آورند. پس وظیفۀ تمام ذاکرین این است که با مطالعۀ دقیق تاریخ و رجوع به احادیث و روایات به صحت مطالب خود پی برده و سره را از ناسره بازشناسند. 3- داشتن اخلاص درعزاداری باید توجه داشت شرط قبولی هرعمل نزد خداوند داشتن اخلاص است. لذا برهمگان فرض است به دوراز اهداف سودجویانه و ریاکارانه این امر مهم عزاداری را به جا آورند. 4- اجتناب از تشریفات و تجملات متأسفانه، گاهاً مشاهده می شود معضل چشم و هم چشمی به عزاداری نیز راه یافته است. برخی هیئتها برای رقابت با یکدیگرهر روز درصدد افزایش امکانات غیرضروری خود برآمده و ناآگاهانه در دام تشریفات و تجملات و زرق و برقهای اشرافی گرفتار می شوند. 5- اجتناب از تحقیر اهل بیت (ع) گاهاً مشاهده می شود مقام برخی از حماسه آفرینان کربلا را بسیار بالا برده و از شأن و عظمت اهل بیت (ع) می کاهیم. درست است که یاران امام حسین (ع) بی نظیربوده و از ازل تا ابد همانند آنها پیدا نخواهد شد ولی نباید فراموش کرد که تمام یاران امام حسین (ع) تحت ولایت مولای خویش بوده و تحت لوای امام حسین (ع) شمشیر می زده اند. 6- اجتناب از بدعت متأسفانه، در سالهای اخیر بدعت های فروانی به مجالس عزاداری راه یافته است. نمونه هایی از این بدعتها عبارتند از: استفاده از موسیقی های غـربی در مرثـیه ها، سـاخـت علامت و حـرکت دادن آن در برابر دسته جات عزاداری و استفاده از ابزارآلات موسیقی در عزاداری. بدیهی است که این بدعتها موجب به انحراف کشیدن ارزشهای اصلی دین می گردد.   .   7- رعایت حقوق شهروندان اسلام به عنوان پیشرفته ترین مکتب الهی تأکید بسیار زیادی روی رعایت حقوق دیگران کرده است. متأسفانه برخی از هیئات با استفاده از پیشرفته ترین سیستم های صوتی به نام عزاداری تا نیمه های شب بلندگوهای خارج از هیئت یا مساجد خود را روشن نگه داشته و موجب سلب آسایش بیماران، سالمندان، کودکان و خانواده ها می شوند. غافل از اینکه، ارزش رعایت حقوق شهروندان کمتر از عزاداری نیست. 8- اجتناب از آسیب وارد کردن به بدن آسیب وارد کردن به بدن عملی ناشایست و فعلی حرام است. باید توجه داشت که با انجام فعل حرام نمی توان به اهل بیت و خداوند تقرب جست. - اجتناب از عریان نمودن بدن به واسطۀ پیشرفت تکنولوژیکی درعصر حاضر، امکان فیلمبرداری ازطریق دوربین های دیجیتالی و گوشی های تلفن همراه میسر است. گاهاً این فیلم ها به دست دشمنان رسیده و از آن به عنوان ضعف مذهب تشیع یاد می شود، جدا از این مطلب فیلم های این نوع برنامه های عزاداری در جامعه پخش می شود و شاید مشاهدۀ آن برای خانواده ها مناسب نباشد.                                       جایگاه رسانه در دین دو روی رابطة دین و رسانه هرچند که برخی، رسانه ها را پدیده ای مدرن می دانند و دین را نهادی سنتی که هیچ جای آشتی هم با هم ندارند، اما عده زیادی، رسانه ها را کمک حالِ دین تلقی می کنند که قرار نیست جای همدیگر را در جامعه تنگ کنند.   دکتر غلامرضا جمشیدی ها، رئیس دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، در مورد رسانه های سنتی و مدرن می گوید: «ممکن است، یک روحانی، پیامی را با زبان شفاهی مطرح و یا رسانه با بهره گیری از تصویر منتقل کند. این دو زبان در ارائه فرهنگ دینی ممکن است متفاوت باشند، اما مکمل یکدیگرند. از این جهت لازم نیست که ما هر چه در دین و آموزه های دینی هست، به طور کامل و به همان شکل که منابع ذکر کرده اند، منتقل کنیم؛ مهم آن است که ارزش های دینی مشترک میان انسان ها را بیان کنیم.»   دکتر حمید عبداللهیان، استاد علوم ارتباطات دانشگاه تهران، نیز معتقد است:«برای معرفی دقیق جنبه های مختلف دین، باید از ابزارهای روز و مرتبط با آن استفاده کرد؛ چراکه رابطة دین و رسانه، رابطه ای است که به شکل ریشه ای اثبات شده است، در این راستا از زمانی که کلمه دین پدید آمد، همواره بین دین و رسانه تعامل وجود داشته است، اما در بعضی برنامه ها دیده می شود که در رابطه بین دین و رسانه، تعادل بین بُعد اعتقادی و مناسکی دین حفظ نمی شود.»   اما دین در عرصه رسانه می تواند روی دیگری نیز داشته باشد. برای مثال آیا رسانه می تواند دین را از آن خود کند؟ دکتر حسن حسینی، استاد علوم ارتباطات دانشکده صدا و سیما، در پاسخ به این پرسش می گوید: «دینِ رسانه ای دیدگاهی ابزار گرایانه را پذیرفته است و تنها به انتقال پیام های دینی و آموزه های انحصاری دین از رسانه ها معتقد است، اما رسانه دینی به این مفهوم است که اهداف کلی دین در قالب رسانه ها مطرح شود. در این صورت انتقال آموزه های انحصاری دینی مدِ نظر نیست. رسانه ای کردن دین اهمیت بسیاری دارد و کسانی که در حوزه کلام و ادیان فعالیت داشته اند، باید به دنبال آموزه هایی مناسب برای رسانة دینی باشند.»   پس پیام های دینی نیاز به بستر و شرایطی مطلوب دارد و در این میان، رسانه تصویری به عنوان فراگیرترین و تأثیرگذارترین رسانه می تواند نقش مؤثری در انتقال پیام ها و آموزه های دینی داشته باشد. به همین دلیل، این بحث مطرح می شود که دین را باید با ملزومات و ابزارهای مربوط به آن شناخت.   هر رسانه را بهر کاری ساختند اگر قبول داشته باشیم که رسانه، ابزار یا میانجی میان فرستنده و گیرندة پیام دینی است، پس نمی شود آن را ناشناخته رها کرد و آن وقت ادعای حرف دینی زدن از طریق رسانه داشت. باید دانست که هر رسانه مقتضیات خاص خود را دارد. برای نمونه نمی توانیم هر حرف را هر طور که دلمان بخواهد، از رادیو، تلویزیون یا روزنامه و فضای مجازی بزنیم.   دکتر ضیاء هاشمی، استادیار گروه جامعه شناسی دانشگاه تهران، ضمن اشاره به اهمیت رسانه های رادیو و تلویزیون در انعکاس پیام های دینی تأکید می کند: «رسانه های تصویری در مقایسه با رادیو توانمندی بیشتری برای انتقال پیام و انعکاس واقعیت های دینی دارند، اما چون رسانه تصویری تلویزیون از سوی مخاطب انتخاب نشده، چه بسا نتواند ارتباط کافی با مخاطب برقرار و مطلب را به خوبی منعکس سازد.»   برعکس تلویزیون، رادیو رسانه ای انتخابی محسوب می شود. بدین معنی که شما با قصد قبلی سراغ آن می روید. از آنجا که تصویر خاصی ندارید، می توانید در ذهن برای صداها تصویر بسازید و اینجاست که در انتقال پیام های معنوی، شاید رادیو بهتر از تلویزیون عمل کند. پس تصویر در تلویزیون در عین اینکه می تواند نقطة قوت باشد، نقطة ضعف نیز محسوب می شود؛ چون گوناگونی تصویرهای ذهنی ما را از بین می برد و تصویری واحد ارائه می کند. به عبارت دیگر، با آنکه تلویزیون امکان و قابلیت مهم و تأثیرگذار تصویر را دارد، اما در بیان احساسات و معنویت دینی با نواقصی روبه رو است. در این میان، اگر انتقال حسِ دینی و تجربیات معنوی با دقت و گزینش صورت نگیرد، فعالیت هایی که در آن عواطف و احساسات دینی اهمیت دارد، از واقعیت عینی خود فاصله می گیرد و به شکل کلیشه ای، بی محتوا و کم ارزش منتقل می شود.   دکتر هاشمی، با تأکید بر ایجاد قابلیت انتقال احساسات دینی ادامه می دهد: «تجربیات معنوی، قابلیت انتقال از طریق رسانه ها را دارند، اما باید با دقت و توجه بیشتری برنامه ریزی شده و پرورش یابند. در غیر این صورت،پرهیز از انتقال آنها بهتر است، چون با انتقال این پیام ها بدون آنکه آنها را برای رسانه ها پرورش داده باشیم، مناسک دینی را از محتوی تهی کرده و به شکل کلیشه ای به این مباحث مهم پرداخته ایم.»   عدم انتقال صحیح احساسات دینی برای مخاطبان عام که اغلب گزینش شده به سوی رسانه ها نمی روند، اثرات منفی از خود به جای می گذارد و ناهماهنگی به وجود آمده میان حقیقت و واقعیت، باعث انتقال پیام به صورت غلط می شود؛ در این صورت رسانه های مختلف باید پیام ها را برای انتقال از رسانه آماده کنند و پرورش دهند.   از طرف دیگر، ما در رادیو با کلمات سر و کار داریم. کلمات رمزهای نمادینی هستند که این قابلیت را دارند که مفاهیم انتزاعی را منتقل کنند، به همین دلیل بهتر است اعتقادات دینی و موضوعات مرتبط با باورها و ارزش های دینی از رادیو منتقل شوند.   امان از سوء تفاهم های تلویزیونی هرچند به نظر می رسد رسانه ای چون تلویزیون توانسته باشد خیلی از ضعف های رسانه های دیگر را رفع کند، اما ماهیتی دارد که می تواند سوء تفاهم های زیادی به وجود بیاورد. دکتر اعظم راودراد، استادیار گروه ارتباطات دانشگاه تهران با اشاره به اینکه بخشی از مفاهیم دینی قابلیت انتقال از رسانه ها را ندارند، می گوید: «تلویزیون امکان تصویر را داراست و از این جهت که با تصویر همراه است، می تواند مناسک و مراسم دینی را که توسط افراد متدین اجرا می شود به تصویر بکشد، اما این امر مشروط بر آن است که محتوا به صورت غیرمستقیم و در قالب برنامه های هنری منعکس شود و جاذبه دینی در مخاطب ایجاد کند.»   به عبارت دیگر، حضور دوربین در این فضا موجب می شود که خلوص آن از بین برود. وقتی دوربین روی صورت شرکت کنندگان می آید و آنان می فهمند، گروه دیگری هم شاهد آنان هستند، رفتاری تصنعی از خود نشان می دهند. در این میان، آدم ها برای اینکه تظاهر نکرده باشند، رفتار واقعی خود را در هنگام عبادت با خداوند نشان نمی دهند. به عقیدة دکتر راودراد، پخش مستقیم مراسمی نظیر مداحی و مجالس برگزاری ادعیة مختلف، می تواند تأثیرات منفی در پی داشته باشد، چراکه حالت عادی عبادت با خداوند را در خود حفظ نمی کند.   از طرف دیگر، وقتی تلویزیون قرار است در فضای خانه، حسینیه ای کوچک برای ما فراهم کند، مشکلات دیگری به وجود می آید. برای مثال، ممکن است شما در خانه مشغول کارهایی شوید که دیگر نتوانید به نوحه ها و سخنرانی ها توجه لازم را داشته باشید و به صورت ناخواسته تنها در جریان قسمتی از پیام قرار گیرید که با اصل موضوع متفاوت است.   دکتر راودراد، به قصد مخاطبان در تماشای برنامه ها اشاره می کند و می افزاید: «شاید مخاطبی نخواهد از اجرای مراسم دینی به عنوان یک برنامه رسانه ای استفاده کند، چراکه هرچند در زمان های خاصی چون اعیاد، شهادت ها و ... که این برنامه ها افزایش می یابد، بسیاری از مخاطبان که امکان حضور در آنها را نداشته اند، از پخش مستقیم این برنامه ها استفاده می کنند، اما مخاطبانی هم که تمایلی به دیدن این برنامه ها ندارند، چاره ای جز دیدن همین برنامه ها نخواهند داشت، چون جایگزینی وجود ندارد.»   وی ادامه می دهد: «وقتی که مخاطبان چاره ای جز دنبال کردن این برنامه ها ندارند، به آنها با هدف سرگرمی نگاه خواهند کرد و به وجه دینی آن توجه نمی کنند و تنها در جست وجوی نقاط ضعف این برنامه ها خواهند بود و نسبت به مفاهیم دینی دلزده و خسته می شوند؛ از این رو دیده می شود برنامه های ضبط شده ای که نگاهی تمسخر آمیز به این مراسم دارند، به صورت وسیع در بین مردم از طریق اینترنت، تلفن همراه و ... توزیع می شود.»   هرچند هنوز برخی دین داران معتقدند، رسانه، جایگاه دین را در جامعه غصب کرده است، ولی باید دانست که دین و رسانه هر دو باعث تغییرات اجتماعی می شوند و علاوه بر این تغییرات، همسویی را نیز میان انسان ها ایجاد می کنند. به این ترتیب که طرفداران یک رسانه یا یک دین در حوزه های مختلف به هم شبیه هستند و در حقیقت، تعامل دین و رسانه می تواند به رشد رسانه ها و توسعه دین کمک کند.   نباید فراموش کرد که در جامعة دینی ای چون ایران نمی شود از رسانة دینی سخن نگفت، ولی از این نکته نیز نباید غافل شد که همراهی دین و رسانة آدابی می طلبد که اگر رعایت نشود، می تواند عواقب منفی برای هر دو آنها داشته باشد.
نوشته شده توسط روح اله ناصری (کارشناس روابط عمومی)  | لینک ثابت |

در آمدی بر تبلیغات بازرگانی (قسمت1) یکشنبه هفدهم بهمن 1389 11:47

درآمدی بر تبلیغات بازرگانی

مقدمه

محیط تجارت، با سرعت در حال تغییر است. این سرعت به ویژه تحت تاثیر تجارت الکترونیک و جهانی شدن، دوچندان شده است. اینک چالش های روبروی شرکت ها متوجه کسب اطمینان از متناسب بودن راهبردهای بازاریابی و مهارتهای تبلیغاتی آنهاست. توانایی پیش بینی و حتی شکل دادن به رفتارها و عملکردهای مصرف کننده و نه فقط دستیابی به آنها، اولویت بخشیدن به کسب جایگاه در بازارهای جهانی، و به طور کلی  توجه و عنایت متوازن و سنجیده به ارزش های متعالی و مورد احترام مصرف کننده از جمله موضوعاتی است که بازاریان و تبلیغ کنندگان عصر حاضر باید در آن ها به رقابت و تلاش و حرکت پیش رونده بپردازند.

بازاریابی و تبلیغات اگر به درستی تعبیر و به آنها عمل شود، کلید سازگاری،  موفقیت و سودآوری شرکت است. وضعیت بازارها با سرعت شتابان در حال تحول و تغییر است . مرزهای صنعت در حال جابجایی است. شرکت ها بیش از هر زمان دیگر به بازنگری و بررسی سریع و جامع درباره مشتریان، رقیبان، توزیع کنندگان، محصولات و شیوه های تبلیغاتی خود نیاز دارند.

جایگاه تبلیغات در بازاریابی

پس از آن که شرکت، راهبرد عمومی رقابتی بازاریابی را برگزید، برای آغاز طرح ریزی جزییات آمیخته بازاریابی آماده می شود.

آمیخته بازاریابی عبارت است از «مجموعه ابزارهای تاکتیکی بازاریابی قابل کنترل که شرکت به کار می گیرد تا پاسخ مورد نظر را ذر بازار هدف، ایجاد کند.» آمیخته بازاریابی که دربرگیرنده هر چیزی است که شرکت می تواند با استفاده از آن بر تقاضا برای محصول خود، تاثیر بگذارد. امکانات، متغیرها و ابزارهای متعددی در این عرصه وجود دارد که می توان آنها را به چهار دسته ، معروف به « چهارپی-4ps» دسته بندی کرد. محصول، قیمت، مکان، ارتقا، آشنایی مختصر با هر یک از این عناصر، دیدگاه ما را نسبت به آمیخته بازاریابی روشن تر خواهد کرد.

محصول، به معنای کلیت کالا و خدماتی است که شرکت به بازار مقصد عرضه می کند. به تعبیر دیگر، محصول، هر چیزی است که می تواند برای برانگیختن توجه، کسب کردن، استفاده کردن یا مصرف، به بازار مقصذ عرضه شود و ممکن است یک خواسته یا نیاز را تامین کند. محصول می تواند اشیای فیزیکی، خدمات، اشخاص، مکان ها، سازمان ها و اندیشه ها باشد.

قیمت، میزان پولی است که مشتریان برای به دست آوردن محصول می پردازند. به بیان دیگر ،قیمت، مجموعه ارزش هایی است که مصرف کنندگان در قبال منافع ناشی از داشتن یا مصرف کردن یک کالا یا خدمت می پردازند.

مکان، آن دسته از فعالیت های شرکت است که محصول یا خدمت را در دسترس مصرف کنندگان مقصد قرار می دهد. گاهی از این عامل در آمیخته بازاریابی با عنوان « توزیع» یاد می شود. برخی از شرکت ها شبکه توزیع متعلق به خود دارند و برخی دیگر این کار را به شرکت ها و موسسات دیگری که به همین منظور تاسیس شده اند واگذار می کنند.

ارتقا (ترویج)، به فعالیت هایی گفته می شود که برای انتقال و ابلاغ مزایای محصول به مصرف کنندگان مقصد و ترغیب آنان به خرید انجام می شود. مثلاً برخی از شرکت ها مبالغ هنگفتی را خرج تبلیغات می کنند تا شرکت یا محصولات آن را به خریداران بالقوه معرفی کنند. علاوه بر تبلیغات، روش های دیگری نیز برای ارتقا وجود دارد.

نگاهی به فرایند ارتباط

ازآنجا که مخاطبان، از جنبه های مختلف با یکدیگر تفاوت دارند، برنامه های ارتباطی شرکت باید به گونه طراحی و اجرا شوند که تاثیر مورد نظر را بر تکه ها، گروه های ویژه وحتی افراد در جمعیت مقصد داشته باشند.

شرط موفقیت در فعالیتهای ترویجی ، و از جمله تبلیغات، برقراری ارتباط موثر با مخاطبان است. شناخت جامع نسبت به  فرایند ارتباط و آشنایی با عناصر تشکیل دهنده این فرایند، زمینه ها و شرایط اثربخشی را فراهم می سازد.

ارتباط گر باید بداند که فرایند ارتباط چگونه کار می کند. در هر فرایند ارتباطی ، نه عنصر دخالت دارد که که دوتای آنها یعنی فرستنده و گیرنده طرف های اصلی فرایند به حساب می آیند. دوتای دیگر ابزارهای اساسی ارتباط هستند که عبارتند از  از پیام و رسانه. چهار عنصر دیگر از این مجموعه در شمار کارکردهای اولیه ارتباط قرار می گیرند که شامل رمز گذاری ، رمزگشایی، پاسخ و پس خورد است. آخرین عنصر نیز نوفه یا نویزفرایند است.

مراحل طراحی ارتباط موثر

طراحی ارتباط موثر و یکپارچه و تدوین برنامه ارتقا، از جمله یک برنامه تبلیغاتی تجاری یا غیر تجاری معین می تواند با طی پنج مرحله  انجام گیرد.

1-     شناسایی مخاطبان هدف(کسانی که مخاطبان برنامه ارتقا و فعالیت تبلیغی هستند)؛

2-     تعیین هدف های ارتباط( رفتارها، پاسخ ها و واکنش هایی که مایلیم در مخاطبان، مشاهده کنیم). ارتباط گر  بازاریابی می خواهد بداند که مخاطبان مقصد اینک در کجا قرار دارند و به چه حالت موقعیتی باید سوق داده شوند. در واقع او، باید تعیین کند که مشتری آمادگی لازم برای خرید را دارد یا نه، و اگر هنوز به خریدار تبدیل نشده ، چه تعداد و چه نوع فعالیت هایی ترویجی، مثلا تبلیغات، را باید به کار گرفت تا عمل خرید از او سر بزند. هدف های ارتباط، در واقع رابطه نزدیکی با مراحل آمادگی مخاطب (ازآگاهی تا استمرار پاسخ مطلوب) دارد و از اهمیت فراوانی برخوردار است. به همین دلیل، این مراحل را در ادامه بحث به طور مشروح بررسی خواهیم کرد.

3-     طراحی پیام. پس از آن که نوع پاسخ ها و واکنش های مخاطبان روشن وتعریف شد، ارتباط گر به سراغ طراحی و تدوین یک پیام موثر می رود. این پیام از لحاظ محتوا، ساختار، فرمت و منبع باید به گونه ای باشد که بتواند نوع پاسخ مورد نظر را در مخاطب ایجاد کند و زمینه تحقیق هدف ارتباط را فراهم سازد.

4-     انتخاب رسانه. ارتبتط گر اینک باید مجرای ارتباطی مناسب را برای ارسال پیام، انتخاب کند.

5-     جمع آوری پس خوردها. پس از ارسال پیام، ارتباط گر باید تاثیرات پیام بر مخاطبان را بررسی و ارزیابی کند. سوال کردن از مخاطبان درباره میزان یادآوری پیام، تعداد دفعات دیدن و شنیدن یا خواندن پیام، نوع احساس درباره پیام و نگرش قبلی و فعلی آنان نسبت به موسسه یا محصول آن، پس خوردهای لازم را به عنوان اطلاعات اولیه مورد نیاز برایاین ارزیابی در اختیار می گذارد.

آمادگی مخاطب، از آگاهی تا استمرار پاسخ مطلوب

مراحل آمادگی مشتری یا « مراحل آمادگی خریدار»، مراحلی است که مشتریان برای رسیدن به عمل خرید یا ابراز رفتار مورد نظر از آن ها می گذرند.

در عین حال ممکن است یک مخاطب خاص، در یکی از این مراحل توقف کند.

1-     آگاهی: ارتباط گر در آغاز باید بداند که مخاطب مقصد تا چه میزان از محصول یا سازمان، آگاهی دارد. مخاطب ممکن است به کلی از آن بی اطلاع باشد یا فقط نام آن را بداند یا چیزهایی درباره آن شنیده باشد. اگر اکثر مخاطبان مقصد، فاقد اگاهی در این زمینه باشند ارتباط گر می کوشد این اگاهی را، مثلاً در آغاز فقط به صورت بازنشانی نام محصول یا سازمان در او ایجاد کند.

2-     شناخت: مخاطب مقصد، ممکن است از وجود شرکت یا محصول آگاه باشد، اما چیز بیشتری درباره آن نداند. در این مرحله نقطه آغازین «آگاهی» را پشت سر می گذارد و با کسب اطلاعات جدید و بیشتر نسبت به محصول « شناخت» پیدا می کند.

3-     اشتیاق/تمایل: هنگامی که خریداران بالقوه نسبت به محصول، شناخت پیدا می کنند، ممکن است بازاریان بخواهند که آنان را به مرحله بعدی برانند؛ یعنی احساسات مطلوبی نسبت به محصول یا نام تجاری در آنان ایجاد کنند و توسعه دهند. در این مرحله، مخاطب در نقطه ای قرار می گیرد که علاوه بر آگاهی و شناخت نسبت به محصول اشتیاق و تمایل نسبت به آن نیز پیدا می کند.

4-     ترجیح: مخاطبان مقصد ممکن است محصول را دوست داشته باشند، اما این تمایل به اندازه نباشد که آن را به سایر کالاهای مشابه ترجیح بدهند. در این حالت ارتباط گر باید بکوشد تا از طریق ارتقای کیفیت، ارزش و سایر جنبه های محصول، ترجیح دادن آن را نسبت به موارد مشابه در ذهنیت مشتری بیافریند. فعالیت های تبلیغی نیز در این زمینه می تواند کارساز باشد.

 

الگوی AIDA

پیام ها از نظر محتوا  و ساختار می توانند تفاوت بسیار با یکدیگر داشته باشند، در وضعیت آرمانی پیم باید «توجه» را جلب کند، با «علاقه» جور و سازگار شود، « خواسته یا آرزو» را شکل دهد و مخاطب را به سوی «عمل» سوق دهد. این چارچوب به الگوی AIDA  معروف است که مرکب از حروف اول معادل های انگلیسی واژه های چهارگانه بالاست.

این چهارچوب چهار مرحله ای از نظر محتوا و فرایند، با مراحل هشت گانه آمادگی مخاطب بویژه شش مرحله اول آن همخوانی دارد. در عمل تعداد کمی از پیام ها این ظرفیت و استعداد را دارند که مخاطب را از مرحله آگاهی به مرحله خرید(عمل) یا ازمرحله توجه به مرحله عمل سوق دهند.

جذبه های پیام

ارتباط گر به هنگام طراحی پیام و به ویژه تصمیم گیری درباره محتوای آن مجبور است جذبه ای را به کار گیرد تا به کمک آن بتواند پاسخ مورد نظر را در مخاطب ایجاد کند. به طور کلی جذبه ها را می توان در سه دسته طبقه بندی کرد:

-          جذبه های منطقی/اطلاع رسان

-          جذبه های هیجانی/عاطفی

-          جذبه های اخلاقی

جذبه های منطقی به منفعت شخصی مخاطب مربوط می شوند. این جذبه ها وعده منافع کارکردی را می دهند؛ مثل عملکرد بهتر، کیفیت بالاتر، مقرون به صرفه بودن یا ارزش فوق العاده محصول. جذبه های منطقی کاربردهای وسیعی دارند، اما به طور ویژه برای موقعیت های خرید صنعتی و خرید محصولات بادوام و گران قیمت، مناسب هستند.

جذبه های هیجانی/عاطفی می کوشند تا هیجانات مثبت و منفی را که می توانند خرید را تحریک کنند به جنبش درآورند. این هیجانات دربرگیرنده جذبه های ترس، احساس گناه، شرم و امثال آن است که مردم را به انجام دادن کارهایی سوق می دهد که باید انجام دهند. (مسواک زدن دندان ها، بستن کمربند ایمنی، خرید لاستیک جدید برای اتوموبیل) یا از انجام دادن کارهایی برحذر می دارد که نباید انجام دهند(سیگار کشیدن، خوردن غذاهی پرچربی، افراط در خوردن مواد قندی)

جذبه های اخلاقی به سوی احساس مخاطب نسبت به آن چه « درست» و «مناسب» است هدایت می شوند. این جذبه ها اغلب برای ترغیب مردم به به حمایت از مقاصد و آرماان های اجتماعی نظیر محیط زیست سالم تر، حقوق مساوی برای اقشار مختلف اجتماعی و کمک به افراد معلول یا مبتلایان به بیماری های خاص به کار گرفته می شوند. تبلیغ برگزاری جشنواره ها و مسابقات فرهنگی و ورزشی به نفع طرح های عام المنفعه از آن جمله است.

 

 

تبلیغات

با توجه به مطالبی که ارائه شد اینک می دانیک که فعالیت های ارتقایی و ترویجی، جزئی از آمیخته بازاریابی و تبلیغات نیز عنصری از آمیخته ارتقا است

آمیخته بازاریابی                

آمیخته ارتقا            

تبلیغات

شرکت ها باید کاری فراتر از عرضه محصولات یا خدمات خود انجام دهند. آن ها باید مصرف کنندگان را از مزایا و منافع محصولات یا خدمت آگاه سازند و این اطلاعات را دقیقا در ذهن آنان جای دهند. برای این منظور شرکت ها باید ابزارهای موثر  و عمومی ارتقا، یعنی تبلیغات ، ارتقای فروش، فروش شخصی، روابط عمومی و بازاریابی مستقیم را با مهارت به کار گیرند.

1- تعریف تبلیغات

برای تبلیغات ( advertising) تعاریف متعددی ارائه شده که بررسی مقایسه ای آن ها ضرورت چندانی ندارد. تعریفی که در اوایل مقاله از این واژه ارائه شد، در شرایط فعلی از سوی بسیاری از مولفان و پژوهشگران عرصه تبلیغات و تعداد زیادی از موسسات مسئول ساماندهی تبلیغات و بازاریابی، نظیر انجمن بین المللی تبلیغات(IAA)، انجمن بین المللی بازاریابی(IMA) پذیرفته شده است. این تعریف را یک بار دیگر تکرار می کنیم:

«تبلیغات هر شکلی از معرفی یا ترویج غیر شخصی اندیشه ها، کالاها و خدمات است که با پرداخت پول و با حامی مالی مشخص از طریق رسانه های جمعی انجام می گیرد و درصدد تاثیر گذاری بر روی مخاطبان معینی است». تبلیغات به قصد بر انگیختن رفتار یا پاسخ تعریف شده ای در مخاطبان مقصد انجام می گیرد. این پاسخ ممکن است ماهیتا ادراکی باشد.

2- انواع تبلیغات

تبلیغات امر پیچیده ای است، زیرا تبلیغ کنندگان فراوان و متفاوت می گوشند تا به گونه های متفاوتی از مخاطبان دسترسی پیدا کنند. گونه های مختلف تبلیغات را از نظر می گذرانیم:

تبلیغات نام تجاری:

 رایج ترین و قابل مشاهده ترین نوع تبلیغات، تبلیغات ملی مصرف کننده است. نام دیگر آن تبلیغات تجاری است که بر توسعه هویت بلند مدت یک نام تجاری و تصویر آن تاکید دارد. این نوع تبلیغات می کوشد تا تصویری برجسته از نام تجاری یک محصول ارائه و گسترش دهد.

تبلیغات خرده فروش:

این نوع تبلیغات بر معرفی فروشگاهی متمرکز است که انواع محصولات را می توان از آنجا خرید یا خدمات معینی را ارائه می دهد. تبلیغات خرده فروش، روی قیمت کالا، قابلیت دسترسی،مکان و ساعات کار فروشگاه تاکید دارد.

تبلیغات سیاسی:

سیاستمداران برای ترغیب مردم به رای دادن به آنان از تبلیغات سیاسی استفاده می کنند و این امر بخش مهمی از فرایند فعالیت سیاسی در بسیاری از کشورهایی را تشکیل می دهد که اجازه تبلیغات انتخاباتی را به نامزدها می دهند. گرچه منبع مهمی برای ارتباط با رای دهندگان است، لیکن انتقادات زیادی به این نوع تبلیغات وارد می شود، زیرا اعتقاد بر این است که تبلیغات سیاسی بیشتر بر محور شکل و ظاهر قضایا است و نه موضوعات و واقعیت ها.

تبلیغات کتاب راهنما:

نوع دیگری از تبلیغات که مردم برای پیدا کردن اطلاعات مربوط به خریدن کالاها یا استفاده از خدمات به آن مراجعه می کنند، تبلیغات کتاب راهنماست. آشناترین شکل تبلیغات کتاب راهنما کتاب زرد (YELLOW PAGES) است. گرچه شکل های متفاوت دیگری هم دارد.

تبلیغات پاسخ مستقیم:

تبلیغات از این نوع را می توان با استفاده از هر رسانه تبلیغی انجام داد که پست  مستقیم یکی از آنهاست. اما پیام با آن چه که در تبلیغات ملی یا خرده فروش وجود دارد متفاوت است. پیام در تبلیغات پاسخ مستقیم می کوشد تا خرید مستقیم را برانگیزد. در این حال مصرف کننده می تواند با تلفن یا پست پاسخ دهد تا محصول به طور مستقیم و از طریق پست یا روش های دیگر به مصرف کننده تحویل شود.

 

 

پنج بازیگر اصلی عرصه تبلیغات:

علاوه بر انواع تبلیغات و نقش ها و کارکردهای مختلفی که هر یک می توانند داشته باشند، تبلیغات را می توان بر مبنای کسانی که نقش های مهمی در تهیه و ارسال و رساندن تبلیغات به مصرف کننده ایفا می کنند نیز تعریف کرد. در واقع می توان پنج بازیگر اصلی در دنیای تبلیغات را به شرح زیر شناسایی کرد:

1- تبلیغ کننده(صاحب آگهی)

2- دفتر تبلیغاتی

3- رسانه

4- فروشندگان خدمات تخصصی

5- مخاطبان

 

1- تبلیغ کننده:

تبلیغات با تبلیغ کننده آغاز می شود که به طور معمول شخص یا سازمانی است که فرایند تبلیغ را بنا می نهد. تبلیغ کننده همچنین تصمیم های نهایی درباره مخاطبان مقصد، رسانه هایی که تبلیغات را منتشر خواهند کرد، میزان بودجه تبلیغات و طول برنامه تبلیغاتی را اتخاذ می کند.

هر سال مبالغ هنگفتی از سوی تبلیغ کنندگان هزینه می شود. بر اساس اطلاعاتی که با تخمین به دست آمده، جمع کل بودجه های صرف شده برای تبلیغات در سال 1998 برای آمریکا200 میلیارد دلار و برای کل جهان 7/418 میلیارد دلار بوده است.

2- دفتر تبلیغاتی

تبلیغ کنندگان دفترهای تبلیغاتی مستقل را برای طراحی و اجرای تمام یا بخشی از برنامه های تبلیغاتی خود به کار می گیرند. این توافق کاری را «مشارکت دفتر- مشتری» می نامند.

ادغام ها، کسب تملک های جدید، رویدادهای ناخوشایند و تلفات و خسارات در دنیای پیچیده تبلیغات، موجب تغییرات مستمر در اندازه و ترکیب دفاتر تبلیغاتی می شود. دفترهای تبلیغاتی که کارشان را متمرکز بر تجارت خاصی، مثل مراقبت های بهداشتی یا فعالیت بانکی می کنند، اینک دو برابر دفاتری که به صورت عمومی کار می کنند رشد و توسعه پیدا کرده اند.

3- رسانه

سومین بازیگر در دنیای تبلیغات رسانه است. رسانه ها مجراهای ارتباطی هستند که پیام ها را از جانب تبلیغ کننده به مخاطب انتقال می دهند. سازمان های رسانه برای انجام دادن امور ذیل، سازماندهی شده اند.

- فروختن فضا در رسانه های چاپی نظیر روزنامه ها، مجلات، بیلبوردها و پست مستقیم.

- فروختن زمان در رسانه های پخشی مانند رادیو و تلویزون

- فروختن فضا و زمان در رسانه های اکترونیک و سایر رسانه های پشتیبان مانند اینترنت

- مساعدت در انتخاب و تحلیل رسانه ها

- کمک در امر تولید آگهی

4- فروشندگان خدمات تخصصی

نقش آفرین چهارم در دنیای تبلیغات، گروه سازمان های عرضه کننده خدمات هستند که به تبلیغ کنندگان، دفترهای تبلیغاتی و رسانه ها کمک می کنند. اعضای این گروه را آزادکاران، مشاوران و حرفه ای های خویش فرما نیز می نامند و هر کدام نقشی ویژه در شکل گیری یک آگهی دارند. نویسندگان متن آگهی ها، هنرمندان گرافیست ، عکاسان، آهنگ سازان، چاپچی ها، پژوهشگران بازار، دفاتر خدمات پست مستقیم، بازاریابان از راه دور، مشاوران روابط عمومی، دفاتر خدمات رایانه ای، استودیوهای موسیقی و امثال آن اعضای این گروه هستند.

5- مخاطبان مقصد

آخرین بازیگر در فرایند تبلیغات، مخاطبان مقصد اند. مشتری هسته اصلی راهبرد را تشکیل می دهد. در یک راهبرد بازاریابی، بازار مقصد، از مشتریانی تشکیل می شود که کالای مورد نظر را می خرند. با این حال در مورد غذاهای ویژه کودکان، ممکن است عمل خرید توسط والدین انجام شود و مصرف کنندگان نهایی کودکان باشند و در این صورت نباید از نفوذ و تاثیر کودکان بر خرید، به راحتی گذشت. در چنین مواردی می توان یک آگهی خطاب به پدران و مادران و آگهی دیگری خطاب به کودکان تهیه کرد.

از این رو شناسایی مخاطبان گوناگون مقصد و شیوه های برقراری ارتباط با هر کدام، یک ضرورت حیاتی برای تبلیغ کننده است.

تصمیم های مهم در تبلیغات

مدیریت بازاریابی به هنگام طراحی و توسعه یک برنامه تبلیغاتی باید در پنج زمینه مهم تصمیم گیری کند. این پنج زمینه عبارتند از: تدوین هدف ها، تنظیم بودجه تبلیغات، استراتژی یا راهبرد تبلیغات (آفرینش پیام و انتخاب رسانه تبلیغ)، و ارزیابی تبیلغات

*- تدوین هدف های تبلیغات

اولین مرحله در توسعه یک برنامه تبلیغاتی« تدوین هدف های تبلیغات» است. این هدف ها باید بر اساس تصمیمات مربوط به بازار مقصد، موقعیت دهی و آمیخته بازاریابی تعیین شوند و در واقع بیانگر وشیفه ای هستند که تبلیغات در برنامه عمومی بازاریابی به عهده دارد.

«هدف تبلیغات» وظیف ارتباطی خاصی است که باید در مورد مخاطب مقصد خاصی و طی یک دوره زمانی خاص، تحقق یابد. هدف های تبلیغات را می توان بر حسب مقصود و منظور طبقه بندی کرد و بر این اساس، هدف ما از تبلیغات می تواند اطلاع دادن، ترغیب کردن یا یادآوری باشد.

*- تنظیم بودجه تبلیغات

پس از تعیین هدف های تبلیغات، شرکت باید به تنظیم و تخصیص بودجه تبلیغات برای هر محصول بپردازد. نقش تبلیغات ایجاد تقاضا برای یک محصول است. شرکت می خواهد پول مورد نیاز برای نیل به هدف فروش را هزینه کند. قبلا در مورد روش های رایج در تنظیم بودجه صحبت کرده ایم. علاوه بر این روش ها، عوامل متعددی در تنظیم بودجه دخالت دارند که برخی از آنها به قرار زیر اند:

- مرحله دوره عمر محصولی

- سهم بازار

- رقابت و شلوغی

- فراوانی و دفعات تبلیغ

- تفاوت گذاری و تمایز محصول

تنظیم بودجه تبلیغات کار آسانی نیست. تعیین بودجه به میزان کمتر از حد مورد نیاز و صرف بیش از حد منابع مالی برای تبلیغات، هر دو می تواند خطر ساز و ضربه زنند ه باشد.

*- ارزیابی تبلیغات

برنامه تبلیغاتی به طور معمول باید امکان ارزیابی تاثیرات ارتباطی و تاثیرات بر فروش هر دو را فراهم سازد. تبلیغ کننده می تواند با استفاده از روش های آزمایشگاهی یا میدانی به اطلاعات مربوط به نوع نگرش مخاطبان نسبت به آگهی های مختلف و تاثیر هر یک از آن ها بر رفتار خرید مصرف کنندگان، دسترسی پیدا کند و پس از تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده، تصمیمات بهبود بخش درباره محتوا یا ساختار پیام ها، تغییر رسانه ها و دیگر عناصر مربوط به راهبرد را اتخاذ کند.

 

تبلیغات خدمات عمومی

تبلیغات خدمات عمومی (public service advertising) یاPSA، نوعی تبلیغات است که برای اشاعه پیام های اجتماعی و غیر تجاری به کار می رود. مثلاً تبلیغات بهداشت عمومی، صرفه جویی در مصرف آب، و حفاظت محیط زیست. در بعضی از کشورها رسانه ها سهمیه ای برای درج رایگان این نوع تبلیغات قائل می شوند. در تبلیغاتPSA دو عامل اساسی وجود دارد:

1- قدرت و اعتمادپذیری رسانه ها

2- کیفیت برنامه تبلیغات

 

تحلیل موقعیت

در برنامه های تجاری قسمت اعظم تحلیل موقعیت، شامل شناسایی بازار و شرح وضعیت مخاطبان و تکه بندی بازار و نظر مخاطبان نسبت به کالای تبلیغ شدنی و رقابت بین مارک ها است. اما در PSA بازار وجود ندارد. از سوی دیگر تبلیغات PSA بسته به موضوع آن می تواند به عوامل فرهنگی بسیاری وابسته باشد که شناسایی آن کار مشکلی است. مشکل از این جهت که عوامل فرهنگی دخیل در یک برنامه PSA خاص محتملا با برنامه های PSA دیگر تفاوت فراوان دارد. در حالی که در تبلیغات تجاری تنوع عوامل معمولا زیاد نیست. مثلا عوامل فرهنگی برنامه تبلیغاتی حفاظت محیط زیست با عوامل فرهنگی تبلیغات بهداشت خانواده تفوات بسیار دارد. معمولا هیچ فرمول آماده ای برای تحلیل موقعیت در PSA وجود ندارد. اما به هر حال تحلیل موقعیت باید از جایی شروع شود.

فقدان واژگان عمومی کارآمد

زبان فارسی از نظر شعر و ادب غنی است و دارای گنجینه واژگان ادبی وسیعی است. اما از نظر واژگان فنی عمومی چندان غنی نیست. برای مثال در زبان انگلیسی واژگان campaign،  plan، operationو program جزو واژگان عموم مردم است و عموم مردم آن ها را به طور دقیق به کار می برند و به سادگی معنای دقیق آنها را تشخیص می دهند. اما در فارسی برای واژگان مذکور یا معادل های دقیقی ساخته نشده و یا اگر هم ساخته شده باشد، عموم مردم آن ها را به کار نمی برند. مساله مهم در واژگان عمومی این است که عموم مردم با زبان ساده و روشنی با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و هرگاه که لازم باشد از نظر واژگان فنی و دقیقی استفاده کنند. بدیهی است که اگر در یک جامعه زبان واحد و واژگان دقیقی وجود داشته باشد، ارتباط بین مردم و به ویژه ارتباط بین رسانه ها و مردم کارآمد می شود. تلاش فرهنگستان زبان در سال های اخیر ارتقای واژگان عمومی کارآمد در جامعه بوده که به هر حال در خور ستایش است.

تفاوت های فرهنگی جغرافیایی

در کشور پهناور ما اقوام  متعددی ساکن اند و هر یک دارای فرهنگ مخصوص به خود هستند. اما این ویژگی مسئله ای در تفاوت های فرهنگی محسوب نمی شود. مساله، تفاوت زیاد بین سطوح فرهنگ هاست. تفاوت سطوح فرهنگ ها در نقاط مختلف کشور در مواردی بسیار زیاد است. وجود تفاوت های فرهنگی قابل توجه در کشور منجر به این امر می شود که تحلیل موقعیت برای تدوین  برنامه PSA با مشکلاتی مواجه گردد. مثلا اگر قرار باشد برای تدوین PSA حفاظت محیط زیست اطلاعاتی از یک استان دوردست تهیه شود، اطلاعات آن را نمی توان به سادگی در کنار اطلاعات مربوط به استان اصفهان یا تهران قرار داد. به عبارت دیگر این مساله منجر به پراکندگی وسیعی در اطلاعات جمع آوری شده می گردد و در نتیجه سازمان دهی اطلاعات را نمی توان به سادگی انجام داد.

ناکافی بودن آمارها و اطلاعات

در کشورهای صنعتی انواع آمارها و مطالعات وجود دارد که به سادگی می توان از آنها برای تحلیل موقعیت استفاده کرد. در کشور ما این نوع اطلاعات یا بسیار محدود است و یا از دقت لازم برخوردار نیست. بنابراین، برای اجرای یک برنامه تحلیل موقعیت، ممکن است تهیه آمار و اطلاعات به زمان و هزینه ی زیادی نیاز داشته باشد.

عدم علاقه عموم به مشارکت ها در نظرسنجی

نظرسنجی یکی از ابزارها و رسانه های دنیای نوین است که با استفاده از آن بسیاری مشکلات جامعه را می توان مرتفع ساخت. اما در کشورها این ابزار هنوز برای مردم به قدر کافی شناخته نشده است. از این روی اشخاصی که سوژه نظرسنجی قرار می گیرند گرایش (bias) زیادی از خود نشان می دهند که در نتیجه دقت نظر سنجی کاهش می یابد. به عبارت دیگر، در کشور ما، نظرسنجی هنوز به ابزار کارآمدی تبدیل نشده است.

دقیق نبودن شیوه نامه های آرشیوها

ازآنجا که مطالب آرشیوها، اعم از پرسش نامه ها، گزارش ها، نظرسنجی ها، مقاله نامه ها، و به ویژه نمایه ها بر اساس شیوه نامه معینی تدوین نشده اند، استفاده از آنها عملا غیر ممکن است. مهمترین مساله موجود این است که نمایه های پراکنده سازمان های مختلف را نمی توان ادغام کرد. مساله دیگر بی توجهی ویژگی های سبک شناختی خط و زبان فارسی در کاربرگه هاست. این بی توجهی منجر به این می گردد که کاربرگه ها را نتوان  در نرم افزاری مخصوص ( مشابه اکسس مایکروسافت) با یکدیگر ادغام کرد. نتیجه، به هر تحلیل موقعیت باید انجام شود و راهی برای نادیده گرفتن مشکلات آن وجود ندارد. پنج معضل فوق با اجرای برنامه های اضافی تحلیل موقعیت تا حدودی مرتفع می گردد، هرچند هزینه و زمان نسبتا زیادی باید صرف آن گردد.

تدوین هدف های تبلیغات

معمولا هدف های تبلیغات در PSA به صورت چند رهنمون بیان می شود. این هدف ها باید مبتنی بر نتایج مطالعات تحلیل موقعیت تدوین شوند. برای مثال:

صرفه جویی 20 درصد در مصرف آب در کل کشور

پوشش اضافی تبلیغاتی برای استان های محروم

تبیین واژگان مورد استفاده در تبلیغات با صرف فضا و زمان اضافی

جایزه برای مراعات صرفه جویی در 10 استان کشور

جریمه برای مراعات نکردن صرفه جویی در 3 استان کشور

 

هدف های کوتاه مدت

هدف های کوتاه مدت برنامه تبلیغاتی بر اساس یک یا چند شعار عمومی تعیین می شوند. مثلا در یک برنامه صرفه جویی انرژی چهار هدف اساسی وجود دارد:

1- حفاظت از منابع برای آیندگان

2- حفاظت از محیط زیست

3- کمک به اقتصاد ملی

4- کمک به اقتصاد خانواده

دستیابی به هدف های متناسب با پیام برنامه مستلزم تدوین و اجرای تبلیغات بسیار وسیعی است. بدین منظور تبلیغات باید سلسله مراتب معینی را طی کند تا ازایجاد آگاهی (awareness) به ایجاد وفاداری(loalty) و فرهنگ سازی منجر گردد. این سلسله مراتب را سلسله مراتب تاثیر(heirachy of effects) می نامند که دارای مشخصه هایی است که هر یک را می توان بر حسب هدف های کوتاه مدت تبلیغات توصیف کرد. در تدوین آگهی های سلسله مراتبی، از نظریه های نوین تبلیغات مانند پاسخ شناختی (cognitive response) و فرهنگ سازی (cultivation) نیز استفاده می شود.

هدف های دراز مدت

هدف های دراز مدت در برنامه های PSA را معمولا در یک عبارت خلاصه کرد:

ارتقای برند

بدین معنا که سازمان آگهی دهنده، به تدریج نام و آرم خود را ارتقا دهد، تا تبلیغات آینده آن کم هزینه تر و کارآمد تر شوند. برای مثال اگر سازمان انتقال خون به یک برند کاملا شناخته شده و محبوب ومورد اعتماد تبدیل شود، پیام های آن با کمترین هزینه و زمان مورد توجه و پذیرش عموم واقع می شوند. طبیعی است که اگر برند یک سازمان تقویت شود آگهی آن ، آسان تر و بهتر به مخاطبان می رسد. با توجه به معیار موثر بودگی (effectiveness) در مورد رسانه ها و برند ها، در هر زمان می توان ارزش کیفی و کمی یک برند را به طور نسبتا دقیق اندازه گیری کرد. البته این ارزیابی معمولا در مورد برندهای تجارتی انجام می شود، اما عین همان رویه را در مورد برندهای خدمات عمومی نیز می توان به کار برد.

طرح ریزی رسانه ها

طرح ریزی رسانه ها در دو روش تبلیغات تجاری و تبلیغات PSA معمولا متفاوت است. یکی از معیارهای تفاوت بین دو روش تبلیغات سلسله مراتب تاثیر است. درتبلیغات تجاری چهار مرحله مهم تاثیر عباتند از:

توجه- attention

منافع- interest 

اشتیاق  desire 

عمل action 

 که اختصارا آن را آیدا می نامند. البته سلسله مراتب فوق فقط یکی از موارد است و سلسله مراتب های مشابه دیگری نیز وجود دارد. اما این نوع سلسله مراتب ها در تبلیغات PSA چندان کارآمد نیستند و در عوض در PSA معمولا از سلسله مراتب زیر ( یا مشابه آن) استفاده می شود:

آگاهی ترغیب آموزش  فرهنگ سازی

مثلا در تبلیغات محیط زیست نخست آگاهی داده می شود، سپس با استفاده از ترغیب سطح توجه به پیام افزایش داده می شود. در مرحله بعدی، آموزش منجر به افزایش سطح دانش مخاطب می شود.

بودجه بندی

بودجه بندی برنامه تبلیغاتی PSA بر حسب فروش و سود نیست. به همین دلیل، این نوع بودجه بندی پس از طرح ریزی رسانه ها تعیین می شود. بودجه مورد نیاز برنامه PSA را به چهار قسمت می توان تقسیم کرد:

1- بودجه خرید فضا زمان رسانه ها که ممکن است مشول تخفیف گردد

2- بودجه تدوین آگهی ها و برنامه های تبلیغاتی

3- بودجه محراهای هماهنگی که شامل مجراهای فروش و ارائه خدمات است که بلافاصله باید پس از اجرای هر آگهی آماده باشند.

4- بودجه حمایت ها ، شمال بودجه ای است که منحصراً در اختیار سازمان ها و موسسات و اشخاصی قرار می گیرد که در راستای تبلیغات PSA خدمات ارائه می دهند یا به ارتقای آن کمک می کنند.

ضرورت تحقیق در تبلیغات

کار تبلیغاتی علی رغم این که ممکن است ساده به نظر رسد در واقع بسیار پیچیده است و با توجه به شرایط، روز به روز پیچیده تر می شود. هنگامی که می خواهیم درباره تصورات جمعی و تصور از نام های تجاری و.... سخن بگوییم تردید ما درباره تبیلغات و آگهی روزبه روز افزایش می یابد.

تبلیغاتی که در شرایطی به خصوص مطلوب می شود، لزوما در شرایط دیگر مناسب نیست، زیرا کالا و یا بازار و شرایط متغیر هستند.

در حقیقت قبل از انجام تبلیغات، باید هدف فعالیت های تبلیغاتی و نیاز اصلی از انجام تبلیغی خاص کاملا مشخص و به وضوح روشن تعریف شده باشد و بعد امکان تعیین هدفهای مشخص برای تحقیق در تبلیغات نیز وجود خواهد داشت.

مراحل تحقیق

در تحقیقات مربوط به تبلیغات چهار مرحله را می توان در نظر گرفت:

1- تحقیقات قبل از شکل گرفتن تبلیغ

2- تحقیقات در طول شکل گرفتن تبلیغ

3- آزمایش های قبل از انجام تبلیغ

4- آزمایش های بعد از انجام تبلیغ

مرحله اول با شکل دهی ایده های تبلیغاتی سروکار دارد. این مرحله به نویسندگان تبلیغاتی و طراحان هنری اختصاص دارد. مرحله دوم به ارزیابی ایده های تبلیغاتی می پردازد و مرحله سوم آزمایش تبلیغات چاپی و یا فیل تبلیغاتی قبل از انتشار یا نمایش است. مرحله چهارم میزان تاثیر تبلیغات را مورد بررسی قرار می دهد.

تحقیقات در فرایند خلق تبلیغ یاری دهنده است. باید رابطه میان «خلاقیت تحقیقاتی» و «خلاقیت تبلیغاتی» را درک کرد.

تحقیقات به طور عمده در تغییر کاربردهای سنتی و رسیدن به دیدگاه های نو بسیار موثر است.

تحقیقات می تواند در میان طراحی های گوناگون تبلیغاتی به انتخاب بهترین ها کمک کند و به اجرای بهتر مراحل مختلف فرایند خلاقیت های هنری یاری رساند.

فرایند طراحی برنامه های موثر تبلیغات

در طراحی برنامه تبلیغات، مدیران بازاریابی اغلب کارشناسان را با شناسایی بازار، هدف و انگیزه های خریداران شروع کنند. سپس آنان پنج تصمیم اساسی معروف به m5 معروف را به شرح زیر اتخاذ می کنند:

1- اهداف تبلیغات چیست؟(mission)

2- چقدر هزینه صرف می شود؟(money)

3-چه پیامی باید ارسال شود؟(message)

4- چه رسانه ای باید مورد استفاده قرار گیرد؟(media)

5- نتایج چگونه ارزیابی می شوند؟(measurement)

 

پژوهش هایی در زمینه اثربخشی تبلیغات

در حقیقت پژوهش هایی که در زمینه اثر بخشی تبلیغات در کشورهای پیشرفته صنعتی انجام گرفته، اختلاف نظرهایی در این زمینه پدید آورده است.

جونز(1991،jones) نشان می دهد که تبلیغات در بیشتر موارد به عنوان عامل اصلی ضعیف در بازاریابی عمل می کند.

اهرنبرگ (1992،ehrenberg) در تحقیقات خود سعی داشته است نشان دهد که تبلیغات در تمام موارد عاملی ضعیف  در بازاریابی است. به عقیده وی تبلیغات در بهترین شکل خود فقط آشنایی با مارک افزایش می دهد. وی همچنین معتقد است که تبلیغات می تواند در ایجاد انگیزه خرید برای اولین بار نقش مثبتی داشته باشد، اما در ادامه خرید یا ایجاد وفاداری به مارک، نقش مهمی بازی نمی کند.

زیف (1992،ziff) علت این اثربخشی کم را اشباع شدن فضای اجتماعی از تبلیغات می داند. همچنین جونز در تحقیقی دیگر (1995) نشان داده است که برای کالاهای مصرفی روزمره مثل مواد غذایی و یا شوینده ها اثربخشی تبلیغات در 70 درصد موارد کوتاه مدت (کمتر از شش ماه) و در 46 درصد همان موارد، میان مدت (یک ساله) بوده است.

ارزیابی اثربخشی تبلیغات

یکی از مسائل مهم در قلمرو تبلیغات ارزیابی اثربخشی تبلیغات است. به عبارت دیگر مشخص کردن این که ما بودجه زیادی جهت آن مصرف کرده ایم، تا چه حد ما را به اهدافی که تعیین کرده بودیم رسانده است. آیا برنامه تبلیغاتی توانسته است اهداف ارتباطی و اهداف فروش ما را تحقق ببخشد؟ آیا به نتایجی که می خواستیم رسیده ایم؟ آیا اساسا تبلیغات ما در جهت هدف حرکت کرده است؟ برنامه تبلیغاتی باید مرتباً آثارارتباطی و نتایج فروش تبلیغات انجام شده را مورد ارزیابی قرار دهد و ببیند آیا اساسا تبلیغ توانسته است با مخاطب ارتباط برقرار کند؟

در واقع یک برنامه تبلیغاتی صحیح باید مرتبا آثار ارتباطی و فروش تبلیغات انجام شده را مورد ارزیابی قرار دهد. یکی از مهم ترین گام ها در هر برنامه تبلیغاتی، ارزیابی آثار تبلیغاتی است که متاسفانه در ایران کمتر به آن توجه می شود.

عوامل موثر بر شکل گیری نگرش و راهبردهای تغییر نگرش

مردم در مورد موضوعات مختلف از قبیل اشخاص ، احزاب، عقاید، انواع کالا و پدیده های گوناگون نگرش های متفاوتی دارند. حال سوال این است که این نگرش ها چگونه بوجود آمده، شکل گرفته و تغییر می کنند. برخی نگرش ها مبتنی بر تجربه مستقیم و برخی دیگر مبتنی بر تجربیات غیر مستقیم هستند اما به طور کلی می توان عوامل مختلفی را در شکل گیری نگرش ها دخیل دانست. برای مثال برخی، نگرش ها را نتیجه سه عامل مستقیم، والدین و گروه های همسالان و رسانه ها می دانند(دیوکس و همکاران 1993) و برخی معتقدند که نگرش از طریق فرایند های یادگیری اجتماعی، مقایسه اجتماعی و عوامل ژنتیکی شکل می گیرد(برن و بایرن،1997).آرنسون و همکاران نیز شکل گیری نگرش را حاصل تغییر در مولفه های مختلف شناختی – عاطفی و رفتاری نگرش می دانند.

راهبردهای تغییر نگرش را می توان به شرح زیر مطرح کرد:

الف) مشخص ترین روش برای تغییر نگرش مواجهه مستقیم با موضوع نگرش است. به این معنی که مشاهده مستقیم استفاده از یک محصول توسط یک شخص و ارائه اطلاعات در مورد هر کدام از آنها باعث ایجاد نگرش مثبت یا منفی نسبت به آن موضوع می شود. از این رو هر چه اطلاعات (محرک) بیشتری به مخاطب ارائه شود احتمال تغییر نگرش او افزایش می یابد. اگر اطلاعات جدید به دست آمد، مخالف یا مغایر با تبیین هایی باشد که از قبل در مورد یک موضوع وجود داشته است، اطلاعات جدید منجر به تغییر نگرش خواهد شد. شایان ذکر است که زمینه بافت یا موقعیتی موضوع نگرش در آن یافت می شود در شکل گیری یا تغییر نگرش بسیار مهم است.

یکی از رایج ترین الگوهای سیستم تغییر نگرش، الگوی ارتباطی ترغیب ییل است. این الگو بعد از جنگ جهانی دوم توسط گروهی از پژوهشگران برجسته دانشگاه ییل به سرپرستی هاولند طراحی شد.

پژوهش های این گروه در مورد ترغیب سازی بر چهار عامل گسترده متمرکز بود:

1- متغیرهای پیام دهنده (چه کسی)

2- متغیرهاییام ( چه چیزی)

3- متغیرهای کانال ارتباطی ( با چه وسیله ای)

4- متغیرهای مخاطب یا هدف ( به چه کسی)

ب) راهبردهای جانشین

علاوه بر تجربه مستقیم، نگرش ممکن است به صورت غیر مستقیم و از طریق مشاده رفتار و نگرش های مردم دیگر و یا ملاحظه پیامدهای اعمال آن نیز تغییر کند. این عمل طی فرایند الگو یابی ( یادگیری اجتماعی) اتفاق می افتد. این مدل ریشه در نظریه اجتماعی بندورا دارد.

نظریات اکثر نظریه پردازان درباره تحت تاثیر قرار گرفتن رفتار مشاهده گر از پیامدهای مثبت و منفی ای که الگوها تجربه می کنند، به نظریات انگیزشی بر می گردد که نگرش ها می توانند آنها را تبیین کنند.

اندازه گیری آثار ارتباطی

با اندازه گیری آثار ارتباطی می توان دریافت که آیا با آگهی تبلیغاتی به خوبی ارتباط برقرار شده است یا خیر. آزمون های ارزیابی آثار تبلیغاتی به دو دسته تقسیم می شود: پیش آزمون ها و پس آزمون ها

پیش آزمون ها به انواع آزمون هایی اطلاق می شود که قبل از اجرای عمل انجام می شود، یعنی قبل از این که تبلیغ در رادیو یا تلویزیون یا مطبوعات اجرا شود.

پس آزمون ها به انواع آزمون هایی اطلاق می شود که پس از این که تبلیغ رسانه ها به اجرا درآمد انجام می شود.

انواع پیش آزمون ها

مهم ترین پیش آزمون هایی که شرکت های معتبر تبلیغاتی دنیا به کار می گیرند به شرح زیر است:

- آزمون با استفاده از هیات منصفه مصرف کنندگان

- آزمون های دسته ای

- آزمون های فیزیولوژیکی  یا آزمایشگاهی

- روش استعلامی

- روش مقایسه دوتایی

- روش مجازی

انواع پس آزمون ها:

-آزمون های به خاطر آوری

- معیارهای نگرشی

- آزمون های شناختی

 

اندازه گیری آثار تبلیغ بر فروش

تعیین و تشخیص آثار تبلیغ بر فروش بسیار دشوار است، زیرا عوامل بسیاری بر فروش اثر می گذارد. هیچگاه نباید فقط با مقایسه میزان فروش قبل از تبلیغ و بعد از آن نتیجه گرفت که تفاوت میزان فروش ممکن است ناشی از عواملی مانند وضع رقبا، شدت نیاز خریداران، شرایط قیمت ها، نحوه توزیع، شرایط اقتصادی جامعه و یا حتی تبلیغات گذشته باشد.

برای ارزیابی آثار تبلیغ بر فروش محصولات شرکت،  دو روش عمده وجود دارد که عبارت است از: روش رابطه پیشین، فروش و تبلیغ

اغلب شرکت ها اطلاعاتی درباره فروش و هزینه های تبلیغاتی خود در دوره های گذشته دارند. با مطالعه و یافتن رابطه ای بین تغییر میزان فروش ونیز تغییر در هزینه های تبلیغاتی پیشین می توان آثار تبلیغ را در ایام گذشته به دست آورد. در این روش با استفاده از تکنیک های آرمانی، سهم و نقش تبلیغات فروش تخمین زده می شود.

مدیران تبلیغاتی می دانند که فروش دوره جاری، نتیجه تبلیغات دوره فعلی به علاوه آثار انتقالی تبلیغات دوره های گذشته است.

تحقیقات، تبلیغات و جامعه

شرایط جهانی همواره در حال تحول است و اگر قرار باشد تبلیغات متناسب با این شرایط متحول و نسبتا پیچیده حرکت کند، قهرا نیاز به پژوهش و تحقیق محسوس تر و عینی تر می شود. این تحقیقات الزاما می بایست با توجه به روند حوادث و مقتضیات جامعه و شرایط حال تهیه و تدارک شوند.

گروه مرجع و نخبگان

در بین نخبگان جامعه و تحصیل کردگان که توجه بیشتری به علم و روش های علمی و مسائل نظری دارند، به لحاظ فکری و مدیریتی و شیوه تصمیم گیری درباره دانش و صنعت تبلیغات ابهام و مشکلاتی جلوه دارد. با وجود آنکه این گروه از تحصیلات علمی برخوردار و آگاهی بیشتری از نقش و جایگاه تبلیغات در جهان امروز دارند، ولی از دستاوردها و پیشرفت های علمی در حوزه تبلیغات تغافل می کنند، در حالی که از این گروه انتظار دقت نظر بیشتری در بیان اهمیت، مصادیق و چرایی مسایل تبلیغات می رود.

علت اصلی این بی توجهی و تغافل، عدم تعلق و گرایش نخبگان و کارگزاران فرهنگی و فعالان سیاسی به این حوزه نعنایی و اجرایی آن است که رهیافتی و نظام مند از مباحث و موضوعات مرتبط با تبلیغات برای آنان مطرح نشده است آنان بر بنیاد دانش تجربی سلیقه خود به اهمیت تاثیرات و پیامدهای تبلیغات تفطن نیافته اند و آن گونه که بایست احاطه و تسلطی بر مقولات و کارگشایی ها و نتایج مثبت و بازتاب های منفی تبلیغات پیدا نکرده اند.

مردم

بررسی های مردم شناسان و جامعه شناسان درباره چگونگی تکوین افکار عمومی و باورها و نگرش های ایرانیان نشان می دهد که فرهنگ شفاهی و باورهای عامیانه عامل مسلط در فرهنگ و ادبیات عامیانه اکثریت طبقات و نیروهای اجتماعی ایران است و نگرش ها و باورهای علنی آزمون شده در بین افراد رواج و تسری عام نیافته است. این حالت و پذیرش در مورد پاره ای از دستاوردهای عصر مدرنیته و تبلیغات نیز صادق است و مردم از ظرافت ها  و پیچیدگی های دنیای تبلیغات و تاثیر آن بر ذهنیت، فرهنگ، مصرف و رفتارهای خود بی اطلاع اند. در اثر ناآگاهی مردم به ساز و کار تبلیغات، آنان هم انتخاب آگاهانه خود را فرو می نهند و هم بخشی از درآمد خود را ناخودآگاه از دست می دهند و همچنان از رشد نیازهای کاذب و مصرف زدگی و افکار قالبی در خود خبردار نمی شوند. این وضعیت در حالی برای آنان پیش می آید که «بررسی های اجتماعی انجام شده در طول دو دهه گذشته نشان دهنده این است که اکثریت مردم نگران امور هستند و عمده ترین مشکلشان را در عرصه اقتصادی (60 درصد) تا فرهنگی(17درصد) می دانند.»

مدیران و سیاستگذاران

مدیران و کارگزاران فرهنگی، سیاسی و اقتصادی دولتی به لحاظ آن که کمتر توانسته اند نقش واسطه بین مردم و دولت را بر عهده بگیرند، تفسیرها و تلقی های متفاوتی از مسائل ارائه می دهند. آنان از یک طرف به عنوان مدیران، سیاستگذاران و برنامه ریزان نظام بوروکراتیک رسمی مسائل را از منظر مسائل حکومتی و سیاسی طرح می کنند و از طرف دیگر از نقش تبلیغات و اهمیت آن در تصویرسازی افکار عمومی و اقناع و جذب مخاطب و مشتری مطلع اند. این وضعیت آنان را در موضعی پارادوکسیکال می نشاند.

صاحب نظران و تبلیغ گران

با توجه به رشد فزاینده صنعت و دانش تبلیغات در جهان، گرایش احزاب ، سازمان، شرکت ها و اشخاص در دهه گذشته با استفاده از تبلیغات در عرصه فرهنگ، صنعت و سیاست، دین و آموزش بیشتر شده است. تاثیر فزاینده و چشمگیر تبلیغات در شکل دهی به افکار عمومی، شناساندن کالاهای فرهنگی و اقتصادی و تبیین اندیشه ها، احکام و آموزه های دینی دیگر بر همگان آشکار و جزو بدیهیات شده است.  در اثر این فضای فکری گرایش و علایق پاره ای از مدیران، تکنوکرات ها، صاحب نظران و رهبران سیاسی به سوی تبلیغات کشیده شده است. در اثر این رویکرد، در انتخابات ریاست جمهوی، مجلس شورای اسلامی، شوراهای اسلامی شهر و روستا و سایر انتخابات صنفی و در معرفی کالاهای فرهنگی و مصرفی، اندک اندک تبلیغات به کار گرفته شد و در برخی از رشته های دانشگاهی تدریس و تحقیق درباره تبلیغات پدیدار شد. به هر روی در اثر مساعی مشاوران و متخصصان تبلیغات، مبحث تبلیغات به مساله مهم تبدیل شده و کانون های تبلیغاتی و کارگزاران و مشاوران تبلیغی قدر یافته اند و نشریات و مطالب علمی در باره تبلیغات مجال نشر می یابند.

 

 

مساله شناسی تبلیغات

موضوع تبلیغات در علم جامعه شناسی، نمونه ای پارادایمی از مفهومی است که کرک کلهون آن را تقسیم کاملا انتزاعی «خرد – کلان» نامیده است. البته می توان گفت که تبلیغات معنای آغازین خود را که خصلتی عملی داشت، فرو نهاد وبه سوی معنایی استعاری سیر کرد. از طرف دیگر تبلیغات به یک فراگرد مشخص محدود نمی شود .بل، یک فراگرد عام را که در ضمن خصلتی انتزاعی دارد می نمایاند. درست بدین گونه است که با جذب معنایی انتزاعی واژه تبلیغات، تحول پیچیده ای را در 50 سال اخیر پیموده است. با این حال باید پیچیدگی تحول و کاربرد متعدد این واژه و مضافات آن را مانند تبلیغات بازرگانی، تبلیغات دینی، تبلیغات مرامی، تبلیغات سیاسی و تبلیغات الکترونیکی از نظر دور نداشت. اکنون با به کارگیری رشته هایانسان شناسی فرهنگی، روان شناسی اجتماعی، جامعه شناسی، مردم شناسی، هنر، ارتباطات، بازاریابی و ... در تبلیغات، این واژه هم چارچوب علمی و روشن تری یافته و هم جزو علوم به شمار آمده است.

 

انواع تبلیغات

برای آنکه مباحث اساسی و مسایل بنیادی گونه های مختلف تبلیغات را بررسی کنیم، ابتدا باید حدود و گستره مفهومی تبلیغات را معلوم کنیم. در یک طبقه بندی کلی می تواند تبلیغات را به چهارگونه شناساند: تبلیغات دینی، تبلیغات سیاسی، تبلیغات بازرگانی، تبلیغات الکترونیکی

بدیهی است که هر یک از این گونه ها پیشینه، اهداف، روش، منابع، ابزارها، نهادها و اشخاص و مسائل خاص خود را دارند. در همان حال می توانند مشابهات و مفترقاتی هم با یکدیگر داشته باشند. البته بر مبنای ابزارها، شیوه های ارائه پیام، اهداف و تبلیغ گران و مخاطبان نیز می توان دسته بندی هایی از انواع تبلیغات ارائه نمود. اما چنین به نظر می رسد که گونه ها و اشکال مختلف تبلیغات می توانند در این چهار دسته کلی جای گیرند.

 

1- تبلیغات دینی

در بین پیروان ادیان مختلف ، همواره یک نوع پیام رسانی، معرفی و شناساندن دین بوده است. تبشیر یا تبلیغ در ادبیات ادیان واژگانی آشناست و هر دینی برای رشد و گسترش دین خود به تبیلغ و تبشیر روی می آورد. البته تبلیغات دینی تعاریف، اصول، ابزارها و روش های ویژه ای دارد که با سایر انواع تبلیغ از بن متفاوت است. در قرآن کلمه تبلیغ بسیار آمده و از پیامبران خدا به عنوان مبلّغان رسالت الهی یاد شده است. مثلاً قرآن از زبان پیامبران نقل می کند که: « یا قومِ لَقَد اَ بلغتَکم رسالةَ ربّی و نَصحت ولکن لا تحبون الناصِحین» و یا درباره پیغمبران گوید: « ما علی الرسول الا البلاغ». از آنجا که سایر انواع تبلیغات با نوعی اغراق، فریبکاری و اغفال همراه است، دین مداران با استعمال واژه تبلیغات در امور دینی موافق نیستند. ولی با این همه تبلیغات در امور دینی نیز کاربرد دارد و پیروان ادیان این واژه را بسیار به کار می برند و در عمل نیز از آن تبرّی نمی جویند. به علاوه واژگان مترادف با تبیلغ در ادیان، ابلاغ و ایصال اند.

در تبلیغات دینی، تبلیغ، رساندن پیام الهی بوسیله پیامبر است و او در قول و فعل خود پیام را ارائه می دهد و مردم را به سوی آن جلب و جذب می کند. پیامبر مبلغ رسالت است. او پیام را می شناسد و آن را خوب می شناساند. بدین گونه، تبلیغ، مرحله ای از شناخت است. پیامی که در تبلیغات دینی رسانده می شود دارای ویژگی هایی چون عقلی بودن، محتوا خوب و انسانی بودن و ماندگار بودن است. در تبلیغات دینی شخصیت و خصوصیات اخلاقی ، فکری و انسانی تبلیغ گران بسیار اهمیت دارد. همچنان که ابزار پبام رسانی و کیفیت و اسلوب رساندن پیام با اهمیت تلقی می شود. در تبلیغات دینی از هر ابزار و شیوه ای نمی توان استفاده کرد. هدف تبلیغ دینی، هدف مقدسی است و با هر وسیله ای نمی توان آن را معرفی کرد.

2- تبلیغات الکترونیکی

با پیدایش شبکه جهانی اطلاع رسانی (اینترنت) در سال 1983 و رواج و گسترش شبکه های ماهواره ای جهانی در سال 1986، گستره مخاطبان و نوع پیام ها و ابزارهای تبلیغاتی به سرعت و در حجم بسیار دچار تحول شد و مخاطبان بیشتری در معرض پیام های تبلیغاتی این رسانه ها قرار گرفته اند. از آن پس، حجم متنابهی از تبلیغات دینی، سیاسی و بازرگانی در کانال های رنگارنگ تلویزیونی  و سایت های کثیر الموضوع و متنوع تفریحی، فرهنگی سیاسی، خبری، اقتصادی وعلمی چهره نمود و شرکت ها و سازمان ها و افراد ، کالاها و خدمات و پیام های خود را از طریق این قالب بیانی جدید ارائه نمودند. اکنون و پس از دو دهه پر تکاپو و سرنوشت ساز، تبلیغات در فضای مجازی به شدت رونق گرفته و هر شخص و موسسه تجاری، فرهنگی، دولتی و خصوصی در صدد است تا مخاطبان خود را در بین کاربران اینترنتی و بینندگان تلویزیون ماهواره ای شکار کند و وضع به صورتی در آمده که موتورهای جستجویی مانند گوگل، یاهو، آلتاویستا و... درآمدهای هنگفتی از قبل تبلیغات کسب می کنند و شرکت های رقیب برآنند که از شیوه های تبلیغاتی یاهو و گوگل تاسی جویند و درآمد خود را بالا ببرند.

 

3- تبلیغات سیاسی

در دوران باستان تمرکز و مشروعیت قدرت در وجود امپراتور یا پادشاه تجسم می یافت و هر که غالب می شد، قدرت در دستانش قرار می گرفت. در این حالت نیاز به اقناع کسی نبود و سخن و رفتار قدرتمند، فصل الخطاب هر مساله ای بود. در این دوره و دوره های بعدی، بهترین تبلیغات برای نمایاندن قدرت حکومت گر یا حکومت گران، بناهای عظیم و ساختمان های باشکوه در ابعاد فوق العاده بزرگ بود. این بناها نمایانگر اقتدار و قدرت قدرتمدار بود. در قرون وسطی با حاکمیت فائقه  کلیسا بر امور سیاسی واجتماعی  و تبشیر دینی ، عملا قدرت سیاسی در کنترل و تحت نظارت کلیسا بود و حکمرانان و دوک نشینان اقتدار چندانی نداشتند. پس تبلیغ دینی جایگزین تبلیغ سیاسی شده بود و همین که اقتدار کلیسا فرو نشست و «رنسانس» جلوه نمود و انقلاب کبیر فرانسه ظهور کرد، سیاستمداران و نمایندگان مجالس اتحادیه های کارگری و  و احزاب سیاسی در صحنه اجتماعی و سیاسی اروپا ظاهر  شدند و با شیوه های گوناگون که نوعی از تبلیغات سیاسی بود در صدد جذب آرا و حمایت دیگران برآمدند.

4- تبلیغات بازرگانی

چنان که می دانیم فرایند تولید انبوه کالاهای سرمایه ای و مصرفی و توزیع آن در گستره ای وسیع تنها به مدد انقلاب صنعتی و اختراع ماشین به وقوع پیوست و از آن پس بود که تولید برای مصرف جای خود را به تولید برای فروش داد وصاحبان کالاها به فکر تسخیر بازارهای بهتر و کسب درآمدهای بیشتر برآمدند. پاره ای کشورها برای تهیه مواد خام کارخانه ها و دسترسی به بازارهای تازه تر دست به کشورگشایی زدند و سرزمین هایی را به اشغال خود درآوردند. ورود ناپلئون به مصر و فتوحات فرانسه در آفریقا و نقاط دیگر و لشکرکشی وزارت دریانوردی انگلیس در اقصی نقاط جهان و تلاش کشورهای دیگر مانند آمریکا، پرتقال، بلژیک و.... نمونه هایی از کوشش برای در اختیار گرفتن بازارها و سرزمین های جدید است.

دنیای رنگ ها و بی رنگ ها، تبیین یا توجیه

افزایش مطالعات و تحقیقات در زمینه بازاریابی و تبلیغات در مجامع علمی و مراکز تحقیقاتی و سازمان های بزرگ دولتی و خصوصی در جهان صنعتی و کشورهای پیرامون و نیز کشورمان، شاخصی از تشدید نیاز مدیریت به آگاهی درباره مشتریان و مخاطبان است. روش های دسترسی به این اطلاعات در مورد مردم متغیر است . به علاوه مواد به دست آمده از بررسی ها و مصاحبه ها، انواع دام های سنجش افکار عمومی و آزمایش ابتدایی دقیق کالاها پیش از پخش و نیز در حین طراحی و توسعه را دربرمیگیرد. این روش ها همانند پژوهش های بازاریابی و تبلیغات برای یافتن راه های آسان تر دسترسی به سبک زندگی مشتریان و مخاطبان موجود و بالقوه، دارای پیچیدگی فزاینده ای است.

تبلیغات و مقولات وابسته

مفهوم دیگری که نزدیک با مفهوم اصلی تبلیغات به کار می رود « عمل تبلیغی» است و در آن اعمال نه به طور نمادی، بل به منظور تاثیر تبلیغاتی غیر مستقیمی که دارند مورد توجه قرار می گیرد. نمونه های اعمال تبلیغی را می توان انفجار یک بمب اتم (آزمایش)، مجازات یک جنایتکاردر ملاء عام به منظور تاثیر بازدارنده بر دیگران و یا ارائه کمک های اقتصادی به کشورهای خارجی نه به قصذ اصلاح اقتصاد آن کشور، بلکه به منظور تاثیر گذاری بر نظرات و عکس العمل های کمک گیرنده در نظر آورد.

همچنین تبلیغات علنی که در آن تبلیغ کننده و حامیان او به طور علنی شناخته می شوند، از تبلیغات مخفی که در آن منبع تبلیغ شناخته نمی شود، متمایز است. تبلیغات مخفی ممکن است، شامل اعلامیه های امضا نشده سیاسی، ایستگاه های رادیویی مخفی با استفاده از اسامی مستعار و بیانیه های سردبیران ، سیاستمداران و یا دیگران که ممکن است در خفا مورد تطمیع دولت ها، حامیان سیاسی و یا شرکت های تجارتی قرار گرفته باشند.

علایم، نمادها و وسایل مورد استفاده در تبلیغات نوین

تبلیغات قرن بیستم با توجه به پشتوانه مالی و خلاقیت موجود، قادر است طیف گسترده ای از علایم، نمادها  و وسایل را برای انتقال پیام خود به کار گیرد. علایم ، خاصیت تحریک کننده دارند. آنها از تکه های اطلاعاتی که قادر اند به نحوی انسان را تحریک کنند تشکیل شده اند. این اطلاعات از صداها شامل موسیقی، کلان یا صدای بیست ویک توپ (احترام نظامی)، تظاهرات(مشتهای گره کرده یا اعتصاب نشسته) علایم بصری (پوستر، پرچم، پلاکارد، برچسب، صحنه چاپ شده، تمبر پستی یابود) و ... به وجود می آیند.

نماد علامتی است که معنی خاصی برای مخاطب مشخص دارد. دو مخاطب مختلف به طور طبیعی عکس العمل های متفاوتی به یک علامت واحد نشان می دهند. بنابراین برای نازی ها علامت صلیب شکسته به معنی برتری نژادی و قدرت نظامی آلمان ها و برای برخی مردم سرزمین های آسیایی و آمریکای شمالی به معنی صلح جهانی و شادی است.

 

 

نظریه های نخستین در تبلیغات

بقایای باستن شناسی نشانگر آن است که در تمدن های باستانی نیز لباس پر زرق و برق، قصرها، مجسمه ها و مهابد پرعظمت، ابزار جادویی و علایم افتخار و بحث های استادانه حقوقی و مذهبی برای اقناع عوام نسبت به عظمت و قدرت های مافوق الطبیعه شاهان و کشیشان  به کار می رفته است و افسانه ها و ضرب المثل های آموزنده، مثل های آهنگین که به راحتی قابل حفظ بودند، فهرست فرمان ها (قطعه های منتخب کنفوسیوس، ده فرمان حضرت موسی(ع)، قوانین هندوها و هشت دستورالعمل بودا) و کتاب های منتخب از تاریخ شاهان برای معرفی نظام اجتماعی یا مذهبی خاصی به کار رفته است. احتمال فراوانی دارد که بسیاری از آنچه که در دوران باستان گفته می  شد، صاف و بی ریا بوده، زیرا که فرضیات مذهبی و اجتماعی به طور کلی مورد قبول عامه بوده و سخنگویان، سرداران، کاهنان فرعون و مخاطبان آنان، اکثر آنچه را که گفته می شد به سادگی قبول کرده و نیازی به شرح مفصل مسایل و یا فرضیه پردازی های گوناگون برای شرایط متفاوت و تشویق شنوندگان احساس نمی شد.

نظریه های جدید تبلیغاتی

پس از افول تمدن های باستانی، تا قرن ها، اثرات قابل ملاحظه ای از مطالعات منظم درباره تبلیغات به چشم نمی خورد و تنها پس از بوجود امدن امید به سود فراوان از طریق بازرگانی گسترده جهانی است که این مطالعات شروع شد. در ابتدای قرن بیستم، محققان تحقیقاتی را درباره عوامل محرک مشتریان مختلف در مقابل روش های متفاوت بازاریابی، آگهی ها و سایر تکنیک های بازاریابی آغاز کردند. از اوایل دهه 1930 به بعد به طور منظم شاهد سنجش نظر مشتریان مانند سنجش افکار عمومی بوده ایم. به طور تقریبی می توان ادعا کرد که کلیه جوانب مربوط به افکار مشتریان  در رابطه با کلیه گروه ها و فرهنگ ها در جوامع سرمایه داری مطالعه شده است. به همین ترتیب مطالعه تقاضاها و عادات رفتاری مشتریان در جوامع سوسیالیست به منظور بالا بردن بازده اقتصادی و کنترل ناآرامی های سیاسی را نیز شاهد بوده ایم و اینک در اکثر نقاط جهان ناظر گردآوری اطلاعات مربوط به عادات و درخواست های رای دهندگان هستیم، درست مشابه رفتاری که با مشتریان می شود.

اجزای تشکیل دهنده تبلیغات

مبلّغ امروزی با بکارگیری فرضیه های رفتاری  سعی می کند که مشکل خود را حداقل با 10 سوال زیر حل کند:

1-     اهدا و تبلیغ چیست؟ (چه تغییراتی باید ایجاد شود؟ در چه کسی و در چه زمانی؟)

2-     شرایط جامعه امروز جهانی چیست و در آینده چه انتظاری از آن می رود؟

3-     شرایط امروزی و آتی در هر یک از زیرمجموعه های نظام جهانی چیست؟ (مانند مناطق بین المللی، کشورها، سرزمین های کوچک تر و گروه های خاص)

4-     چه کسانی باید عمل تبلیغ را انجام دهند؟ مبلّغ یا عوامل او؟

5-     چه علایمی باید به کار روند؟

6-     بهره برداری از چه وسایلی ضروری است؟

7-     تبلیغات باید به سوی چه مخاطبانی تنظیم شود؟

8-     چگونه می توان تاثیر تبلیغات را سنجید؟

9-     مخافان ممکن است توسط چه وسایلی مانع تبلبغ یا موجب خنثی شدن آن گردند؟

10- چگونه می توان این اقدامات بازدارنده را اندازه گیری و با آنها مقابله کرد؟

در شرایط فعلی علوم اجتماعی، این سوال ده قسمتی را فقط می توان با ضریب اعتماد نسبی پاسخ گفت و حتی اگر مبلغ دارای پول و امکانت بسیار زیادی برای انجام تحقیق باشد باز از اطمینان صددرصد برخوردار نخواهد گشت. آنچه که بدیهی است این است که مبلّغ باید در یافتن بهترین پاسخ ها برای سوال ها نهایت تلاش خود را مبذول دارد.

اهداف

در شرایطی که مبلّغ قصد ارائه یا فروش کالا یا خدمات ساده ای را دارد شناسایی اهداف آسان است. لکن  هنگامی که مبلّغ قصد دارد هزاران نفر از مردم را به سوی یک مذهب یا نظام جدید اجتماعی جذب کند، و یا آنها را به سوی حرکت های مخاطره آمیزی مانند انقلاب یا جنگ سوق دهد. در آن صورت تشخیص اهداف کار بسیار پیچیده ای می شود. به خصوص با ترکیباتی مانند « هدف – وسیله» و یا اهدا و مرحله ای ممکن است مبارزه به مدت طولانی ادامه یابد و نیازمند طراحی مراحل مختلف و امواج متعددی باشد. یافتن این که چه باورها، ارزش ها و اقداماتی در چه مرحله زمانی در میان انواع متفاوت انسان ها باید ایجاد شود حتی برای خود مبلغ نیز به وضوح مشخص نیست. ارزش های بس پیچیده و به شدت مورد علاقه افراد مانند حیثیت، آرامش فکری، درآمد، نفس زندگی یا امنیت نظامی کلیه کشورها یا مناطق، یا حتی نابودی کل بشریت مطرح می شوند. در چنین موقعیتی انبوهی از درگیری های ارزشی ظریف و گزنده بوجود می آیند. آیا پیروزی های نظامی و یا انقلابی ارزش خرابی های اقتصادی را دارند؟ آیا امکان رسیدن به آزادی فردی مطلوب، بدون صدمه فراوان به تساوی (تعادل) اجتماعی وجود دارد؟ آیا دستیابی سریع تر به اهداف در مقابل رنجی که به انسان ها وارد می  شود ارزش دارد؟ آیا ضرورتی برای استفاده از جنایات جنگی برای رسیدن به پیروزی وجود دارد؟

خلاصه آن که تبلیغ کننده چه چیزی را در مقابل چه چیزی و در چه دوره زمانی می تواند به خطر بیاندازد؟

شرایط امروزی نظام اجتماعی و پیش بینی آینده

در شرایط معاصر جهان در عمل تبلیغاتی به طور طبیعی، آثاری را در نقاط مختلف جهان برجای خواهد گذاشت. برخی از این اقدامات چنان چه با مطالعه دقیق اوضاع جهانی و بازتاب های ممکن است چکش وار بر صورت  خود تبلیغات کننده برگردد و مهم تر آن که نظام جهان به سرعت در حال تغییر است. عواملی مانند جمعیت، تجارت، مسافرت، آموزش و تکنولوژی در این عرصه موثر بوده و مراکز جدید قدرت سیاسی، فرهنگی و اقتصادی را بوجود می آورند. این روند تکامل اجتماعی موجب می گردد تا روش های ساده و محدود تبلیغاتی کارآیی خود را از دست داده و نیاز به سیستم های پیشرفته علمی مدون و با دید جهانی بیش ازپیش احساس می شود. به عنوان مثال اگر جامعه جهانی از جهت علمی بودن و منطقی بودن به سمت تعلق به تعهدات جهانی در حال تغییر باشد آیا تبلیغات گر این روند را می پذیرد و یا آن را رد می کند؟ اگر در مقابل آنها مقاومت کند چه بهایی را می پردازد؟ و اگر عرضه او بسیار جلوتر از زمان حاضر باشد، در آن زمان  چه بهایی را خواهد پرداخت؟

انتخاب و نمایش علائم

یک تبلیغات گر زیرک باید درک کند که یک بحث منطقی یا شعارگرا به تنهایی قادر به تاثیر گذاری در رفتار انسانی نیست و حداقل چهار عامل دیگر نیز در این میان بر روی هر مخاطب اثر می گذارد: نخست، آمادگی قبلی مخاطب یعنی خاطرات و همسویی ها قبلی او با علائم مربوطه که معمولا به بی اعتنایی مخاطب به معانی و مفاهیم علائم مورد نظر در شرایط تبلیغات منجر می شوند و در نتیجه او یا دست به انتخاب معانی زده و یا با دلیل و منطق آنها را رد می کند.

وسایل تبلیغاتی (media)

در قرن بیستم هزاران واسطه تبلیغاتی مانند نوشته، وسایل سمعی و بصری و سازمانی در اختیار تبلیغات گر قرار می گیرند. کلیه گروه های انسانی به بالقوه شکلی از یک سازمان تبلیغی به شمار می روند، از خانواده و دیگر گروه های اجتماعی کوچک گرفته تا شرکت های تبلیغاتی، اتحادیه های بازرگانی ، کلیساها و معابد، تئاترها، خوانندگان رمان ها و اشعار،گروههایی با علاقمندی ویژه، حزب های سیاسی، سازمان های پیشرو و در درون دولت ها، اتحادیه های بین المللی و سازمان های جهانی مانند سازمان ملل و موسسات وابسته به آن. از میان این تعداد از ابزار و وسایل تبلیغاتی ، تبلیغات گر باید آنهایی (رهبر، نقش آفرین ویا سازمان) را انتخاب کند که اطمینان دارد در میان مخاطبان بیشترین توجه و پذیرش را خواهند داشت. در سال های اخیر پس از آغاز «انقلاب ارتباطات» شاهد تکثیر و افزایش مدارس ، سیستم های آموزشی و ابزار خبرگیری، انتشارات، خبرپراکنی، برگزاری جلسات و سخنرانی هستیم.

مخاطبان (شنوندگان، گیرندگان)

مخاطبان از نظر تبلیغات گر شامل تقسیمات زیر هستند:

1- آنان که از پیش برای عکس العمل مورد نظر تبلیغات گر آمادگی دارند.

2- آنان که خنثی یا بی تفاوت اند.

3- و آنان که مخالفند یا حتی معاندند.

همان طور که در قبل گفته شد تبلیغات به طور معمول بر روی آنان که از قبل موافق محتوای پیام هستند تاثیر می گذارد، تاثیر گذاری بر روی افراد خنثی و بی طرف مگر با کمک ابزار تشویقی(هدایای اقتصادی) و نیز فشارهای موافق اجتماعی غیر ممکن خواهد بود.

این حقایق در شرایطی که گروهی توسط رهبران یا تبلیغات گران تشویق به اعتصابات ، تظاهرات، اعتراضات دسته جمعی و دادن شعارهای گروهی یا سایر  مقاومت های علنی با هدف ایجاد فشار های اجتماعی می گردند مورد توجه قرار دارند.

البته در شرایطی که اعمال فشار بر روی مخاطبان بیش از حد باشد، احتمال منفور شدن تبلیغات و عکس العمل منفی بر علیه تبلیغات گر نیز زیاد خواهد بود.

اقدامات متقابل توسط مخاطبان ( ضد تبلیغ)

برخی از اقداماتی که برای مقابله با تبلیغات به کار می روند شامل اقدامات ساده ای مانند تهدید تبلیغات گر با استفاده از زندان کردن او، سوزاندن اموال، تحریک کارکنانش، خریدن او، محروم کردن او از وسایل یا پولی که برای انجام تحقیقات نیازمند است و وارد ساختن تعداد بی شمار دیگری از فشارهای اقتصادی و اجباری می شوند، به این امید که حقیقت اهداف تبلیغات از خفا بیرون بیاید. (حداقل می توان گفت که این می تواند بخشی از اهداف ضد تبلیغ باشد)

یک نوع خاص از ضد تبلیغ، «افشاگری» است. مانند دادن اطلاعاتی به مخاطبان با این مضمون که تبلیغات گر در سوءتفاهم به سر می برد یا اویک جانی است ویا به گروهی بستگی دارد که مخاطبان به طور یقین آن گروه را مخرب می شناسند و به این ترتیب اعتبار او را از بین برده و یا حمایت اقتصادی از وی را نابود می سازند. در دهه 1930 یم سازمان تبلیغاتی  در ایالات متحده وجود داشت که سعی می کرد تکنیک های تبلیغاتی به مانند درخشندگی عام ابهامات یا کلیات جذاب  و یا شهرت را که تبلیغات گران مشخص به کار می برند، تجربه کند. این روش ها یا به دلیل زیرکانه بودن بیش از حد و یا به علت رها کردن مخاطب بدون راهنمایی وی، در انتخاب فرد جدید و یا عقاید نو شکست خوردند.

در بسیاری از موارد ، مخاطبان یک تبلیغات گر با گذراندن قوانینی سعی کرده اند تا تبلیغات گر را ناچار به آشکار کردن خود و افرادی که با او همکاری می کنند، نمایند.

کنترل استبدادی تبلیغات

در سیاست های استبدادی شدید، به طور معمول رژیم حاکم سعی دارد کلیه زمینه های تبلیغاتی را به خود اختصاص داده و از هرگونه ضد تبلیغ جلوگیری کرده و آن را نابود سازد. میزان موفقیت سیستم در انجام این امر بستگی تام به قدرت پلیس و ازهمه بیشتر به محدودیت سطح، نوع گسترش و آموزش عالی غیر مذهبی دارد. تحصیلات عالی غیر مذهبی به طور معمول موجب پدید آمدن تردید در مورد داده های تعصب آلود، جامد و بدون پشتوانه و مدرک شده و چنان چه این تحصیلات بر مبنای تایید ارزش و انسانی پایه گذاری شده باشد یک رژیم جاهل و بدون منطق استبدادی به طور معمول در دراز مدت موفق به ارضا افراد با سواد نخواهد شد و اگر افراد تحصیل کرده مذکور به ضد تبلیغ بپردازند، به طور معمول موجب تغییراتی در رژیم خواهند گردید.

کنترل تبلیغات در سطح جهان

یکی از جدی ترین مشکلات کنترل اجتماعی تبلیغات، کنترل در ماورای مرزهای ملی و در سطح جامعه جهانی است. به علت نبودن ابزار محدودکننده تبلیغات در سطح جهانی شرایط خطرناکی به وجود می آید و جنگ های بین المللی – بین نژادی و بین مذهبی شعله ور می شود. سیستم جهانی در حال حاضر ترکیب نامنظمی از زیرسیستم های دموکراتیک ، نیمه دموکراتیک و استبدادی است. بسیاری از این سیستم ها توسط رهبرانی اداره می شود که آموزش ندیده، دارای ایده های ماورا مرزهای جغرافیایی می باشند و از نظر مذهبی، نژادی و اصولی افراط گرا به شمار می آیند. در حال حاضر هر رژیم ملی معتقد است که برای دفاع از حاکمیت ملی خود حق دارد تا هر گونه تبلیغاتی را که بخواهد انجام دهد.(هر چند با نیازهای جهانی مطابقت نداشته باشد)

التهاب آفرین نوع از این تبلیغات را امروزه می توان در قالب سخنرانی ها و پیام های رهبران برجسته ملل ملاحظه کرد که به طور معمول توسط وسایل ارتباط جمعی بین المللی آنها در قالب های احساساتی در سطح جامعه جهانی پراکنده شده و بعد توسط گیرندگان محلی بار دیگر تقویت شده و در اختیار عموم قرار می گیرند. به نظر می رسد که مهم ترین چاره ممکن توسعه دیدگاه های انسان – جهانی باشد. در این مورد اولین قدم را می توان در ایجاد سپاهی از اطلاع رسانان پرانرژی و تحصیل کرده دانست که تمام قابلیت خود را به کار برند تا بنگاه های سخن پراکنی  و روزنامه ها و مدارس را با اطلاعات راستین و سرمقاله های روشنگر پر کنند و آگاهی عمومی در سراسر نظام جهانی را بالا ببرند. به همین دلیل ملاحظه می کنیم که رهبران آگاه جهان به فکر ایجاد شبکه جهانی وسایل ارتباطی و و تشکیلات جهانی چند ملیتی گزارشگران، محققان، سردبیران، معلمان و سایر روشنفکران هستند و در اندیشه وحدت بشر به سر می برند.

اهداف کلی بازاریابی (corporate marketing objectives)

برای تحریر یک برنامه هماهنگ تبلیغاتی ابتدا باید اهداف کلی بازاریابی بنگاه را مورد توجه قرار دهیم، سپس برای دستیابی به اهداف تعیین شده بازاریابی، می توان از استراتژی های تبلیغاتی یا توزیعی یا قیمتی استفاده نمود.

اهداف بازاریابی یک بنگاه می تواند افزایش فروش، افزایش سود، افزایش سهم بازار، تنوع در محصولات، خالی کردن انبارها، رضایت مشتری، توزیع وسیع و گستره و ... باشد. ملاحظه می شود طیف وسیعی  از فعالیت های بازرگانی و بازاریابی می تواند در این مقوله بگنجد، یعنی این که یک بنگاه اقتصادی به طور کلی به دنبال دست یابی به اهداف بازاریابی خود حرکت می کند. اگر اهداف بازاریابی بنگاه، از جمله اهداف تهاجمی باشد یعنی بنگاه با در اختیار داشتن امکانات کافی ، قصد بهره برداری بهینه از آنها را داشته باشد، استراتژی تبلیغات می تواند راهبرد خوب و موثری باشد، ولی اگر اهداف تدافعی است یعنی بنگاه فعلا در صدد حفظ وضع موجود یا بقا، به قیمت فروش محصول ولو با سود اندک است، استراتژی تبلیغات راهگشای مشکل نیست.

ضوابط یک تبلیغ موفق

یک نویسنده تبلیغاتی باید ضوابط زیر را برای خلق و ارسال یک پیام موفق درنظر بگیرد:

1- مشخصات، مزایا و منافع محصول را بشناسد و عمدتا روی منافع استفاده از این محصول را بی مصرف کننده تکیه کند.

2- تصاویر باید نشان دهنده مزایا باشند.

3- متن باید ساده، کوتاه، شفاف، صریح و بدون ابهام باشد.

4- صفحه آرایی و رعایت جنبه های هنری و بصری در هر تبلیغ بسیار مهم است.

5- درهر پیام تبلیغاتی فقط روی یک یا دو منفعت یا مزیت باید تکیه شود.

6- پیام باید آگاه کننده، یادآوری کننده یا متقاعد کننده باشد.

7- پیام باید باور کردنی باشد.

8- هر پیام تبلیغاتی باید خریدی را درخواست کند

9- هر پیام تبلیغاتی بهتر است با مدل آیداس تطابق داشته باشد.

10- پیام باید با سبک محاوره ای و دوستانه و دور از لغات و پیچیدگی های فنی باشد.

نوشته شده توسط روح اله ناصری (کارشناس روابط عمومی)  | لینک ثابت |

تاریخچه تبلیغات یکشنبه هفدهم بهمن 1389 11:44
 

تاریخچه تبلیغات

•         از دوران مافبل تاریخ ، نوعی ارتباط در خصوص وجود و در دسترس بودن اجناس و کالا ها وجود داشته است . برخی از تصاویری که بر روی دیواره ی غار های اولیه نقش بسته است.مربوط به سازندگاان اشیای ابتدایی می باشد . بنابراین تبلیغ ، مقوله ای نیست که چندان جدید باشد و مربوط به سال های اخیر گردد بلکه ریشه در زندگی اجتماعی انسان ها دارد با این همه آنچه ما تحت عنوان تبلیغات نو و جدید می شناسیم ، ریشه در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم در کشور ایالات متحد دارد . برای این که ما بهتر بتوانیم تبلیغات جدید و نوین را درککنیم ، نخست باید شرایطی را که موجب پدیدار شدن آن شده است ، مورد بررسی قرار دهیم ، تا تصویر بهتری از تحولات آن در گذر زمان داشته باشیم .

•         سال 1450 یک تاریخ مهم در سابقه تبلیغات می باشد ، زیرا در این سال بود که گوتنبرگ ، انجیل معروف خود را به چاپ رسانید و با روی کار آمدن صنعت چاپ ، در واقع انقلاب عظیمی در تبلیغات چاپی ایجاد شد . اگر چه پیشرفت صنعت چاپ ابتدا خیلی به کندی پیش می رفت ولی در عوض 300 سال در تمام اروپا مورد استفاده قرار گرفت و کتاب ها و روزنامه ها با شماره های فراوان به چاپ می رسید قبل از این که وارد قرن صنعت چاپ بشویم لازم است قدری به سال 1450 بر گردیم .

•         تبلیغات در زمان قدیم در مقایسه با تبلیغات امروزی خیلی ساده بود با وجود این ، هدف اساسی از آگهی همان بود که امروز هم است بدین معنی که منظور از آن ایجاد ارتباط برای دادن اطلاعات و ایده ها به گروهی از مردم بود که موجب تغییر یا تقویت رفتار آنها بشود.

•          

•         1– علائم تجاری – افتخار و غروری که استادکاران زمان های قدیم داشتند آنها را تشویق می کرد  که علامت مشخصی از خودشان روی مصنوعاتشان ماننند کاسه و یا کوزه های سفالی و غیره بگذارند . همین که کار یکی از استاد کاران مورد توجه مردم قرار می گرفت همیشه به علامت اختصاصی او در موقع خرید توجه می کردند و این شهرت درست زبان به زبان می گشت . دقیقاً مانند علائم تجاری که امروز به آن توجه داریم . بنابراین علامت تجاری که امروزه هم ، وظیفه ی مهمی را در اقتصاد بازرگانی انجام می دهد سابقه ی طولانی دارد و هنوز هم علامت تجاری ، خریداران را راهنمایی می نماید که جنس مورد علاقهخود را انتخاب و خریداری کنند

•          

•         2- نشان ها تبلیغ روی دیوار ها – وسیله ی دیگر تبلیغات ، جملاتی بود که بر روی سنگ ها و دیوار های جنب محلی که اجناس مختلف به فروش می رسید ، نوشته می شد و از جنس مورد نظر تمجید و تحسین می نمود و تقریباً مانند تبلیغات  روی دیوار ها و تابلوهای بالای مغازه های امروزی بود .کاوش هایی که در شهر پمپی به عمل آمده نشان داده است که هر دکان کوچکی یک نوشته ای روی دیوار جنب در ورودی مغازه داشته است که رهگذران را راهنمایی می کرده است که از دکان چه اجناسی ، مثلاً نان ، نوشیدنی ، کوزه و غیره می توانسته اند بخرند . این روش نوشتن روی دیوار کم کم پیشرفت نمود و تبدیل بهآویزان کردن تابلویی در محل خصوصی در کوچه ها خیابان ها گردید . آویزان کردن این تابلوها به قدری زیاد شد که مثلاً اگر شخصی می خواست خانه خودش را نشان دهد تابلویی آویزان می کرد که منزل او سه کوچه پایین تر ، دست چپ است و از این جهت دولت انگلستان قوانینی برای به کار بردن تابلو وضع کرد. حال همین تابلوها تبدیل به تابلوهای متنوع و روشن و جتی نئون امروزی شده است که خریداران به آسانی از نام مغازه و اجناسی  که در مغازه به فروش می رسد آگاه می شوند.

 

•         3- جاچری های شهر: در یونان در عصر طلایی، جارچی های عمومی وظیفه ی مهمی را انجام می دادند م ورمد هایی بودند که وظیفه شان این بود که در شهر بگردند و اخبار مهم و وقایع مورد علاقه ی مردم را انتشار دهند و از این بابت حقوق معینی دریافت می داشتند. بعداً در قرون وسطی تنها وسیله ی تبلیغات به جز علایم که به آن اشاره شد جملاتی بود که بیان می شد

 

آغاز آگهی وتبلیغات در فرانسه

•         فرانسه یکی از اولین کشورهای  جهان است که در خصوص تبلیغات به شکل رسمی، سابقه ای طولانی دارد. از این رو به شکل گذرا در این قسمت نگاهی به تارخ تبلیغات در مطبوعات این کشور می نماییم.

•         پس از استعفای لویی فیلیپ – پادشاه فرانسه – حکومت موقتی در فرانسه بوجود آمد و این حکومت موقتی وسایل انتخابات عمومی را فراهم کرد و در آن موقع یک روزنامه نویس باهوش فرانسوی به نام «ژیراردین» که نباید او را با ژنرالی به همین اسم که جدش بود اشتباه نمود در روزنامه اش نوشت که حاضر است آگهی کسانی را که می خواهند وکیل شوند در روزنامه خود چاپ کند.

توسعه آژانس های تبلیغاتی

•         آژانس های تبلیغاتی از جمله نیروهایی بودند که در راه تکمیل و پیشرفت تبلیغات کمک موثری بودند و آغاز توسعه آنها در آخر نیمه قرن نوزدهم بود. البته دلالت هایی در انگلستان به عنوان نماینده تبلیغاتی از سال 1800 وجود داشتند که وظیفه ی آنها به دست آوردن و فروش جا در مطبوعات برای آگهی بود. آنها محل های معینی را در مطبوعات برای آگهی اجاره می کردند، بعداً آن محل ها را به آگهی دهندگان به قیمت های بیشتری می فروختند.

•          

•         اولین پیام رادیویی به وسیله مارکنی در سال 1895 فرستاده شد که در آن موقع بی سیم نام داشت . در سال 1919 در نتیجه آزمایش ها ، صدای بشر به وسیله روش پخش از دستگاه تلفن شنیده شد .

•         اولین دستگاه رادیویی که برای استفاده رادیویی به وجود آمد به نام کاکا بود که در پیتسبورگ واقع در ایالت پنسیلوانیا ایجاد شد و بعداً در گوشه و کنار امریکا و اروپا ایستگاه های رادیو به وجود آمد و استفاده تبلیغاتی از این دستگاه شروع شد و ایستگاه های عظیمی مانند N.B.C در 1926 در امریکا به وجود آمد که تمام مردم  امریکا در یک موقع می توانستند از برنامه های رادیویی استفاده کنند و هنرمندان و هنرمندان شروع به اجرای برنامه های جالب می نمودند.

پیشینه ی تبلیغ در ایران

نخستین وسیله ی آگهی رسانی ، نصب تابلو و جارچی ها بوده است و استفاده از آگهی در ایران به ادوار باستانی باز می گردد. اما پیشینه آگهی در تاریخ معاصر ، نخست به صورت دیوار کوبو درج در نشریه ها بابشد و سپس رواج پیدا کرد . باید دانست که پیشینه آگهی در رسانه های جمعی ایران بدین ترتیب بوده است:دیوار کوب ، نشریه های ادواری ، کتاب ، سینما ، رادیو ، تلویزیون و ... افزون بر اینها نشر آگهی های مستقیم – به تقلید سایر کشور ها  - به اشکال مختلف دیگر ، از جمله به صورت :

بودجه بندی برنامه های روابط عمومی

برای هزینه های موجود در روابط عمومی ، راهنماهایی وجود دارد . این راهنماها به یک روابط عمومی کمک می کند تا مبنای دقیق برای بودجه خود در نظر بگیرند که طی آن علاوه بر هزیننه های اصلی ، مخارج فرعی و جانبی هم منظور نمایند . به طور کلی ، برای هر یک از بخش ها و اقداماتی که آن ها انجام می دهند باید بودجه خاصی در نظر گرفت که بسته به نوع سازمان و میزانسرمایه ای که ساززمان دارد . این هزینه ها تفاوت می کند .

بر این اساس  بودجه روابط عمومی باید بر اساس برنامه های زیر تدوین شود:

الف – ارتباط رسانه ای :ارتباط رسانه ای ، بزرگترین اثر را بر موفقیت یا شکست برنامه دارد .علی رغم پیشرفت های فراوان در زمینه عرضه فناوری ، روابط عمومی ، یک تجاترت رابطه ای بوده و خواهد بود . روابط عمومی باید توانایی های رسانه ای قدرتمندی داشته باشد . به هر شکل ، تعیین هزینه ها در امر ارتباط رسانه ای باید موارددی از قبیل : تطابق با تقویم های نشریات ، پیگیری مطالب نشریات ، تداوم تماس با تحلیل گران بنام و معروف ، بهره گیری از فرصت های مصاحبه وبالاخره هزینه های جانبی برای مکالمات ، پست ، تکثیر عکس و مواردی نظیر آن باشد .

ب -  انتشارات :انتشارات به عنوان بلوک های ساختمانی هر برنامه روابط عمومی محسوب می شوند . یک نشریه 2 صفحه ای به 5 تا 10 ساعت نوشتن و ارتباط با رسانه های مرتبط نیاز دارد . هزینه های انتشار و توزیع چنین نشریهای نیز نباید فزونی یابد . راه حل مهم در این زمینه ، استفاده از مطبوعات و رسانه های ملی است چرا که هزینه بسیار کمتری را می طلبد .

ج – مطالعات موردی و مقالات مرتبط با آن ها : جز در مواردی که این مقالات موردی ، کاربرد متقابل داشته باشند ، باید تلاش کرد آن ها را به صورت خلاصه و در قالب مقاله ای با واژه های کم تهیه نمود . وقتی یک گزارشگر به خلاصه نویسی علاقه نشان می دهد ، باید سعی شود تا در برقراری ارتباط با مشتری از وی استفاده ی بیشتری به عمل آید . با این نوع کارکرد شدکتت ها از روابط عمومی خود بهره ی بیشتری خواهند گرفت و شاهد بازدهی تبلیغات و بودجه ی آن ها خواهند بود.

 

برنامه ریزی برای بودجه بندی تبلیغات :

قبل از هر گونه برنامه ریزی در خصوص تبلیغات ، نیاز به انجام تحقیقات وسیع و میدانی است.انجام یک پژوهش وسیع و فراگیر نیز مستلزم طی مراحلی می باشد که بدون آن ارزش و اهمیتی نخاهد داشت بنابر این به جهت اهمیت پژوهش در برنامه ریزی تبلیغات به مراحل پژوهش اشاره می شود

 

تعیین میزان مخارج تبلیغات در سازمان ها :

زمانی که جملات، مفاهیم و محتووای تبلیغ آماده شود مسئله مهم این است که چه مقدار بودجه و اعتبار موجود است یا به عبارتی باید تعیین نمود چه مقدار تبلیغ شود یا چه مقدار باید صرف هزینه ی تبلیغ شود ؟برای تعیین میزان مخارج تبلیغات در سازمان ها و موسسات می توان از روش های ذیل استفاده کرد :

1 –روش رقم ثابت :

در این روش با توجه به صلاح دید و قضاوت مدیران و دست اندر کاران از محل سود و در آمد های سازمان ، مبلغی ثابت جهت تبلیغات ، انخاب و کارسازی می شود . در این روش برخی موارد به احتیاجات موسسه و تناسب مخارج تبلیغات ، توجه و التفاتی نمی شود .

2 – روش در صد سود ویژه :

در این روش میزان ثابتی از سود ویژه انتخاب نمی شود ، بلکه براساس میزان سود استحصال شده در سال قبل در صدی تعیین شده و برای تبلیغات موسسه کار سازی می شود . مهم ترین مزیت این روش ، انعطاف پذیری بودجه متناسب با وضعیت مالی موسسه می باشد .

3 – روش هر چه قدر لازم باشد :

در این روش بر خلاف دو روش قبلی سازمان یا موسسه تنهها نسبت به تعیین هدف خود اقدام می کند و در زمینه هزینه ی کلان وجوه هیچ نوع محدودیتی را مد نظر قرار نمی دهد ، بلکه تمامی فعالیت های تبلیغاتی تا زمانی که به هدف تعیین شده نرسیده باشیم با شدت زیاد دنبال می شود و هیچ محدودیتی در زمینه تبلیغ وجود نخواهد داشت

4 – روش در صد فروش :

در این روش سازمان یا موسسه باید هر سال حدود 4/3 پولی را که بدست می آورد صرف تبلیغ و بقیه را صرف تجهیز و توسعه کند با توجه به این مطلب و با در نظر گرفتن کلیه شرایط داخلی و خارجی سازمان و همچنین بهره گیری از تجربیات گذشته در ابتدای هر سال مدیر تعیین می کند در صد یا نسبتی از میزان فروش واقعی و حاصل شده  را صرف تبلیغ نمایند . این روش نوعی آینده نگری می باشد و میان فعالیت های فروش و تبلیغات ، تناسب کامل ایجاد می کند .

مقررات حقوق بین الملل

اعلان ها وآگهی های بازرگانی از اواسط قرن 19 میلادی به موازات پیشرفت و گسترش مطبوعات خبری و تجاری ، سهم بیش از پیش فزاینده ای از سطح چاپی مندرجات نشریه ای دوره ای را به خود اختصاص می دادند و از اوایل قرن 20 ب هتدریج همراه با تاسیس و توسعه سالن های سینمایی و ایستگاه های رادیویی و تلویزیونی ، بخش بسیار مهمی از زمان نمایش فیلم ها و پخش برنامه های سمعی وبصری را اشغال کرده اند ودر دو قرن اخیر از لحاظ مالی و اقتصادی نقش بسیار تعیین کننده ای در برپایی ، کارایی و سود آوری وسایل ارتباط جمعی پیدا نموده اند و به همین جهت از نظر حقوقی نیز مورد توجه فراوان واقع شده اند . به گونه ای که در اکثر کشور ها برای این موضوع قوانین ومقررات خاصی تدوین گردید.

مقررات حقوقی بین المللی تبلیغات بازرگانی در سطح جهانی

در مورد فعالیت های حرفه ای تبلیغات تجاری ، مقررات حقوقی بین المللی ویژه ای در سطح جهانی وجود ندارد و بسیاری از حقوق دانان ، غربی آن ها را مسئول مقررات مندرج در ماده 19 « میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی »معرفی می کنند که درباره ی حق هر فرد برای آزادی بیان و اطلاعات ، صحبت می کنند . مقرراتی هم از سوی یونسکو درباره تبلیغات بازرگانی به تصویب رسیدده که بیشتر توصیه ای است و ضمانت اجرایی ندارد.

مقررات حقوقی بین المللی تبلیغات بازرگانی در سطح منطقه ای میلیون دلار هزینه کرده است. 

 از اوایل دهه 1980 میلادی به موازات پیشرفت و گسترش فعالیت آژانس های آگهی های تجاری در کشور های بزرگ صنعتی و تاثیر آن در رواج هر چه بیشتر این آگهی ها در سایر کشور های جهان ، از سوی برخی از سازمان های بین المللی و به ویژه برخی از سازمان های بین الدول منطقه ای ، برای مقررات گذاری فراملی تبلیغات  بازرگانی ، کوشش ها و اقدام های گوناگونی صورت گرفته است ، بیشترین کوشش های فراملی در جهت مقررات گذاری آگهی های بازرگانی در سطح منطقه ای اروپا ، توسط « شورای اتحادیه اروپایی»و « شورای اروپا» به عمل آمده است .

به منظور هماهنگی قواعد حقوقی حاکم بر تبلیغات بازرگانی در تمام کشور های عضو این سازمان ها مقرراتی تهیه و تصویب گردیده و دولت های تصویب کننده ملزم به اجرای این مقررات هستند.

مقررات مصوب شورای اتحادیه اروپایی درباره تبلیغات بازرگانی

اتحادیه اروپایی در دو دهه اخیر  ضمن کوشش ها و اقدام های قابل توجهی که برای مقررات گذاری ارتباطات ، به منظور ایجاد هماهنگی در قوانین و مقررات ارتباطی کشور های عضو ، به عمل آورده به تدوین و تصویب مقررات خاص تبلیغات بازرکانی نیز توجه فراوان داشته است در این زمینه علاوه بر « رهنمود مصوب 10 سمپتامبر 1984 شورای جامعه اروپایی در در مورد نزدیک کردن مقررات تعیین و تصویب نامه ای و اداری کشور های عضو درباره تبلیغ تجاری فریب دهنده » که به طور ویژه در مورد آگهی های بازرگانی ، تدوین و تصویب شده است . مقررات پیش بینی شده درباره تبلیغات تجاری در « رهنمود تلویزیون بدون مرز » مصوب 3 اکتبر 1989 شورای جامعه اروپایی و تجدید نظر شده در 30 ژوئن 1997 نیز شایان توجه اند.

مقررات رهنمود مربوط به تبلیغات تجاری فریب دهنده

مقررات رهنمود شورای اتحادیه اروپایی در مورد تبلیغانت بازرگانی فریب دهنده ، دارای مقدمه و متن اصلی است . در مقدمه رهنمود ، با تاکید بر اهمیت تبلیغات تجاری در جریان آزاد کالا ها و خدمات در فراسوی مرز ها و کمک به پیشبرد هدف های بازار مشترک اروپا ، ضرورت مقابله با پراکندگی و نا هماهنگی قوانین و مقررات و تصمیمات مراجع اداری و قضایی کشور های عضو جامعه اروپایی  در زمینه آگهی های فریب دهنده و حمایت از منافع مصرف کنندگان و حفظ اعتبار و حیثیت و فعالیت های حرففه ای موسسات تبلیغ بازرگانی ، خاطر نشان گردیده است . متن اصلی رهنمود ، که به منظور تحقق هدف های مندرج در مقدمه تدوین شده دارای 9 ماده است. در ماده های یکم تا سوم رهنمود، هدف اساسی مورد نظر، تعریف تبلیغ های بازرگانی و تبلیغ فریب رهنده و نیز عناصر و شاخص های تبلیغ  فریب دهنده، توصیف و تشریح شده اند. ماده چهارم به چگونگی مراقبت دولت های عضو اروپایی در مورد کارآیی وسایل و امکانات کنترل تبلیغ بازرگانی فریب دهنده و از جمله قوانین و مقررات ممنوع کننده آن واقدام تعقیبی و جزایی علیه این گونه تبلیغ در مراجع اداری و قضایی کشورهای مربوط، اختصاص یافته است. در ماده پنجم رهنمود امکان کنترل تبلیغ بازرگانی فریب دهنده از سوی سازمان های مستقل حرفه ای نیز طرف مورد توجه قرار گرفته است.

ماده ششم صلاحیت ها و اختیارات مراجع اداری و دادگاه های قضایی رسیدگی کننده به جرایم ناشی از تبلیغات تجاری فریب دهنده را مطرح کرده است و در ماده 7 رهنمود، موضوع عدم مانعت این رهنمود از حفظ آن دسته از قوانین و مقررات کنونی یا آینده کشورهای عضو جامعه اروپایی که در جهت تامین حمایت گسترده تر از مصرف کنندگان و شاغلان فعالیت های بازرگانی و صنعتی وضع می شود. خاطر نشان شده است مواد 8 و 9 رهنمود نیز به ترتیب ضرورت هماهنگ شدن کشورهای عضو جامعه مذکور با مقررات این رهنمود حداکثر تا تاریخ اول اکتبر 1986 و مسوولیت دولت های آنها در اجرای این مقررات را مورد تاکید قرار داده اند.

محتوای آگهی ها

بر اساس ماده 12 رهنمود شورای اتحادی اروپایی درباره تلویزیون بدون مرز، اگهی های تلویزیونی و آگهی های مربوط به خرید نباید به حیثیت انسانی لطمه وارد کنند و مطالب و مضامین حاوی تبعیض نسبت به نژاد، جنس و ملیت دربر داشته باشند.

به موجب مواد 13 و 14  رهنمود مذکور هرگونه تبلیغ بازرگانی و آگهی خرید تلویزیونی برای سیگار و انواع دخانیات و همچنین داروها و شیوه های درمانی مبتنی بر تجویز پزشک ممنوع است.

مطابق ماده 15 رهنمود مذکور، تبلیغات تجاری تلویزیونی و آگهی های خرید تلویزیونی برای  مشروبات الکلی باید مقررات خاص مربوط به آن ها را دقیقا رعایت کند.

برطبق ماده 16 رهنمود، آگهی دهندگان و شبکه های تلویزیونی پخش کننده آگهی ها باید از هرگونه تبلیغ بازرگانی که ممکن است موجب سوءاستفاده از زودباوری کودکان شود خودداری کنند.

نتیجه گیری:

بررسی قوانین و مقررات مربوط به آگهی های تبلیغی و تجاری که به صورت پراکنده در مجموعه های مختلف حقوقی و آن هم در عرصه های بسیار معدود و محدود وجود دارند، این نکته را آشکار می کند که در کشور ما حضور مقررات جامعی در این زمینه وضع نشده است و با وجود زمینه های مساعد و مناسب در فقه و قانون اساسی، کشور ما فاقد حقوق تدوین شده در این زمینه است جای آن دارد که متولیان امر تبلیغات در کشور، با حضور نخبگان علم تجارت، بازاریابان، حقوق دانان و سایر اهل فن دراین مورد اقدام به برگزاری نشست ها و تدوین مقرراتی جامع کنند. به طوری که این قوانین، کلیه جنبه های تبلیغات را در رسانه های مختلف اعم از رادیو، تلویزیون، روزنامه، مجله، تابلوهای شهری و... را تحت پوشش قرار دهند.

تبلیغات جهانی از کی؟

از دهه 1980 به بعد تبلیغات جهانی مورد توجه قرار گرفت و هم اکنون به عنوان یکی از جنجالی ترین مباحث بازاریابی در سطح جهان مطرح است. جهانی شدن نخستین بار توسط پروفسور تئودوریک مطرح شد. نظر وی بر آن بود که بازارها به طور فزاینده ای به یکدیگر شبیه می شوند و تمایل به سوی به وجود آمدن بازار جهانی در حال افزایش است.

بسیاری از دست اندرکاران صنعت تبلیغات معتقداند که تمام نام های تجاری بین المللی در سطح دنیا، عادی و هنجار جهانی خواهند شد و چالش در این عرصه برای ارائه محصولات جهانی تنها از عهده شرکت های تبلیغاتی جهانی برخواهد آمد.

تبلیغات، افزایش بهره وری

تبلیغ باعث افزایش بهره وری می شود. هم بهره وری تولید و هم بهره وری مصرف کننده. البته نباید بهره وری را تنها نتیجه یک داده input که تولید  output بیشتری دهد دانست. اعتقاد بر این است که بهره وری الزاما کم مصرف کردن نیست. یک جامعه بهره ور ممکن است که مصرف بالایی داشته باشد. بهره وری تجمل گرایی و همچنین تولید بیشتر نیست.

بهره وری کار بیشتر یا صرفا معیار اقتصادی و مالی نیست. به عبارتی نفع طلبی و ایجاد تقاضاهای کاذب و بهره کشی از زیردستان نیز نمی تواند باشد. بهره وری در تبلیغات نگرشی برای عقلانی کردن فعالیت ها و جلوگیری از کارهای بیهوده است.

فن آوری ارتباطی و امنیت تبلیغاتی

گستردگی و فراگیری این شبکه ها به یمن فن آوری و وسایل تبلیغاتی و ارتباطی مدرن موجب افزایش تاثیر آن بر آگاهی افراد و جوامع شده است و بسیاری از کشورها را که امکانات نظامی گسترده ای در اختیار دارند تا در کشمکش ها  ومنازعات بین المللی از آنها بهره برداری کنند و یا در اندیشه این افزایش باشند. همین امر دگرگونی های وسیعی را ایجاد کرده است که بر توازن قوای منطقه ای تاثیر می گذارد. و اگر نگوییم منابع تازه ای را برای تنش میان مراکز قدرت سنتی  و نیروهای در حال رشد به وجود آورده، زمینه های تازه ای برای کشمکش فراهم آورده است.

چالش های جدید جهانی شدن

طبیعی است که کشورهای عضو سازمان ملل متحد در مورد مساله مهمی که در پرتو جهانی شدن با بشریت ارتباط پیدا می کند به تفاهم برسند.

پیش از این، این موضوع در ماه می 1996 در کنفرانس بین المللی جهنی  شدن در جامعه تبلیغاتی که در midland که در واقع در جنوب آفریقا برگزار شد، مورد بحث و بررسی قرار گرفت و تهدیدهای جاری ناشی از جهانی شدن تبلیغات مورد بحث و بررسی قرار گرفت. قطعنامه مستند بر پیشنهاد طرف روسی در پنجاه و سومین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد قطعنامه 53/70 در ارتباط با دستاوردهایی در زمینه تبلیغات و و وسایل ارتباط دیداری است که در 4 دسامبر 1998 انتشار یافت.

هزینه های جهانی تبلیغات

در دهه 80 یونسکو در گزارشی هزینه های جهانی تبلیغات، کل هزینه های تبلیغاتی کشورهای مختلف جهان را در آن دهه مورد بررسی قرار دهد. این گزارش با همین عنوان در نیویورک  به چاپ رسید.

این گزارش نشان می دهد که آمریکا با 102140 میلیون دلار بیشترین هزینه تبلیغاتی را داشته است و این میزان 43/2 دزرصد کل تولید ناخالص داخلی این کشور است.

بعد از آمریکا، ژاپن با 18208 میلیون دلار دومین کشور است که هزینه تبلیغاتی آن بالاتر از سایر کشورها قرار دارد. و این هزینه 92/0 از تولید ناخالص ملی آن را تشکیل می دهد.

در رده سوم کشور کانادا با 4797 میلیون دلار هزینه تبلیغاتی که 4/1 درصد از تولید ناخالص ملی آن را تشکیل می دهد، قرار گرفته است.

همچنین کمترین هزینه تبلیغاتی مربوط به کشور عمان است که تنها 17/1

 

 

 

 

روش درصدی از فروش

بسیاری از شرکت ها نیز از روش درصدی از فروش استفاده می کنند. یعنی بودجه تبلیغات ایشان، درصد مشخصی از فروش جاری یا پیش بینی فروش آنهاست. گاه نیز بودجه به صورت درصدی  از قیمت فروش کالا تعیین می شود. در ایالات متحده شرکت های خودرو سازی معمولاً درصد ثابتی از قیمت پیش بینی شده فروش اتوموبیل را به تبلیغات اختصاص می دهند. شرکت های نفتی نیز در این کشورها بودجه تبلیغاتی خود را بر اساس درصد ناچیزی از هر گالن بنزین قرار می دهندکه با برچسب آنها به فروش می رسد.

•         روش برابری با رقبا

•         شرکت هایی نیز هستند که بودجه تبلیغات خود را بر اساس روش برابری با رقبا تعیین می کنند. این شرکت ها بودجه تبلیغات خود را برابر هزینه هایی قرار می دهند که رقبا به این امر اختصاص می دهند. بدین شکل که این شرکت ها تبلیغات رقبای خود را زیر نظر می گیرند، یا این که از اتحادیه های صنفی یا مجلات مرتبط برآوردهای مربوط به بودجه تبلیغات صنعت را استخراج می کنند

 

روش رتبه بندی

اگر قیمت هر میزان رتبه بندی در ساعت مورد نظر  مثلاً در تلویزیون 50000 تومان باشد و ما بدانیم که 30 بار این تبلیغات باید نشان داده شود تا اثر مورد نظر را داشته باشد لذا (1500000=30×50000) یک میلیون و پانصد هزار تومان بودجه تلیوزیونی تبلیغات ما خواهد شد.

مزایای این روش در این است که مدیران پیش بینی های خود را در مورد هزینه تبلیغ، میزان در معرض بودن، خرید آزمایش کالا و خرید مداوم را به طور کلی باید ذکر نمایند. آمیخته ترویج و میزان استفاده از هر عامل به منظور تعیین بودجه، بستگی به استراتژی کشش و یا استراتژی رانش شرکت دارد.

 

روش هدف و انجام کار

منطقی ترین روش تعیین بودجه، روش هدف و انجام کار است. با استفاده از این روش بازاریابان بودجه تبلیغات خود را مطابق فرایند زیر تعیین می کنند:

1- تعیین اهداف خاص

2- تعیین کارهایی که انجام آن برای رسیدن به این اهداف لازم است.

3- برآورد هزینه های مورد نیاز برای انجام این کارها.

جمع این هزینه ها همان بودجه تبلیغات مورد نیاز را به دست می دهد.

 

پیام تبلیغ

تحریک خلاقیت گروهی برای نوشتن تیزر تبلیغاتی

پس از این که تصمیم گرفته شد از چه موضوعی در تبلیغ باید استفاده گردد نوبت به آن می رسد مشخص کنیمیام و منبع پیام باید دارای چه ویژگی هایی باشد.

نوشتن تیزر تبلیغاتی (داستان اولیه تبلیغ ) مستلزم داشتن خلاقیت می باشد. زیرا فقط داشتن ذهنی خلاق است که می تواند تیزر را برای مخاطب جذاب کند، در غیر این صورت تیزر یا تقلیدی است یا جذابیت لازم را ندارد که در هر دو صورت توجه بیننده را به خود جلب نمی کند.

در شرکت های معتبر تبلیغاتی برای نوشتن و تنظیم تیزر از تکنیک های ایجاد خلاقیت گروهی استفاده می شود. زیرا استفاده از این روش ها نه تنها خلاقیت فردی را تحریک می کند بلکه با ایجاد هم افزایی گروهی موجب خلق تیزرهایی می شود که از جذابیت بالایی برخوردار است. یکی از مشهورترین تکنیک های ایجاد خلاقیت گروهی برای نوشتن تیزر تبلیغاتی که بسیار مورد استفاده قرار می گیرد روش توفان مغزی است که توسط آلکس ازبورن به همین منظور ابداع شده است.

ویژگی های منبع پیام

منبع پیام به فردی اطلاق می شود که پیام را برای طرف دیگر ارسال می کند. در واقع تاثیر پیام بر مخاطبان به نحوه ی قضاوت مخاطبان درباره ی فرستنده ی پیام نیز بستگی دارد.

درک و شناخت عواملی که بر روی اثر بخشی منبع اطلاعاتی تاثیر گذار است برای مدیران بازاریابی و تبلیغات حائز اهمیت فراوان است. زیرا هرچقدر بهتر بدانیم که چه عواملی موجب افزایش اثربخشی منبع اطلاعاتی می گردد می توان با کار بر روی آن عوامل، بیشتر به هدف مورد نظر رسید. برای مثال هنگامی که ما فروشنده ی شرکت خود را جهت فروش محصول به محل اعزام می کنیم او منبع پیام ماست. هنگامی که ما برای معرفی کالای خود تبلیغ می کنیم مطالبی که از زبان فرد گوینده خارج می شود در صورتی اثربخش است که افراد، منبع مورد نظر را واجد شرایط لازم بدانند.

 

الگوی AIDA در ساخت پیام تبلیغاتی

پس از تصمیگ گیری در مورد این که هدف پیام تبلیغاتی چیست باید در خصوص محتوا و ساخت آن تصمیم گیری کرد. یعنی این که واژه ها و تصاویر باید موجب برقراری ارتباط در مورد چه چیزی شود؟ سرچشمه ی این تصمیم از هدف های ترویج نشات می گیرد و تا وظایف خاص تبلیغ در جریان بوده و سنخیت دارد. تدوین محتوا و ساخت پیام تبلیغاتی وظیفه ی متخصصان تبلیغات است، اما مدیر تبلیغات و بازاریابی باید توانایی داشته باشند تا فرایند آن را درک کنند و اطمینان حاصل کنند که کار به نحو احسن انجام گرفته است.

 

جلب توجه افراد

اولین وظیف ی پیام تبلیغاتی « جلب توجه افراد» است. اگر پیام تبلیغاتی نتواند این وظیفه ی خود را به خوبی انجام دهد، هرچقدر افراد آن را ببینند و یا بشنوند بدون ثمر است. بسیاری از خوانندگان مجله ها و یا روزنامه ها، بدون این که توجهی به هیچ تبلیغی بکنند به شکل سطحی و گذرا مجلات را ورق می زنند. بسیاری از بینندگان تلویزیون و شنوندگان رادیو هنگام پخش آگهی های تبلیغاتی ، مشغول انجام کار و یا خوردن چیزی می شوند. بسیاری از افراد وقتی مشغول دیدن برنامه ای در ویدیو هستند هنگام پخش آگهی با استفاده از دکمه جلوبر از قسمت آگهی صرف نظر می کنند و ادامه ی برنامه ی مورد علاقه شان را می  بینند.

 

ایجاد علاقه در افراد

ایجاد علاقه در افراد در مقایسه با جلب توجه آنان دشوارتر به نظر می رسد. برای مثال تصویری از یک کودک زیبا ممکن است جلب توجه کند، اما پس از این که آن را دیدیم بعد چه؟ افراد ممکن است توجه شان به تصویر زیبا جلب شود، اما اگر هیچ ارتباطی بین تصویر و کالا وجود نداشته باشد هر بیننده ای پس از مشاهده از کنار آن می گذرد.

 

تحریک میل افراد

یکی از دشوارترین وظایف پیام تبلیغاتی، تحریک کردن افراد برای داشتن و یا استفاده از کالای مورد نظر است. تبلیغ کننده باید با مشتری ارتباط برقرار کند. او برای این که بتواند این کار را درست انجام دهد باید بداند کهع مشتریان هدف چگونه فکر می کنند.

 

سوق دادن افراد به خرید

سوق دادن افرا به خرید، آخرین وظیفه تبلیغ می باشد و البته وظیفه ی آسانی نیست. با استفاده از پژوهش هایی که در زمینه ارتباطات انجام شده است ، اکنون مشخص شده است که مشتریان بالقوه باید علاوه بر یان که آگاه شوند که جای کالا و نقش آن در زندگی روزمره آنها چیست، بلکه باید نمایندگان فروش شرکت، کالا را حضوری عرضه کرده و به تشریح آن بپردازند و مشتری بالقوه بتواند کالا و عملکردش را از نزدیک ببیند.

 

انواع جاذبه ها در پیام تبلیغاتی

هر پیام تبلیغاتی برای این که بتواند مخاطب را به سوی محتوای پیام خود جلب کند، از یک نوع جاذبه استفاده می کند. متداول ترین جاذبه هایی که در پیام های تبلیغاتی مورد استفاده قرار می گیرندعبارت است از: جادبه ی منطقی، احساسی، خنده، ترس، جنسی ( از ذکر آن خودداری می شود) و جاذبه ی اخلاقی.

جاذبه ی احساسی

در مقابل تبلیغ با جاذبه ی منطقی، تبلیغ با جاذبه ی احساسی وجود دارد. در تبلیغ با جاذبه ی احساسی بر خلاف جاذبه ی منطقی، سعی در تحرک احساسات افراد و برانگیختن آن و ریدن به مقصود از این طریق است. در برخی از کتاب های تبلیغات ( بلچ و بلچ، 1998) تبلیغ با جاذبه ی خنده و تبلیغ  با جاذبه ی ترس را زیرکجموعه ی تبلیغ با جاذبه ی احساسات می دانند و در برخی از کتاب ها ( سولومون، 1991) آنها را مستقلاً  در نظر می گیرند.

 

جاذبه ی خنده و طنز                                                

تبلیغ با جاذبه ی خنده و یا جاذبه ی ترس هر دو زیر مجموعه تبلیغ با جاذبه ی احساسات است و یا به تعبیری تبلیغ احساسی است. به یک اعتبار می توان گفت تبلیغاتی که با محتوای خنده ارایه می شود در نقطه مقابل تبلیغاتی است که با محتوای ترس ارایه می شود. تبلیغاتی که با محتوای خنده ارایه می شود درزمره تبلیغاتی است که بهتر ازهمه شهرت یافته و در بین تبلیغاتی که به نمایش در می آید بیشتر از بقیه به یاد می ماند و در مورد آن صحبت می شود. در کشور ایالات متحده بسیاری از متخصصان تبلیغات برای رساندن پیام خود به مخاطب از این روش بهره می گیرند.


 

 

 

به نظر می رسد چنانچه آژانس های تبلیغاتی به شکل معتدل و میانه رو نه افراطی از این نوع جاذبه تبلیغی بهره گیری کنند  در خصوص تبلیغ برخی از کالا ها به ویژه کالاهای مصرفی کم دوام و کم قیمت و نیز کالاهایی که مردم برای تفریح و سرگرمی می خرند و یا جنبه خوراکی دارد مناسب به نظر می رسد. اما باید دقت کرد که جتبه های طنز آلود و خنده آور تبلیغ به گونه ای نباشد که تمام توجه مخاطب را به خود جلب کند و مخاطب در آینده به جای آین که کالا و مزایای آن را به یاد آورد فقط جنبه خنده و طنز تبلیغ در ذهنش مانده باشد. از این رو باید دقت کرد که جنبه طنز و تبلیغ مرتبط با کالا باشد.

 

نبایدها:

1- در تبلیغ جک یا لطیفه تعریف نکنین چون خیلی سریع بی مزه می شود.

2- هیچ گاه کالا را به تمسخر و خنده نگیرید

3- از پایان بندی هایی که موجب تعجب مخاطب می شود پرهیز کنید چون این اتفاق فقط یک بار شیرین است و دفعات بعد برای مخاطب ماجرا معلوم می شود.

4- مطالب طنز یا خنده آور نباید چندان سخت باشد که مخاطب نتواند با راحتی آن را درک کند.

5- مطلب طنز یا خنده آور نباید کالا را تحت الشعاع قرار دهد.

6- هرکجا که نمی دانید باید از چه جاذبه و یا تیزری استفاده کنید، سریع سراغ تبلیغ طنزآلود نروید.

بایدها

1- وطلب طنز مرتبط با کالا باشد.

2- در اوایل تبلیغ مخاطب را با طنز آشنا کنید و بعد اگر می توانید از آن خارج کنید.

3- از طنز یا مطالب خنده آور برای بیان نقاط قوت کالا استفاده کنید.

4- تبلیغ باید ملیح باشد نه مسخره

5- مطلب طنز یا خنده آور باید ساده و همه فهم باشد.

6- پیام خنده و تبلیغ باید یکپارچه باشد

 

جاذبه ی اخلاقی

یکی دیگر از انواع جاذبه ها جاذبه ی اخلاقی است. این نوع جاذبه بر تشخیص مخاطبان درباره ی درست یا غلط بودن چیزی تکیه می کند. از جاذبه اخلاقی وقتی استفاده می شود که هدف، وادار کردن مردم به حمایت و طرفداری از پاره ای از مسایل اجتماعی است. مسایلی نظیر محیط زیست پاک تر، مناسبات نژادی برتر، تساوی حقوق زنان و کمک به مستمندان. سازمان مارچ آو دایمز در آگهی خود عنوان می کند « خداند شما را سالم وتندرست آفریده است، به کسانی کمک کنید که این طور آفریده نشده اند» که مصداق همین معناست.

جاذبه های دو جنبه ای و یک جنبه ای

بازاریابان موفق به خوبی می دانند که ضرب المثل قدیمی « تله موش بهتری بساز همه به سراغت می آیند» چندان هم صحیح نیست. صرفنظر از بسیاری از ایرادهایی که بر این نوع تفکر وارد می آید و از ریشه با اندیشه های نوین بازاریابی در تعارض است با فرض پذیرش آن از زاویه دید مدیران تبلیغات می توان گفنت که اگر مردم ندانند تله موش بهتری ساخته شده است کسی سراغ سازنده نخواهد رفت و او تنها خوهد ماند.

انواع پیام های دو جنبه ای

بازگو کردن نارسایی ها ی کالا و ارایه اطلاعات منفی در خصوص آن، استراتژی چندان متداولی در تبلیغات کشور ما نیست. کارشناسان تبلیغات همواره نگران آن هستند  که مبادا بازگو کردن نارسایی های کالا – حتی اگر این نارسایی ها به هر نوعی تکذیب شود – موجب دلسردی مصرف کننده گان شده  و آنها را از خرید محصول مزبور منصرف کند.

 

تکنیک های اجرایی تبلیغات

پس از این که جاذبه ی مناسب برای تبلیغ از میان جاذبه های نختلف برگزیده شد و به عنوان مبنا و پایه ی پیام تبلیغاتی  تعیین شد، گروه تبلیغاتی باید توجه خود را معطوف به چگونگی اجرای تبلیغ کند. به عبارت دیگر گروه تبلیغاتی باید بررسی کند که چگونه جاذبه ای را که برای تبلیغ در نظر گرفته است به تصویر بکشد و از چه تکنیکی برای به تصویر کشیدن آن استفاده کند. در عین حال که انتخاب جاذبه برای تبلیغ مهم است نحوه ی اجرای آن با استفاده از اکنیک های خاص نیز حایز اهمیت است. پیام تبلیغاتی یا جاذبه ی تبلیغاتی به اشکال متعددی می تواند ارایه شود.

موزیکال:

در این سبک یک یا چند نفر یا چند شخصیت کارتونی نشان داده می شود که مشغول خواند آوازی درباره ی یک کالا هستند. در بسیاری از آگهی های تبلیغغاتی در کشور ما اخیراً از این سبک استفاده می شود. در .اقع نمونه هایی از این روش در تلویزیون ایران به ویژه در سال های اخیر فراوان دیده می شود که گاهی انسان احساس می کند که گویا شرکت های تبلیغاتی غیر از این تکنیک به هیچ تکنیکی آشنایی ندارند.

ارایه تاییدیه

در این روش از یک منبع دوست داشتنی و قابل اعتمار برای تایید کالا استفاده می شود. در این خصوص هم از افراد شهیر و هم افراد غیر مشهور می توان استفاده کرد. البته بینندگان بیشتر تحت تاثیر افراد مشهور قرار می گیرند. زیرا فرد مشهور و مورد علاقه ی مردم مثلاً مایکل جردن بسکتبالیست معروف آمریکایی بیشتر توجه بینندگان را به خودجلب می کند. در کشور ایالات متحده در بیش از بیست درصد از تبلیغات تلویزیونی، افراد مشهور به چشم می خورند.

داستان گویی

تکنیک داستان گویی شبیه ساختن یک فیلم کوتاه است. با این تفاوت که داستان باید در عرض زمان کوتاهی مثلا حدود 30 ثانیه شروع شود، پی گیری گردد و به اتمام برسد. در یان تکنیک بخش گفتاری بر روی تبلیغ خوانده می شود و گوینده مشهود نیست. مثلا برای تبلیغ رنگ آمیزی دیوارها  با اسپری می توان اعضای یک خانواده را نشان داد که مشغول رنگ زدن خانه بسیار بزرگ خود با رنگ  وقلم مو هستند و بسیار خسته می باشند.

مستندات علمی

در این شیوه مدارک مستند یا تحقیقاتی ارایه می شود که نشان می دهد مارک های کالای موضوع آگهی نسبت به یک مارک یا چند مارک تجاری دیگر بهتر است، یا بیشتر موردپسند واقع شده است. سالیان درازی است که خمیردندان کرست برای متقاعد کردن خریداران در این مورد که این مارک برای مقابله با پوسیدگی دندان بهتر از مارک های مشابه است، از مدارک و مستندات علمی  استفاده می کند.

شایستگی فنی

در این شیوه توانایی های فنی شرکت در تولید کالا ارایه می شود. مثلا شرکت گالر درباره سالیان دراز تجربه شرکت در ساخت عصاره ی انگور سخن می گوید.

در تبلیغات، استفاده از تکنیک « شایستگی فنی» اغلب در مورد لوازم برقی به کار گرفته می شود. در این زمینه می توان به تبلیغ جاروبرقی ناسیونال اشاره کرد . از آن جا که بر طبق اظهار تبلیغ، محصول مشترک بین ایران و ژاپن است سازندگان این تبلیغ از دو فرد، یکی ایرانی و دیگری ژاپنی، استفاده کرده اند. گفتنی است که فرد ژاپنی به زبان فارسی صحبت می کند و لهجه ی او مانند کسانی است که زبان فارسی را تازه یاد گرفته اند و تسلط کافی بر آن ندارد.

نمای نزدیک

تلویزیون اساساً رسانه ای برای خلق تصوایر نمای نزدیک است. بزرگترین صفحه ی تلویزیون برای نمایش دادن تمامی اجزای موجود در صحنه ی نمایش تبلیغ کوچک است. نمای نزدیک می تواند مورد استفاده شرکت ها، رستوران های تولید کننده انواع غذاهای پخته و نیز پیتزا فروشی ها برای نشان دادن غذاهایشان  از نزدیک جهت ایجاد اشتها دربیننده به کار گرفته شود. در این شیوه صدا غالباً بر روی تصویر به کار گرفته می شود و نقش ثانویه در تبلیغ را به عهده دارد.

رتوسکوپ

در این تکنیک سکانس های انیمیشن و واقعی به شکل جداگانه تهیه شده و سپس در هم ترکیب می شود. مثلا یک پسر بچه ی واقعی ممکن است به نمایش درآید که در حال خورد صبحانه است و در عین حال یک حیوان به شکل کارتون روی شانه های او در حال بالا و چایین پریدن است و با او صحبت می کند.

تبلیغ شامپو بچه ی ایوان از جمله تبلیغاتی است که از شیوه ی رتوسکوپ درآن استفاده شده است. در این تبلیغ کودکی در حمام و در حال شستشو است و کنار آن شامپو بچه ی ایوان قرار دارد ( و هیچ تصویری از شخص شستشو گر نمی بینیم) بر روی شانه ی این کودک چند حیوان نظیر الاغ و خرس و چند حیوان دیگر هستند که در حال بازی با این بچه و آوازخوانی می باشند.

حل مشکل

به نظر می رسد که این شیوه از آغاز ابداع تلویزیون مورد استفاده بوده است. منظور اصلی بسیاری از کالاها حل مشکل اولیه ی دارنده ی آن ااست. بنابراین در تبلیع نیز جنبه ی مشکل گشا بودن کالا نمایش داده می شود.

سبک زندگی

در این شیوه مناسبت یک کالا با سبک زندگی نشان داده می شود. سبک زندگی یک الگوی فردی است که در فعالیت ها، دلبستگی ها و افکار شخصی بیان می شود. سبک زندگی چیزی بیش از شخصیت یا طبقه ی اجتماعی شخص است. سبک زندگی شامل الگوی کامل عمل و عکس العمل فرد در جهان است. در این شیوه برای مثال یک آگهی درباره مواد لبنی همزمان با این که مردانی را در حال ورزش نشان می دهد، نقش مصرف شیر در ایجاد یک زندگی فعال و توام با سلامتی را گوشزد می کند.

حالت یا ذهنیت پردازی

بهره گیری از این شیوه، پرهزینه و دشوار است. در این روش، از ترکیب چند روش استفاده می شود. هدف اصلی در این روش به وجود آوردن ذهنیت و یا حالت خاصی برای کالایی است که قصد فروش آن را داریم. در واقع در این سبک در اطراف کالا حالت یا ذهنیتی ایجاد می شود نظیر زیبایی، عشق، محبت یا امنیت و آسایش و هیچ گونه سخنی به جز در قالب توصیه درباره ی کالا به میان نمی آید.

 

سایر عناصر موجود در پیام تبلیغاتی

موسیقی

امورزه برای ارزیابی موفقیت یک تبیلغ از نظر ساخت, عوامل متعددی را در نظر می گیرند که ارتباط متقابل این اجزا با یکدیگر موجب ساخت مناسب یک تبلیغ می شود. عواملی نظیر موسیقی، کلام، تصویر، رنگ، صحنه پردازی و... در این محیط قرار می گیرد.  موسیقی به عنوان یکی از این اجزا و در عین حال از مهم ترین آنهاست. در عین حال که در سال های اخیر بیشتر تبلیغات تلویزیونی ایران بدون منطق و دلیل و تنها به دلیل مد، به سمت موزیکال شدن پیش می رود، اما متاسفانه بهره گیری صحیح موسیقی متناسب با کالا و سایر عناصر تبلیغ به دست فراموشی سپرده شده است و حتی موسیقی به کار رفته نیز در بسیاری از تبلیغات از نظر ساخت دارای مشکل است.

رنگ

با پیشرفت های تکنولوژیکی و فنی که بشر به ویژه در صنعت چاپ به دست آورده است، تبلیغات بسیار متحول شده است. با روی کارآمدن تلویزیون های رنگی نیز تبلیغات تلویزیونی دستخوش تغییرات بسیاری گردیده است. رنگ به عنوان یکی از از اجزای تبلیغ در میان سایر اجزای تبلیغ بر اثر بخشی پیام تبلیغاتی بسیار افزوده است. رنگ ها هر کدام از نظر روانشناسی ایجاد کننده ی ادراک خاصی در مصرف کننده و مخاطب است که ممکن است تاثیر مثبت و یا منفی بر روی مخاطب باقی بگذارد.

شعار تبلیغاتی

شعار تبلیغاتی به عنوان یکی از عناصر تشکیل دهنده ی آگهی، نقش مهمی در برقرار کردن یا تداوم بخشیدن به رابطه ی مخاطب با آگهی دارد. این شعار ممکن است یک عبارت موزون و آهنگین، یک پرسش ساده و یا حتی فقط یک کلمه یا نام باشد. یک شعار تبلیغاتی که خوب طراحی شده باشد حتی اگر فقط یک کلمه یا نام باشد تا سال ها پس از خروج کالا از گردنه ی تولید و مصرف نیز حضور خود را در ذهن مخاطب حفظ خواهد کرد و این به معنای توفیق تولید کننده ی تبلیغ در ایجاد رابطه ای محکم با مخاطب و مصرف کننده است.

شعارهای نهادی (موسسه ای)

شعارهای نهادی ( موسسه ای) به شعارهایی اطلاق می شود که برای کسب وجهه برای سازمان و ایجاد تصویری مثبت و معتبر ساخته می شود. بسیاری از شرکت ها با اتکا بر این تصویر مثبت و برای ارتقا ی کالاها و خدمات خود تاکید فراوانی دارند که شعارشان در همه ی تبلیغاتشان و همه ی سربرگ ها ی شرکتشان وجود داشته باشد. در بسیاری از شعارهای تبلیغاتی به چشم می خورد که کل پیام تبلیغاتی شرکت در شعار آن خلاصه می شود. برخی از شعارهای موسسه ای معروف که در تبلیغات غرب به چشم می خورد عبارت است از:

در تماس با فردا                                    ( شعار شرکت توشیبا)

نبض آمریکا                    ( شعار شرکت شورلت)

شعارهایی که در مبارزات تبلیغاتی سیاستمداران به کار گرفته می شود و به بیان اهداف و عقاید اساسی یا محسنات و جنبه های مثبت نامزد انتخاباتی در چند واژه می پردازد در زمره ی شعارهای موسسه ای طبقه بندی می شود. یک چنین شعارهایی با پابان یافتن انتخابات به آخر عمر خود می رسد.

ویژگی های شعار تبلیغاتی خوب

شعار تبلیغاتی با سایر اشکال نگارش تفاوت دارد. چون که شعار تبلیغاتی به این منظور تنظیم می شود که در خاطر افراد  بماند و واژه در دهان ها تکرار شده و جا بیفتد و بتواند نام کالا و پیام آن را در ذهن مشتری حک کند. شعار ایده آل، شعاری است که کوتاه و سلیس بوده و افراد راحت بتوانند آن را به یاد بیاورند.

 

 

نوشته شده توسط روح اله ناصری (کارشناس روابط عمومی)  | لینک ثابت |

سازماندهی اطلاعات یکشنبه دهم بهمن 1389 16:48

آیا بشر نیاز مبرم به سازماندهی دارد؟

به نظر می رسد مسائل اساسی بشر را به سازماندهی می کشاند.روانشناسان معتقدند که مغزهای کودکان تصویر ها را به مقوله هایی مانند چهره ها یا غذاها سازماندهی می کنند.سازماندهی به میزان قابل توجهی در بازیهای کودکان دیده می شود. در بعضی از افراد نیاز به سازماندهی بارزتر است. کسانی که بر اساس قاعده «هر چیز به جای خویش نیکوست» عمل می کنند، نمی توانند کاری را شروع کنند مگر اینکه محیط کارشان نظم یافته  و هر چیز در جای خود قرار گرفته باشد.یعنی چنین شخصی قبل از شروع پروژه جدید باید به کارهایش نظم دهد. حتی می توان گفت گونه ای سازماندهی در افرادی که محیط کارشان درهم و برهم و نامنظم است نیز وجود دارد. آنها از آنچه در توده های متنوع یا مجموعه ای از موارد وجود دارد آگاهی خاص دارند. یادگیری نیز صرف نظر از روشهای شخصی، بر پایه توانایی تجزیه، تحلیل و سازماندهی داده ها، اطلاعات و دانش استوار است.

 

چرا به سازماندهی نیاز داریم؟

به سازماندهی نیاز داریم زیرا به بازیابی نیازمندیم.آشپزخانه ها نظم داده می شوند تا وسایل آشپزی به آسانی قابل دسترس بوده و مواد غذایی و ادویه در وقت نیاز به سهولت مورد استفاده قرار بگیرند. محلهای کاری نظم داده می شوند تا مدارک مناسب قابل بازیابی بوده و کار به درستی انجام گیرد.مراحل یادگیری سازماندهی می شود تا با برقراری ارتباط بین ایده ها، فراگیر در به خاطر آوردن مواد آموخته شده یاری شود.

 

چرا به سازماندهی اطلاعات نیازمندیم ؟

بازیابی اطلاعات به سازماندهی اطلاعات وابسته است.در تمام جنبه های زندگی اطلاعات مورد نیاز است.برای آگاهی از عوامل مؤثر در سلامتی، به منظور ایجاد درک متقابل در افراد،اینکه چگونه با یک فرد ارتباط برقرار کنیم،چگونه چیزهای خراب را تعمیر کنیم یا حتی برای گسترش و بسط دانش به اطلاعات نیاز داریم.بعضی از این اطلاعات قبلاً جذب شده و در ذخیره گاه دانش فرد قرار گرفته است، اما بعضی دیگر نیاز به جستجو و کاوش دارد. وقتی سازماندهی وجود نداشته باشد، پیدا کردن، اگر نگوییم غیر ممکن است، دشوار است. به این منظور انواع ابزارهای سازماندهی را که به پیدا کردن اطلاعات مورد نیاز کمک می کند در اختیار داریم ، از آن جمله می توان به دفترچه های تلفن، راهنماها، فرهنگ ها، دایرة المعارفها، کتابشناسها، نمایه ها، فهرستها، دفاتر ثبت موزه ها، ابزارهایی که ما را در پیدا کردن مواد آرشیوی کمک می کنند و به پایگاه داده اشاره کرد.

سازماندهی اطلاعات این امکان را فراهم می کند که پیشینه قابل استفاده ای از فعالیتهای بشر را برای نسل آینده حفظ کنیم.سالهای زیادی است که کتابخانه ها، آرشیوها، موزه ها، و مؤسسات دیگر این وظیفه را بر عهده دارند.این کتاب به سازمانهای تجاری که مجموعه های خود را به جای گردآوری برای آیندگان به منظور رسیدن به اهداف مادی سازماندهی می کنند، توجهی ندارد.

 

سازماندهی اطلاعات ثبت شده چیست؟

همانطور که در مقدمه ذکر شد، این کتاب به سازماندهی اطلاعات ثبت شده، همچنین وسایل ضروری برای سازماندهی اطلاعاتی که تا کنون درباره آنها صحبت شده ،یا شنیده شده، و یا مورد توجه قرار گرفته می پردازد و به دلیل اینکه اطلاعات ثبت شده گسترده تر از متن است، لذا به جای استفاده از لغاتی مانند کتاب یا اثر که به واحد سازمان یافته اطلاعات اشاره می کند، اصلاحاتی همچون بسته حامل اطلاعات یا بسته اطلاعاتی [1] به کار برده می شود.

رونالد هاگلر[2] شش کارکرد برای کنترل کتابشناختی مشخص کرده است. فهرست تهیه شده توسط او هدف این کتاب را که بر عملکرد کتابداران تأکید دارد منعکس می کند.لکن، این فهرست با تغییر کلمات منعکس کننده فعالیت های اصلی سازماندهی برای همه انواع اطلاعات است.

 

فصل 1- سازماندهی در تلاشهای بشری

1) تشخیص وجود انواع مختلف بسته های حامل اطلاعات به همان صورتی که دسترس پذیرند.

هرگاه کتابی منتشر شود و یا سایتی در وب ایجاد شود اما کسی بجز پدیدآورنده از آن خبر نداشته باشدآن اثر کاربرد اطلاعاتی نخواهد داشت. وجود و هویت آثار به چندین روش قابل شناسایی است که از آن جمله می توان به فهرست ناشران، پست الکترونیکی، منابع نقدو بررسی و فهرست های موضوعی اشاره کرد.اکثر ناشران فهرست هایی از محصولاتشان را همراه با چکیده ای از آنها تهیه می کنند. ابزارهای مرجع چون فهرست آثار موجود در بازار[3] که کتاب های انگلیسی زبان در بازار را فهرست می کند نمونه ای از این روشها است.

 

2) شناسایی آثار موجود در یک اثر و یا آثاری که بخشی از یک اثرند.

ممکن از مجموعه ای از داستانهای کوتاه یا گروهی از آثارهای هنری به عنوان یک دسته اطلاعاتی تلقی شود یا هر داستان و اثر هنری موجودیت واحدی تلقی شود. سایتی از وب نیز که به شخص مشهوری اختصاص یافته ممکن است حاوی آثار دیجیتالی شده آن شخص ، مواد زندگینامه ای، شرح حالی از او که توسط افراد معاصر با او نوشته شده است، گزارشی از رویدادهای موجود در دوران  زندگی آن فرد و یا بخش های دیگر باشد که احتمالاً آثار او و رویدادهایی که در مورد او نوشته شده در جای خود حائز اهمیت است و می تواند به طور مجزا بررسی شود.

 

3) گرد آوری منظم بسته های حامل اطلاعات به صورت مجموعه هایی در کتابخانه، آرشیوها، موزه ها، بایگانیهای موجود در اینترنت و مخازن دیگر

بطور سنتی مجموعه سازی به عنوان حوزه فعالیت مؤسساتی چون کتابخانه، آرشیو ها و موزه ها در نظر گرفته شده است. اما مجموعه ها در مکانهای دیگر هم به وجود آمده اند، مانند مجموعه های شخصی که به دلایل علاقه شدید به نوعی خاص از اطلاعات به وجود آمده اند، مجموعه های اداری ارائه دهنده اطلاعاتی داخلی و اطلاعات مورد نیاز برای ارائه کارهای اداری، مجموعه های دانشگاهی حاوی مواد مورد نیاز برای تدریس رشته های خاص و غیره. در حال حاضر با فهرست هایی که وب تهیه شده این مجموعه بالقوه در دسترس عموم است.

 

سازماندهی اطلاعات قابل دسترس در محیطهای مختلف چگونه است؟

در بسیاری از محیطها گرایش به سازماندهی اطلاعات به گونه ای است که اطلاعات برای رسیدن به اهداف مختلفی قابل بازیابی باشد و حداقل مقداری از آن برای بازماندگان محفوظ بماند. محیط هایی که اینجا بحث می شود.انواع مختلف کتابخانه ها، مراکز آرشیوی موزه ها، تالارهای هنری، اینترنت و محیط های اداری که نگهدارنده این اطلاعات می باشند را در بر می گیرد.

 

کتابخانه ها

ابتدا به کتابخانه ها توجه می کنیم زیرا آنها دارای قدیمی ترین روش سازماندهی اطلاعات با هدف بازیابی و ذخیره برای آیندگان بوده اند. همانطور که قبلاً ذکر شد، اولین مرحله در شکل گیری کتابخانه، مجموعه سازی است. مجموعه های کتابخانه به روشی که مجموعه سازی نام دارد به وجود آمدند.اکثراً مجموعه ها با اتکا به سه روش به وجود آمدند:

1)      کتابداران از طریق منابع نقد و بررسی فهرست ناشران و تقاضای کاربران، و غیره به وجود آثار جدید پی بردند. و سپس مواد مناسب را سفارش دادند.

 

اینترنت

اینترنت مانند کتابخانه ای است که تمام کتابهای آن روی هم روی زمین ریخته شده است و فهرستی برای آن وجود ندارد. طی سالیان دراز تلاش می شده است تا راهی پیدا شود که نوعی کنترل در اطلاعات موجود در اینترنت اعمال شود، لکن، هنوز کسی نمی تواند بگوید که اینترنت بسامان شده است.تغییرات در اینترنت آنقدر سریع و زیاد است که کوشش های آغاز شده برای سازماندهی به اطلاعات موجود در اینترنت پس از چند ماه ناروز آمد می شوند.به همین دلیل تعدادی از متخصصان یک سال وب را 6 تا 9 هفته می دانند.به عبارت دیگر، تغییراتی که طی سال در جامعه رخ می دهد طی 6 تا 9 هفته در جامعه اینترنتی اتفاق می افتد. بدلیل تغییرات سریع، سازماندهی در اینترنت چالشی قابل توجه است.

اقدامات متفاوتی درباره سازماندهی اینترنت انجام گرفته است. کتابخانه ها تلاش کرده اند  تا از شیوه های سنتی برای سازماندهی مواد اینترنتی استفاده کنند. پروژه ای منابع اینترنتی را ذیل موضوعات خاص گردآوری کرده و آنها را از طریق سایت های گوفر دسترس پذیر ساخته است. کتابداران دیگر کتابشناسی سایت های اینترنتی را فراهم آورده اند. کتابداران جزئی از تیمی بوده اند که برای تدوین استاندارد ابر داده[4] به نام "دویلین کور"[5] کار کرده اند.

کتابخانه های الکترونیکی نیز توسعه یافتند. این موارد تغییرات وسیعی در محتوا و در شیوه سنتی سازماندهی می طلبد اما، تمام آنها از نوعی سازماندهی، گر چه متفاوت از شیوه سنتی سازماندهی، برخوردارند. تنها عده محدودی از کسانی که در ساخت کتابخانه الکترونیکی مشارکت دارند کتابدار هستند.

 

مدیریت داده ها و محیط های اداری

مدیریت داده ها اصطلاحی است که برای کنترل انفجار اطلاعات الکترونیکی در ادارات و سایر محیط های اداری کاربرد دارد. منشاء مدیریت داده ها نظامهای بایگانی ادارات است که در سراسر قرن بیستم شکل گرفتند. این نظام ها به شکل گسترده ای از توسعه تکنولوژی، تایپ گره ها، کپی گرها  و رایانه ها که کار مرتب کردن و تطبیق را آغاز کردند، تأثیر پذیرفتند.

آنگونه که در بخشهای مختلف جامعه صادق است، زمانی که مدیریت داده ها شامل حفاظت، بایگانی و نگهداری مدارک کاغذی بود. آن زمان، دوران ساده تر و در عین حال مأیوس کننده بود.زیرا تنها یک نسخه از یک مدرک در یک مکان نگهداری می شد. برچسب بایگانی یک مدیر بایگانی ضرورتا برای فرد بعدی منطقی نبود. با ورود و ذخیره اطلاعات در بایگانیهای الکترونیکی، مدخلهای دسترسی ( برچسب پرونده ها) نا دیدنی شدند. تا هنگامی که بوجود آورندگان بایگانی الکترونیکی به ثبت آنچه که در بایگانی بود اقدام می کردند، شد که رایانه های تک نفره قدرتمند به اشخاص اجازه داد که اطلاعات خود را بر روی رایانه های شخصی خود ذخیره کنند. با مهجور شدن محتوای بایگانیهای شخصی مسأله ای بنام تداوم پیوستگی (دوام) بروز کرد.

 

چرا به ابزارهای بازیانی نیاز داریم؟

ابزارهای بایگانی نظام هایی هستند که برای بازیابی اطلاعات ساخته شده اند. این ابزارها در بر گیرنده پیشینه هایی هستند که جانشینی برای بسته های اطلاعاتی می باشند. یعنی، هر پیشینه جانشین (که تصویب یا فراداده نیز نامیده می شود) اطلاعات کافی مانند نویسنده، عنوان و تاریخ خلق اثر بدست می دهد تا به عنوان بازنمونی مختصر از بسته اطلاعاتی مورد استفاده قرار گیرد.پیشینه های جانشین براساس«نقاط بازیابی» مرتب یا بازیابی می شوند. نقطه بازیابی می تواند یک نام، عنوان یا عبارت موضوعی منتخب نمایه ساز یا فهرستنویسی باشد. در نظام های پیوسته نقطه بازیابی می تواند تقریباً هر واژه ای در پیشینه باشد. بشرط اینکه در جستجوی کلید واژه ای، واژه ها، در لیست واژه های غیر مجاز نباشد.

ابزارهای بازیابی همچون سنگ بنا، اساسی هستند برای نظامی که تا حد ممکن کل اطلاعات ثبت شده جهان را در سازمان خواهند داد. رؤیای دسترسی به همه اطلاعات ثبت شده به سال 1892 باز می گردد، هنگامی که پل اتله و هنری لافونتن[6] کنفرانسی را برای ایجاد کنترل جهانی کتابشناختی[7] ترتیب دادند. معنای مهم این اقدام این بود که فنون نوینی متفاوت از روشهای سنتی کتابخانه باید ابداع شود. ابزارهائی که در نتیجه این رؤیا ابداع شده اند ما را به کنترل جهانی کتابشناختی نزدیک تر کرده اند.

فهرست های کتابخانه ها

این فهرستها دسترسی به اقلام منفرد در مجموعه های منابع اطلاعاتی را فراهم می آورند (مثلاً، ابزارهای فیزیکی مانند کتابها، کاستهای ویدئویی و دیسکهای فشرده موجود در یک کتابخانه، آثار هنرمندان  در یک موزه هنری، صفحات وب موجود در اینترنت و غیره). هر بسته اطلاعاتی به وسیله توصیفی از بسته که تا حدودی طولانی تر از توصیف کتابشناختی است، بازنمون می شود. توصیف ها یک یا چند نقطه بازیابی [8] را تعیین می کنند. بدون اغراق، هنگامی که از جستجوی کلید واژه ی استفاده می شود، نقطه بازیابی می تواند تقریباً هر واژه ای در پیشینه باشد. لکن، اصطلاح "نقطه بازیابی" معمولاً برای نام، عنوان یا موضوعی خاص در پیشینه که مستقل از توصیف است، بکار می رود. نقطه بازیابی با نظم معینی تهیه می شود (مثلاً نام خانوادگی و در پی آن نام یا نامهای کوچک می آید) و تحت نظارت «کنترل مستند»[9] قرار می گیرد.

کنترل مستند به فرایندی اطلاق می شود که که طی آن تمام اشکال اسامی که برای یک فرد بکار می روند؛ و تمام مترادفات، اصطلاحات عامتر و اصطلاحات خاصتر که برای یک سر عنوان موضوعی بخصوص بکار می روند، به یک مورد مستند پیوند زده می شوند و گردهم آورده می شود.

توصیف ها مطابق با شیوه ای استاندارد که منتخب جامعه ای بخصوص است، ساخته می شوند(مثلاً قواعد فهرستنویسی انگلوامریکن[10] برای کتابخانه ها، بعضی آرشیوها، و بعضی موزه ها. خدمات مکان یابی اطلاعات دولتی[11] برای برخی اطلاعات دولتی، دوبلین کور[12] برای بسته های اطلاعات موجود در اینترنت و غیره). چندین استاندارد متفاوت ساخته شده برای توصیف مدارک در 5 بخش به طور مفصلتر مورد بحث قرار می گیرند.

 

اهداف فهرستهای کتابخانه ای

فهرستها از دیرباز در خدمت دو گروه بوده اند. گروه اول کارکنان سازمان که به بازیابی بسته های اطلاعاتی یا اقلام و ابزارهای دیداری نیاز دارند و یا به بازیابی اطلاعاتی درباره آن بسته ها احتیاج دارند. برای مثال، فهرستها به وسیله کتابدارانی که به گسترش مجموعه می پردازند قبل از سفارش کتاب برای آگاهی از موجودی کتابخانه  و آنچه کتابخانه فاقد آن است مورد استفاده قرار می گیرد. کاربرد مشابه دیگر آن بوسیله مسئول یک موزه است که در جستجوی اشیائی برای نمایشگاه است. اما رایج ترین نوع استفاده از فهرست توسط مراجعین به سازمان که تمایل دارند منابع را امانت گرفته یا در داخل سازمان کتابخانه مورد استفاده قرار دهند انجام می گیرد. اگر مراجعان اثر شناخته شده ای را در ذهن داشته باشند، ممکن است از طریق نویسنده یا عنوان «جستجوی اقلام شناخته شده» در فهرست به جستجو بپردازند. اگر فهرست پیوسته باشد، این امکان برای کاربر وجود دارد که با چند کلمه ای از عنوان که در ذهن دارد به جستجوی کلید واژه ای بپردازد. اگر مراجعین آثاری از یک نویسنده بخصوص را بخواهند، می توانند تحت نام نویسنده به جستجو بپردازند. و اگر مراجعین اثر بخصوص را نشناختند اما در جستجوی چیزی در مورد یک موضوع بخصوص باشند، این امکان وجود دارد که به جستجوی موضوعی یا کلید واژه ای سر عنوانهای موضوعی و یا عناوین بپردازند. در فهرست پیوسته جستجوی کلید واژه ای برای کمک به بازیابی یک پیشینه که ممکن است با موضوع مورد نظر کاربر مشابهت داشته باشد، مفید است با پیدا شدن یک پیشینه هم سر عنوان موضوعی مستند کنترل شده و هم نشانه رده بندی آن موضوع در پیشینه مشخص می شود. کاربر ممکن است پس از آن به جستجوی موضوعی تحت سر عنوان موضوعی بپردازد و یا بر اساس رده بندی به قفسه مربوط رجوع کند تا وجود آثاری مرتبط با موضوع شناخته شده آگاهی یابد. بعضی از فهرستها نیز امکان جستجو از طریق شماره راهنما، نشانه رده بندی را فراهم می آورند تا از این طریق کاربر بتواند تمام آثاری که دارای نشانه رده بندی یکسان هستند را بازیابی کند.

چالز کاتر[13]  در سال 1904 اهداف فهرست را برای فهرستهای کتابخانه ای که در آنها فقط کتابها معرفی می شوند، به نظر می رسد هنوز هم آن چیزی هستند که باید باشند. کاتر اعلام کرد که یک فهرست باید قادر باشد:

1)      فرد را در یافتن کتابی از الف) نویسنده مشخص، ب) عنوان مشخص، پ) موضوع مشخص یاری کند.

2)      نشان دهد کتابخانه ت) از یک نویسنده معین، ث) از یک موضوع معین، ج) در نوع مشخصی از آثار چه منابعی در اختیار دارد.

3)      به انتخاب یک کتاب، چ) بر طبق ویرایش آن (کتابشناختی)، خ) بر طبق مشخصات(ادبی یا موضوعی) آن کمک کند.

هدف مهم دیگری که برای فهرست ها از دیر باز تعیین شده است، این است که بعنوان فهرست موجودی مجموعه عمل کنند. یعنی پیشینه ای از موجودی کتابخانه فراهم آورند. اغلب برای انجام این هدف از رف برگه استفاده شده است. رف برگه یک نسخه از هر پیشینه موجود در فهرست بود که با همان ترتیبی که منابع اطلاعاتی، اقلام و غیره در قفسه مرتب می شدند، نظم می یافتند. رف برگه ها اساساً بر طبق نظم اقلام بر روی قفسه مرتب می شدند و با هر تغییر در شکل، مکان یا اندازه، ترتیب جدیدی بوجود می آمد. بعد ها رف برگه ها بدون در نظر گیری شکل ظاهری و غیره بر اساس شماره راهنما مرتب شدند. یک چنین مفهومی در فهرستهای پیوسته کاربرد دارد. امروز کارکرد ارائه فهرست موجودی همچنان بقوت خود باقی است، اما تصور ذهنی «رف برگه» با نظم مطابق با نظم قفسه از میان برداشته شده است.

هنگامی که منابع اینترنت به فهرست افزوده می شوند، کارکرد رف برگه خیلی مبهم بنظر می آید. هنگامی که منابع اینترنت افزوده می شوند، ممکن است سازمان مجاز باشد تا آنها را در اختیار کاربران قرار دهد. اما منابع متعلق به سازمان نیستند. کتابخانه ها همیشه بر تعداد شماره های پیشین مجلات کاغذی در ملکیت خود نظارت داشته اند. در مورد منابع اینترنتی خواه دسترسی مجاز باشد یا نباشد، کنترلی بر مدت زمان دسترسی به اطلاعات بر روی شبکه و یا همان نشانی وجود ندارد.

فهرست مشترک مفهومی است متفاوت از فهرست که صرفاً موجودی یک نهاد را می نمایاند. فهرست مشترک به ارائه موجودی بیش از یک مجموعه یا نهاد می پردازد. مثلاً، فهرست مشترک یک کتابخانه مادر و شعب آن، اقلامی را نشان می دهد که در یک یا چند شعبه علاوه بر کتابخانه مادر ممکن است نگهداری شود. محل اطلاع، بیانگر جایی است که منبع حاوی اطلاع در آنجا قرار دارد. فهرست مشترک نهادهایی که با یکدیگر همکاری دارند نیز به همان صورت است. محل اطلاع نشان می دهد هر یک از اقلام در کدام یک از نهادهای تعاونی نگهداشته می شوند. فهرست مشترک غایی[14]  فهرستگانی است که توسط یک مرکز کتابشناختی تهیه می شود( به توصیف زیر مراجعه کنید)، بزرگترین موارد از اینگونه فهرست مرکز کتابخانه کامپیوتری پیوسته[15] است، محلی که هر بسته اطلاعاتی دارای یک پیشینه مادر است و همراه این پیشینه، پیشینه موجودی است که نشانگر کد هر عضوی از مراکز است که بسته اطلاعاتی را از طریق او.سی.ال.سی فهرست کرده و یا از آن در خواست نموده تا کد مربوطه اش را به پیشینه اضافه کند.

سر انجام اینکه، اینترنت خود به عنوان یک فهرستگان مشترک غول پیکر در سراسر دنیا عمل می کند. با استفاده از پروتوکول50/39 Z که به کاربران اجازه می دهد فهرستهای پیوسته بسیاری را با استفاده از فرامینی که با آنها آشنایی دارند، جستجو کنند. در نتیجه پیشرفتهای زیادی برای جستجوی اطلاعاتی که در محل یافت نمی شوند، صورت گرفته است.(50/39 Z استاندارد ملی ایران است و معرف قراردادی است که طی آن یک کامپیوتر می تواند به جستجوی کامپیوتر دیگری بپردازد و نتایج جستجو را بدون آنکه کاربر مجبور باشد فرامین جستجوی کامپیوتر دور دست را شناسایی کند، انتقال دهد، ( در فصل 10 بطور مفصل تر شرح داده خواهد شد). لکن، هنوز کاربر معمولاً مجبور است فهرستها را یکی پس از دیگری جستجو کند. با افزایش پیچیدگی فهرستهایی که به اینترنت اضافه می شود، سرانجام ممکن است محیطی تعاملی بین فهرستها بوجود آید که فرد بر روی جستجو و نه بر روی اینکه ابتدا کدام فهرست را مورد جستجو قرار دهد، تأکید داشته باشد.

 

نظم داخل فهرستها:

پیشینه های داخل فهرستها باید به شیوه ای نظم داده شوند، در غیر این صورت قابل استفاده نخواهند بود. در فهرستهای برگه ای، پیشینه ها بهنگام بایگانی با نظم معینی مرتب می شوند. در فهرستهای کوم و کتابی، پیشینه ها با نظمی معین یکی پس از دیگری چاپ می شوند. پیشینه ها در فهرستهای همگانی پیوسته، به نظم درونی پایگاه اطلاعاتی یا به ترتیب ورود به پایگاه و یا به ترتیب تصادفی نظم می یابند. بنابراین "نظم" مورد بحث در اینجا ترتیب نمایش پاسخهای داده شده به پرسش جستجو در مورد فهرستهای پیوسته همگانی (آُیک ها) است.

بطور کلی، با وجود تنوعات موجود، دو شیوه اصلی نظم دهی برای کاربران قابل فهم می باشد.فهرست می تواند به نظم رده ای یا به نظم الفبایی باشد. در داخل نظم اولیه نمایش، پیشینه ها می تواند با نظم الفبایی یا روشهای دیگر چون محتویات فکری، نظم فرعی می یابند.

 

ابزارهای سابقه یابی

ابزارهای سابقه یابی توصیفاتی طویل از مجموعه های آرشیوی هستند. یک ابزار سابقه یاب را می توان یک سیاهه نیز نامید. معمولاً آرشیوها بر مجموعه های مواد  آرشیوی شخصی یا تنالگانی نظارت و کنترل دارند و نه بر اقلام منفرد. بنابراین، یک ابزار سابقه یاب به توصیف یک مجموعه می پردازد. بعضی از ابزارهای سابقه یابی نشر می یابند، و این امر با افزایش فرایند ابزارهای سابقه یابی آرشیوها به وب جهان گستر بیشتر صدق می کند(به شکل 2-4 توجه کنید) ابزارهای سابقه یابی غالباً خودشان فهرست می شوند. یعنی، یک پیشینه جایگزین در دسترس در فهرست مؤسسه بوجود می آید که ابزار سابقه یاب را توصیف می کند و مدخلهای نام، عنوان و موضوع برای آن فراهم می آورد.

 

پایگاههای اطلاعاتی

توجه به پایگاههای اطلاعاتی در اینجا نه تنها به این دلیل که آنها خود ابزارهای بازیابی محسوب می شوند، بلکه به این دلیل است که آنها ساختاری را که ابزارهای بازیابی دارند، دربر می گیرند. پایگاه اطلاعاتی مجموعه ای از پیشینه هاست که همه به یک صورت ساخته می شوند و بوسیله پیوندهای ارتباطی با یکدیگر ارتباط دارند. در پایگاه داده ها رابطه ای[16] پیشینه به بخشهایی تقسیم می شوند که این بخشها با بخشهای دیگر مربوط بوده و پیشینه های مجزایی را تشکیل می دهند. ضمناً این بخش ها پیوندهای دیگری مانند نویسنده به نویسنده یا موضوع به موضوع دارند.

پایگاه اطلاعاتی می تواند به صورت چاپی (کاغذی) باشد، اما در این روزها معمولاً به صورت ماشین خوان می باشند. بعضی از پایگاه های اطلاعاتی واقعیات یا متون در ارتباط با موضوعات مختلف را شامل می شوند، لکن، پایگاههایی که با هدف ابزارهای بازیابی بوجود می آیند بازنمون اصل متون هستند.

ابزارهای بازیابی مورد بحث در بالا همه می توانند در پایگاه داده های رایانه ای نگهداری شوند، لکن کتابشناسی ها و ابزارهای سابقه یابی محتملاً بصورت متنی عرضه می شوند. پایگاه اطلاعاتی رایانه ای می تواند در حافظه رایانه و یا در جای دیگری مانند CD-ROM ذخیره شود.

 

بنگاههای کتابشناختی

بنگاههای کتابشناختی، پایگاه اطلاعات عظیمی از پیشینه های فهرست گونه را به عنوان منبع اصلی خود دارا می باشند. دسترسی به پایگاه اطلاعاتی از طریق پرداخت هزینه امکان پذیر است. اعضای بنگاه مرکزی می توانند پیشینه های جدید به نظام وارد کنند و پیشینه های آنها را به نظام خود انتقال دهند. بنگاههای کتابشناختی بسیاری از پیشینه های فهرست برگه های ماشین خوان کتابخانه کنگره و دیگر مراجع مورد اشتراک را فراهم می آورند. این پایگاه های اطلاعاتی پیشینه های فهرست شده کتابخانه های عضو را نیز در بر دارند. در هر دو صورت، پیشینه ها دو نوع اطلاعات را در بر می گیرند. (1) داده های فهرستنویسی توصیفی و رده بندی که بطور سنخی بصورت مارک امریکا[17] هستند، و (2) اطلاعات موجودی کتابخانه هایی که اقلام خاص را به مجموعه خود افزوده اند.

 

نتیجه گیری

این بخش ابزارهای بازیابی بکار رفته در سازماندهی به اطلاعات مضبوط را مورد بحث قرار داده است. بازنمون پیشینه هایی که ابزارهای بازیابی را می سازند، باید تهیه شده و کد گذاری شوند. بخش 4 تا 8 پیشینه ها با اهداف فراهم آوری ابزارهای بازیابی را مورد توجه قرار می دهد. اما ابتدا، در بخش بعد، با نگاهی تاریخی به گسترش فرآیندهای سازماندهی در طول چند قرن به چشم اندازی از موفقیتهایمان در طول مسیر و اینکه چه اندازه از مسیر را پیموده ایم، دست می یابیم.

 

 

 

 

 

 

 



C

نوشته شده توسط روح اله ناصری (کارشناس روابط عمومی)  | لینک ثابت |

همه چیز درباره روابط عمومی پنجشنبه شانزدهم دی 1389 19:12

تعریف مفهومی روابط عمومی:

روابط عمومی عبارت است از:آن بخش از مسئولیت ها و وظایف ارتباطی مدیریت سازمان که از طریق آن مدیران می کوشند برای دستیابی به اهداف سازمانی با محیط خود سازگار و هم صدا شده یا در صورت نیاز در محیط تغییرات مطلوب ایجاد نموده و شرایط محیط را،به شرط مساعد بودن استمرار بخشند.

انجمن روابط عمومی انگلستان:

روابط عمومی عبارت است از تلاش ها و اقداماتی آگاهانه،برنامه ریزی شده و سنجیده ، جهت استقرار و کسب تفاهم متقابل،بین یک سازمان و گروه های مورد نظر آن.

انجمن روابط عمومی دانمارک:

روابط عمومی عبارت است از تلاش هایی مستمر و منطبق با روش های علمی و عملی که مدیریت سازمان های بخش خصوصی و دولتی به منظور ایجاد تفاهم و پیدایش حس علاقمندی و تحصیل پشتیبانی گروه هایی که سازمان با آن ها سروکار دارد یا فکر می کند در آینده سروکار خواهد داشت به عمل می آورد.

تقسیم بندی مخاطبان در روابط عمومی:

مخاطبان یک سازمان را می توان با معیارهای متعددی تقسیم بندی کرد،از جمله:

1- از نظر ارتباط ساختاری با سازمان: مخاطبان درون سازمانی و مخاطبان برون سازمانی

2- از نظر اهمیت، مخاطبان اصلی ، مخاطبان ثانوی و مخاطبان حاشیه ای

3- از نظر موضع گیری در برابر سازمان، مخاطبان موافق ، مخاطبان مخالف و مخاطبان بیطرف

4- از نظر زمان: مخاطبان کنونی و مخاطبان آینده

5- از نظر تعداد، مخاطبان محدود و خاص و مخاطبان فراوان و همگان.

 

 

وظایف اصلی روابط عمومی:

وظایف روابط عمومی را اکنون به سه دسته اصلی طبقه بندی می کنند.این وظایف از نظر شکل و محتوا ،شیوه ها و فنون اجرایی با یکدیگر تفاوت دارند و هر یک دانش و مهارت خاص خویش را می طلبند:

1-             اطلاع رسانی Informing

الف:جستجو ، جمع آوری ، طبقه بندی ، تجزیه و تحلیل ، نتیجه گیری و ارائه پیشنهادهای کارشناسانه ، اخبار ، اطلاعات ، گرایش ها و رویه ها از محیط خارج و داخل سازمان و اطلاع آن به مدیریت سازمان.

ب: جمع آوری اخبار ، اطلاعات ،عملکردها ، برنامه ها و دیدگاههای سازمان و مدیریت سازمان و انتقال آن از طریق ارتباطات جمعی ، گروهی و فردی به عموم مردم و مخاطبان ویژه سازمان.

2-             تبلیغ و ترغیب Persuadig

دومین وظیفه روابط عمومی ها ترغیب ، تشویق ، مجاب سازی ،متقاعد سازی و انگیزه دهی است.این وظیفه نیز فنون و شیوه خاص خودش را داراست.کارشناسان روابط عمومی با بهره گیری از یافته های روانشناسی ، روانشناسی اجتماعی ، هنر و مهارت های دیگر علوم رفتاری از اهداف سازمانی ، برنامه ها و کالاها و خدمات خود تبلیغ می نمایند.روابط عمومی در این مبحث نیز یک طرفه به دنبال تزریق دیدگاه ها و خواست های سازمان بر نمی آید بلکه رابط صادقی است بین منافع سازمانی و خصوصی و منافع عمومی و همگان.

3-             مشارکت جویی ، همگرایی و بهینه سازی امور

کوتاه کردن فاصله بین مدیران سازمان و همه افراد ، اشخاص ، سازمان ها و نیروهای درون و برون سازمان و جلب و جذب حمایت های آنها در پشت سر مدیر سازمان جهت ایجاد فضای مشارکت و روح جمعی جهت تحقق اهداف سازمانی از وظایف دیگر روابط عمومی است.

 

انواع روابط عمومی:

روابط عمومی های موجود سازمان ها را از نظر کیفیت کار یعنی یاری به مدیریت سازمان در تحقق اهداف سازمانی ، اعتقاد به شفافیت امور و پاسخگویی ، رعایت حقوق شهروندان ، شناخت تکالیف و مسئولیت های حکومتی ، حق نظارت مردم بر کارها و حق مردم در نقد و ارزیابی برنامه ها و عملکردهای سازمان و داشتن راهبردها و برنامه های معین به سه دسته زیر تقسیم بندی  می کنند:

1- روابط عمومی توجیه گر

2- روابط عمومی تبیین گر

3- روابط عمومی تحلیل گر

روابط عمومی توجیه گر یک روابط عمومی سازمان محور و مدیر محور است که به طور مستمر در توجیه دیدگاه های مدیران سازمان و منافع سازمان خود می کوشد.

 

رشته های نزدیک روابط عمومی:

ممکن است که مفهوم روابط عمومی با سایر وظایف ارتباطی مدیریت ، که نزدیکی معنایی  وکاربردی با آن دارند ، از قبیل بازاریابی ، تبلیغات بازرگانی ، آوازه گری ، ترغیب ، تبلیغ و ترویج اشتباه گردد. در اینجا تعاریف هر یک از این مفاهیم با معادل های انگلیسی آنان آورده می شوند تا خوانندگان وجه تمایز آن ها را در یابند. هر چند کلیه آنها اقدامات ارتباطی هستند که هدف های کم و بیش متفاوتی را تعقیب می کنند و دارای همپوشی هایی  می باشند

 

بازاریابی Marketing

بازاریابی بخشی از فعالیت ارتباطی مدیریت سازمان است که طی آن نیازها ، خواست ها و علائق اشخاص و موسسات شناسایی شده و موسسه محصول یا خدمتی در حوزه کاری خود برای ارضاء ان تولید و ارائه می کند.

 

تبلیغات بازرگانی Advertising

تبلیغات بازرگانی شیوه ای از پخش اطلاعات برای مقاصد فروش است که طی آن موسسه یا شخص بخشی از جا (در رسانه های نوشتاری) و زمان (در رسانه های صوتی و تصویری)یک رسانه را خریداری کرده و پیام خود را از این طریق به اطلاع مخاطبان مورد نظر خود می رساند.

 

آوازه گری Publicity

آوازه گری عبارت است از اطلاعات آرایش شده  و برجسته که موسسه به رسانه ها ارسال می دارد و رسانه ها به دلیل ارزش های خبری یا علائق مخاطبانشان آنها را عینا یا با دستکاری پخش و نشر می نمایند.موسسه در این مورد بابت پوشش اطلاعات به رسانه وجهی پرداخت نمی نمایند.در ابیات کنونی روابط عمومی _ به ویژه آمریکا _ عمل پخش و درج اطلاعات مرتبط با سازمان و یا محصول آن را به طور رایگان در رسانه ها آوازه گری می گویند.

 

تبلیغاتPropagnda

تبلیغات یک اقدام و فعالیت ارتباطی است که به منظور انتقال یک اندیشه ، عقیده و آئین فکری انجام می گیرد. چنانچه درون مایه تبلیغات در جهت توسعه ، پیشرفت و به نفع مخاطبان تبلیغات باشد آن را تبلیغات سفید White Propaganda می گویند. در تبلیغ سفید منبع پیام خود را معرفی می کند و به انتشار اطلاعا صحیح می پردازد. معمولا مخاطب پیام ، منبع تبلیغ را خیرخواه ، صاحب نظر و دلسوز تصور می کند.

تاریخچه روابط عمومی در جهان

مطالعه پیدایش و تکامل رشته روابط عمومی بینش و آگاهی دست اندر کاران روابط عمومی را نسبت به وظایف ، کارکردها ، ابتکارات ، خلاقیت ها و نقاط قوت و ضعف این رشته افزایش می دهد.پاره ای از اعضاء خانواده روابط عمومی از تاریخ رشته خود اطلاع چندانی ندارند در نتیجه ، جایگاه و اهداف آن را به خوبی در نمی یابید. بررسی رشد و گسترش روابط عمومی برای ایجاد احساس حرفه ای گرایی ، فرهنگ شغلی و انسجام و یکپارچگی دست اندرکاران کنونی روابط عمومی نیز بسیار مهم و سودمند است.

تاریخچه روابط عمومی ایران

آنچه ما اکنون به عنوان روابط عمومی ، چه از نظر حرفه و چه از نظر اصطلاح ، باز می شناسیم برای نخستین بار در شرکت نفت ایران پدیدار گشته است. در میان موسسات و سازمان های بخش خصوصی ودولتی در ایران ، شرت ملی نفت ایران برای اولین بار و پیش از همه دفتر روابط عمومی تاسیس نمود.در شرکت سابق نفت ایران و انگلیس تا سال 1330 یک دفتر اطلاعات و مطبوعات وجود داشت و این دفتر رابط بین این شرکت و مطبوعات بود. پس از ملی شدن صنعت نفت ،دفتری تحت همان عنوان در شرکت ملی نفت ایران تشکیل گردید و عنوان همین دفتر بود که بعدا به روابط عموم تبدیل شد.

نخستین سمینار روابط عمومی نیز در ایران در تاریخ 30 آذر 1343 توسط شرکت نفت در آبادان و دومین سمینار روابط عمومی در 13 مهر 1344 در کرمانشاه ،از سوی شرکت نفت برگزار گردید.

روابط عمومی نوین ایران

در مورد پیدایش روابط عمومی نوین همچنان که پیش تر نیز بیان شد در سالهای پایانی دهه بیست شرکت نفت ایران و انگلیس دفاتر اطلاعات و انتشارات خود را به روابط عمومی تغییر نام داد و ایرانیانی که عمدتا در این دفاتر فعال بودند و دانش و تجارب این رشته را از خارج و داخل در این شرکت کسب کرده بودند طلایه دار و پیشآهنگ این رشته جدید شدند .

روابط عمومی پس از پیروزی انقلاب اسلامی

تاریخچه روابط عمومی پس از انقلاب اسلامی را می توان به دوره های زیر تقسم بندی کرد:

1- دوره فطرت روابط عمومی                                    1363-1357

2- دوره روابط عمومی در خدمت جنگ تحمیلی               1367-1363

3- دوره بازسازی نهادهای روابط عمومی                      1376-1367

4- دوره روابط عمومی پس از دوم خرداد                      تاکنون-1376         

پس از پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن سال 1357 پاره ای از روابط عمومی ها ، به ویژه روابط عمومی واحدهای بزرگ ، به گمان اینکه در خدمت رژیم سابق قرار داشتند از سوی نسل نخستین مدیران و مسئولان مورد بی اعتنایی قرار گرفتند.در حقیقت قضاوت بر مشروعیت روابط عمومی بر اساس فعالیت آنها در موسسات دولتی زمان شاه قرار گرفت.رشته روابط عمومی نیز از فهرست رشته های دانشگاهی کشور حذف شد.

عوامل ارتقاء روابط عمومی کشور

عوامل توسعه و پیشرفت روابط عمومی در هر جامعه را می توان چنین تقسیم بندی کرد:

-         وجود عوامل سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی مناسب و فرهنگ مدیریتی مبتنی بر شایسته سالاری

-         وجود مراکز آموزش عالی روابط عمومی که با محیط علمی و کاربردی روابط عمومی به طور مستمر در حال تعامل باشند.

-         وجود کتاب های آموزشی سودمند و جزوات ، نوارها و لوحه های فشرده آموزشی مفید

-         وجود نهادهای حرفه ای و تخصصی اثرگذار و فعال

-         وجود بخش های دولتی حمایت کننده روابط عمومی

-         وجود نشریات تخصصی روابط عمومی.

اهداف انجمن های روابط عمومی عبارتند از:

-         همگان و افکار عمومی را از فلسفه وجودی ، ضرورت ،نقش  ، اهمیت و فعالیت روابط عمومی آگاه و برای آن مقبولیت و شناخت عامه جستجو نمایند.

-         زمینه ها و شرایط مناسب توسعه و پیشرفت آن را فراهم کرده و راه های ارتقاء و تکامل آن را بیابند.

-         با رسانه ها و افکار عمومی مشکلات و مسائل روابط عمومی را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند و در پی یافتن راه حل آنان بر آیند.

-         در مقابل انتقادات و ایرادهای مطرح شده از سوی محافل ، مجامع ، اشخاص و سازمان ها از رشته و حرفه روابط عمومی ، به طور منطفقی و مستند ، به دفاع برخیزند.

-         با تولیدات اطلاعات محافل ، مجامع و همگان را در زمینه همه جنبه های روابط عمومی تغذیه اطلاعاتی نمایند.

................................................................................................................................................................................................

 

روابط عمومی مخاطب مدار و مخاطب محور

ضرورت و اهمیت ارتباطات یک سازمان با مخاطبان آن به قدری مهم و بدیهی است که موفقیت یا عدم موفقیت آن را رقم می زند.واقعیت این است که پایه های موفقیت یک سازمان در بیرون آن و در رضایت مخاطبان آن قرار دارد. با رشد و توسعه مردم سالاری و گسترش رقابت در همه عرصه های زندگی به طور روزافزون بر اهمیت رضایت مخاطبان افزوده می شود و شرایط به گونه ای پیش می رود که مدیران ناگزیرند که همه فعالیت های خود را در سازمان بر مدار و محور رضایت مخاطبان تهیه و تنظیم نمایند.

روابط عمومی و فنآوریهای نو

در دهه نخست هزاره سوم و حضور در عصر ارتباطات و جامعه اطلاعاتی روابط عمومی ها هم ناگزیر هستند که خود را با تجهیزات و وسائل نوین و شیوه هاو روش های جدید هماهنگ نمایند و ظرفیت های خود را برای استفاده از این سخت افزار ها و نرم افزار ها بالا ببرند ،تا مطابق با انتظارات و توقعات جدید ماموریت ها و مسئولیت های خود را به انجام رسانند.

روابط عمومی در یک سازمان مسئول گردش اطلاعات همه جانبه از سوی سازمان به مخاطبان آن و بالعکس می باشد.روابط عمومی بدون برقراری ارتباط و انتقال اطلاعات معنی نخواهد داشت.سرعت ، شفافیت و صحت اطلاع یابی از مخاطبان سازمان و انتقال آن به سیاست گذاران  و برنامه ریزان سازمان و سرعت ،شفافیت و صحت اطلاع رسانی از مدیریت سازمان به مخاطبان وظیفه اصلی روابط عمومی را تشکیل می دهد.انجام این ماموریت نیازمند دانستن شیوه ها و روش های تازه و کاربرد تجهیزات ارتباطی نوین است.روشهای قدیمی و کهنه دستیابی و نگهدار اطلاعات و پردازش و انتقال آن در عصر کنونی که عصر انقلاب اطلاعات و ارتباطات است روابط عمومی را با سکون مواجه خواهد کرد.

آشنایی با اولین موسسه اینترنتی روابط عمومی در ایران

اولین موسسه اینترنتی روابط عمومی در ایران با نام کارگزار روابط عمومی راه اندازی شد.در این سایت مطاالب زیر به چشم می خورد:

1- اخبار:این پایگاه حاوی اخبار داخلی و خارجی مربوط به روابط عمومی است.این اطلاعات شامل خبر مرجع و تاریخ خبر از طریق جست و جوی واژه ای و موضوعی از سوی کاربر قابل دسترسی است.

2- تابلوی اعلانات: این بخش ، به همایش ها و فراخوان سازمان ها در زمینه مسائل روابط عمومی اختصاص دارد;مانند فراخوان مقاله ، برگزاری گردهمایی و جشنواره و نمایشگاه ، درخواست همکاری ، نظرسنجی و ...

3- نگارخانه:در این بخش عکس ها و تصاویر برگزیده فعالیت های برجسته روابط عمومی در عرصه های مختلف به نمایش در می آید.

4- پایگاه کاریابی: پایگاه کاریابی از جمله پایگاه هایی است که با هدف اطلاع رسانی شغلی در این سایت ایجاد شده است.در این پایگاه اطلاعات کارجو، اطلاعات کارفرما و در صورت نیاز ، اطلاعات شغلی خود را در اختیار جامعه روابط عمومی کشور قرار می گیرد.

همچنین اطلاعات خویش فرمایان و کسانی که در رشته خاصی از روابط عمومی و ارتباطات دارای تخصص و تبحر هستند ،در این پایگاه قرار داده می شود.

5- بازارچه کتاب: این بخش، وظیفه تهیه منابع اطلاعاتی اعم از کتاب ، مجله ،لوح فشرده ، نرم افزار ، سی دی ، بولتن بریده جراید ، خلاصه مقالات یا اخبار روابط عمومی به صورت الکترونیکی را برعهده دارد.

مرکز اطلاعات تخصصی روابط عمومی

در این مرکز ، اطلاعات تخصصی مربوط به روابط عمومی قابل دسترسی است.فهرست کتاب های منتشره روابط عمومی ، معرفی کوتاهی از تشکل های مرتبط با صنعت روابط عمومی ،مقررات و بخشنامه های روابط عمومی ،معرفی شرکت ها و انجمن های جهانی روابط عمومی ، لینک های مفید ،معرفی نشریات تخصصی روابط عمومی ، راهنمای ارتباط حاوی شماره تلفن ،دور نگار و نشانی کلیه روابط عمومی های سراسر کشور ، پیشکسوتان روابط عمومی ، جشنواره های روابط عمومی ، سمینارهای روابط عمومی و سایر اطلاعات مورد نیاز در اختیار کاربران قرار می گیرد.

استعداد ، دانش ، تجربه ، سازمان و اخلاق

در این فصل در آغاز پیرامون حرفه گرایی و آماتوریسم درروابط عمومی و تفائت بین عمل و نحوه کار این دو حالت بحث می نماییم و ویژگی های یک حرفه ای روابط عمومی و ملاک و ضوابط عمل آن را بیان می داریم.

استعداد

برخلاف پزشکان ، حقوقدانان ، حسابداران و سایر حرف ; مسئولین روابط عمومی به دو دلیل نمی توانند به راحتی وظایف و مسئولیت های خود را برشمرند و آن را در چارچوبی محدود نمایند زیرا : اولا ، روابط عمومی اشکال مختلف و جنبه های گوناگونی دارد و در نتیجه وظایف متعدد و خارج از مرزی به آن تحمیل می شود. دوما ، از آنجایی که روابط عمومی رشته جدیدی است مدیران و مسئولین سازمان ها نسبت به وظایف آن دارای اتفاق نظر نیستند و انتظارات و توقعات گوناگونی از آن دارند.

تاریخچه آموزش روابط عمومی در جهان

در هر رشته خش آموزشی آن ، در حقیقت ارائه دهنده یافته ها ، نظریه ها ، روندها و انتقال دهنده فنون ، مهارت ها و روشهای کاربردی است که اهمیت ویژه ای در گسترش و اعتلای آن رشته و یا بالعکس توقف و به انزوا کشیدن آن دارد. آموزش ، داده ها و نگرش ها را افزایش می دهد افق های نظری و عملی را گسترده می کند و از طریق پژوهش  و تجربه ، انگیزه بالندگی و پیشرفت را در آن رشته به وجود می آورد.

آغاز آموزش روابط عمومی

پس از آنکه روابط عمومی در دو دهه اول قرن بیستم و به صورت نهاد تکامل یافته دفاتر انتشارات و تبلیغات عنوان واقعی روابط عمومی به خود گرفت و به شکل یک رشته و حرفه جدید و مستقل در آمد جایگاه آن در میان سایر مشاغل و تخصص هایی که در خدمت مدیران قرار داشت تثبیت شد.

 

 

روابط عمومی و اخلاق

اخلاق عبارت است از سیستم ارزش ها و معیارهایی که شخص بر اساس آن تشخیص می دهد و می پذیرد که چه چیزی درست ، براساس حق و حقیقت ، عادلانه ، منصفانه ، روا و بدون تزویر و ریا می باشد.اخلاق حاصل اصول پذیرفته شده ای است که خوب و بد را در رفتار تعیین می کند.

ضرورت وجود اصول اخلاقی در روابط عمومی

1. راهنمای عمل و الگوی کار در برابر همه مسئولین و کارگزاران روابط عمومی قرار می دهد.

2. مدیریت سازمان با آشنایی با اصول اخلاق در روابط عمومی ، انتظارات و توقعات خود را با این اصول تطبیق می دهند.

3. حرفه روابط عمومی با توجه به این اصول از فعالیت های دیگر تمیز داده می شود.

انتقادات رسانه ها و روابط عمومی از یکدیگر

رسانه ها بزرگترین انتقاد کنندگان روابط عمومی ها هستند.رسانه ها روابط عمومی را مانع دسترسی به اطلاعات درست ، شفاف و سریع می دانند. انتقادات اصحاب رسانه ها از روابط عمومی تاکنون کم و بیش همانی است که روزنامه کیهان در تاریخ 10 ، 11 ، 12 ، 15 مهر سال 1363 مورد بررسی قرار داد.

ارتباطات و روابط عمومی

مقدمه

کارگزاران روابط عمومی در جامعه به عنوان کارشناسان و متخصصان ارتباطات شناخته می شوند.کار اصلی و ماموریت اساسی مسئولین روابط عمومی برقراری ارتباط با مخاطبان سازمان در قالب ارتباطات فردی ، گروهی ، سازمانی و همگانی است.

تعریف ارتباط:

اگر از دانشجویی این سوال مطرح شود که "ارتباط چیست؟" پاسخ بنا به رشته تحصیلی و مطالعاتی وی متفاوت خواهد بود.طیف وسیعی از پاسخ ها از برقراری ارتباط در یک شبکه الکترونیکی تا دعا و نیایش ، که ارتباط با مبداء خلقت است ، ممکن است در پاسخ به این سوال دریافت شود.

اهداف ارتباط

ارتباط برای دستیابی به یکی از اهداف زیر برقرار می شود

1- خبر دادن

2- مطلع کردن

3- آموزش دادن

4- تغییر عقیده دادن

5- گسترش و توسعه رابطه موجود

6- تفریح و سرگرمی

 

هدف ارتباط در روابط عمومی عبارت است از :

1- خبر دادن ، مطلع کردن ، آموزش دادن

2- ترغیب و اقناع کردن ، مجاب کردن ، تشویق کردن ، و انگیزه دهی

3- انتقال گرایش و نقطه نظرهای خاص

اثر بخشی ارتباط

ارتباط را از نظر میزان موفقیت به دو دسته زیر تقسیم بندی می کنیم:

1- ارتباط موثر                                                                   Effective Communication

2-   ارتباط غیر موثر                                                       Non-Effective Communication 

برای آنکه ارتباط موثری برقرار گردد برقرار کننده پیام باید دارای ویژگی های زیر باشد:

1- ارتباط و فرآیند و اجزاء ارتباط را بشناسد. نسبت به هریک از ریز جزئیات آن دارای اطلاع کافی باشد.

2- از طریق مطالعه و تجربه شیوه و روشهای تولید و انتقال پیام را فرا گیرد و مهارت های تجربی آن را فرا گیرد.

3- مبانی روانی و فیزیولوژیک دریافت پیام و مراحل پذیرش یک ایده را بداند.

4- نسبت به موانع ، اخلال در ارتباط و مشکلات جریان ارتباطی آگاهی داشته باشد.

5- نسبت به برقراری ارتباط علاقمند بوده و دارای هوش ، استعداد و انگیزه کافی باشد.

6- مبانی اخلاقی را رعایت کند.

وسایل ارتباطی

پس از تهیه پیام آن را باید به گیرندگان و مخاطبین مورد نظر رسانید.در این مرحاه وسیله ، رسانه و یا حاملی مورد نیاز است تا علامت و سمبل هایی را که برای پیام انتخاب شده – کلامی یا غیر کلامی – در خود داشته و گیرنده پیام برساند.این وسیله یا حامل رسانه را (Medium) می نامند.

...........................................................................................................................................................................................

افکار عمومی و اقناع

مقدمه

ما انسانها افراد منزوی و خودکفا نیستیم و در خلا زندگی نمی کنیم ، بلکه افرادی هستیم که در میان مردم زندگی می کنیم و از طریق ارتباط با دیگران و جبل و جذب حمایت و همکاری با آنها به اهدافمان می رسیم. موسسات و سازمان ها ، به هر اسمی که نامیده می شوند ، نیز اشخاص غیر حقیقی هستند و مانند ما انسانها برای دست یابی به مقاصد و اغراض خود ، نیاز به برقراری ارتباط با انسان ها و سازمان های دیگر دارند و با تعامل و اتکا با محیط خارج ، به زندگی خود ادامه می دهند.

تعریف افکار عمومی

اگر افکار عمومی را معادل اصطلاح Public Opinion بدانیم ، در ادبیات غرب "ماکیاول" نخستین اندیشمندی است که آن را در معنای کنونی به کار برد.

اظهار نظر ، بیان عقیده

عامل مهم دیگری در تعریف افکار عمومی اظهار و بیان عقیده ، نظر و دیدگاه است.این اظهار بیان به صورت گفتاری یا نوشتاری و یا به صورت اشکال دیگر است.افکار عمومی می تواند به صورت نمادهای دیگری چون علائم ، حرکات ، تصاویر و حتی خرابکاری ، انفجار و ترور هم اظهار و بیان شود.

نگرش ، عقیده ، رفتار

در بررسی افکار عمومی مفاهیمی همچون گرایش ، ارزش ، شناخت ، عقیده و رفتار که نمودهای گوناگون ذهنی هستند و به شناخت افکار عمومی کمک می نمایند ، باید دقیقا تعریف شده و وجه تمایز آنها با یکدیگر بیان شود.

نقش رسانه ها در افکار عمومی

بر روی جلد یکی از کتاب های تخصصی پیرامون تلویزیون و مخاطبان ان ، کاریکاتوری کشیده شده است که در ان کودکی از پسرش می پرسد " پدر ، اگر درختی بیفتد و رسانه ای در آنجا نباشد تا آن را گزارش کند آیا آن درخت واقعا افتاده است؟"

پیام این هنرمند چیست؟چه می خواهد بگوید؟آیا او و نویسنده کتابی که این طرح را برای روی جلد کتابش انتخاب کرده ، نمی خواهند بگویند بیشتر آنچه را که ما به عنوان واقعیت ها و رویدادهای اجتماعی می شناسیم ، ساخته و پرداخته پوشش رسانه ها هستند؟

برجسته سازی

والتر لیپمن ، دانشمند علوم سیاسی و روزنامه نگاری در کتاب "افکار عمومی" که در سال 1922 منتشر شد و هنوز اعتبار خود را به عنوان یک اثر کلاسیک در این رشته حفظ کرده است ، باب بررسی علمی این بخش را گشوده است.وی نقش رسانه ها را در افکار عمومی بسیار مهم و حساس می داند.

نظارت و هدایت

نظارت و هدایت محیط یکی از وظایف عمده مطبوعت و رسانه ها به طور کلی است.در حقیقت;این نظارت و هدایت نمونه ای از مشارکت مردم بر جریان امور عمومی است. رسانه ها از طریق برجسته سازی سهم مهمی در ایجاد افکار عمومی دارند.

روابط عمومی به عنوان یک منبع اطلاعات

واحدهای روابط عمومی به عنوان یک منبع اطلاعاتی شناخته می شوند.در اینجا این سوال مطرح می شود در حالی که رسانه ها منبع اطلاعاتی هستند آیا نمی توان روابط عمومی ها را هم یک رسانه به حساب آورد؟ آیا نمی توان گفت: روابط عمومی واحدی است با کارکرد رسانه ای که مدیریت سازمان آن را به وجود می آورد تا اطلاعات لازم و ضروری را همراه با تحلیل ها و تفسیرهای کارشناسانه در اختیار داشته باشد و همچنین اطلاعات سازمان را به مخاطبان ویژه و در مواقع ضروری به عموم منتقل نماید؟ از این دیدگاه روابط عمومی را می توان یک منبع اطلاعات مانند رسانه به حساب آورد.منتهی منبعی که به برقراری ارتباطات درون فردی و گروهی هم می پردازد و محور فعالیت های آن تحقق اهداف سازمانی است.

 

اقناع

جامعه امروزین از نهادها ، گروه ها ،سازمان ها و تشکل های رسمی و غیر رسمی تشکیل شده که دارای منافع متفاوتی می باشند.آنها در سطح جامعه برای تحقق اهداف و حفاظت و پیش بردن منافع خود در تعاملی نمادین با یکدیگر قرار دارند.هدف این تعامل جلب هر چه بیشتر افکار عمومی در جهت حداکثر نمودن منافع خود می باشد.هر سازمانی باید برای پیش بردن منافع خود به طور دائم برنامه های ارتباطی را تدوین و با بحث های منطقی و احساسی به صحنه افکار عمومی وارد شود و در جلب حمایت و پشتیبانی آن بکوشد.

افکار سنجی

در پاره ای از مواقع تصمیماتی را که سازمان اتخاذ می نماید ،لزوما باید بر اساس تجزیه و تحلیل گرایش ها و عقیده گروه های مورد نظر و مردم باشد.در فعالیت های روابط عمومی مواردی وجود دارند که مبنای تهیه برنامه های اجرایی را نظریات و گرایشات مردم تشکیل می دهند. در چنین مواقعی باید به سراغ مردم رفت و مستقیما نظر آنها را پرس و جو کرد.

..............................................................................................................................................................................................

ارتباط کاربردی روابط عمومی با وسایل ارتباط جمعی

از آنجایی که برقراری ارتباط و انتقال پیام ها ، هسته مرکزی و کانون اصلی فعالیت های روابط عمومی را تشکیل می دهند ، مسئولین روابط عمومی باید به خوبی وسایل و کانال های ارتباطی موجود در جامعه را بشناسند و نسبت به نحوه کارکرد انها دارای آگاهی کامل باشند ، تا در هنگامی که نیاز ارتباطی احساس می گردد به خوبی بتوانند تصمیم بگیرند کدام کانال یا کانال های موجود در جامعه را به کار گیرند.

 

روزنامه

در هر نسخه از روزنامه ، صدها خبر و چندین گزارش ، مقاله و تفسیر چاپ می گردد.جمع آوری و کسب همه این خبرها و تهیه و تدوین این گزارشات و مقالات بدیهی است که از عهده خبرنگاران و نویسندگان و دبیران یک روزنامه خارج است.

 

فرصت روابط عمومی در روزنامه ها

مطالبی را که روابط عمومی ها برای روزنامه ارسال می دارند به دو دسته زیر تقسیم می گردد.

1. اطلاعیه خبری(اطلاعیه خبری نوشته ای آماده برای چاپ است که با رعایت روش های خبر نویسی توسط روابط عمومی تهیه و به وسایل ارتباط جمعی ارسال می گردد).

2. اوراق حاوی اطلاعات و اخبار و مطالب زمینه ای پیرامون رویدادها که خبرنگاران و نویسندگان سرویس های گوناگون روزنامه شخصا آن را مطالعه و مطالب مورد نظر خودرا انتخاب کرده و مبنایی برای تهیه گزارش ،مقاله و یا مصاحبه قرار می دهند.

 

 

مناسبت های ویژه

مسئولین موفق روابط عمومی پا را از تهیه خبر و گزارش رویدادهایی که در موسسه رخ می دهد فراتر می نهد بلکه خبری را که به آن احتیاج دارند به وجود می آورند. در پاره ای از مواقع خبری آن چنان برای موسسه دارای ارزش است که باید پدیده آن خبر را در داخل سازمان ایجاد کرد.این عمل با گزارش ساده اخبار موجود در سازمان تفاوت دارد.

 

مجلات

نحوه کار ، سازمان و تشکیلات ، محتوا و زمان نشر مجله ها با روزنامه ها تفاوت های آشکاری دارند.به همین انگیزه گونه دیگری از فرصت ها را پیش روی روابط عمومی ها قرار می دهند ،هر چند مشکلات جدیدی نیز در کار با آنها وجود دارد.

روزنامه های یومیه ، از نظر زمان چاپ ، توزیع در تنگنای ویژه ای قرار دارند.در ساعت و حتی دقیقه معینی در منطقه وسیعی توزیع می شوند.در مورد مجلات که هفتگی ، دو هفته یکبار ، ماهیانه ، فصلنامه و شش ماه یکبار تولید و توزیع می شوند محدودیت زمانی به آن گونه که در روزنامه ها مطرح است وجود ندارد.

 

 

کتاب

از زمانی که یک ایده در ذهن یک نویسنده پدیدار می شود تا این ایده تبدیل به یک کتاب گردد و در کتاب فروشی ها در دسترس علاقمندان قرار گیرد در کشور ما حداقل یک سال و نیم طول می کشد.به همین دلیل کتابها را عموما یکی از وسایل روابط عمومی جهت تبلیغ برنامه های کوتاه مدت و میان مدت نمی دانند.اما از نظرهای دیگری ، کتابها برای روابط عمومی دارای اهمیت و ارزش هستند.از آنجایی که مطالب کتابها – به خصوص کتب علمی – توسط خوانندگان جدی تر و قابل اعتناء و اعتبار تر تلقی می شوند ، در نتیجه کتاب می تواند وسیله مفیدتر و موثرتری برای انتقال فلسفه وجودی و نقطه نظرهای اساسی و اولیه موسسه باشد.

 

رادیو

در مقایسه با تمام رسانه های همگانی ، رادیو دارای امتیازهای منحصر به فردی است.یک خبرنگار رادیویی در صحنه رویداد ، می تواند با یک دستگاه فرستنده کوچک ، خبر و گزارش خود را به مرکز فرستنده ارسال دارد و ایستگاه فرستنده هم به همان آسانی و در همان لحظه آن گزارش و خبر را به روی آنتن بفرستند.در حالی که از زمان تهیه خبر توسط فرد در منزل  ، محل کار و هرجای دیگر ، ساعت ها وقت و تلاش لازم است. آنچه در هیئت تحریریه و چاپخانه و کانال توزیع می گذرد ، بخشی از فرآیند کار روزنامه را تشکیل می دهد.رادیو ، ساده ترین و سهل الوصول ترین وسیله ارتباطی است.

 

تلویزیون

هر شخص می تواند تاثیر عظیم تلویزیون را بر روی زندگی فرد فرد ما ملاحظه کند.تلویزیون در مقام مقایسه با سایر وسایل ارتباط جمعی بر حیات مادی و معنوی تک تک افراد جامعه از هر گروه سنی ،تحصیلی و شغلی تاثیر فراوان تری دارد.

الگوهای زندگی امروزه از روی شخصیت برنامه های پر بیننده و پر طرفدار تلویزیون برداشته می شود.گروه های زیادی از مردم نحوه حرکات و رفتار و شکل پوشاک و زندگی خود را از شخصیت های برنامه های تلویزیونی اقتباس میکند.برای بیشتر مردم منبع اخبار و آگاهی ها تلویزیون است و نقطه نظرها و گرایش های خود را بر اساس نظریه های تحلیلی و تفسیرهای برنامه های خبری ، سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی آن پی ریزی می کنند.

 

 

ارتباط کاربردی در روابط عمومی

میدان وسیع و امکانات ارتباطی متعددی وجود دارد که در دسترس مسئولین روابط عمومی قرار دارند و آنها می توانند موثرترین و کارآمد ترین آنها را در موارد لزوم به خدمت در آورند.در این فصل این اقدامات و امکانات را  بنا به طبیعت و ماهیت دریافت آنها از سوی مخاطبین به سه دسته زیر تقسیم می نماییم و به شرح هر یک خواهیم پرداخت:

1. تاکتیک های نوشتاری                               Written Tactics

2.تاکتیک های گفتاری                                  Spoken Tactics

3.تاکتیک های بصری                                     Visual Tactics

 

 

تاکتیک های نوشتاری

در میان وسایل و امکاناتی که روابط عمومی برای ارتباط استفاده می نماید تاکتیک های نوشتاری از همه متداول تر و مهمتر می باشند. اطلاعیه های خبری ، برگه های حاوی خبر و اطلاعات ، خبرنامه ، نشریات داخلی و خارجی سازمان ، بروشورها ، کاتالوگ ها ، کتابچه های راهنما ، گزارش سالیانه و نامه های پستی برای افراد داخل و خارج سازمان و ... همه گونه های مختلف تکنیک های نوشتاری روابط عمومی ها هستند.

 

تاکتیک های گفتاری                                                      Spoken Tactics

خیلی پیش از اینکه انسانها به کمک نوشتار با یکدیگر ارتباط برقرار کنند از صدا به عنوان ابزار ارتباط استفاده می کردند. انسانهای ماقبل تاریخ ، پیش از اینکه بر دیوارهای غارها برای ارتباط پیام های تصویری خود را حک نمایند ، با کمک صدا ارتباط برقرار می کردند. گفتار به عنوان ابزار انتقال اطلاعات و تجربه و بیان احساس سابقه ای بیشتر از نوشتار دارد. پس از گذشت هزاران سال هم اکنون نیز گفتار یکی از موثرترین ، قویترین و متداولترین شکل ارتباط انسانی است.

برای مسئولین روابط عمومی گفتگو ، مباحثه و سخنرانی پایه ای ترین و محوری ترین شکل ارتباط می باشد.

 

گفتار عادی و گفتار ترغیبی

هرگاه شخصی به طور ساده منظور خود را بگوید و مخاطب بدون انتخاب و توضیح و تفسیر هدف گفتار او را برآورد ،این نوع ارتباط یک ارتباط خطی و عادی است. ولی چنانچه گوینده سعی نمایند با بحث و دلیل و ایجاد انگیزه مخاطب و یا مخاطبین را تشویق و ترغیب به انجام کار و یا پذیرفتن عقیده ای بنماید این نوع گفتار را گفتار ترغیبی و تشویقی می نامند. آنچه به عنوان تاکتیک های گفتاری در روابط عمومی در این مبحث خواهد آمد ،منظور گفتار ترغیبی و تشویقی است و مسئولین روابط عمومی عموما به این نوع گفتار – گفتار ترغیبی و تشویقی – در کارهای خود به دست می یازند.

 

نوشته شده توسط روح اله ناصری (کارشناس روابط عمومی)  | لینک ثابت |

سازماندهی اطلاعات پنجشنبه شانزدهم دی 1389 19:10

آیا بشر نیاز مبرم به سازماندهی دارد؟

به نظر می رسد مسائل اساسی بشر را به سازماندهی می کشاند.روانشناسان معتقدند که مغزهای کودکان تصویر ها را به مقوله هایی مانند چهره ها یا غذاها سازماندهی می کنند.سازماندهی به میزان قابل توجهی در بازیهای کودکان دیده می شود. در بعضی از افراد نیاز به سازماندهی بارزتر است. کسانی که بر اساس قاعده «هر چیز به جای خویش نیکوست» عمل می کنند، نمی توانند کاری را شروع کنند مگر اینکه محیط کارشان نظم یافته  و هر چیز در جای خود قرار گرفته باشد.یعنی چنین شخصی قبل از شروع پروژه جدید باید به کارهایش نظم دهد. حتی می توان گفت گونه ای سازماندهی در افرادی که محیط کارشان درهم و برهم و نامنظم است نیز وجود دارد. آنها از آنچه در توده های متنوع یا مجموعه ای از موارد وجود دارد آگاهی خاص دارند. یادگیری نیز صرف نظر از روشهای شخصی، بر پایه توانایی تجزیه، تحلیل و سازماندهی داده ها، اطلاعات و دانش استوار است.

 

چرا به سازماندهی نیاز داریم؟

به سازماندهی نیاز داریم زیرا به بازیابی نیازمندیم.آشپزخانه ها نظم داده می شوند تا وسایل آشپزی به آسانی قابل دسترس بوده و مواد غذایی و ادویه در وقت نیاز به سهولت مورد استفاده قرار بگیرند. محلهای کاری نظم داده می شوند تا مدارک مناسب قابل بازیابی بوده و کار به درستی انجام گیرد.مراحل یادگیری سازماندهی می شود تا با برقراری ارتباط بین ایده ها، فراگیر در به خاطر آوردن مواد آموخته شده یاری شود.

 

چرا به سازماندهی اطلاعات نیازمندیم ؟

بازیابی اطلاعات به سازماندهی اطلاعات وابسته است.در تمام جنبه های زندگی اطلاعات مورد نیاز است.برای آگاهی از عوامل مؤثر در سلامتی، به منظور ایجاد درک متقابل در افراد،اینکه چگونه با یک فرد ارتباط برقرار کنیم،چگونه چیزهای خراب را تعمیر کنیم یا حتی برای گسترش و بسط دانش به اطلاعات نیاز داریم.بعضی از این اطلاعات قبلاً جذب شده و در ذخیره گاه دانش فرد قرار گرفته است، اما بعضی دیگر نیاز به جستجو و کاوش دارد. وقتی سازماندهی وجود نداشته باشد، پیدا کردن، اگر نگوییم غیر ممکن است، دشوار است. به این منظور انواع ابزارهای سازماندهی را که به پیدا کردن اطلاعات مورد نیاز کمک می کند در اختیار داریم ، از آن جمله می توان به دفترچه های تلفن، راهنماها، فرهنگ ها، دایرة المعارفها، کتابشناسها، نمایه ها، فهرستها، دفاتر ثبت موزه ها، ابزارهایی که ما را در پیدا کردن مواد آرشیوی کمک می کنند و به پایگاه داده اشاره کرد.

سازماندهی اطلاعات این امکان را فراهم می کند که پیشینه قابل استفاده ای از فعالیتهای بشر را برای نسل آینده حفظ کنیم.سالهای زیادی است که کتابخانه ها، آرشیوها، موزه ها، و مؤسسات دیگر این وظیفه را بر عهده دارند.این کتاب به سازمانهای تجاری که مجموعه های خود را به جای گردآوری برای آیندگان به منظور رسیدن به اهداف مادی سازماندهی می کنند، توجهی ندارد.

 

سازماندهی اطلاعات ثبت شده چیست؟

همانطور که در مقدمه ذکر شد، این کتاب به سازماندهی اطلاعات ثبت شده، همچنین وسایل ضروری برای سازماندهی اطلاعاتی که تا کنون درباره آنها صحبت شده ،یا شنیده شده، و یا مورد توجه قرار گرفته می پردازد و به دلیل اینکه اطلاعات ثبت شده گسترده تر از متن است، لذا به جای استفاده از لغاتی مانند کتاب یا اثر که به واحد سازمان یافته اطلاعات اشاره می کند، اصلاحاتی همچون بسته حامل اطلاعات یا بسته اطلاعاتی [1] به کار برده می شود.

رونالد هاگلر[2] شش کارکرد برای کنترل کتابشناختی مشخص کرده است. فهرست تهیه شده توسط او هدف این کتاب را که بر عملکرد کتابداران تأکید دارد منعکس می کند.لکن، این فهرست با تغییر کلمات منعکس کننده فعالیت های اصلی سازماندهی برای همه انواع اطلاعات است.

 

فصل 1- سازماندهی در تلاشهای بشری

1) تشخیص وجود انواع مختلف بسته های حامل اطلاعات به همان صورتی که دسترس پذیرند.

هرگاه کتابی منتشر شود و یا سایتی در وب ایجاد شود اما کسی بجز پدیدآورنده از آن خبر نداشته باشدآن اثر کاربرد اطلاعاتی نخواهد داشت. وجود و هویت آثار به چندین روش قابل شناسایی است که از آن جمله می توان به فهرست ناشران، پست الکترونیکی، منابع نقدو بررسی و فهرست های موضوعی اشاره کرد.اکثر ناشران فهرست هایی از محصولاتشان را همراه با چکیده ای از آنها تهیه می کنند. ابزارهای مرجع چون فهرست آثار موجود در بازار[3] که کتاب های انگلیسی زبان در بازار را فهرست می کند نمونه ای از این روشها است.

 

2) شناسایی آثار موجود در یک اثر و یا آثاری که بخشی از یک اثرند.

ممکن از مجموعه ای از داستانهای کوتاه یا گروهی از آثارهای هنری به عنوان یک دسته اطلاعاتی تلقی شود یا هر داستان و اثر هنری موجودیت واحدی تلقی شود. سایتی از وب نیز که به شخص مشهوری اختصاص یافته ممکن است حاوی آثار دیجیتالی شده آن شخص ، مواد زندگینامه ای، شرح حالی از او که توسط افراد معاصر با او نوشته شده است، گزارشی از رویدادهای موجود در دوران  زندگی آن فرد و یا بخش های دیگر باشد که احتمالاً آثار او و رویدادهایی که در مورد او نوشته شده در جای خود حائز اهمیت است و می تواند به طور مجزا بررسی شود.

 

3) گرد آوری منظم بسته های حامل اطلاعات به صورت مجموعه هایی در کتابخانه، آرشیوها، موزه ها، بایگانیهای موجود در اینترنت و مخازن دیگر

بطور سنتی مجموعه سازی به عنوان حوزه فعالیت مؤسساتی چون کتابخانه، آرشیو ها و موزه ها در نظر گرفته شده است. اما مجموعه ها در مکانهای دیگر هم به وجود آمده اند، مانند مجموعه های شخصی که به دلایل علاقه شدید به نوعی خاص از اطلاعات به وجود آمده اند، مجموعه های اداری ارائه دهنده اطلاعاتی داخلی و اطلاعات مورد نیاز برای ارائه کارهای اداری، مجموعه های دانشگاهی حاوی مواد مورد نیاز برای تدریس رشته های خاص و غیره. در حال حاضر با فهرست هایی که وب تهیه شده این مجموعه بالقوه در دسترس عموم است.

 

سازماندهی اطلاعات قابل دسترس در محیطهای مختلف چگونه است؟

در بسیاری از محیطها گرایش به سازماندهی اطلاعات به گونه ای است که اطلاعات برای رسیدن به اهداف مختلفی قابل بازیابی باشد و حداقل مقداری از آن برای بازماندگان محفوظ بماند. محیط هایی که اینجا بحث می شود.انواع مختلف کتابخانه ها، مراکز آرشیوی موزه ها، تالارهای هنری، اینترنت و محیط های اداری که نگهدارنده این اطلاعات می باشند را در بر می گیرد.

 

کتابخانه ها

ابتدا به کتابخانه ها توجه می کنیم زیرا آنها دارای قدیمی ترین روش سازماندهی اطلاعات با هدف بازیابی و ذخیره برای آیندگان بوده اند. همانطور که قبلاً ذکر شد، اولین مرحله در شکل گیری کتابخانه، مجموعه سازی است. مجموعه های کتابخانه به روشی که مجموعه سازی نام دارد به وجود آمدند.اکثراً مجموعه ها با اتکا به سه روش به وجود آمدند:

1)  کتابداران از طریق منابع نقد و بررسی فهرست ناشران و تقاضای کاربران، و غیره به وجود آثار جدید پی بردند. و سپس مواد مناسب را سفارش دادند.

 

اینترنت

اینترنت مانند کتابخانه ای است که تمام کتابهای آن روی هم روی زمین ریخته شده است و فهرستی برای آن وجود ندارد. طی سالیان دراز تلاش می شده است تا راهی پیدا شود که نوعی کنترل در اطلاعات موجود در اینترنت اعمال شود، لکن، هنوز کسی نمی تواند بگوید که اینترنت بسامان شده است.تغییرات در اینترنت آنقدر سریع و زیاد است که کوشش های آغاز شده برای سازماندهی به اطلاعات موجود در اینترنت پس از چند ماه ناروز آمد می شوند.به همین دلیل تعدادی از متخصصان یک سال وب را 6 تا 9 هفته می دانند.به عبارت دیگر، تغییراتی که طی سال در جامعه رخ می دهد طی 6 تا 9 هفته در جامعه اینترنتی اتفاق می افتد. بدلیل تغییرات سریع، سازماندهی در اینترنت چالشی قابل توجه است.

اقدامات متفاوتی درباره سازماندهی اینترنت انجام گرفته است. کتابخانه ها تلاش کرده اند  تا از شیوه های سنتی برای سازماندهی مواد اینترنتی استفاده کنند. پروژه ای منابع اینترنتی را ذیل موضوعات خاص گردآوری کرده و آنها را از طریق سایت های گوفر دسترس پذیر ساخته است. کتابداران دیگر کتابشناسی سایت های اینترنتی را فراهم آورده اند. کتابداران جزئی از تیمی بوده اند که برای تدوین استاندارد ابر داده[4] به نام "دویلین کور"[5] کار کرده اند.

کتابخانه های الکترونیکی نیز توسعه یافتند. این موارد تغییرات وسیعی در محتوا و در شیوه سنتی سازماندهی می طلبد اما، تمام آنها از نوعی سازماندهی، گر چه متفاوت از شیوه سنتی سازماندهی، برخوردارند. تنها عده محدودی از کسانی که در ساخت کتابخانه الکترونیکی مشارکت دارند کتابدار هستند.

 

مدیریت داده ها و محیط های اداری

مدیریت داده ها اصطلاحی است که برای کنترل انفجار اطلاعات الکترونیکی در ادارات و سایر محیط های اداری کاربرد دارد. منشاء مدیریت داده ها نظامهای بایگانی ادارات است که در سراسر قرن بیستم شکل گرفتند. این نظام ها به شکل گسترده ای از توسعه تکنولوژی، تایپ گره ها، کپی گرها  و رایانه ها که کار مرتب کردن و تطبیق را آغاز کردند، تأثیر پذیرفتند.

آنگونه که در بخشهای مختلف جامعه صادق است، زمانی که مدیریت داده ها شامل حفاظت، بایگانی و نگهداری مدارک کاغذی بود. آن زمان، دوران ساده تر و در عین حال مأیوس کننده بود.زیرا تنها یک نسخه از یک مدرک در یک مکان نگهداری می شد. برچسب بایگانی یک مدیر بایگانی ضرورتا برای فرد بعدی منطقی نبود. با ورود و ذخیره اطلاعات در بایگانیهای الکترونیکی، مدخلهای دسترسی ( برچسب پرونده ها) نا دیدنی شدند. تا هنگامی که بوجود آورندگان بایگانی الکترونیکی به ثبت آنچه که در بایگانی بود اقدام می کردند، شد که رایانه های تک نفره قدرتمند به اشخاص اجازه داد که اطلاعات خود را بر روی رایانه های شخصی خود ذخیره کنند. با مهجور شدن محتوای بایگانیهای شخصی مسأله ای بنام تداوم پیوستگی (دوام) بروز کرد.

 

چرا به ابزارهای بازیانی نیاز داریم؟

ابزارهای بایگانی نظام هایی هستند که برای بازیابی اطلاعات ساخته شده اند. این ابزارها در بر گیرنده پیشینه هایی هستند که جانشینی برای بسته های اطلاعاتی می باشند. یعنی، هر پیشینه جانشین (که تصویب یا فراداده نیز نامیده می شود) اطلاعات کافی مانند نویسنده، عنوان و تاریخ خلق اثر بدست می دهد تا به عنوان بازنمونی مختصر از بسته اطلاعاتی مورد استفاده قرار گیرد.پیشینه های جانشین براساس«نقاط بازیابی» مرتب یا بازیابی می شوند. نقطه بازیابی می تواند یک نام، عنوان یا عبارت موضوعی منتخب نمایه ساز یا فهرستنویسی باشد. در نظام های پیوسته نقطه بازیابی می تواند تقریباً هر واژه ای در پیشینه باشد. بشرط اینکه در جستجوی کلید واژه ای، واژه ها، در لیست واژه های غیر مجاز نباشد.

ابزارهای بازیابی همچون سنگ بنا، اساسی هستند برای نظامی که تا حد ممکن کل اطلاعات ثبت شده جهان را در سازمان خواهند داد. رؤیای دسترسی به همه اطلاعات ثبت شده به سال 1892 باز می گردد، هنگامی که پل اتله و هنری لافونتن[6] کنفرانسی را برای ایجاد کنترل جهانی کتابشناختی[7] ترتیب دادند. معنای مهم این اقدام این بود که فنون نوینی متفاوت از روشهای سنتی کتابخانه باید ابداع شود. ابزارهائی که در نتیجه این رؤیا ابداع شده اند ما را به کنترل جهانی کتابشناختی نزدیک تر کرده اند.

فهرست های کتابخانه ها

این فهرستها دسترسی به اقلام منفرد در مجموعه های منابع اطلاعاتی را فراهم می آورند (مثلاً، ابزارهای فیزیکی مانند کتابها، کاستهای ویدئویی و دیسکهای فشرده موجود در یک کتابخانه، آثار هنرمندان  در یک موزه هنری، صفحات وب موجود در اینترنت و غیره). هر بسته اطلاعاتی به وسیله توصیفی از بسته که تا حدودی طولانی تر از توصیف کتابشناختی است، بازنمون می شود. توصیف ها یک یا چند نقطه بازیابی [8] را تعیین می کنند. بدون اغراق، هنگامی که از جستجوی کلید واژه ی استفاده می شود، نقطه بازیابی می تواند تقریباً هر واژه ای در پیشینه باشد. لکن، اصطلاح "نقطه بازیابی" معمولاً برای نام، عنوان یا موضوعی خاص در پیشینه که مستقل از توصیف است، بکار می رود. نقطه بازیابی با نظم معینی تهیه می شود (مثلاً نام خانوادگی و در پی آن نام یا نامهای کوچک می آید) و تحت نظارت «کنترل مستند»[9] قرار می گیرد.

کنترل مستند به فرایندی اطلاق می شود که که طی آن تمام اشکال اسامی که برای یک فرد بکار می روند؛ و تمام مترادفات، اصطلاحات عامتر و اصطلاحات خاصتر که برای یک سر عنوان موضوعی بخصوص بکار می روند، به یک مورد مستند پیوند زده می شوند و گردهم آورده می شود.

توصیف ها مطابق با شیوه ای استاندارد که منتخب جامعه ای بخصوص است، ساخته می شوند(مثلاً قواعد فهرستنویسی انگلوامریکن[10] برای کتابخانه ها، بعضی آرشیوها، و بعضی موزه ها. خدمات مکان یابی اطلاعات دولتی[11] برای برخی اطلاعات دولتی، دوبلین کور[12] برای بسته های اطلاعات موجود در اینترنت و غیره). چندین استاندارد متفاوت ساخته شده برای توصیف مدارک در 5 بخش به طور مفصلتر مورد بحث قرار می گیرند.

 

اهداف فهرستهای کتابخانه ای

فهرستها از دیرباز در خدمت دو گروه بوده اند. گروه اول کارکنان سازمان که به بازیابی بسته های اطلاعاتی یا اقلام و ابزارهای دیداری نیاز دارند و یا به بازیابی اطلاعاتی درباره آن بسته ها احتیاج دارند. برای مثال، فهرستها به وسیله کتابدارانی که به گسترش مجموعه می پردازند قبل از سفارش کتاب برای آگاهی از موجودی کتابخانه  و آنچه کتابخانه فاقد آن است مورد استفاده قرار می گیرد. کاربرد مشابه دیگر آن بوسیله مسئول یک موزه است که در جستجوی اشیائی برای نمایشگاه است. اما رایج ترین نوع استفاده از فهرست توسط مراجعین به سازمان که تمایل دارند منابع را امانت گرفته یا در داخل سازمان کتابخانه مورد استفاده قرار دهند انجام می گیرد. اگر مراجعان اثر شناخته شده ای را در ذهن داشته باشند، ممکن است از طریق نویسنده یا عنوان «جستجوی اقلام شناخته شده» در فهرست به جستجو بپردازند. اگر فهرست پیوسته باشد، این امکان برای کاربر وجود دارد که با چند کلمه ای از عنوان که در ذهن دارد به جستجوی کلید واژه ای بپردازد. اگر مراجعین آثاری از یک نویسنده بخصوص را بخواهند، می توانند تحت نام نویسنده به جستجو بپردازند. و اگر مراجعین اثر بخصوص را نشناختند اما در جستجوی چیزی در مورد یک موضوع بخصوص باشند، این امکان وجود دارد که به جستجوی موضوعی یا کلید واژه ای سر عنوانهای موضوعی و یا عناوین بپردازند. در فهرست پیوسته جستجوی کلید واژه ای برای کمک به بازیابی یک پیشینه که ممکن است با موضوع مورد نظر کاربر مشابهت داشته باشد، مفید است با پیدا شدن یک پیشینه هم سر عنوان موضوعی مستند کنترل شده و هم نشانه رده بندی آن موضوع در پیشینه مشخص می شود. کاربر ممکن است پس از آن به جستجوی موضوعی تحت سر عنوان موضوعی بپردازد و یا بر اساس رده بندی به قفسه مربوط رجوع کند تا وجود آثاری مرتبط با موضوع شناخته شده آگاهی یابد. بعضی از فهرستها نیز امکان جستجو از طریق شماره راهنما، نشانه رده بندی را فراهم می آورند تا از این طریق کاربر بتواند تمام آثاری که دارای نشانه رده بندی یکسان هستند را بازیابی کند.

چالز کاتر[13]  در سال 1904 اهداف فهرست را برای فهرستهای کتابخانه ای که در آنها فقط کتابها معرفی می شوند، به نظر می رسد هنوز هم آن چیزی هستند که باید باشند. کاتر اعلام کرد که یک فهرست باید قادر باشد:

1)  فرد را در یافتن کتابی از الف) نویسنده مشخص، ب) عنوان مشخص، پ) موضوع مشخص یاری کند.

2)  نشان دهد کتابخانه ت) از یک نویسنده معین، ث) از یک موضوع معین، ج) در نوع مشخصی از آثار چه منابعی در اختیار دارد.

3)  به انتخاب یک کتاب، چ) بر طبق ویرایش آن (کتابشناختی)، خ) بر طبق مشخصات(ادبی یا موضوعی) آن کمک کند.

هدف مهم دیگری که برای فهرست ها از دیر باز تعیین شده است، این است که بعنوان فهرست موجودی مجموعه عمل کنند. یعنی پیشینه ای از موجودی کتابخانه فراهم آورند. اغلب برای انجام این هدف از رف برگه استفاده شده است. رف برگه یک نسخه از هر پیشینه موجود در فهرست بود که با همان ترتیبی که منابع اطلاعاتی، اقلام و غیره در قفسه مرتب می شدند، نظم می یافتند. رف برگه ها اساساً بر طبق نظم اقلام بر روی قفسه مرتب می شدند و با هر تغییر در شکل، مکان یا اندازه، ترتیب جدیدی بوجود می آمد. بعد ها رف برگه ها بدون در نظر گیری شکل ظاهری و غیره بر اساس شماره راهنما مرتب شدند. یک چنین مفهومی در فهرستهای پیوسته کاربرد دارد. امروز کارکرد ارائه فهرست موجودی همچنان بقوت خود باقی است، اما تصور ذهنی «رف برگه» با نظم مطابق با نظم قفسه از میان برداشته شده است.

هنگامی که منابع اینترنت به فهرست افزوده می شوند، کارکرد رف برگه خیلی مبهم بنظر می آید. هنگامی که منابع اینترنت افزوده می شوند، ممکن است سازمان مجاز باشد تا آنها را در اختیار کاربران قرار دهد. اما منابع متعلق به سازمان نیستند. کتابخانه ها همیشه بر تعداد شماره های پیشین مجلات کاغذی در ملکیت خود نظارت داشته اند. در مورد منابع اینترنتی خواه دسترسی مجاز باشد یا نباشد، کنترلی بر مدت زمان دسترسی به اطلاعات بر روی شبکه و یا همان نشانی وجود ندارد.

فهرست مشترک مفهومی است متفاوت از فهرست که صرفاً موجودی یک نهاد را می نمایاند. فهرست مشترک به ارائه موجودی بیش از یک مجموعه یا نهاد می پردازد. مثلاً، فهرست مشترک یک کتابخانه مادر و شعب آن، اقلامی را نشان می دهد که در یک یا چند شعبه علاوه بر کتابخانه مادر ممکن است نگهداری شود. محل اطلاع، بیانگر جایی است که منبع حاوی اطلاع در آنجا قرار دارد. فهرست مشترک نهادهایی که با یکدیگر همکاری دارند نیز به همان صورت است. محل اطلاع نشان می دهد هر یک از اقلام در کدام یک از نهادهای تعاونی نگهداشته می شوند. فهرست مشترک غایی[14]  فهرستگانی است که توسط یک مرکز کتابشناختی تهیه می شود( به توصیف زیر مراجعه کنید)، بزرگترین موارد از اینگونه فهرست مرکز کتابخانه کامپیوتری پیوسته[15] است، محلی که هر بسته اطلاعاتی دارای یک پیشینه مادر است و همراه این پیشینه، پیشینه موجودی است که نشانگر کد هر عضوی از مراکز است که بسته اطلاعاتی را از طریق او.سی.ال.سی فهرست کرده و یا از آن در خواست نموده تا کد مربوطه اش را به پیشینه اضافه کند.

سر انجام اینکه، اینترنت خود به عنوان یک فهرستگان مشترک غول پیکر در سراسر دنیا عمل می کند. با استفاده از پروتوکول50/39 Z که به کاربران اجازه می دهد فهرستهای پیوسته بسیاری را با استفاده از فرامینی که با آنها آشنایی دارند، جستجو کنند. در نتیجه پیشرفتهای زیادی برای جستجوی اطلاعاتی که در محل یافت نمی شوند، صورت گرفته است.(50/39 Z استاندارد ملی ایران است و معرف قراردادی است که طی آن یک کامپیوتر می تواند به جستجوی کامپیوتر دیگری بپردازد و نتایج جستجو را بدون آنکه کاربر مجبور باشد فرامین جستجوی کامپیوتر دور دست را شناسایی کند، انتقال دهد، ( در فصل 10 بطور مفصل تر شرح داده خواهد شد). لکن، هنوز کاربر معمولاً مجبور است فهرستها را یکی پس از دیگری جستجو کند. با افزایش پیچیدگی فهرستهایی که به اینترنت اضافه می شود، سرانجام ممکن است محیطی تعاملی بین فهرستها بوجود آید که فرد بر روی جستجو و نه بر روی اینکه ابتدا کدام فهرست را مورد جستجو قرار دهد، تأکید داشته باشد.

 

نظم داخل فهرستها:

پیشینه های داخل فهرستها باید به شیوه ای نظم داده شوند، در غیر این صورت قابل استفاده نخواهند بود. در فهرستهای برگه ای، پیشینه ها بهنگام بایگانی با نظم معینی مرتب می شوند. در فهرستهای کوم و کتابی، پیشینه ها با نظمی معین یکی پس از دیگری چاپ می شوند. پیشینه ها در فهرستهای همگانی پیوسته، به نظم درونی پایگاه اطلاعاتی یا به ترتیب ورود به پایگاه و یا به ترتیب تصادفی نظم می یابند. بنابراین "نظم" مورد بحث در اینجا ترتیب نمایش پاسخهای داده شده به پرسش جستجو در مورد فهرستهای پیوسته همگانی (آُیک ها) است.

بطور کلی، با وجود تنوعات موجود، دو شیوه اصلی نظم دهی برای کاربران قابل فهم می باشد.فهرست می تواند به نظم رده ای یا به نظم الفبایی باشد. در داخل نظم اولیه نمایش، پیشینه ها می تواند با نظم الفبایی یا روشهای دیگر چون محتویات فکری، نظم فرعی می یابند.

 

ابزارهای سابقه یابی

ابزارهای سابقه یابی توصیفاتی طویل از مجموعه های آرشیوی هستند. یک ابزار سابقه یاب را می توان یک سیاهه نیز نامید. معمولاً آرشیوها بر مجموعه های مواد  آرشیوی شخصی یا تنالگانی نظارت و کنترل دارند و نه بر اقلام منفرد. بنابراین، یک ابزار سابقه یاب به توصیف یک مجموعه می پردازد. بعضی از ابزارهای سابقه یابی نشر می یابند، و این امر با افزایش فرایند ابزارهای سابقه یابی آرشیوها به وب جهان گستر بیشتر صدق می کند(به شکل 2-4 توجه کنید) ابزارهای سابقه یابی غالباً خودشان فهرست می شوند. یعنی، یک پیشینه جایگزین در دسترس در فهرست مؤسسه بوجود می آید که ابزار سابقه یاب را توصیف می کند و مدخلهای نام، عنوان و موضوع برای آن فراهم می آورد.

Heinz House Papers

Finding Aid

Scope and Contents Note

Arrangment of the Heinz House Papers

Description of the Heinz House Papers

Subgro up I. Legislative Records - - 16.7 lin. Ft.

Subgroup II. Personal/Political Records—7.3 lin. Ft.

Subgroup III. Press Relations?Medi Activity Records – 4.7 lin.ft.

Subgroup IV. Constituent Service Record – 25.6 lin. Ft.

Subgroup V. Office Administration Recordss – 0.3 lin. Ft.

Appeaisal and Sampling Noee

 Appendices

H.Hohn Heinz III Archives

 Carnegie Mellon University Libraries

شکل (2-4) صفحه مقدماتی برای ابزار سابقه یابی

 

پایگاههای اطلاعاتی

توجه به پایگاههای اطلاعاتی در اینجا نه تنها به این دلیل که آنها خود ابزارهای بازیابی محسوب می شوند، بلکه به این دلیل است که آنها ساختاری را که ابزارهای بازیابی دارند، دربر می گیرند. پایگاه اطلاعاتی مجموعه ای از پیشینه هاست که همه به یک صورت ساخته می شوند و بوسیله پیوندهای ارتباطی با یکدیگر ارتباط دارند. در پایگاه داده ها رابطه ای[16] پیشینه به بخشهایی تقسیم می شوند که این بخشها با بخشهای دیگر مربوط بوده و پیشینه های مجزایی را تشکیل می دهند. ضمناً این بخش ها پیوندهای دیگری مانند نویسنده به نویسنده یا موضوع به موضوع دارند.

پایگاه اطلاعاتی می تواند به صورت چاپی (کاغذی) باشد، اما در این روزها معمولاً به صورت ماشین خوان می باشند. بعضی از پایگاه های اطلاعاتی واقعیات یا متون در ارتباط با موضوعات مختلف را شامل می شوند، لکن، پایگاههایی که با هدف ابزارهای بازیابی بوجود می آیند بازنمون اصل متون هستند.

ابزارهای بازیابی مورد بحث در بالا همه می توانند در پایگاه داده های رایانه ای نگهداری شوند، لکن کتابشناسی ها و ابزارهای سابقه یابی محتملاً بصورت متنی عرضه می شوند. پایگاه اطلاعاتی رایانه ای می تواند در حافظه رایانه و یا در جای دیگری مانند CD-ROM ذخیره شود.

 

بنگاههای کتابشناختی

بنگاههای کتابشناختی، پایگاه اطلاعات عظیمی از پیشینه های فهرست گونه را به عنوان منبع اصلی خود دارا می باشند. دسترسی به پایگاه اطلاعاتی از طریق پرداخت هزینه امکان پذیر است. اعضای بنگاه مرکزی می توانند پیشینه های جدید به نظام وارد کنند و پیشینه های آنها را به نظام خود انتقال دهند. بنگاههای کتابشناختی بسیاری از پیشینه های فهرست برگه های ماشین خوان کتابخانه کنگره و دیگر مراجع مورد اشتراک را فراهم می آورند. این پایگاه های اطلاعاتی پیشینه های فهرست شده کتابخانه های عضو را نیز در بر دارند. در هر دو صورت، پیشینه ها دو نوع اطلاعات را در بر می گیرند. (1) داده های فهرستنویسی توصیفی و رده بندی که بطور سنخی بصورت مارک امریکا[17] هستند، و (2) اطلاعات موجودی کتابخانه هایی که اقلام خاص را به مجموعه خود افزوده اند.

 

نتیجه گیری

این بخش ابزارهای بازیابی بکار رفته در سازماندهی به اطلاعات مضبوط را مورد بحث قرار داده است. بازنمون پیشینه هایی که ابزارهای بازیابی را می سازند، باید تهیه شده و کد گذاری شوند. بخش 4 تا 8 پیشینه ها با اهداف فراهم آوری ابزارهای بازیابی را مورد توجه قرار می دهد. اما ابتدا، در بخش بعد، با نگاهی تاریخی به گسترش فرآیندهای سازماندهی در طول چند قرن به چشم اندازی از موفقیتهایمان در طول مسیر و اینکه چه اندازه از مسیر را پیموده ایم، دست می یابیم.

 

 

 

 

 

 

 



[1] - Information package

[2] - Ronahd Hagler

[3] - Books in print

[4] - Metadata

[5] - Dublin Core  

  نام شهری که این قالب ابر داده ای در آن مورد بحث و تصویب قرار گرفت

[6] - Paul Otlet and Henti LaFontaine

[7] - Universal Bibliographic Control

[8] - Access point

[9] - Authority Control

[10] - Anglo American Cataloging Rules

[11] - Government Information Locator Service= GILO

[12] -blin CoreِDu

[13] - Charles Cutter

[14] - Ultimate union catalog

[15] - Online Computer Library Center

[16] - Relational database

[17] - USMARC

نوشته شده توسط روح اله ناصری (کارشناس روابط عمومی)  | لینک ثابت |

تاریخچه تبلیغات در جهان و ایران دوشنبه دهم آبان 1389 8:57

تاریخچه تبلیغات در جهان و ایران
آنچه که امروز به عنوان تبلیغات نو و جدید می شناسیم، ریشه در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم در ‏کشور ایالات متحده دارد. اما به طور کلی برای تبلیغات اعم از سیاسی یا تجاری می توان سه دوره تاریخی قبل از ‏انقلاب گوتنبرگ و اختراع و تکمیل ماشین چاپ در سال ۱۴۵۰ را در نظر گرفت.‏

تاریخچه تبلیغات در جهان و ایران
آنچه که امروز به عنوان تبلیغات نو و جدید می شناسیم، ریشه در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم در ‏کشور ایالات متحده دارد. اما به طور کلی برای تبلیغات اعم از سیاسی یا تجاری می توان سه دوره تاریخی قبل از ‏انقلاب گوتنبرگ و اختراع و تکمیل ماشین چاپ در سال ۱۴۵۰ را در نظر گرفت.‏

‏۱- دوره علایم تجاری در زمان های گذشته افتخار و غروری که استادکاران داشتند، منجر به استفاده تبلیغاتی از آن به شکل علامت یا ‏علامت های مشخص، شده است. به طور مثال آنان برای موضوعاتی مانند کاسه، کوزه سفالی و…. علامت خود را ‏حک می کردند. بدین ترتیب شهرت آنان دست به دست و زبان به زبان می گشت و خریداران هنگام خرید به ‏علایم تجاری توجه می کردند.‏

‏۲- نشانه ها و تبلیغ روی دیوارها
وسیله دیگر تبلیغات، جملاتی بود که روی سنگ و دیوارهای جنب محلی که اجناس مختلف به فروش می رسید ‏نوشته می شد و از اجناس و کالا تمجید و تحسین می کرد. نظیر آن را می توان تبلیغات دیوارها و تابلوهای بالای ‏مغازه‌های امروزی ذکر کرد. به طور مثال کاوش‌هایی که در شهر بمبئی آمده نشان داده است که در هر دکان ‏کوچکی یک نوشته‌ای روی دیوار جنب در ورودی مغازه داشته است.‏

‏۳- جارچیهای شهر
در دوران گذشته به ویژه در یونان، جارچیهای عمومی وظیفه اطلاع‌رسانی را انجام می‌دادند، آنان اخبار مهم و ‏وقایع مورد علاقه مردم را انتشار و بابت آن کارمزد می گرفتند. آنان حتی اتحادیه‌ای نیز تشکیل داده بودند اما ‏بعد از ۱۴۵۰ و اختراع ماشین چاپ به وسیله یوهان گوتنبرگ به تدریج و تقریباً طی ۳۰۰ سال تمام اروپا تحت ‏تأثیر این صنعت قرار گرفت. با بسط و گسترش مطبوعات در اواسط قرن هفدهم، تبلیغات به صورت جدیدی برای ‏اطلاع افراد باسواد رشد و کم کم شروع به پیشرفت کرد.‏
بسط و توسعه چاپ روز به روز بر تعداد روزنامه ها و مجله ها افزوده شد و اولین روزنامه در ایالات متحده به ‏نام بوستون نیوزلتر در سال ۱۶۹۰ چاپ شد و در سال ۱۹۱۴ قریب ۱۵ هزار روزنامه و مجله در این کشور ‏منتشر شد.‏
سرانجام پس از پیدایش رادیو و ارسال اولین پیام به وسیله مارکنی در سال ۱۸۹۵ کم کم تبلیغات جای خود را در ‏رسانه جدید گشود و اولین رادیو تجاری به نام کاکا در شهر پیترزبورگ واقع در ایالات پنسیلوانیا راه‌اندازی شد ‏و بعدها شبکه عظیمی مانند ‏A.B.C‏ در سال ۱۹۲۶ تأسیس شد، پس از خاتمه جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۵ ‏تبلیغات از طریق تلویزیون آغاز شد و به سرعت گسترش یافت.‏
در فاصله بین سال‌های ۱۸۹۰ و دهه ۱۹۲۰ شاهد تغییرات عمده‌ای در صنعت تبلیغات بازرگانی و آثار اجتماعی ‏آن بودیم. تا قبل از ۱۸۹۰ توجه مؤسسات تبلیغی تنها معطوف به بازار فروش کالا یا متن رسانه های مناسب و ‏کوشش در متقاعد کردن صاحب شغلی است که باید برای آنها تبلیغ می شد. بعد از سال ۱۸۹۰ تبلیغات حاکی از ‏گسترش دامنه خلاقیت و نقش مشاغل شد.‏
تبلیغات بازرگانی با به کار بردن شگردهای مختلف ارایه شد و با استفاده از قلم‌های مختلف و صفحه آرایی‌‌های ‏مختلف و غیره به راه چند سویه‌ای برای اقناع مخاطبان تبدیل شد.‏

تاریخچه تبلیغات در ایران
تاریخچه تبلیغات در ایران را می توان به طور کلی بر دو دوره تاریخی تقسیم کرد:‏
الف: دوره باستان ب: دوره عصر جدید الف: تبلیغات دوره باستان که به طور کلی تحت تأثیر کشاورزی و ویژگی‌های آن می‌باشد یک نوع ارتباطات ‏شفاهی است و مانند سایر کشورهای دیگر باستان علایم تجاری، دیوار نوشته‌ها و جارچیها مهمترین شیوه های ‏پیام‌رسانی و آگهی به شمار می روند.
‏ ب: عصر جدید با ورود دستگاه چاپ به ایران و انتشار اولین روزنامه (کاغذ اخبار) در عصر قاجاریه، اندک اندک ‏آگهی های تجاری نیز به نشریات راه یافتند. بدین ترتیب آگهی در رسانه‌های جمعی ایران از دیوارکوب شروع شد ‏و به نشریه های ادواری، کتاب، سینما، رادیو و سرانجام تلویزیون راه یافت.
‏ اولین روزنامه‌ای که مبادرت به درج آگهی کرد روزنامه وقایع اتفاقیه در سال ۱۲۶۷ شمسی بود.‏
در عهد قاجار، آگهی، حداقل سه نام داشت ابتدا اعلانها و اشتهارنامه که قبول عامه نیافته است سپس اعلان که ‏مصدر باب افعال است به معنی آشکار شدن و علنی ساختن است و به دنبال تشکیل فرهنگستان ایران در سال ‏‏۱۳۱۴ واژه آگاهی جایگزین اعلان شد اما سرپاس مختاری رییس وقت اداره کل شهربانی طی نامه‌ای از ریاست ‏وزرا درخواست کرد که چون کلمه آگاهی برای تأمینات اداره کل شهربانی تعیین شده است به تمام وزارتخانه‌ها ‏و دوایر دولتی دستور صادر شود که از استعمال کلمه آگاهی به جای اعلان خودداری نمایند، لذا از این پس آگهی ‏جای آگاهی را گرفت.‏

ظهور کانون‌های آگهی و تبلیغاتی
اولین کانون آگهی در سال ۱۳۱۶ با عنوان کانون تبلیغاتی زیبا به مدیر مسؤولی حمزه نعمتی راه اندازی شد و ‏نخستین مؤسسه تبلیغاتی ایران است که به طور رسمی به عضویت اتحادیه مؤسسات تبلیغاتی انگلستان و ‏اتحادیه بین‌المللی تبلیغات ایالات متحده درآمد و در سال ۱۳۱۹ شمسی اداره کل تبلیغات و انتشارات توسط عیسی ‏صدیق در خانه سیدالعراقین تأسیس شد و به‌ دنبال آن باید شروع فعالیت تبلیغات تجاری به معنی واقعی را سال ‏‏۱۳۲۵ دانست چنان‌که در سال ۱۳۳۷ هجری شمسی در تهران ۱۸ کانون آگهی مشغول فعالیت بودند.‏
تبلیغات در ایران از دهه ۴۲ تا ۵۲ بر محور سیاست های اقتصادی رژیم در معرفی کالاهای مصرفی و رویدادهای ‏روبنایی زندگی متمرکز بود. از اواسط سال های ۴۲ تحت تأثیر این شرایط جدید پس از قیام مردمی ۱۵ خرداد، آن ‏سال دولت به تمرکز برنامه‌های تبلیغاتی و توسعه امکانات ارتباطی توجه خاصی پیدا کرد. به همین دلیل در اواخر ‏همان سال وزارت اطلاعات تأسیس شد و به دنبال آن اقدام برای ایجاد تلویزیون دولتی که در آغاز سازمان ‏تلویزیون ملی ایران نامیده شد و چند سال با ادغام رادیو در آن، عنوان سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران به ‏خود گرفت، شروع شد.‏
در پی این تحولات سازمان‌های تبلیغاتی به منظور حفظ و حمایت از حقوق خود و تحکیم اصول همکاری بین افراد ‏صنف و به منظور بهبود وضع خود، اتحادیه‌‌ای به نام «اتحادیه دارندگان سازمان های تبلیغاتی»، تشکیل شد. قابل ‏ذکر است اولین جشنواره فیلم های تبلیغاتی نیز در سال ۱۳۴۹ در شیراز برگزار شد.‏

کانون‌های آگهی و تبلیغاتی پس از انقلاب اسلامی
با پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ فعالیت شرکت های تبلیغاتی عملاً به نوعی متوقف شد. ولی با این وجود ‏در سال ۱۳۵۸ شورای انقلاب با تصویب آیین‌نامه تأسیس و نظارت بر نحوه کار و فعالیت کانون‌های آگهی و ‏تبلیغاتی بر فعالیت جدید کانون‌های تبلیغاتی صحه گذاشت، اما ا‌ین اقدام حرکت جدیدی را به تناسب میزان و ‏وضعیت فعالیت آنان در قبل از انقلاب موجب نشد، چون ساختار عمده اقتصاد ایران بر محور کالاهای مصرفی ‏تحت مشارکت یا سرمایه‌گذاری شرکت‌های خارجی واقع بود و بخش عمده‌ای از کالاهای مصرفی که قابلیت تولید ‏در داخل کشور را نداشتند از خارج وارد می شد، عملاً دستخوش تغییر شدند و نوعی توقف حاصل شد.‏
سال‌های ۱۳۵۷ تا ۱۳۵۹ شور و شوق انقلابی سراسر کشور را فرا گرفته بود و از نظر روان شناسی یک نوع ‏بی‌نیازی به لحاظ شعارهای اولیه انقلاب بین مردم وجود داشت، این بی‌نیازی از مسایل اقتصادی با ارایه روحیه ‏همکاری به تعاون، مساعدت، کمک و اطمینان و اعتماد به آینده بهتری، معنی پیدا می کرد که این موضوع منجر به ‏کم رنگ شدن فعالیت‌های تبلیغاتی شد و به دنبال آن با شروع جنگ تحمیلی عمده فعالیت و نظر رسانه‌های داخلی ‏بر محور اخبار مربوط به دفع تهاجم دشمن و حفظ کشور شد، در این دوران با نگرش خاص احزاب، سازمان‌ها و ‏گروه‌های مختلف کشور روی این رویداد مهم، فضای جامعه بر فضای بدون تبلیغات بازرگانی مبدل شد و ‏تبلیغات به طور طبیعی در اختیار جنگ قرار گرفت.‏

تبلیغات بازرگانی پس از جنگ تحمیلی
با خاتمه جنگ تحمیلی و با آغاز دوران سازندگی و رشد فعالیت‌های اقتصادی در سال های ۷۰ – ۶۹ تبلیغات ‏تجاری افزایش چشمگیر و قابل توجهی یافت به طوری که در مدت دو سال، توجه مسؤولان معاونت امور ‏مطبوعاتی و تبلیغاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را بخود معطوف کرد و این معاونت نیز از سال ۱۳۷۲ امر ‏ساماندهی فعالیت کانون‌های تبلیغاتی را مطابق وظایف قانونی خود در دستور کار قرار داد و بر این اساس اداره ‏کانون های تبلیغاتی تشکیل و موظف به ساماندهی موضوع تبلیغات بازرگانی و امور مربوط به آن شد.‏

نگاهی به فعالیت‌های اداره کانون‌های آگهی و تبلیغات بازرگانی
اداره کانون های تبلیغاتی پس از تشکیل، ابتدا نسبت به شناسایی کانون‌های فعال که به طور غیرقانونی در سطح ‏کشور به ویژه تهران فعالیت داشتند، اقدام نمود. این اداره در اولین گام با اعلام موجودیت و پذیرش تقاضا برای ‏صدور مجوز، بیش از هفتصد کانون را مورد شناسایی قرار داد و با تکیه بر اهداف فرهنگی نظام جمهوری ‏اسلامی ایران به سر و سامان دادن آنها پرداخت. در حال حاضر صدور مجوز فعالیت برای کانونهای آگهی ‏توسط اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان‌ها انجام می‌شود.‏
طی ا‌ین سال‌ها اداره کانون‌های آگهی و تبلی‍غات بازرگانی با تدوین دستورالعمل‌های پیشنهادی و ارسال آن به ‏کمیته مرکزی سازمان‌های تبلیغاتی (که عالی‌ترین مرجع رسیدگی به امور تبلیغات بازرگانی کشور است) پس از ‏تصویب برخی دستورالعمل‌ها در کمیته مذکور و ارسال این مصوبات و آیین‌نامه‌ها به وزارتخانه‌ها و مراجع ‏ذیربط، سعی در ملتزم نمودن مؤسسات تبلیغاتی به رعایت مفاد قانونی آیین‌نامه و سیاست های وزارت فرهنگ و ‏ارشاد اسلامی داشته است.‏
هم اکنون اداره کانون های آگهی و تبلیغات بازرگانی که بخشی از اداره کل تبلیغات و اطلاع‌رسانی معاونت ‏مطبوعاتی و اطلاع‌رسانی است برای ایجاد هماهنگی دقی‍ق و اعمال منظم سیاست‌ها اقدام به جمع‌آوری آمار و ‏اطلاعات قابل اعتماد از کمیت و کیفیت شرکت‌های تبلیغاتی کرده است چنانکه از سال ۱۳۷۳ تا پایان سال ۱۳۸۴ ‏طبق آمار بدست آمده در مجموع ۳۵۶۴ هزار کانون تبلیغاتی در سراسر کشور مشغول فعال‍یت هستند.‏

نوشته شده توسط روح اله ناصری (کارشناس روابط عمومی)  | لینک ثابت |

روابط عمومی در دام مشکلات پنجشنبه هجدهم شهریور 1389 8:29

روابط عمومي و گير افتادن در دام مشكلات -


 

به گفته دكتر «حميد نطقي» پدر روابط عمومي نوين ايران: «با فرا رسيدن دوران علمي مديريت، ديگر بايد روابط عمومي را نه به عنوان هنر مردم‌داري و يا مقداري تكنيك بلكه به عنوان مجموعه‌اي از هنر و تكنيك و بالاتر از همه، فلسفه‌اي استوار بررسي كرد. كاربرد روابط عمومي در ابعاد مختلف و ظرفيت بالاي اين دانش براي ارايه خدمت و كمك به انسان‌ها در رسيدن به اهداف انساني به عنوان يك رسالت اصلي، به مرور شاخه‌هاي مختلفي از روابط عمومي را مطرح كرده است، به طوري كه «ركس هارلو» از انديشمندان علم روابط عمومي در سال 1987 پس از بررسي 472 تعريف مربوط به روابط عمومي مشخصه‌هايي را براي روابط عمومي عنوان كرد كه در اجلاس كنگره جهاني انجمن بين‌المللي روابط عمومي در مكزيكو تحت عنوان «توافق مكزيكن» به تصويب مي‌رسد. در اين توافق بر ويژگي‌هاي زير براي روابط عمومي تاكيد مي‌شود:

1.     روابط عمومي، كار ارتباطي دو طرفه است.

2.     هدف روابط عمومي، استقرار و حفظ تفاهم دو طرفه است.

3.     فعاليت هاي روابط عمومي با تحقيق شروع مي‌شود و با ارزيابي تمام مي‌شود.

4.     روابط عمومي براي تامين اهداف مورد قبول جامعه تلاش مي‌كند و داراي مسئوليت اجتماعي است.

5.     روابط عمومي يك وظيفه مديريتي است.

بنابراين آن چه از تعاريف و ويژگي‌ها استنباط مي‌شود اين است كه روابط عمومي تلاش آگاهانه و دوسويه‌اي است كه براي تامين اهداف مورد قبول جامعه بين سازمان وگروه‌هاي اجتماعي مرتبط و از طريق گفتمان و رسيدن به فهم مشترك بين طرفين ارتباط صورت مي‌گيرد و مديريت روابط عمومي در واقع مسئوليت آن را بر عهده دارد. ولي با اين اوصاف، يكي از موضوعاتي كه مانند ساير مسائل علوم انساني در كشور ما داراي مشكلات فراوان از ابعاد مختلف سياسي، فرهنگي، اجتماعي و... است، موضوع روابط عمومي هاست.

روابط عمومي‌هايي كه اكثريت آنها از توان لازم براي انجام وظايف مربوطه و برآوردن انتظارات جامعه برخوردار نيستند و اين خود ريشه در مشكلاتي دارد.

«محمود ترابيان»، عضو هيات مديره انجمن روابط عمومي ايران بر اين اعتقاد است كه نحوه مديريت در ايران يكي از دلايل عدم توسعه روابط عمومي در ايران است. به عبارتي سيستم مديريت در ايران عمودي است، يعني اداره امور از بالا به پايين و دستوري است و اين در شرايطي است كه روابط عمومي بعد از گذشت 50 سال هنوز فاقد يك اساسنامه كه نحوه انتخاب و شرايط مديران را مشخص كند است و مديران بر اساس روش معمول و مرسوم رابطه سالاري انتخاب مي‌شوند و اين انتخاب بدون توجه به ميزان تحصيلات، شخصيت ترغيبي و شاخص‌هاي ديگر انجام مي‌شود.

«ليلا نيرومند»، پژوهشگر در رشته روابط عمومي نيز بر اين باور است كه بررسي نقش توسعه در روابط عمومي يكي از موضوعات اساسي در مطالعه روابط عمومي در كشور ما است كه متاسفانه تاكنون مورد توجه جدي قرار نگرفته است.

الگوي غيرمتفكرانه از غرب، در كشورهاي در حال توسعه، به خصوص در كشور ايران باعث شد كه واحدهاي روابط عمومي ايجاد شود ولي به دليل اين كه نياز چنداني در اين كشورها به روابط عمومي احساس نشد و عدم قانوني كه كاركرد مشخصي بر آن فرض كند، باعث شد از حيثيت سازماني به شدت آسيب ببيند و از ديدگاه عموم واحدي زائد، تشريفاتي و خدماتي و مانند آنها تلقي شود. «رامين رسول‌اف»، كارشناس ارشد ارتباطات در مورد ريشه‌هاي مشكلات روابط عمومي‌هاي ايران گفت: «دخالت مستقيم و سليقه‌اي مديران در تعيين وظايف روابط عمومي مربوطه، بهره‌گيري از كارمندان غيرمتخصص (بدون فراگيري آموزش‌هاي لازم) در تركيب روابط عمومي سازمان‌ها، ضعف تشكل‌هاي صنفي و عدم تعدد تشكيلات مستقل براي حمايت از كاركنان روابط عمومي، عدم پذيرش روابط عمومي به عنوان نهاد پاسخگو در برابر افكار عمومي و آموزش از مهم‌ترين مشكلات است.»

اما «دكتر اسماعيل قديمي»، مدرس علوم ارتباطات مي‌گويد: «روابط عمومي‌ها در ايران فاقد كنشگري تخصصي هستند و در سطح ظاهر امور متوقف شده‌اند. از آن جا كه تحت تاثير شرايط خارجي قرار دارند و مجبور به كنش هستند، بنابراين به امور سطحي مي‌پردازند و به قول محقق انگليسي يانوشاك تنها مي‌خواهند به شهرت موسسه متبوعه اطو بكشد!

او با اشاره به اين كه مقوله اطلاع‌رساني در امر روابط عمومي جاي خودش را باز نكرده و از جنبه‌هاي تكنيكي و محتوايي بسيار نارساست، گفت: «مسئولان روابط عمومي بايد آگاه‌ترين و متخصص‌ترين افراد و با بهره هوش بالا باشند چون در عرصه‌هاي اطلاعات و مديريت آنها نيازمند يك طبقه مديريتي _ اطلاعاتي هستند كه موسسات و شركت‌هاي متبوعه را به صحنه‌هاي رقابت جهاني بكشانند.»

با اين حال، به رغم تلاش‌هاي موثري كه براي ارتقاي منزلت روابط عمومي در كشور صورت پذيرفته و تفاوت ماهوي كه روابط عمومي‌هاي انقلاب اسلامي از حيث ارزشي بودن با روابط عمومي پيش از انقلاب داشته و دارد، متاسفانه هنوز روابط عمومي در كشور ما دچار چالش‌ها و موانعي است كه اين موانع و چالش‌ها مي‌توانند عوامل بازدارنده توسعه و تحول در نهاد روابط عمومي كشور باشند.

 نبود الگوي جامع مديريتي

يكي از ضعف‌هاي موجود در نهاد روابط عمومي در كشور فقدان الگوي جامع مديريت است. با توجه به اين كه روابط عمومي به منزله فن و به تعبيري هنر هشتم از آن ياد مي‌شود كه هفت هنر ديگر را در اختيار دارد، ضروري است تا مديران و متوليان اين حرفه حساس و تعيين كننده به جهت اين كه با مردم و روابط اجتماعي پيچيده و حساس جامعه سر و كار دارند، افرادي مقتدر و از جديدترين دستاوردهاي مديريتي و ارتباطي روز بهره‌مند بوده و خود را به دانش مديريت روابط عمومي و فناوري‌هاي نوين در اين زمينه به منظور اثرگذاري مثبت و اقناع مخاطبان مجهز كنند تا بتوانند با ابزار و دانش مديريتي و الگوي مناسب ارتباطي، سازمان و موسسه تحت مسئوليت خود را در تحقق اهداف و آرامان‌هايش ياري و هدايت كنند.

عدم اختيارات لازم در روابط عمومي

هنوز روابط عمومي در كشور ما از وجود الگوي مديريتي مناسب و پايدار بي‌نصيب است و خلاءهاي قانوني در اين زمينه وجود دارد و نيز نگرش و برخورد برخي مديران نسبت به اين مقوله مهم سطحي‌نگر و سليقه‌اي است، لذا اختيارات لازم براي تحقق اهداف اصلي روابط عمومي وجود ندارد. فقدان اقتدار و عدم اختيارات قانوني و امكانات و ابزار لازم براي تسهيل در امر ارتباطات، اطلاع‌رساني و اقناع‌سازي افكار عمومي از ضعف‌هاي موجود روابط عمومي در كشور است.

 عدم توجه به شايسته سالاري در انتخاب مديران روابط عمومي

متاسفانه يكي از نقاط ضعفي كه در بستر روابط عمومي در شرايط فعلي احساس مي‌شود، عدم انطباق تجارب و تخصص مديران و كارشناسان روابط عمومي، با نوع مسئوليت آنان است. عدم توجه به شايسته‌سالاري در انتخاب مديران روابط عمومي موجب پسرفت فرهنگي اين نهاد مهم و حساس مي‌شود.

 نبود ساختار تشكيلاتي و سازماني مناسب براي روابط عمومي

تاكنون حدود نيم قرن از عمر روابط عمومي در كشور ما مي‌گذرد. به رغم اهميت و جايگاه ارزشمند اين نهاد، هنوز براي روابط عمومي كشور ساختار سازماني و تشكيلاتي مناسبي تعريف و اجرا نشده است و قطعا وجود ضعف ساختاري در تشكيلات روابط عمومي باعث افت انگيزش نيروهاي فعال در اين بخش مي‌شود و نيز عدم بهره‌وري مناسب از نيروي انساني براي توسعه فعاليت‌ها را به دنبال خواهد داشت.

 عدم توجه به خلاقيت و نوآوري

هنوز برخي معتقدند با افكار سنتي و كليشه‌اي كار كردن مي‌توان روابط عمومي را اداره كرد. با وجود اين نگرش منفي، روابط عمومي ها كمتر به دنبال ايجاد نوآوري و خلاقيت فرهنگي، هنري و ارتباطي بودند. البته اين در واقع ناشي از خلاء نيروي انساني كارآمد، توانا و خلاق در مديريت روابط عمومي است كه مي‌تواند به عدم توسعه روابط عمومي كمك كند.

 عدم ارتباط صميمانه روابط عمومي‌ها با رسانه‌ها و مطبوعات

از ديگر ضعف‌هاي موجود در نهاد روابط عمومي در كشور عدم ارتباط دوستانه مديران و دست‌اندركاران روابط عمومي با مطبوعات و رسانه‌ها است. يقينا يكي از اهداف مهمي كه روابط عمومي دنبال مي‌كند، اطلاع‌رساني و پاسخگويي به افكار عمومي است كه تحقق اين مساله بدون ارتباط صميمانه و توام با احترام با مطبوعات و رسانه‌ها امكان‌پذير نيست.

برگرفته از : مقاله : امير ترقي‌نژاد

نوشته شده توسط روح اله ناصری (کارشناس روابط عمومی)  | لینک ثابت |

انجمن هاو نهادهای حرفه ای پنجشنبه هجدهم شهریور 1389 8:26

 اقتباس: كتاب جامع روابط‌عمومى


(قسمت اول)

هدف انجمن‌هاي حرفه‌اي و تخصصي روابط‌عمومي از زمره نوع تشكل‌ها هستند؟

پيدايش آنها به چه انگيزه‌ها، ضرورت‌ها و نيازهايي است، اين تشكل‌ها براي دستيابي به چه اهدافي پا به عرصه وجود مي‌گذارند، نقش‌ها و كاركردهاي آنان چيست؟ و آسيب‌ها و آفت‌هاي آنان كدامند؟ در اين نوشتار سعي شده‌است به هريك از اين پرسش‌ها پاسخ مناسب داده‌شود.

مقدمه :

افراد و سازمان‌هاي يك رشته و تخصص بطور مستمر در تكاپوي تحقق اهداف و مقاصد خويشند و چه بسا به انگيزه حفظ علايق و كسب منافع فزونتر با يكديگر به رقابت برمي‌خيزند و در پي آن امكان بروز اختلاف در ميان آنها وجوددارد. ولي اين افراد و سازمان‌ها در شكل‌هايي داوطلبانه و آزادانه گرد هم مي‌آيند و نيروها و توان اندك فردي خود را در يكديگر ادغام مي‌كنند تا بتوانند از اهداف و مقاصد مشترك‌شان پاسداري كنند و زمينه‌هاي پيشرفت و پويايي رشته خود را فراهم سازند. هر يك از اين افراد و سازمان‌ها متقابلا از كاركردهاي اين تشكل‌ها سود مي‌برند و از اقدامات و فعاليت‌هاي آن متمتع مي‌شوند.

در جهان كنوني به ويژه در كشورهاي صنعتي، به دليل ضرورت و سودمندي اين تشكل‌ها، شمار آنها روز به روز رو به افزايش است و در حوزه‌هاي سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي كشورها به صورت يكي از عوامل پرقدرت و بانفوذ درآمده‌اند و از بازيگران نيرومند عرصه جوامع كنوني هستند. اين تشكل‌ها مصداق بارز جامعه مدني و گونه مهمي از مشاركت مردمي (2) در حكومت‌ها و نظام‌ها به حساب مي‌آيند. انجمن‌هاي حرفه‌اي (3) اطاق‌هاي بازرگاني، كانونهاي مشاغل، اتحاديه‌هاي كارگري ازجمله اين تشكل‌ها هستند.

انجمن‌هاي روابط‌عمومي (4)، اهداف و وظايف انجمن‌هاي روابط‌ عمومي

يكي از اشكال انجمن‌هاي حرفه‌اي هستند كه با مشاركت داوطلبانه و آزادانه علاقمندان، كارشناسان، كارگزاران و پژوهشگران رشته روابط‌عمومي به منظور پاسداري از علايق و منافع مشترك و توسعه و گسترش رشته روابط‌عمومي به وجود آمده‌اند.

اهداف انجمنهاي روابط‌عمومي عبارتند از:(1)

- همگان و افكار عمومي را از فلسفه وجودي، ضرورت، نقش، اهميت و فعاليت روابط‌عمومي آگاه كرده و براي آن مقبوليت و شناخت عامه (5) جستجو نمايند.

- زمينه‌ها و شرايط مناسب توسعه و پيشرفت آن را جستجو كرده و راههاي ارتقا و تكامل آن را بيابند.

- با رسانه‌ها و افكار عمومي مشكلات و مسايل روابط‌عمومي را مورد تجزيه و تحليل قراردهند و در پي يافتن راه حل آنان برآيند.

- در مقابل انتقادات و ايرادهاي مطرح شده از سوي محافل، مجامع، اشخاص و سازمانها از رشته و حرفه روابط‌عمومي، به طور منطقي و مستند به دفاع برخيزند.

- با توليد اطلاعات محافل، مجامع و همگان را در زمينه‌ همه جنبه‌هاي روابط‌عمومي، تغذيه اطلاعاتي نمايند.

- معيارها و استانداردهاي حرفه‌اي را ارايه داده و بطور مستمر سعي در ارتقا آنها نمايند.

- زمينه‌هاي اجراي دوره‌هاي آموزشي و توسعه ادبيات روابط‌عمومي را فراهم نمايند.

- معيارها و حداقل‌هاي ورود به شغل و حرفه روابط‌عمومي را تعيين نمايند.

- اطلاعات و اخبار جديد را بين حرفه و تخصصي روابط‌عمومي به چرخش درآورند و خانواده روابط‌عمومي را با ديدگاه‌ها و دانش‌هاي نوين آشناسازند.

- منشور اخلاقي روابط‌عمومي را تهيه و تدوين نمايند و همكاران را ترغيب به اجراي آن نمايند.

- انديشه حرفه‌اي گرايي (6) و تخصص‌گرايي را باهدف تعميق دانش و مهارت‌هاي اعضا ترويج و تبليغ كنند.

- امكان رقابت سالم را در عرصه كارها باهدف شناخت كاستي‌ها و نقص‌ها و پيشبرد توانمندي‌ها فراهم سازند.

- از جانب رشته و حرفه روابط‌عمومي صحبت كرده و سخنگويي آن را به عهده گيرند و به پرسش‌ها پاسخ گويند.

- روندها و رويدادهاي اجتماعي، فرهنگي، سياسي و اقتصادي مرتبط با روابط‌عمومي را بررسي كرده و پيش از آنكه هنجارهاي محدودكننده روابط‌عمومي به وجودآيند نظريات خود را بيان داشته و سعي در اعمال آن نمايند.

- در پيشبرد و تعميم فرهنگ تعامل، گفتگو، تفهيم و تفاهم و ارتباطات در جامعه كه بستر فعاليت‌هاي روابط‌عمومي هستند اهتمام ورزند.

مجموعه اين اهداف را مي‌توان به سه دسته اصلي تقسيم كرد:

فعاليت‌هاي برون انجمني كه جنبه‌هاي راهبردي دارند و در صحنه افكار عمومي براي فرهنگ‌سازي روابط‌عمومي و روشن كردن افكار عمومي است، فعاليت‌هاي بين‌انجمني و نهادي است كه ميان انجمن، اركان پست، نهادها و سازمانهاي گوناگون براي حفظ و دفاع از منابع حرفه و تخصص روابط‌عمومي صورت مي‌گيرد و فعاليت‌هاي درون‌انجمني، يعني ارتباط با اعضا انجمن براي اطلاع‌رساني، پيشبرد مهارت و توانمنديهاي آن، تعيين معيارها و استانداردهاي حرفه‌ روابط‌عمومي به منظور شناخت سره از ناسره در كارهاي روابط‌عمومي و اعمال انضباط كاري.

نوشته شده توسط روح اله ناصری (کارشناس روابط عمومی)  | لینک ثابت |

تحمل عقیده ها ( میرزابابا مطهری نزاد) پنجشنبه هجدهم شهریور 1389 8:23

تحمل عقيده مخالف کليد دستيابي به نوآوري و شکوفايي -


متعاقب يک نوآوري بالنده، مقام معظم رهبري در پيام نوروزي براي هر سال نامي را برمي گزينند، تا مديران و هدايتگران جامعه با عنايت به اين نام نگاهي نو به آينده داشته باشند. بر همين اساس، ايشان سال 1387 را به نام «نوآوري و شکوفايي» نامگذاري کردند. همگان نيک مي دانند که «نوآوري» غير از ابداع و اختراع و تازگي است. نوآوري محصول تفکر خلا ق و خلا قيت است، اگر بخواهيم تعريفي از نوآوري داشته باشيم بايد بگوييم: «نوآوري فرايند ايجاد هر چيز جديدي که براي فرد، گروه، سازمان، صنعت يا يک اجتماع و کشور ارزش مهمي داشته باشد.»

پس نوآوري يک فرايند است نه يک رويداد و نه يک روند. يقين دارم که بارها و بارها از خود اين سوال را پرسيده ايد و پرسيده ايم که چرا افرادي از افراد ديگر موفق ترند؟ چرا سازماني از سازمان ديگر و کشوري از کشور ديگر موفق تر است؟ و به راستي وجه تمايز يک فرد با افراد ديگر و يک سازمان با سازمان ديگر و يک کشور با کشورهاي ديگر چيست؟ اين سوالي است که نه تنها ذهن بسياري از افراد جامعه را به خود مشغول کرده، بلکه دانشمندان و محققان به دنبال پاسخ آن تلا ش بسياري نموده اند. تلا ش براي پيدا کردن ويژگي هاي فردي و رويکردهاي رفتاري افرادي که در جامعه محور توسعه هستند. اين تلا ش انديشمندان و متفکران را به يک پاسخ رسانده است و آن اين است که افراد خلا ق و نوآور محور توسعه جوامع هستند» و افراد قبل از آنکه نوآور شوند; نوگرا مي شوند، به عبارت صحيح تر نوآوري متکي به انسان هاي نوگرا است و اگر نوآوري ارزش است که هست، مولود نوگرايي است. فرد نوگرا نمي تواند همانند ديگران بينديشد، او طور ديگري مي انديشد، مديران جامعه و مسوولا ن اداره کشور بدانند که اگر مي خواهند شعار سال را حمايت کنند بايد ابتدا در خود تحمل پذيرش عقيده مخالف را به وجود آورند. جلوه هاي زيباي نوآوري در دوران هشت ساله دفاع مقدس و ظهور انسان هاي نوآور چون شهيد چمران، شهيد همت، شهيد خرازي، شهيد زين الدين و... نتيجه چنين فضا و چنين محيطي بود. اگر عقيده مخالف تحمل نمي شد، هرگز نوآوري هاي گسترده در دفاع مقدس که فراوان ديده ايم و ديده ايد به وجود نميآمد.

واقعيت اين است که در چند سال گذشته فضا براي تنفس انسان هاي خلا ق و نوآور در همه عرصه هاي سياسي، اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و صنعتي مناسب نبود، هر عرصه اي که اين فضا تحمل شد دستاوردهاي گرانقدري به جامعه هديه شد.

بنابراين هشدار مي دهيم به دلسوزان انقلاب و کشور که به اين مهم سخت توجه کنند و در همه عرصه ها فضاي تنفس براي نوآوري را مهيا کنند.

نظريه اي است در مديريت ژاپني به نام «نظريه پتوهاي خيس» در اين نظريه هر عاملي که بر سر راه انگيزه، خلاقيت و نوآوري  قرار گيرد را، پتوي خيس مي نامد و به مديران توصيه مي کند، در سازمان هاي خود، نياز نيست بيش از حد معمول کار کنند و خود را فرسوده سازند، فقط پتوهاي خيس يعني عوامل ضدخلاقيت  و نوآوري را از سر راه کارکنان خود بردارند، آنها سازمان را به جلو خواهند برد - واي بر مديري که نه تنها پتوهاي خيس را بر نمي دارد بلکه دائم در حال انداختن پتوي خيس بر سر راه افراد جامعه است - اگر دنبال نوآوري هستي و مي خواهي پيام سال رهبر معظم انقلاب را محقق کني، اول بايد چشمهايت را گرد کني، دستهايت را مشت کني و بعد بلند بگويي: آها!... آن وقت من مي فهمم که تو به يک کشف جديد رسيده اي، به يک راه نو...

آها! يعني اينکه دو تا سيم قوي توي مغزت خورده اند به هم و اتصال برقرار شده، جرقه زده شده، جرقه يک کار مهم، آن وقت مي شوي «نوآور» مي شوي «کارآفرين» مي شوي عامل «توسعه» و... و شکوفا مي شوي.

با چنين نگرشي به «نوآوري و شکوفايي»، ما هم خود در روزنامه مردم سالاري که ملا حظه مي کني، دست به کار شديم، پتوهاي خيس را از سر راه عوامل روزنامه برداشتيم، آنها «نوآوري» کردند، طرح صفحات، لوگوي صفحات، عناوين و محتواي صفحات تغيير کرد و شماره اي که هم اکنون فراروي شما قرار گرفته است با يک نوآوري همراه است، انشاالله که مورد قبول شما قرار گيرد.

شما هم مي توانيد در روزنامه خودتان نوآوري داشته باشيد، با ما همراه شويد...



نوشته شده توسط روح اله ناصری (کارشناس روابط عمومی)  | لینک ثابت |

اصول طلائی تشریفات دوشنبه پانزدهم شهریور 1389 9:19

مقدمه

همه جا هستند، هر جا كه باشي به سراغت مي‌آيند. توي حياط، لاي در، هنگام عبور از پياده رو، در بزرگراه‌، لاي صفحه‌هاي روزنامه‌، مجله‌ و در تمام وسايل ديداري و شنيداري رنگ و وارنگ، بزرگ و كوچك، هر روز و هر ساعت، وقت و بي‌وقت، تمام نشدني و گره خورده در تمام تار و پود زندگي!

امروزه ما در عصر ارتباطات به سر مي‌بريم. دوراني كه مشخصه بارز آن تلاش براي باورهاي همگاني است. زماني كه با حضور شبكه‌هاي ماهواره‌اي و كامپيوتري فاصله نقاط كره زمين نامفهوم شده است، به طوري كه در هر دقيقه هزاران كالاي نو در سطح جهان وارد بازار مي‌شود كه تكميل‌تر و كارآمدتر از قبل بوده است و توليد كنندگان مي‌كوشند تا بازارهايي براي محصولات خود پيدا كنند، همچنين تخصصى شدن مشاغل، شهروندان را بيش از گذشته به دريافت انواع خدمات از سوى مجموعه‌اى از مؤسسه‌هاى متنوع وابسته كرده است. اين روزها كمتر كسى ممكن است يك مهندس «همه كاره» براى زندگى شخصى خود باشد. مفهوم خود كفايى و خود اتكايى هر روز بيشتر از گذشته معناى واقعى خود را از دست می‌دهد. در واقع لزوم فراگيرى آموزش‌هاى تخصصى براى انجام تعهدات شغلى، نيازى است كه روز به روز پيچيده‌تر می‌شود و فرصت انجام امور شخصى و هرچند كم ارزش روزانه را از ساكنان شهرهاى بزرگ سلب می‌كند. اينجاست كه آگهی‌هاى تبليغاتى می‌آيند و آنها را براى انجام ساده‌ترين تا پيچيده‌ترين امور روزمره مخاطب خود قرار میدهند.

تبليغات چيست؟ اهداف و اهميت آن كدامند؟ از چه زماني آغاز شد، اكنون به چه شكل‌هايي ارائه مي‌شود؟ تبليغ زيرحسي چيست؟ و يك تبليغ موفق داراي چه ويژگي‌هايي است؟ مطالبي هستند كه در اين نوشته به آنها پرداخته شده است.

 

 

تبليغات جمع «تبليغ» به معناي «رسانندگي» است و در مفهوم جامع رساندن پيام به ديگران از طريق برقراري ارتباط به منظور ايجاد تغيير و دگرگوني در دانش، نگرش و رفتار مخاطب مي‌باشد.

هارولد لاسول، جامعه‌شناس ارتباطات، تبليغات را اين چنين تعريف مي‌كند: تبليغات در معناي گسترده آن، فن تحت تأثير قرار دادن عمل انسان، از طريق دست‌كاري تصورات يا باز نمودهاست. به گفته ادوارد برنيز پدر روابط عمومي و نويسنده كتاب «تبليغات» (1928): تبليغات نوين، تلاشي است پيوسته در جهت ايجاد يا شكل دادن رخدادها براي تحت تأثير قرار دادن عامه مردم، با كار فكري يا گروهي [1، ص 67].

لئونارد دوب مشاور موسسه تحليل تبليغات (1937)، چنين توصيفي درباره تبليغات ارائه مي‌دهد: اقدامات منظمي كه فرد يا افراد ذي‌نفع از راه تلقين، براي نظارت بر حالات رواني گروه‌هايي از افراد و در نتيجه نظارت بر اعمال آنها به عمل مي‌آورند و يونگ روانپزشك سوئيسي تبليغات را چنين تعريف مي‌كند: نشر افكار، عقايد و حالات رفتاري كه موضوع واقعي را براي شنونده يا خواننده به روشني بيان نمي‌كند [2]

در هر حال هر نوع ارتباط به منظور نشاندن داده‌ها، ايده‌ها و يا انگاره‌ها در اذهان بشري براي تأثيرگذاري بر افكار، عواطف و يا كنش‌هاي فردي يا گروهي را تبليغ مي‌گويند.

 

اهداف و اهميت تبليغ

اهداف تبليغات را مي‌توان براساس نيت و غرض از انجام تبليغات تقسيم‌بندي كرد به

1-آگهي اطلاع‌دهنده: نظير اطلاع‌رساني دربارة محصولي جديد.

2-آگهي متقاعد‌كننده: نظير ايجاد ترجيحات براي مارك مشخص.

3-آگهي يادآوري كننده: نظير يادآوري اين موضوع به مشتريان كه محصول ممكن است در آينده نزديك مورد نياز باشد مانند شركتهاي بيمه.

تبليغات در تحولات عمومي جهان، در همه فعاليت‌هاي بشري اعم از علمي، فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي، سياسي، شخصي و جمعي تأثير عمده‌اي دارد. ساليانه ميلياردها دلار در سراسر جهان به طور رسمي و علني صرف تبليغات مي‌شود. امروزه يكي از شاخص‌هاي تضمين سوددهي واحد‌هاي توليدي و بنگاههاي تجاري ارائه طرح‌هاي موفق تبليغات است. در ميان همهمه و غوغاي مبادلات و معاملات تجاري تصور فروش كالايي بدون در نظر گرفتن امكانات و تسهيلات تبليغاتي بيشتر به افسانه مي‌ماند تا به حقيقت.

گرچه از پيدايش انسان اجتماعي، تبليغات نيز به صورت ساده و ابتدايي به وجود آمده و رشد كرده است اما نفوذ بسيار با اهميت و دگرگون ساز و حساس تبليغات در دنياي معاصر، حكايت از اهميت سرشار آن دارد [همان].

 

تاريخچه تبليغات

از برخي تصاوير روي ديوار غارها گرفته تا بنرهاي امروزي، تبليغ مقوله‌اي نيست كه چندان جديد باشد و مربوط به سالهاي اخير گردد بلكه ريشه در زندگي اجتماعي انسانها داشته است. با اين همه آنچه ما تحت عنوان تبليغات نو و جديد مي‌شناسيم، ريشه در اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم دارد. تبليغات به شكل امروزي مانند بسياري از رسوم ديگر وارد تجارت و كسب و كار شد و رفته رفته توسعه يافت ، چرا كه لزوم آن احساس مي‌شد.

بعد از انقلاب صنعتي ، بدليل بالا رفتن حجم توليدات، ديگر فروش مقوله راحتي نبود. زيرا اولاً بدليل توليد انبوه، تمايز در بين محصولات توليدي از ميان رفت و بيشتر محصولات، استاندارد و يك شكل شدند. ثانياً به علت زياد شدن فاصله بين توليد كننده و مصرف كننده، اطلاعات محصولات و خدمات مانند گذشته به سهولت در اختيار مصرف كنندگان قرار نمي‌گرفت لذا نياز به كانال ارتباطي جديدي احساس شد.

با اختراع ماشين چاپ و سپس راديو، تلويزيـون، اينترنت و ديـگر رسانه‌هاي جمعي، تبليغات رشد بيشتري يافت. رشد صنعت تبليغات تا آن حد بوده است كه امروزه بخش مهمي از فعاليتهاي سازمانها را در برگرفته و از تبليغات به عنوان يكي از عوامل كليدي موفقيت سازمان‌ها و شركتهاي توليدي و خدماتي نام برده مي‌شود [3]

 

تبليغات نوين

تبليغات طي گذر زمان تغييرات زيادي داشته و متناسب با پيشرفت‌هاي هر دوره ويژگي‌هاي خاص خود را دارا بوده است. امروزه با پيشرفت‌هاي شگرف در عرصه فناوري‌هاي ارتباطي و اطلاعاتي شاهد به وجود آمدن شكلهاي جديدي از تبليغات هستيم كه طيف متنوعي از اشكال گوناگون تبليغات را از تبليغات برروي تابلوهاي كامپيوتري گرفته تا تبليغات از طريق گوشي‌هاي موبايل، تبليغات اينتراكتيو و تبليغات در شبكه جهاني اينترنت شامل مي‌شود [4].

 

ويژگي‌هاي تبليغات نوين

1-بي‌اعتقادي مبلغان به گفته‌هاي خودشان و تبعيت نكرن تبليغات از ايدئولوژي، برخلاف مبلغان مذهبي يا مسيونرهاي گذشته.

2-پنهان‌كاري تبليغات در عصر جديد: به معناي پخش استنتاج‌ها يا از منابع پنهان يا با اهداف نهان.

3-حكومت نامرئي مبلغان در عصر جديد، در اين عصر، مبلغان جديد، ذهن ما را شكل مي‌دهند و ذائقه ما را تعيين مي‌كنند و بدين گونه ما تحت سلطه كساني قرار گرفته‌ايم كه شناختي از آنها نداريم.

4-علمي بودن تبليغات جديد: تبليغات نوين، تلاشي است، در راستاي مفهومي اجتماعي براي ساختن الگوهاي رفتاري [1، ص 127].

 

شكلهاي نوين تبليغات

در حال حاضر حجم بالايي از تبليغات در فناوري‌هاي ارتباطي نوين و به ويژه اينترنت مورد استفاده قرار مي‌گيرد. يك نمونه از اين نوع تبليغات استفاده از آگهي‌هاي هوشمندانه به منظور جلب توجه مخاطبان است. مثلاً چنانچه كاربري در موتور جستجوي گوگل كلمه نرگس را تايپ كند، گوگل علاوه بر آنكه پاسخها را در مورد كلمه نرگس (به ترتيب ميزان مراجعه كه به آن شده است) در اختيار كاربر مي‌گذارد بلكه در سمت راست و بالاي صفحه، يك فروشگاه گل (كه از گوگل خواسته برايش تبليغ كند) معرفي خواهد كرد. اين روش چند مزيت دارد:

1-مزاحم، تحميلي و آزار دهنده نيست، چون از پاسخ‌ها جدا شده است.

2-فرمت بسيار ساده‌اي دارد.

3-آگهي كاملاً با پرسش كاربران مرتبط است.

از ديگر اشكال تبليغات نوين مي‌توان به شيوه متعامل و اينتراكتيو اشاره كرد كه ايجاد يك رابطه متقابل ميان مصرف كننده و شركت تبليغاتي مي‌كند و تبليغات براي هر كس متناسب با سطح سواد، درآمد و نياز متغير خواهد بود. اگر به راديو اينترنتي ياهو كه توسط كمپاني لانچ تأمين مي‌شود مراجعه كرده باشيد خواهيد ديد كه براي نام آهنگ، خواننده و آلبوم سه نظر سنجي جدا وجود دارد و شنونده به آنها امتياز مي‌دهد و به تدريج نرم افزارهاي ياهو ذائقه مشتري خود را تشخيص داده و آهنگ‌هاي مورد علاقه‌اش را بيشتر پخش مي‌كند.

شيوه ديگر،تبليغات از طريق بنر است. بنر پيام فعالى است كه به شكلى هنرى شامل تصاوير و متن‌هاى ثابت ومتحرك روى صفحه‌هاى وب ظاهر می‌شود و بينندگان را به سايت‌هاى آگهى دهنده هدايت می‌كند. بنر استاندارد ۴۶۸ پيكسل پهنا و ۶۰ پيكسل ارتفاع دارند. گروهى ديگر از بنرها كه به «بند انگشتى» يا «تمبر پستى» معروفند در حاشيه اين صفحه‌ها قرار می‌گيرند[5]. بنرها بدليل هزينه كم در طراحي و پست از متداول‌ترين اشكال تبليغات اينترنتي به شمار مي‌آيند.

بنرهای ثابت: بنر ثابت به بنري اطلاق مي‌شود كه تبليغ را بصورت يك تصوير و در اندازه‌اي ثابت ارائه مي‌كند. از آنجا كه بنرها در بسياري از سايت‌ها نمايش داده مي‌شوند، نرخ رويت بالايي دارند ولي نرخ كليك در آنها پائين است.

بنرهاي انيميشن‌دار (بنرهاي پويا): در حقيقت بنرهاي ثابتي هستند كه از فن‌آوري انيميشن در طراحي و ساخت آنها استفاده شده است. اين نوع بنرها بدليل برخورداري از انيميشن نسبت به بنرهاي ثابت غالباً نرخ كليك بالاتري دارند. بنرهاي ثابت و انيميشن‌دار هر دو ابزاري‌هاي مناسبي براي معرفي نام تجاري مي‌باشند.

بنرهای تعاملی: شكل ديگري از بنرها، بنرهاي تعاملي هستند. در اين نوع بنرها كه به تازگي بسيار مشهور شده‌اند، براي كاربران اين امكان فراهم است كه ارتباط دو طرفه‌اي را با تبليغ کنندگان برقرار نمايند. به عنوان مثال گزينه‌‌هايي به منظور ورود اطلاعات براي كاربران در نظر گرفته شده و به تناسب اطلاعاتي كه كاربران وارد مي‌كنند، پاسخ‌هايي به آنها داده مي‌شود. از بنرهاي تعاملي غالباً در خريدها و ثبت نام‌هاي اينترنتي و مواردي از اين قبيل استفــاده مــي‌شــود. در اغــلب موارد بــنرهاي تعاملــي با اسـتفاده از Java Script، Java Applet ، HTML، ساخته مي‌شوند [6].

خرده سايت‌ها، شيوه تبليغاتي ديگري در اينترنت هستند كه از پنجره‌هاي كوچكي (كوچكتر از اندازه معمولي پنجره مرورگر) تشكيل شده‌اند و هنگام جست‌وجوي در اينترنت ناگهان بر روي صفحه نمايشگر ظاهر مي‌شوند و حاوي نوشته‌ها و تصاوير تبليغاتي هستند و به پنجره‌هاي جهنده نيز معروفند.

پست الكترونيك زير مجموعه فناوري اينترنت بوده و سال‌ها قبل از وب مورد استفاده قرار مي‌گرفته است و در سالهاي اخير با افزايش تعداد كاربران اينترنت براي تبليغات مورد توجه قرار گرفته است. براساس آمار تعداد نامه‌هاي الكترونيك تبليغاتي كه كاربران اينترنت سالانه دريافت مي‌دارند از 40 عدد در سال 1994 به بيش از 1600 عدد در سال 2005 افزايش يافته است. پايين بودن هزينه، اثربخشي بالا و مديريت آسان از جمله مزاياي آن به حساب مي‌آيد.

شكل جديدي از تبليغات نيز توسط شبكه‌هاي تلويزيوني كابلي به شكلي هوشمندانه در اختيار بينندگان قرار مي‌گيرد. به عنوان مثال در هنگام پخش يك فيلم سينمايي با مضمون فلسفي، هيچگاه نوشابه يا خوراكي تبليغ نمي‌شود. از يك برنامه‌اي كه مورد علاقه بيننده است استفاده مي‌شود تا محصولات مرتبط با همان علاقه نيز به بيننده معرفي شوند. به عبارت ديگر يك رابطه منطقي ميان تبليغ و برنامه وجود دارد.

استفاده از تابلوها يا صفحات الكترونيكي بزرگ برروي وسايل نقليه از جمله اتوبوس‌ها نيز از شيوه‌هاي جديد تبليغات محسوب مي‌شوند كه در كشورهايي چون ژاپن، آمريكا، هنگ كنگ و... به تبليغ يا اطلاع رساني مشغولند.

نوع جديد ديگري از تبليغات ارسال پيام بر روي تلفن همراه است. به دليل نزديك بودن و در دسترس بودن هميشگي تلفن همراه در نزد صاحبان آنها، شانس ديدن، و پسنديدن محصولات تبليغاتي را به شدت بالا مي‌برد.

بزودي پژوهشگران ژاپنى تبليغات رسانه‌اى جديدى را به نام «باران اطلاعات» به جهان عرضه خواهند كرد. شبكه خبرى بى.بى.سى در آخرين گزارش‌هاى خود اعلام كرد محققان آزمايشگاه ژاپنى «سايبر سالوشن» تا چند سال ديگر پروژكتورهايى را اختراع می‌كنند كه درنقاطى خاص باران‌هاى اطلاعى توليد خواهند كرد. قطره‌هاى بارانى در اثر برخورد با زمين حركت‌هاى مواج توليد می‌كنند و همچنين اگر مردم وارد اين منطقه بارانى شوند می‌توانند آگهی‌ها را از طريق قطره‌هايى كه روى دست آنها می‌افتد، ببينند.

به اعتقاد «يوكوايشى» از پژوهشگران اين پروژه، تبليغاتى كه روى دست مصرف كننده ظاهر می‌شود می‌تواند او را متقاعد كند كه اين پيام واقعاً براى او تهيه شده است [5].

 

تبليغات زيرحسي يا نامرئي

تبليغ زيرحسي توسط يك متخصص امور تبليغات بنام جيمز ويكاري بكار رفت. او هنگام نمايش فيلم اسپارتاكوس در سالن سينما عبارت پاپ كورن بخوريد و كوكا بنوشيد را با سرعت يك سه هزارم ثانيه، بدون اطلاع قبلي بينندگان روي پرده سينما انداخت. پس از آن ، تماشگران در خلال فيلم تمايل زيادي به پاپ كورن و نوشابه كوكاكولا در خود احساس كردند [1، ص 68]. اين شيوه در آن، آگهی دهنده، پیام خود را به گونه‌ای طراحی می‌کند که از حاشیه‌های پایین گسترة شنوایی و بینایی مخاطبان بهره گیرد تا ضمیر ناخودآگاه آنها را متأثر سازد. بدین منظور از شگردهای مختلف الکترونیکی و کامپیوتری و روان شناختی توأم استفاده می‌شود.

حاشیه‌های پایین گسترة بینایی، شامل تشخیص ناخودآگاه صحنه‌های نمایشی گذرا در مدت زمان کوتاه است. چشم انسان، صحنه‌های نمایشی را که مدت زمان آنها کمتر از حدود یک دوازدهم ثانــیه باشد (مثلا یک بیستم ثانیه) نمی‌تواند تشخیص دهد [7].

در سال 1979 ، در چند فروشگاه زنجیره‌ای آمریکایی، در نوار موسیقی متداول در فروشگاها، صدای ضبط شده «من دزدی نمی کنم!» را با شدت صوتی کم در هرچند ثانیــه به موسیقی اضافه کردند، به طوری که حس شنوایی خودآگاه آن را دریافت نمی‌کرد. طبق ادعا، نتیجه این شد که در مدت نه ماه، تعداد سرقت‌ها در فروشگاها به 37 درصد کاهش یافت.

حاشیه‌های پایین گسترة شنوایی شدتی، شامل صداهایی با شدت حدود چند دسی بل که در شرایط معمولی شنیده نمی‌شود؛ و حاشیه‌های پایین گسترة شنوایی بسامدی، شامل صداهای دارای بسامد کمتر از 20 هرتز است [7].

دربارة موثر بودن یا موثر نبودن «تبلیغات زيرحسي» اخــتلاف نظر بسیار است. برخی از متخصصان تبلیغات، قاطعانه «تبلیغات زيرحسي» را رد می‌کنند و برخی دیگر، آن را بسیار موثر می‌دانند [همان]. ماكس ساترلند اينگونه تبليغات تجاري را شيطنت‌هاي عمليِ كلمات و تصاوير نهفته شده در متن تبليغات مي‌نامد [1، ص 68]. همچنین، «تبلیغات زيرحسي»، در برخی از کشورهای صنعتی صراحتاً ممنوع شده است و بالطبع انتشار مطالب علمی و تحقیقی دربارة تکنولوژی آن نیز می‌تواند ممنوع باشد. اما ممکن است در برخی از متون مبحث روانشناسی ترغیب، به «تبلیغات زيرحسي» اشاره‌هایی شده باشد. در برخی از کشورها نیز مقرراتی وجود دارد که آن را غیر قانونی مي‌سازد. براي مثال در ايران طبق آئین نامه ساخت آگهی‌های رادیوئی و تلویزیونی اداره کل بازرگانی صدا و سیما، تبلیغات نامرئي از طریق رسانه‌های رادیو و تلویزیونی صدا و سیما ممنوع است.

اصل 15: در آگهي‌ها نبايد با استفاده از تمهيدات فني و يا بكارگيري تصاوير بازرگاني كوتاه و يا شيوه هاي ديگر، ضمير ناخودآگاه مخاطب تحت تأثير قرار گيرد و پيام مورد نظر بدون دادن آگاهي لازم به ببيندگان منتقل شود و اذهان آنان را تحت تأثير قرار دهد [7].

 

ويژگي‌هاي تبليغ موفق

1-تماماً بر درستي و راستي استوار باشد.

2-كاملاً يا دستكم تا آنجا كه ممكن است، شفاف باشد.

3-علاوه بر تأمين اعتماد مخاطب، حسن نيت فرستندة پيام را روشن سازد.

4-بر آگاهي مخاطب، هرچند هم اندك، بيفزايد.

5-بيان و شيوة تبليغ با كاربرد واژه‌هاي نوين پذيرفته شده و تعابير و تصاوير مناسب و مطلوب، جذابيت لازم را پيدا كرده باشد.

6-پر محتوايي پيام و غناي مضامين و ارزشمند بودن آن را تضمين نمايد.

7-انرژي رواني انسانها را در جهت ترقي و تعالي، جاري سازد و از اين راه حركت تكاملي اجتماع و روند پيشرفت و تعالي فردي و اجتماعي را شتاب بخشد [8، ص 39].

 

نتيجه‌گيري

دنياي آينده دنياي رقابت، سبقت و سرعت است كه مخاطب باوري را محور فعاليت و جايگاه‌يابي تبليغات را مهمترين دغدغه برنامه‌ريزان اين صنعت قرار مي‌دهد.

تبليغات بايد گوشه‌اي از ذهن مخاطب را اشغال كند، مردم آگهي‌هاي مزاحم را نخوانده دور مي‌ريزند آنها تبليغاتي كه حياط خانه‌هايشان را مملو از كاغذ‌هاي بي‌مصرف مي‌كنند، دوست ندارند. تسخير ذهن مخاطب بي‌توجه به شناخت بازار و دانستن اينكه مشتريان چه كساني هستند و تقسيم‌بندي آنان به وجود نخواهد آمد، زيرا مخاطبان گروههاي نامتجانسي هستند كه هميشه مشابه نيستند. فرد فعال در عرصه تبليغات با بهره‌گيري از علوم مختلف از جمله روان‌شناسي، جامعه‌شناسي و نيز شناخت فرهنگ و آداب و رسوم مخاطبان مي‌تواند بهترين و كارآمدترين شيوه‌ها را به كار گيرد.

در نهايت بايد گفت كه تبليغات بر روي زندگي و نگرش افراد تأثير بسيار زيادي دارد پس نبايد باورها، اعتقادها، ارزش‌ها، فرهنگ‌ها و ... را به انحطاط كشيد بلكه بايد به آنها ارتقاء بخشيد و اين بخشي از وظايف متخصصين تبليغات است. با آگاهي صحيح از كاركرد تبليغات مي‌توان حتي به دور از توسل به هرگونه حيله و نيرنگ مخاطب را به سوي كالا و سازمان خود جلب كرد.

تبليغات همه جا هستند، هر جا كه باشي به سراغت مي‌آيند با شكلها و شيوه‌هاي مختلف و هيچ نهاد و بنيادي از آن بي نياز نيست.

 

منایع

[1].ـ شاه محمّدي، عبدالرضا. اقناع و تبليغ. (تهران: انتشارات زرباف، 1385).

[2].ـ نصيري ، بهاره. «نقش تبليغات در جامعه»

http://www.linkestan.com/news/ARTICLEview.asp?key=721

[3]- بختائي، امير. «پيدايش تبليغات».

http://advercross.mihanblog.com/Cat/4.aspx

[4].ـ محمدنژاد، سيد علي. «تبليغات نوين»

http://www.linkestan.com/news/ARTICLEview.asp?key=545

[5]. ـ لالمي، شيده. «گريز مخاطب از تبليغات مزاحم»، روزنامه ايران (1384)

http://www.iran-newspaper.com/1384/840524/html/report.htm

[6]ـ بختا ئي، امير. «بنر تبليغاتي».

http://advercross.mihanblog.com/Post-24.ASPX

[7].ـ زاهد، توحيد. «تبليغات نامرئي»،

http://adjournal.shaar.com/archives/2006/03/000788_.php#more

[8]- ترابي، علي اكبر. جامعه شناسي تبليغات. (تبريز: انتشارات فروزش، 1381). 

 

 

نوشته شده توسط روح اله ناصری (کارشناس روابط عمومی)  | لینک ثابت |

جایگاه روابط عمومی در دنیا امروز سه شنبه دوم شهریور 1389 0:48

جایگاه روابط عمومی در دنیای کنونی

روابط عمومی مفهومی است که به بیان ساده دیدگاههای افراد و برداشت های آنها را از موضوعی خاص تغییر می دهد که این تغییر دیدگاه به تغییر رفتار منجر می شود . پایه علمی روابط عمومی به سرعت از روزنامه نگاری به گروههای ارتباطات منتقل شد . دو علت برای این تغییر وجود دارد . اول اینکه ماهیت پیچیدگی کار روابط عمومی از یک جهت یابی ساده تحول پیدا کرد و کار تبلیغ را به سوی جهت یابی پویشی پیچیده راند . تحولی که در آن بر وظیفه ارتباطات در مقام عامل تسهیل کننده مناسبات میان کنشی سازمانها و گروهها تأکید می شود .
دوم اینکه گسترش برنامه های روابط عمومی در گروههای دانشگاهی ارتباطات نشان دهنده در خور بودن آنها به عنوان جایگاه توسعه نظریه و پژوهش روابط عمومی است پیچیدگی های فزاینده وظایف روابط عمومی منجر به نقش پیچیده تر و تخصصی تری برای روابط عمومی شده است . احتمالاً به دلیل این تغییر نقش در روابط عمومی و تغییرات دیگر در اقتصاد است که بسیاری از کارکنان تمام وقت روابط عمومی ها ، سازمان های بزرگ را به قصد پیوستن به کارگزاری های روابط عمومی ترک کرده اند در این میان تکنولوژی به شدت بر روابط عمومی تأثیر گذاشته است . برای مثال واژه پردازی رایانه ای ، پخش ماهواره ای ، گرافیک رایانه ای ، پردازش آنی اطلاعات و همایش دور بُردی ، ابعاد تازه ای به فراگرد ارتباطات افزوده اند . اگر چه رایانه ها به کنش متقابل ارتباطی کمک می کنند ، اما برای این که متخصصان روابط عمومی درباره کمک های بالقوه این نوزایی الکترونیک به روابط عمومی ، بصیرت پیدا کنند جهت یابی تازه ای لازم است .
کانتور (1985) تأکید تکنولوژی بر روابط عمومی را در سطحی کلی تر توصیف کرده است : آن جا که اظهار داشته رسانه های ارتباطی مختلف این قابلیت را دارند که هدف
شرکت را تحقق بخشند ، ارزش های اساسی را مورد حمایت قرار دهند و تغییر روابط عمومی را برنامه ریزی کنند . وی این امر را در این جمله که : «این میدان مسابقه روابط عمومی است » جمع بندی کرده است . گذشته از این ضرورت دارد متخصصان با این تکنولوژی آشنا شوند ، آن را به کار گیرند و شناختی از قابلیت این ابزارها به دست آورند تا به مشارکت کنندگان مؤثر در فراگرد تصمیم گیری سازمان های بین المللی تبدیل گردند .
دو گروهی که در حوزه های عملی و علمی روابط عمومی فعالیت می کنند به مسئولیت فزاینده و بالنده روابط عمومی پاسخی حرفه ای می دهند .
خلاصه اینکه پهنه روابط عمومی بیشتر کانونی بین المللی پیدا کرده است . تکنولوژی راه امکانات ارتباطی جدیدی را به روی آن گشوده و کارشناسان حرفه ای در امر روابط عمومی مدام با تضادهای عمده درگیرند که حداقل بخشی از این پیشرفت ها و تحولات در روابط عمومی مرهون نیروهای اجتماعی و پیشرفت های تکنولوژیکی است . مسئولیت های روز افزون و تعهدات گسترده تری که بر عهده روابط عمومی نهاده شده کارشناسان سازمان ها را به مطالعه پیگیر برنامه آموزشی نظریه و معیارهای حرفه ای برانگیخته است .


◄الگوهای روابط عمومی :
گرونیک و هانت الگوهای چهار گانه ای در مسیر رشد روابط عمومی عنوان کرده اند . و با ارائه وجه مشخصه بسیار سودمندی میان عملکردهای روابط عمومی قابلیت آنهایی را مشخص کردند که بیشتر پایه تحقیقی داشتند .
مثلاً : فن تبلیغات اولین وسیله ای بود که عنوان الگویی برای روابط عمومی مورد استفاده قرار گرفت و مشخص کننده سال های اولیه روابط عمومی است .
الگوی اطلاعات عمومی به این منظور رشد پیدا کرد که عینیت بیشتری به نقش روابط عمومی بدهد و به این ترتیب سازمان را مثل اداره های دولتی ، مجهز به خدمات روابط عمومی کند . شناخته ترین رویکردی که در روابط عمومی به کار گرفته شد الگویی است که تقریباً همیشه به عنوان اقناع به آنان استناد می شود و منعکس کننده کمک دیرینه و عمده رشته ارتباطات به روابط عمومی است .
الگوی روابط عمومی متکی به ارتباطات دو سویه همسنگ ، جدیدترین کمکی است که در کتاب های مرجع روابط عمومی از آن یاد شده است . در این مورد ، هدف اقناع نیست بلکه مبادله ای است متوازن میان مردم با هدف شناخت .

◄طرحی برای توسعه روابط عمومی :
در اینجا پیش فرض هایی پیشنهاد می شود که فراگرد ارتباط را در روابط عمومی مشخص می کند :
1- روابط عمومی رشته ای است که رابطه ای نزدیک با رویکرد کاربردی دارد .
عملگرا بودن این حرفه نشان دهنده این است که نظریه ها در روابط عمومی در قلمرو توصیفی ، یاری دهنده اصلی روابط عمومی نیستند . روابط عمومی در عمل پایبند پیش فرض های موجود در هدف شناخت آن گونه که در روزنامه نگاری توسعه یافته نیست .
2- روابط عمومی ضرورتاً بر کنش متقابل اجتماعی استوار است و از این رو به طرز پیچیده ای با فراگرد ارتباط پیوند دارد . روابط عمومی به نحو روز افزونی یک فعالیت مرزگشایی است و فن آوری تنها توان کنش متقابل را افزایش می دهد . فرصت های فزاینده برای بیان عمل نهفته در کنش متقابل اجتماعی ، مسئولیت ها و توان تأثیر گذاری نقش روابط عمومی را افزایش می دهد .
3- روابط عمومی که مبتنی بر فراگرد ارتباطی است و از راه کنش متقابل اجتماعی توسعه یافته ، فراگردی خردگرایانه نیست . کاروزان حرفه روابط عمومی باید این نکته را بیاموزند که مردم به تفسیر تجارب و اعمال خودشان خُو کرده اند . آموزش روابط عمومی باید نشان دهد که چگونه زبان موجودیت شخص را می سازد و همان گونه که فلارس نوشت ، ارتباط زبانی تنها « انتقال یا پردازش اطلاعات » نیست .


◄فرصتی برای گروه های ارتباطی :
آینده روابط عمومی به دو دلیل در حوزه ارتباطات تعیین می شود . اول این که پژوهشگران با محور قرار دادن نظریه و الگوهای کنونی روابط عمومی که هر دو بر کنش های متوازن دو سویه فراگردهای میان گروهها تأکید می ورزند ، ارتباطات را جایگاه پژوهش نظریه روابط عمومی شناخته اند . دوم اینکه تفوق ارتباطات ، با وجود این تعداد از گروههای ارتباطی که به عرضه دوره ها و برنامه های آموزشی روابط عمومی مشغولند ، تثبیت شده است . همچنین باید متذکر شد که برخی گروهها در رشته بارزگانی ، که گرچه مکرر از آنها یاد می شود ، معمولاً تنها یک دوره واحد روابط عمومی عرضه می کنند که آن هم به ابعادی از روابط عمومی ( بانکداری ) توجه دارد. به این ترتیب گروههای ارتباطات ممکن است در مقام مجموعه های منحصر به فرد قابلی ظاهر شوند که به رشد مجموعه نوین نظریه کمک می کنند و روش هایی عملی برای روابط عمومی به دست می دهند . اگر هویت روشن و مبتنی برای روابط عمومی ایجاد شود ، نیروی رانشی که هم مردم و هم کارشناسان این حرفه دور آن جمع شوند، اعتماد و اعتباری پدید خواهد آورد که روابط عمومی را برای تبدیل به حرفه ای مطلوب هدایت خواهد کرد. متخصصان روابط عمومی باید نقش عمده ای در مجموعه پیچیده رویدادهای اجتماعی دنیای کنونی ما به عهده داشته باشند .

◄بازتابندگی و روابط عمومی :
رهبران و مدیران برای انجام موفقیت آمیز نوآوری و توسعه گسترده نظام سازمانی نیاز به اطلاعات درباره فعالیت های سازمانی دارند . کوشش های روابط عمومی اطلاعات لازم را درباره فشارهای محیطی و مسائل داخلی سازمانی به منظور استفاده در امر هدایت انطباق سازمانی برای رهبران فراهم می آورد . غالب اوقات تلاش های روابط عمومی صرفاً به عنوان فعالیت های ارتباطی برون سازمانی تلقی شده است ، حال آنکه جمع آوری اطلاعات از مخاطبان داخلی سازمانی و فراهم آوردن اطلاعات برای آنها از عناصر اصلی روابط عمومی مؤثر است .
افراد سازمان مخاطبان مهمی برای فعالیت های ارتباط عمومی داخلی هستند . اطلاعات جمع آوری شده از طریق تلاش های روابط عمومی داخلی ، رهبران سازمان را قادر خواهد ساخت وضعیت جاری سازمان را از دیدگاه اعضای سازمان ، به طرزی روشن ملاحظه کنند و بازتابندگی سازمان را بالا ببرند . اطلاعات بازتابنده به رهبران کمک خواهد نمود که مشکلات موجود و احتمالی و نیز مسیرهای تغییر سازمانی را شناسایی کنند. در نظریه مدیریت سارمانی هیچ نظریه ای مهم تر از مدیریت تغییر نیست ، هم تغییر بیرونی و هم تغییر داخلی . بسیاری از فعالیت های ارتباطی روابط عمومی مثل اعمال نفوذ سیاسی و روابط با حکومت و نیز پژوهش در مورد بازار و افکار عمومی ، به این منظور طراحی شده اند تا اطلاعات مناسب از محیط گردآوری شود . چنین اطلاعات بیرونی با کمک به رهبران برای اینکه سازمان هایشان را همانند افراد محیط مربوط به سازمان ببینند ، بازتابندگی سازمانی را نیز افزایش می دهد و رهبران را قادر می سازند کفایت فعالیت های سازماندهی را برای هدایت نوآوری و توسعه مستمر ارزیابی کنند . بازتابندگی افزوده ، رهبران را قادر می سازد تا شکاف های مهم عملکرد یعنی ناهماهنگی میان انتظارهای سازمان وعملکرد واقعی آن را تشخیص دهند .

شکاف های عملکرد در وضعیت هایی پیش می آید که هدف های سازمانی کاملاً تحقق پیدا نکرده اند . هر چه سازمان از تحقق هدف های سازمانی دورتر باشد شکاف عملکرد وسیع تر است . می توان از تلاش های روابط عمومی برای گردآوری اطلاعات درباره ماهیت و اهمیت شکاف های عملکرد سازمانی استفاده کرد .


◄روابط عمومی و توسعه سازمانی :
شناسایی شکاف های عملکرد قدم مهمی در به انجام رساندن توسعه سازمانی است . کارشناسان توسعه سازمانی ، برای هدایت نوآوری ، به ارتباطات روابط عمومی تکیه دارند تا شکاف عملکرد را تشخیص دهند . ارتباط روابط عمومی ابزار مهمی است که رهبران برای گردآوری اطلاعات از افراد سازمان و دیگر مخاطبان ذیربط ، مورد استفاده قرار می دهند . آنها نیاز به نوآوری را تشخیص می دهند و منابع راکد ضروری برای تحقق توسعه سازمانی را گردآوری می کنند . از تلاش های روابط عمومی استفاده می شود تا اطلاعات و بازخورد مورد نیاز از منابع داخلی و بیرونی برای شناسایی شکاف های عملکرد و طراحی فعالیت های توسعه سازمانی گردآوری شود . حمایت رهبران سازمان برای تلاش های توسعه سازمانی جلب شود ؛ منابع راکد بسیج گردد ؛ راهبردها و طرح های مداخله در عملیات سازمان اجرا شوند و پایبندی درازمدت به نوآوری های سازمانی پی ریزی شود .

◄ تغییر ساختارهای سازمانی در روابط عمومی :
تولید دانش در دنیای کنونی رویکردهای نوینی را پدید آورده است که از جمله آنها مدیریت دانش و مدیریت فن آوری اطلاعات است . برای مدیریت دانش ، دیگر کار ، سرمایه و ماشین آلات منابع اصلی تولید ثروت نیستند ، بلکه این دانش و دانشگران هستند که به عوامل اساسی و درآمدزا مبدل می شوند .
با پیاده سازی روابط عمومی الکترونیک ، ساختارهای سازمانی در روابط عمومی تغییر یافته و به صورت کاملاً مسطح در می آیند ، مرزها و واحدهای سازمانی کمرنگ شده و تمام فعالیت ها و وظایف بر اساس شبکه های اطلاع رسانی طراحی و اجرا شده و کارمندان روابط عمومی نیاز به حضور فیزیکی در محل سازمان ندارند . آنها شرکای اطلاعاتی سازمان خود بوده و به همین جهت نیز دارای قدرت هستند . از طرفی این کارکنان به صورت مستمر در حال یادگیری و آموزش خواهند بود و خلاقیت و نوآوری به مهمترین وظایف آنها مبدل می شود . درکشور ما که فرآیند های اداری مبتنی بر کاغذ هستند ، حرکت در جهت دولت الکترونیک مستلزم مهندسی مجدد فرایندهای اداری است در این زمینه مسأله فرهنگ سازی نیز از اهمیت زیادی برخوردار است ، لذا یکی از اهرمهای قوی آموزش های همگانی در خصوص اهمیت ، مزایا و نحوه استفاده از این مجموعه امکانات است .
امروزه نبود برنامه های مدون و مصوب بیش از پیش بر کمرنگ شدن خلاقیت و نوآوری مدیریت روابط عمومی دامن زده است . به همین جهت روابط عمومی ها همیشه از سوی مدیران عالی مورد انتقاد قرار می گیرند .

◄نقش های تعریف شده برای روابط عمومی :
براساس ترکیبی از پژوهش های مربوط به نقش های روابط عمومی چهار نقش اساسی برای آن از سوی کارشناسان و کارورزان روابط عمومی در نظ رگرفته شده است که در ذیل بدان اشاره اجمالی خواهد شد :
● تجویزگر متخصص :
تجویزگر متخصص را فرد صاحب اختیار در امور مسائل و راه حل های روابط عمومی تعریف می کنند . این کارشناس ، مشکل را تشخیص می دهد و راه حل را تجویز می کند وی همچنین برای برنامه و نتایج آن احساس مسئولیت شدیدی می کند .

● کاردان ارتباطی :
این نقش به ندرت مشکل یا راه حل را تعیین می کند . وی تنها راه حل های تجویز شده دیگر مدیران را اجرا می نماید . کاردان معمولاً به دلیل مهارت های ارتباطی اش نظیر نگارش ، ویرایش ، عکس برداری یا طرح و تولید نشریات استخدام می شود .

● تسهیل گر ارتباطی :
در حکم میانجی یا واسطه ارتباطی عمل می کند . این کارورزان میان سازمان و گروههای مختلف مخاطب خود ارتباط بر قرار می کنند و اساساً توجه آنها بر مبادله ارتباطات متمرکز است .
● تسهیل گر فراگرد مشکل گشایی :
بیشتر از سه نقش دیگر در تصمیم گیری در سازمان نقش ایفا می کنند ، به این علت که برای حل مشکلات سازمانی با مدیران در سازمان همکاری می کنند . این کارورز به عنوان راهنما در فراگرد حل مشکل در روابط عمومی عمل می کند و بخشی از مدیریت سازمان محسوب می شوند و حکم مشاور را برای مدیریت ارشد سازمان خود دارند .
◄روابط عمومی مشتری گرا :
در این دوران که ما در آن هستیم دوران مشتری سالاری است ، روابط عمومی ها در این دورا ن باید به دنبال جلب رضایت مشتری باشند ، در این راه رضایت مشتری را باید شناسایی کنند آن را مدیریت کنند و نیازهای مخاطبان را همگام با کالاها وخدمات عرضه شده خود کنند . در این بین تبلیغات رنگ و روی بیشتری پیدا می کند و جایگاه خاصی را پیدا می کند ، البته تبلیغات به معنای بیان جنبه های مثبت کالا یا خدمات ارائه شده ، مشتریان ناراضی باید فرا خوانده شوند و از انتقاد آنان برای تقویت نقاط ضعف سازمان بهره بُرد . اما نکاتی در این خصوص مطرح می شود که باید رعایت کرد :
● نباید در واحد روابط عمومی که گیرنده و منعکس کننده شکایات است از افراد مأیوس استفاده کرد .
● دایره شنیدن شکایات مشتری را در مکان های مناسبی از شرکت دائر کنیم . یعنی اغلب در مکان پُر تردد و پُر رفت و آمد ارباب رجوع که توجه شان بدان جلب شود .
● به کارگیری سیستم های مدرن و پیشرفته در این خصوص که سریعاً شکایات را ثبت و به واحدهای مربوطه ارجاع دهد .
● آموزش کارکنان این بخش در نحوه برخورد با اینگونه مشتریان
● مادامی که به شکایات مشتریان رسیدگی نشده نباید آنان را تنها گذاشت و آنان را به دریافت خدمات جدید یا خرید کالا جدید ترغیب نمود .
◄روابط عمومی ها وتدارک تبلیغاتی :
یکی از وظایف کار کردهای روابط عمومی همانطور که قبلاً بدان اشاره شد تبلیغات سازنده است اما این به چه نحو باید صورت گیرد در ذیل آمده است :
اولین گام تخصیص بودجه ای برای تبلیغات است در زمینه فعالیت هایی که در سازمان صورت می گیرد که این امر در ایجاد روابط اجتماعی تأثیر بسزایی دارد .
منظور از تهیه و تدارک تبلیغات بازاریابی همان تهیه تصاویر محصولات یا خدمات ارائه شده ، ایجاد لینک های مفید در وب سایتهای مختلف ، آماده کردن نمونه محصولات و عکس ها و تیزرهای تبلیغاتی می باشد .
دومین گام اساسی تهیه طرح های پیش بینی شده ( فیلم ها ، کلیپ ها ) است ، زیرا اگر از قبل چنین پیش بینی صورت نگیرد در مقابل خواسته رسانه هایی که تبلیغات از طریق آنان صورت می گیرد وقت تهیه آن را در زمان مورد نظر نداشته باشند و فرصت از دست برود .
کارآمدترین برنامه های تبلیغات به واسطه :
- عرضه کالایی که تازه به مرحله تولید رسیده
- ایجاد کارهای جدید با نوآوری در محصولات
- اطلاعات مربوط به موردکاوی موفق
- نمونه هایی که قابل استفاده برای نشریات می باشد
- تصاویری که به صورت حرفه ای تهیه شده اند
موارد فوق برای بهره گیری حداکثر از برنامه های تبلیغات است .
 

 

نوشته شده توسط روح اله ناصری (کارشناس روابط عمومی)  | لینک ثابت |

بیلبورد (یک رسانه) سه شنبه دوم شهریور 1389 0:47

رسانه بیلبورد


احتمالاً شما هم ایمیل‌هایی با عنوان تصاویر جالب دریافت کرده‌اید که به طور مثال تبلیغ یک کالا را با بیلبورد نشان می‌دهد. شاید حسرت خورده‌اید که چرا در ایران چنین تبلیغاتی را در بیلبورد نمی‌بینید. یکی از مشکلات در این میان ناشناخته ماندن بیلبورد به عنوان یک رسانه است. این پرونده قصد دارد که بیلبورد را به عنوان یک رسانه مهم تبلیغاتی در ذهن مدیران بازنمایی کند.

بیلبورد رسانه جلب مشتري

اگر از بزرگراه‌هاي مدرس، همت و چمران در شهر تهران گذر كرده باشيد، به طور حتم چشمتان به يكي از تابلوهاي رنگانگ تبليغاتي افتاده كه در كنار بزرگراه‌ها خودنمايي مي‌كنند. به تابلوهاي بزرگي كه معمولاً از آنها براي تبليغات استفاده و در نواحي پر ترافيك و در كنار جاده‌هاي شلوغ يافت مي‌شوند، «بيلبورد» مي‌گويند. بيلبوردها داراي اندازه‌هاي مختلفي هستند اما معمولاً در اندازه‌هاي بزرگ و با جملات كنايه‌دار یا ایهام‌دار سعي‌ می‌كنند تا نگاه مشتري را به خود جلب كنند.

اكثر بيلبوردهاي برجسته در امتداد بزرگراه‌ها نصب مي‌شوند به‌طوري‌كه اثر آنها در ذهن سرنشینان بايد زياد باشد. بيلبوردها معمولاً راه اصلي پيدا كردن غذا و بنزين در بزرگراه‌هاي ناآشنا براي رانندگان هستند. در ايالات متحده سالانه بين پنج تا 15 هزار بيلبورد در جاده‌ها نصب مي‌شوند. برخي از شهرها در دنيا حجم انبوهي از بيلبوردها را دارا هستند. ميدان ساعت در نيويورك مثال خوبي در اين مورد است كه به‌خاطر كمبود فضا، بر بالاي بسياري از ساختمان‌ها بيلبورد نصب شده است.

بيلبورد يك رسانه است

بيلبوردها بيش از آنكه ابزار تبليغاتي باشند، يك رسانه به حساب مي‌آيند؛ رسانه‌اي كه مي‌تواند پيام خود را به مؤثرترين شكل ممكن به مخاطب خود منتقل كند. به رسانه‌اي که بيشترين اثربخشي را براي تبليغات داشته باشد و موجب بقاء و موفقيت تبليغات شود، «رسانه اثربخش» می‌گويند. به بيان ديگر، رسانه‌اي که بتواند پيام فروش و بازاريابي را در مخاطبان دروني کند که قدرت نيازسنجي، نيازسازي، نيازمندي و نيازشناسي آنان را تحريک کرده و آنها را به عکس العمل وادارد، رسانه‌ای اثربخش است. به طور معمول بيلبوردها در زمره رسانه‌هاي اثر بخش جاي مي‌گيرند. اگر چه شركت ها، رسانه اثربخش خود را براساس استراتژي‌هاي بازاريابي و براساس تحقيقات انتخاب مي‌كنند، اما به طور مثال اين مسأله به اثبات رسيده كه براي شركت‌هاي توليدكننده خودرو، بهترين شيوه تبليغاتي بيلبورد است. در تعريف‌هاي رسانه اثربخش براساس مدل هرم مشتري، بيلبورد يك رسانه طلايي (Golden Media) براي تبليغ لوازم خانگي به حساب مي‌آيد. مشتريان رسانه طلايي سودآوري كمتري دارند ولي از محصولات و خدمات شركت رضايت دارند و به وسيله رسانه طلايي مي‌توان وفاداري آنها را زياد كرد. با ظهور فناوري‌هاي جديد، بيلبوردها اكنون به رسانه‌اي تعاملي تبديل و از حالت يك تابلوي تبليغاتي غيرمتحرك خارج شده‌اند. در پنجاه و چهارمین جشنواره تبلیغات کن، بيلبوردي از BBC برنده جايزه شد. در این بیلبورد از مخاطبین خواسته شده بود تا با ارسال پيامك به شماره‌های اعلام شده رأی دهند که آیا نیروهای آمریکایی در جنگ‌ها اشغالگر هستند یا آزادی‌بخش که رأی آنها پس ارسال پيامك روی بیلبورد ثبت می‌شد. چنين شيوه‌اي باعث مي‌شود تا مخاطبين بيلبورد از حالت انفعالي خارج شده و بالا و پايين رفتن آمار ثبت شده را بر روي بيلبورد ديجيتال مشاهده كنند.

بيلبوردها چگونه متولد شدند

پیشینه بیلبورد به تمدن‌هاي اوليه باز می‌گردد. در تاریخ مصر باستان به ستون‌های سنگی اوبلیسک برمی‌خوریم که ستون‌هایی چهار وجهی با نوک هرمی شکل هستند و از سنگ یک‌تکه ساخته شده‌اند. این ستون‌ها نه تنها جنبه تزئینی داشته‌ بلکه برای ترویج مذهب مصریان باستان به کار می‌رفته‌اند و بر روی آنها جملات مذهبی و دعاهای مختلف کنده کاری شده بود. همچنین هرچند مطالب موجود بر این ستون‌ها محدود به موارد مذهبی و سیاسی است، اما بدون شک در تعریف امروز از تبلیغات می‌گنجد. نخستین قدم‌ها در مسیر تبلیغات در سال۱۴۵۰، زمانی که «یوهان گوتنبرگ» ماشین چاپ قابل حمل را اختراع کرد، بر مي‌گردد كه با انتشار برگه‌های آگهی دستی، تبلیغات به شکل امروزی آن به مردم معرفی شد. در سال ۱۷۹۶ با تکمیل روش‌های لیتوگرافی، اولین پوستر تصویرسازی شده به وجود آمد. به مرور زمان، مردم به دنبال فضاهایی مناسب برای نصب آگهی‌های خود بودند تا در محدوده زمانی مشخص، بیشترین بازدیدکننده و بالاترین تأثیر را داشته باشد؛ به این ترتیب، ستون‌ها و جعبه‌های ویژه نصب آگهی در نقاط پر رفت‌و‌آمد شهرها برپا شد.اولین بار تبلیغات در حاشیه جاده‌ها توسط بازرگانان و کسبه محلی آمریکایی به کار رفت. آنها علامت‌ها و تابلوهایی را بر دیوارها و نرده‌ها نقش کرده یا پوسترهایی را بر روی تیرهای تلگراف، دیوارها و هر محل ممکن، نصب می‌کردند. در نیویورک در سال ۱۸۳۵، اولین پوستر بسیار بزرگ در فضای خارجی نصب شد.

شيوه‌هاي ارائه تبليغات در بيلبورد

بيلبوردها باید تأثيري ماندگار و برق‌آسا در حافظه مشتري بگذارند به‌طوري كه بعد از اينكه بيننده از محل دور شد، همچنان به تبليغ و موضوع آن فكر كند. تبليغ بر روی بیلبورد بايد در زمان بسيار كوتاه قابل خواندن باشد. در حالي كه اتوموبيل با سرعت زياد از كنار یک بیلبورد عبور مي‌كند، سرنشینان آن باید بتوانند آن را بخوانند و یا پیام مورد نظر را دریافت کنند. بنابراين آنها معمولاً شامل چند لغت در اندازه بزرگ و خوانا بوده و یا داراي تصاوير کنایه‌دار و گيرا با رنگ‌هاي درخشان هستند.

در برخي از بيلبوردها اشياء يا تصاوير خارج از حجم چارچوب اصلي به‌صورت چند بعدي طراحي و نمايش داده مي‌شوند. به عنوان مثال در اوايل قرن بيست و يكم در آمريكا تبليغي براي يك فروشگاه زنجيره‌اي فست‌فود طراحي شد كه در آن گاوي خارج از صفحه بيلبورد در حال نوشتن يك شعار عليه مصرف گوشت گاو با غلط املايي را نمایش می‌داد."frendz don't let frendz eat beef."

مزاياي تبليغات بيلبوردي

وجود این تابلوهای بزرگ، برای شرکت‌هاي كوچك که قادر به پرداخت هزینه تبلیغات تلویزیونی نیستند، بسیار مفید‌ است. بيلبورد در مقایسه با قیمت تبلیغات تلویزیونی و رادیویی و کم اثر بودن تبلیغات در رسانه‌هاي چاپي می‌تواند با هزینه کمتر، بیشترین تعداد مخاطب را جلب كند. از سوي ديگر صاحبان این نوع تبلیغات دنبال مشتري نمی‌گردند بلكه این مشتريان هستند كه آنها را مي‌یابند.

منبع : ماهنامه مدیریت ارتباطات

نوشته شده توسط روح اله ناصری (کارشناس روابط عمومی)  | لینک ثابت |

- روابط عمومی الکترونیکی در خدمت روابط عمومی مشکل گشا :

 *دکتر مهدی محسنیان راد*

 یکی از مدل های مفهومی و تئوریک مطرح در حوزه فعالیت های روابط عمومی، مدلی سیستمی است با عنوان مدل انطباق و سازگاری(Adjustment and adaptation) که در آن، سازمان های روابط عمومی به صورت سیستمي از یک سیستم کلان تر دیده می شود که در یک اکولوژی، اما پیچیده تر از اکولوژی سیستم های بیولوژیکی، فعالیت دارند. اکولوژیی که به آن« عامه »(Public) می گویند.در بیولوژی، هرپاره سیستمی، ساختار و کارکردی دارد که کوچکترین تغییر در آن، کلِ سیستم را دچار اختلال می کند. به عنوان مثال، اگر یکی از اندام ها، دچار کم رشدی غیرمعمول شود، مثلاً یکی از پاهای یک موجود زنده، رشدی کمتر از پای دیگر داشته باشند، به دلیل به هم خوردن توازن درون سیستم اختلال در راه رفتن به وجود خواهد آمد. از سوی دیگر، اگر سلول های موجود در یکی از اندام ها، به ضریب رشدی بیشتر از معمول برسد، عامل شکل گیری تومورهای بدخیم خواهد شد. حال هرچقدر سیستم و به تبع آن پاره سیستم، بسته تر باشد، آژیر خطر عدم رشد متوازان یکیاز پاها و یا شکل گیری تومورهای بدخیم، دیرتر بلند می شود. بنابراین در مدل سیستمی، فقط کافی نیست که واحد روابط عمومی خصلت سیستم باز و منطبق را داشته باشد، بلکه باید از دربان تا بالاترین مقام سازمان معتقد و پایبند به چنین وظیفه ای برای خود باشند.در کنار نظریه سیستمی، نظریه دیگری در حوزه جامعه شناسی وجود دارد به نام«واپس ماندگی یا پس افتادگی فرهنگی»(Cultural Lag) که از ترکیب آن با نظریه سیستمی، می توان پدیده روابط عمومی الکترونیکی در ایران معاصر را دنبال کرد. اساس نظریه واپس ماندگی بر تفکیک فرهنگ به عناصر فرهنگ مادی(Material Culture) و فرهنگ غیرمادی (non-material culture) و تفاوت سرعت انطباق با تغییرات مواجه شوندگان با هر یک از این دو جنبه فرهنگ استوار است. گفته می شود هرگاه یک نوآوری- چه به صورت خلاقیت های درون فرهنگی و بومی( مانند اختراع و تعدد تولید ماشین چاپ چرخ چاهی در ایران قرن نوزدهم و پیامدهای شگفت انگیز آن که یک پدیده کاملاً بومی بوده و می توانسته هر ساعت حدود 250 ورق را چاپ کند) و چه به صورت نفوذ از فرهنگی دیگر(مانند تعدد واردات کامپیوتر به ایران که بستر استفاده از اینترنت را فراهم کرد) در یک جامعه پدید آید، باعث دگرگونی غیرمادی آن جامعه خواهد شد. از این لحظه به بعد، دو اتفاق می تواند رخ دهد که جامعه را از نظم خارج کند.می دانیم سرعت یادگیری و نهادینه شدن بکارگیری یک فن آوری جدید، مانند یادگیری رانندگی اتومبیل به مفهوم استفاده از یک فرهنگ مادی جدید ظرف چند هفته امکان پذیر است، اما یادگیری راه و رسم درست رانندگی کردن در کنار سواره و پیاده ها، و مراقبت از حقوق دیگران، ممکن است حتی پس از چند دهه نیز عملی نشود. به همین دلیل است که گفته می شود یادگیری فرهنگ غیرمادی، به زمانی متناسب با تصاعد متناسب با تصاعد حسابی(2، 4، 6، 8) و یادگیری فرهنگ غیرمادی، به زمانی متناسب با تصاعد هندسی(2، 4، 8، 16) نیاز دارد. همین تفاوت است که واپس ماندگی فرهنگی را باعث می شود.با اتکاء به نظریه «واپس ماندگی فرهنگی» اگر شایسته ترین واحد روابط عمومی به عنوان یک پاره سیستم، یا در تمثیل به عنوان یک چرخ دنده سالم، اما کوچک در میان ده ها چرخ دنده فرسوده و ناسالم، فعالیت کند، نه تنها نخواهد توانست کارآیی مورد انتظار را داشته باشد، بلکه ممکن است از شایستگی هایش، برای پنهان کردن ناشایستگی های سیستم اصلی نیز استفاده کند.در واقع اگر به دنبال تغییر در یک بخش فرهنگ مادی(دسترسی روابط عمومی ها به اینترنت) با هر روش، از جمله تشکیل سمینارهایی همچون سمینار حاضر، کوشش شود که فرهنگ غیرمادی مرتبط با آن پدیده- مثلاً فرهنگ غیر مادی بزرگ نمایی موفقیت ها و پنهان کاری زشتی ها- نیز تغییر کند، اما پاره سیستم های دیگر سیستم  اصلی، تغییر نکند( مانند سردرگمی دیرینه در باب رسالت و کارکرد مطبوعات در ایران) ممکن است حتی ترکیب جدید فرهنگ مادی- غیر مادی در آن پاره سیستم خود منتهی به نوعی واپس ماندگی فرهنگی جدید شود.در جهان معاصر، سرعت تغییر در همه حوزه ها بسیار افزایش یافته است. آنچنانکه ویلبرت، ای مور (Wilbert Ellis Morre) با استفاده از لفظ«بهنجاری تغییر»، می گوید؛ میزان تغییر درحال حاضر بیشتراز زمان های گذشته است، خواه این تغییر، برنامه ریزی شده، یا نتیجه نوآوری های گذشته باشد. او مهمترین خصایص تغییر در دوره معاصر را«مکرر»، «مداوم» و « در همه حاضر» می داند و می افزاید که سرعت تغییر و به خصوص میزان آن، جهان را بسوی نظامی واحد، اما به شدت بی نظم سوق می دهد و ضرورت پذیرش این نظریه را که بحران یک پدیده عادی در زندگی اجتماعی است، فراهم می سازد... نکته مهم آنکه تاکید می کند که علی رغم این عادی شدن تغییر و بحران ناشی از آن، بسیاری از اجزاء اصلی حیات اجتماعی انسان، حتی پس از دوره زمانی، کماکان بدون تغییر و به صورتی ماندگار، باقی می ماند.مشکل جوامع در حال توسعه در آن است که آن اجزای قدیمی- مانند رسالت و کارگر مطبوعات- که در جوامع ابداع کننده نوآوری ها جا افتاده و به اصطلاح نهادینه شده، در جوامع در حال گذاری چون ایران، هنوز نهادینه نشده است وهمین امر سبب می شود که در این کشورها، ابعاد آن بحران ناشیِ از تغییرات، وسیع تر و عمیق تر از جوامع دیگر شود.می دانیم که دنیس مک کویل، یکی از کارکردهای رسانه ها را مشابه دیده بانی می داند . کاری که از مهمترین نمونه هایش افشاگری های رسانه ای واترگیت در آمریکا بود. در ایران هنوز رسانه ها نتوانسته اند ایفای نقش دیده بانی و گزارش مستمر آن را در خود نهادینه کنند. سه علت مهم آن به شرح زیر است:

 - بالا بودن سهم بخش دولتی در ارائه کالا و خدمات به جامعه از طریق انبوه کارمندان دولت، با تمام ویژگی های دیرینه آن.

 - وجود انحصار دولتی بر دو رسانه مهم رادیو و تلویزیون در ایران، در نتیجه کماکان مخاطب دانستن آن از سوی فرستنده، در حالکیه عصر مخاطب( audience)چند دهه است پایان یافته و پس از عصر مصرف کننده(user)، اکنون دوران ارتباط گیر( Communicatee)، به صورتی هم وزن ارتباط گر(Communicator) فرا رسیده است. ارتباط گری که مهمترین خصلت آن «گزینشگری پیام» است.

 ۳- تداوم انواع فشار ها بر مطوبعات بخش خصوصی، شکل گیری خودسانسوری و فقدان انگیزه برای کشف خبر، به جای تولید خبر.از ترکیب این سه عامل است که مردم به یک باره از پدیده های تاسف باری، مانند سوء استفاده های بسیار و تضییع حقوق مردم از سوی یک شرکت بیمه دولتی 72 ساله آگاه می شوند. اگر رسانه ها به عنوان دیده بان جامعه، از ترس انواع عقوبت ها، خودسانسوری نمی کردند. اگر ضرب المثل های ضد دیده بانی چون،«سری که درد نمی کند دستمال نمی بندند» و یا «زبان سرخ سر سبز دهد برباد» از این جامعه رخت بر بسته بود اکنون با این سوال مواجه نمی شدیم که چرا فریاد انبوه کسانی که این شرکت، حقوق آنان را ضایع می کرده، به گوش رسانه ها نمی رسیده و یا اگر می رسیده، چرا منتهی به نشر نمی شده است؟ اینجاست که دسترسی به چنین شرکتی به اینترنت و تجهیز روابط عمومی آن به سایت و انواع شیوه هایE نه تنها مشکلی را حل نخواهد کرد، بلکه ممکن است مشکلات جدیدی را نیز به وجود آورد که به نفع مخفی کردن ناکارایی سیستم اصلی نشود.اگر بنای روابط عمومی الکترونیک بر فوندانسیون محکم یک روابط عمومی سالم به عنوان پاره سیستمی باز از یک سیستم زنده و غیر بسته بنا شود، قطعاً می توان به سرعت، جبران عقب ماندگی ها را نمود. در غیر این صورت، ورود انواع تدابیر مبتنی بر E، ممکن است آن راهکارهای سنتی نهادینه شده، برای برقراری ارتباطات حتی عمومی دوسویه، اما انسان با انسان، را تبدیل به ارتباطات ماشین-انسان کند که ظاهری افقی دارد، اما مددکاری ارتباطات عمودی بالادست- فرودست است. پدیده ای که آثارش را در سرگردانی ماه های اخیر دارندگان وسایل نقلیه درباره کارت هوشمند سوخت شاهدیم.باید با دولتمردان به این درک متقابل برسیم که روابط عمومی بدون آزادی مطبوعات، نمی تواند نقش مثبت چندانی در جامعه ایفا کند. از سوی دیگر روابط عمومی رسانه مداری که در دو دهه قبل از او توقع پوستر چسبانی می رفت و اکنون توقع برگزاری انواع جشنواره های مطبوعاتی در باب حوزه شهری، حوزه مالیاتی و از این قبیل، نمی تواند منتهی به گسترش دیده بانی رسانه ها شود. زیرا برپایی مراسم و اهدای قاب خاتم و سکه ها به خبرنگاران، نخواهد توانست به آنانی تعلق گیرد که فسادهای اقتصادی یا تضییع حقوق شهروندان را افشا کرده اند. و درواقع جز تحریک کردن رسانه هابه ایفای هرچه بیشتر نقش پروپاگاندیست سازمان های ناکارا، سودی نخواهد داشت.سخن آخر آنکه حدود 20 سال پیش، در مراسمی که برای اولین بار از روابط عمومی های برتر کشور تجلیل می شد، به عنوان سخنگوی داوران گفتم که شرایط کشورهای در حال توسعه ای چون ایران، با غرب، به عنوان خاستگاه روابط عمومی متفاوت است و باید همت کرد و «روابط عمومی آرمانی» در اینگونه از کشورها را تبیین نمود. طی 20 سال گذشته، روابط عمومی در ایران، توانسته کم و بیش به بالادستی هایش بفهماند که روابط عمومی پوستر چسبان نیست. یا آنها را قانع کرده که نظرسنجی از مردم چیز بدی نیست. اما تصور می کنم که هنوز نتوانسته به تبیین روابط عمومی آرمانی دست یابد و انرژی خود را بر توسعه آن متمرکز کند. می خواهم از این فرصت استفاده کنم و با خضوع بسیار، از حضار محترم تقاضا کنم بیاندیشند به نوعی روابط عمومی که می تواند مبنای روابط عمومی آرمانی برای کشور ما باشد.

من مهمترین خصلت برای روابط عمومی در ایران را از یک رسم قدیمی ایده گرفته ام و آن«روابط عمومی مشکل گشا» است.

روابط عمومی مشکل گشا، مجبور است که برای گشودن مشکل، ابتدا مشکل را بیابد و این بدون برخورداری از خصلت پاره سیستم باز، امکان پذیر نیست. زیرا اطلاعات مربوط به مشکل در همان اکولوژی خاص چنین سیستمی، یعنی در کارکنان- مشتریان جای دارد. پس در هر دو حوزه روابط عمومی داخلی و روابط عمومی خارجی، وظیفه مستمرش می شود مشکل یابی. از طرف دیگر، از آنجا که در روزگار ما، تغییر امری مستمر و مداوم، و بحران ناشی از تغییر نیز امری هنجار و طبیعی شده است کار مشکل یابی روابط عمومی نیز وظیفه ای دایم و همیشگی خواهد بود. تا اینجا میان روابط عمومی مشکل یاب و روزنامه نگاری جستجوگرانه( که جایش خالی است) شباهت بسیار است. اما تفاوت واقعی روابط عمومی با فعالیت ارتباطی رسانه ای، در تجهیز برای مشکل گشا بودن آن است. اگر بانوان قدیم ایرانی، راز گشودن مشکل را در نوعی آجیل می دانستند( فرهنگ دهخدا درباره آجیل مشکل گشا می نویسد:« خشک میوه ها باشد که زنان به نذر بخشند، برآمدن حاجتی را»)روابط عمومی امروز ایران باید تجهیز شود تا بیابد که «بدون آجیل» چگونه می تواند مشکل کارکنان سازمان و مشکل مردم را بگشاید. همت در این راستا،  به خاطر نوع کارکرد، نیازمند ساختار خاصی است که قطعاً فن آوری های نوین ارتباطی- اطلاعاتی خواهد توانست جای خود را در مشکل یابی منتهی به مشکل گشایی ایفا کند. اگر به روابط عمومی مشکل گشای الکترونیکی دست یابیم، تحول پیش رو را به نفع ارتقای سازمان ها و ایجاد جامعه ای راضی تر و خشنود تر جهت داده ایم.

 

 

 

نوشته شده توسط روح اله ناصری (کارشناس روابط عمومی)  | لینک ثابت |

جایگاه ونقش رسانه ها پنجشنبه بیست و هشتم مرداد 1389 1:56

جايگاه و نقش رسانه ها در جهان" عنوان همايشي است كه سالها قبل در دانشگاه امام صادق(عليه السلام) با حضور دكتر مهدي محسنيان راد، عضو هيأت علمي دانشكده فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق(عليه السلام) برگزار شد.

 

دروازه باني خبر، برجسته سازي، نظريه دو مرحله اي و چند  مرحله  اي، اصل ادراك انتخابي و يادآوري انتخابي و مفهوم بازار پيام از جمله مقولاتي است  كه در اين همايش، درباره آن بحث شده است.شمار اتفاقاتي كه روزانه در دنيا رخ مي دهد، بسيار متعدد است. كره زمين 170 تا 180 رئيس جمهور، پادشاه و رهبر دارد كه اين افراد هر روز به نحوي سخن مي گويند. همه حرف ها هم مثلاً خبر است، اما آنچه منتشر مي شود، محدود است. از طرفي روز به  روز بر تعداد روزنامه ها، پايگاه هاي اينترنتي و شبكه هاي  تلوزيوني افزوده مي شود، اما شما مگر بيش از24 ساعت وقت داريد؟ تازه، ازاين مدت مگرشماچند ساعت را به رسانه ها اختصاص مي دهيد؟ منظورم از شما "انسان معاصر" است. شما هر قدر هم كه از وقت غذا خوردن و خوابيدن و ... كم كنيد، باز  به اندازه 24 ساعت بيشتر فرصت نداريد. پس آن طرف، رودخانه عظيم و خروشاني است كه روز به روز برعمق و وسعت آن افزوده مي شود. ولي اين طرف چطور؟ اينجا اگر اتفاقي بيفتد، رسانه ها آن را سوا مي كنند. البته اين سانسور نيست و رسانه ها در واقع نقش دروازه باني را ايفا مي كنند. "دروازه باني" فرآيندي است كه طي آن تصميم گرفته مي شود چه خبري پخش شود و چه خبري اصلاً پوشش داده نشود. دراين فرايند همچنين تعيين مي كنند كه يك خبر چند بار در مدتي معين پخش شود. از جمله كارهاي ديگري كه بر اساس نظريه دروازه باني خبر صورت مي گيرد، برجسته سازي است؛ مثلاً وقتي خبري را در صفحه اول روزنامه درج مي كنند، به نوعي آن را برجسته كرده اند. اما برجسته سازي فقط اين نيست و قواعد بسيار پيچيده اي دارد. حال، قدري از مقوله خبر فراتر برويد و ببينيد برجسته سازي چه كارمي كند.تحقيقات نشان مي دهد آنچه را برخي رسانه ها برجسته مي كنند، مردم هم برجسته مي كنند. در اينجا اصلاً بحث خوب و بد بودن مطرح نيست. ما در تحقيقي كه با برخي از دانشجويان دانشگاه امام صادق(عليه السلام) در سال گذشته انجام داديم، ديديم كه قتلهاي زنجيره اي در ذهن مردم، از مهمترين و بزرگترين رويدادهاي زمان خود بوده است. قتلهاي زنجيره اي حادثه اي بود كه صرفاً برخي مطبوعات به برجسته سازي آن پرداختند. در ماجراي قتلهاي زنجيره اي، راديو و تلويزيون مطلقاً خود را از اين حادثه كنار كشيدند و درباره آن برجسته سازي نكردند. با اين حال ديديم كه اين خبردر ذهن مردم  به شدت برجسته شد. بنابر اين آنچه را برخي رسانه ها به آن اولويت مي دهند، بر اولويت هاي عموم تأثير مي گذارد.تحقيقات بعدي نشان داد كه عمل برجسته سازي زماني مؤثر است كه ميان آنچه رسانه ها به آن عمل مي كنند و آنچه مخاطب در پي آن است، تشابه معنايي وجود داشته باشد. مثلاً اغلب  رسانه هاي آمريكايي در خصوص رابطه بيل كلينتون، رئيس جمهور امريكا با خانم مونيكا مطالبي را درج كردند، با وجود اين، تأثير اين جريان در برخي از كشورها، از ايالات متحده آمريكا بسيار بيشتر بود. علت اين است كه معني اين عمل در آمريكا، با جامعه اي چون ايران فرق مي كند و اين نكته هم بسيار مهم است.نكته ديگر اينكه در جامعه اي كه با تعدد رسانه ها مواجه باشيم، اثر برجسته سازي كاهش مي يابد. اين گونه نيست كه بنده، فقط مخاطب شبكه يك تلويزيون باشم. تجربه نشان داده است كه در جوامع كوچك، اثر برجسته سازي كمتر از جوامع بزرگ است؛ مثلاً در شهر بجنورد يك رسانه محلي نمي تواند در برجسته سازي يك خبر مانند قابليت هاي استاندار خراسان موفق باشد، در حالي كه تأثير اين برجسته سازي در مشهد به مراتب بيشتر است. علت آن است كه در جوامع كوچك، ارتباطات اجتماعي و ميان فردي با ايفاي نقشي بسيار فعال، اين برجسته سازي را خنثي مي كند. پس د رجوامعي كه ارتباطات فردي بيشتر است، اثر برجسته سازي كمتر است. درجامعه ايراني هم از آنجا كه ارتباطات ميان فردي اشخاص بيشتر است، اين مسأله صادق است. نمونه بارز آن مكالمات تلفني بسيار طولاني افراد ايراني با يكديگر است.نكته ديگر اين كه هر چه امكان تجربه مخاطبان در حوزه برجسته سازي بيشتر باشد، تأثير برجسته سازي كمتر است. شما مي آييد درباره كرباسچي، شهردار پيشين تهران حدود 400 ساعت برنامه تلوزيوني پخش مي كنيد، اما در نهايت تأثير آن در تهران و شهري مثل آبادان يا شيراز كه از نزديك عملكرد او را نديده اند، يكسان نيست. فراموش نكنيم كه هرچه برجسته سازي با تعامل قاعده سه وجه پيام يعني نشانه، محتوا و نحوه ارائه تناسب بيشتري داشته باشد، تأثير آن بيشتر خواهد بود. همين جا تفاوت سينماي هاليوود با سينماي كشورهاي جهان سوم تيز مشخص مي شود.دومين نظريه، نظريه دو مرحله اي است . بر طبق اين نظريه، مخاطبان مستقيماً از رسانه ها تأثير نمي پذيرند، بلكه در مرحله اول پيام را دريافت مي كنند و سپس آنچه رادريافت مي كنند، با كاتاليزور ارتباطات ديگر كنترل مي كنند.زماني ما درباره انتخاب اول آقاي خاتمي تحقيق كرديم و به بررسي علل پيروزي ايشان پرداختيم. درآن مرحله، بحث هاي زيادي مطرح شد. آقاي خانيكي مي گفتند انتخاب آقاي خاتمي دو مرحله اي بود؛ يعني چهار تا رسانه كوچك اين مسأله را مطرح مي كردند، بعد وارد سيستم ارتباطات اجتماعي مي شد و شما آن را  كنترل مي كرديد و آن گاه جوانان، مرحله دوم را ادامه  مي دادند. در اينجا در واقع رهبران عقايد در جايگاه معرفي پيام رسانه ها قرار مي گيرند و بر ديگران تأثيرگذار مي شوند. آنچه در اينجا بسيار مهم است، ابهام زدايي است. شايعات و ارتباطات ميان فردي نيز مي توانند در مرحله دوم بر نتيجه مرحله اول اثر بگذارند.مي دانيد كه هرگاه ميزان ابهام زياد باشد، شايعه گسترش پيدا مي كند. مثلاً ما چند شايعه را در اين چند ساله تعقيب كرديم و ديديم اين شايعات اغلب به عنوان مرحله دوم نظريه دومرحله اي ايفاي نقش كرده اند. از جمله اين شايعات، خبر مربوط به فوت سيد احمد خميني در سال هاي اوليه پس از جنگ، خبر قتلهاي زنجيره اي و حادثه كوي دانشگاه بود.با توسعه كمي  رسانه ها در دهه 1980 بحث هاي گزينشگري نيز رفته رفته شكل گرفت. همان زمان در كشور كره كنفرانسي داشتيم كه در آنجا يك محقق اروپايي حرف جالبي زد و گفت: وقت آن رسيده است كه تحقيق كنيم ما با رسانه ها چه كار مي كنيم، نه رسانه ها با ما. چرا اين حرف زده شد؟ چون شرايطي فراهم شد كه توسعه رسانه ها در جهان رو به تزايد گذاشت. علت آن هم بيشتر به تحولات سخت افزاري رسانه ها مربوط مي شد.

زماني ناصرالدين شاه وزيري داشت كه او را به فرنگ مي فرستاد. يك وقت اين وزير متهم شد به سوء استفاده مالي و اين دو از هم دلخور شدند. او در لندن ماند و شروع كرد به انتشار روزنامه اي به نام قانون. ملكم خان را مي گويم. من بعدها بخشنامه اي پيدا كردم كه درآن تأكيد شده بود، حتي اگر مسافري لحاف و تشك داشت، آن را بگرديد، مبادا روزنامه قانون در آن مخفي كرده باشد.يا در نظر بگيريد، وقتي كه راديو وارد ايران شد، بايد از شهرباني مجوز خريد و استفاده از آن را مي گرفتيد. اما از دهه 1980 اين ديوارها و موانع فرو ريخت و شرايطي فراهم شد كه دست مخاطبان رسانه هاي خاصي را در انتخاب باز گذاشت. به عبارت ديگر مخاطبان، حق انتخاب پيدا كردند. در سال 1356 تلوزيوني به من داده شد كه جعبه اي هم به عنوان جايزه با آن فرستاده بودند. داخل اين جعبه، كنترل از راه دور بود و ما با آن مي توانستيم كانالهاي تلويزيون را عوض كنيم، در حاليكه تلويزيون هاي ديگر كنترل نداشتند. اين مسأله البته براي من جالب بود، ولي فكر نمي كردم آن قدر مهم باشد. الآن اين كنترل از راه دور نقش مهمي در ارتباطات ايجاد كرده است. شما در جايي نشسته ايد كه 50 كانال تلويزيوني رو به روي شماست و به محض اين كه نخواستيد، ديگر گوش نمي كنيد. اين گزينشگري چرا توسعه پيدا كرده است؟تلويزيون هاي كابلي با كابل هاي معمولي تا پانزده كانال را مي توانست ارسال كند، اما اختراع كابل نوري ين قابليت را تا 150 كانال افزايش داد. در اين جا ما وارد عصري شديم كه نظريه هايي در حوزه ارتباطات مطرح شد و من در مجموع به آنها نظريات گزينشگري مي گويم.در اين نظريه ها چند اصل وجود دارد : اصل اول، اصل توجه انتخابي است؛ مخاطبان با استفاده از صافي هاي ذهني خود كه در آن ويژگي هاي فردي، گروهي، فرهنگي و ... وجود دارد، مقادير زيادي از اطلاعات را حذف و به بخشي از آن توجه مي كنند. درواقع شما خود را در معرض پيامي قرار مي دهيد كه با آن موافقيد. مثلاً فرد لاقيد، شبهايي كه تلويزيون برنامه هاي مذهبي پخش مي كند، سرش را با ويدئو و ماهواره خودش گرم مي كند، يا من اگر با فلان سياستمدار موافقم به حرفهايش گوش مي كنم و به آن حساسيت نشان مي دهم، ولي وقتي كسي را قبول نداشتم، ترجيح مي دهم كه اصلاً حرفهايش را هم نشنوم.دومين اصل كه به نظريه هاي خرد ديگر برمي گردد، اصل ادراك انتخابي است. تحقيقات نشان داده است كه افراد پيش از آن كه بخواهند ازطريق رسانه ها به ادراك هاي جديد دست يابند، در جست و جوي تقويت ادراك هاي قديم خود هستند؛ يعني اگر شما روزنامه اي خريديد و خوانديد و يك نفر روزنامه ديگري را، اين دو نفر با خواندن روزنامه، ادراكات قبلي خود را تقويت كرده اند؛ در واقع شما ادراكتان را انتخابي انجام مي دهيد.از دهه 1980 اصلي به نام تفسير انتخابي مطرح شد كه افراد با قرار گرفتن در معرض پيام مشابه نتيجه گيري دلخواه خود را بيان مي كنند. بارها ديده شده است وقتي شما تمايل داريد به كسي رأي دهيد و به ديگري نه، به محض آنكه نماينده غير مطلوب شما در تلويزيون ظاهر مي شود، كانال را عوض مي كنيد. در عوض وقتي نماينده مطلوبتان صحبت مي كند، با دقت به حرف هايش گوش مي دهيد. حال تصور كنيد تلويزيون، مناظره هر دو را نشان دهد. در اينجا ديگر شما نمي توانيد بي توجه باشيد، ولي همين جا هم در انتهاي مناظره، هركس مطابق ميل خود به تفسير آن خواهد پرداخت.اصل سوم، اصل يادآوري انتخابي است. تحقيقات نشان داده است كه افراد چيزهايي را كه با ساختارهاي شناختي شان هماهنگ است، به خاطر مي سپارند و موارد متضاد با اين ساختارها را از ياد مي برند؛ مثلاً اگرآقاي عبدي، متهم پرونده نظر سنجي، در جلسه دادگاه اعترافاتي كرده است، مشاركتي ها فراموش مي كنند كه او چه گفته است.اصل ديگر، اصل"مارپيچ سكوت" است. هرگاه در جامعه اي پديده اي شروع به رشد كند و پديده ه اي ديگر  رو به تضعيف نهد، كساني كه موافق پديده در حال تضعيف هستند، سعي مي كنند خيلي احساس تنهايي و غير همرنگ بودن با جماعت نكنند. بنابر اين هرگاه پديده اول شروع به بزرگ شدن و پديده دوم شروع به كوچك شدن مي كند، من كه جزء پديده دوم هستم ،ساكت مي شوم. در اينجا سكوت باعث مي شود آن پديده اي كه بزرگ مي شود، تقويت نشود. الآن نظريه جديدي در همان حوزه هاي خرد مطرح شده است و آن نظريه چند مرحله اي است. در اين نظريه، به نقش شبكه هاي اجتماعي و همچنين رويدادها، رهبران عقايد و كارگزاران اطلاعات توجه شده است. اتفاق جالبي كه الآن دارد رخ مي دهد، تغيير جريان يك سويه ارتباطات است.نظريه خرد ديگر در اين حوزه، بازار پيام است. در بازارهاي شرقي وضع به گونه اي است كه مثلاً همه كفاشها كنار هم هستند و اگر يكي گرانتر از ديگران بفروشد، شما مي توانيد از ديگري خريد كنيد. جهان هم دارد به سوي بازار پيام پيش مي رود. يعني قد و بالاي رسانه چندان مهم نيست، اين شما و بازار پيام هستيد كه مهم تلقي مي شويد و اين كه شما در بازار پيام از چه كسي چه كالايي را خريد مي كنيد، بستگي به نيازتان دارد.ديگر اين كه مخاطبان رسانه ها، ديگر از گروه عام و مرجع نيستند. اينها به شيشه هاي رنگي مي مانند كه شرايط بازار پيام، باعث شكل گيري آنها شده است. فرض كنيد تحصيل كرده دانشگاهي حكم شيشه آبي و مرد بودن حكم شيشه زرد را دارد. شما گاهي به عنوان شيشه آبي مورد خطاب هستيد و گاهي به عنوان شيشه زرد، و گاهي هم زرد و آبي با هم مخلوط مي شوند و شما را به عنوان شيشه سبز مورد خطاب قرار مي دهند. روشن تر بگويم، نيازهاي ما همواره در حال تغيير است و دائماً نقش هاي مختلفي را ايفا مي كنيم. حال تصور كنيم چنين جهاني را بخواهيم با شيوه هاي سنتي مقايسه كنيم.در دهه 1970 من در آلمان ديدم كه تلويزيون، دستگاهي را در اختيار ده هزار بيننده خود قرار داده بود. روي اين دستگاه دو دكمه آري و خير تعبيه شده بود كه در فرستنده دريافت مي شد؛ با همين دكمه ها از رضايت يا نارضايتي بيننده ها مطلع مي شدند. حال ببينيد در كشور ما، مثلاً فلان خطيب يا سخنران از بالاي منبرمتوجه مي شود كه بعضي از حضار به حرفهايش اعتنا نمي كنند، لذا از مردم مي خواهد با ذكر صلوات، ايجاد بازخورد كنند. ما در مسجد حضور مي يابيم تا ثواب كنيم و انگيزه هاي خاصي از اين حضور داريم. چه كسي گفته است وقتي پاي منبر هستيم، همه وعاظ را مي پسنديم؟ همين كه بعضي ها را خيلي مي پسنديم و پاي تمام منبرهايشان حاضر مي شويم، دليل آن است كه انتخابشان كرده ايم. بنابر اين بر طبق نظريه هاي گذشته، همه ما درون سپهري از پيام قرار داريم. امروز اگر كسي از كره مريخ با دوربين زمين را نگاه كند، چيزي مي بيند كه 500 سال پيش وجود نداشت. تمام اين E-mail  ها و برنامه هاي ماهواره اي در پوسته زمين قرار دارد و ما در سپهري از اين پيام ها قرار گرفته ايم. اما در اين سپهر، اين گونه نيست كه هر پيامي را تنهاي تنها استفاده كنيم. ماجراي مهمي كه اخيراً اتفاق افتاد شبيه سازي انسان بود. تيتر روزنامه همشهري مورخ 81/10/8 اين بود:" »واكنش جهان درمقابل اولين شبيه سازي انسان"«. همچنين در همين روزنامه عكسي از DNA و عكسي از يك نوزاد درج شده، كه جالب توجه است و چشم را مي گيرد. گوشه اي ديگر هم كاريكاتوري به چشم مي خورد كه از كارخانه اي انسان بيرون مي آيد. براي پرورش گل آنچه اتفاق مي افتد اين است كه پرچم بايد گرده افشاني كند و گرده را گاهي باد و گاهي حشرات روي مادگي بگذارند. در اينجا عمل لقاح صورت مي گيرد و گياه جديد به وجود مي آيد. گياهي كه در اثر گرده افشاني پرچم به وجود مي آيد، هم ويژگي هاي گلي را كه پرچم از آن گرفته شده دارد و هم ويژگي هاي گلي كه مادگي متعلق به آن بود؛  يعني خصلت مشترك هردو را در خود حفظ مي كند. فرزندان پدر و مادر هم همين حالت را دارند، يعني ژن مشترك هر دو را، فرزندان به نسبتهاي مختلف كسب مي كنند. حال مثلاً اگر شما يك گل شمعداني را برش بزنيد و در ماسه بكاريد، اين شمعداني بدون حضور مادگي و پرچم و گرده افشاني امكان تكثير مي يابد، ولي در انسان وضع به گونه اي ديگر است. نوزادي كه اخيراً شبيه سازي شد، نوزادي است كه همه خصلتهاي مادرش را كپي دارد. يعني اگر اين روش باب شود، مي شود در آن واحد چندين صدام را تكثير كرد.

 

 

نوشته شده توسط روح اله ناصری (کارشناس روابط عمومی)  | لینک ثابت |

شکلهای نوین تبلیغات پنجشنبه بیست و هشتم مرداد 1389 1:34

مقدمه

همه جا هستند، هر جا كه باشي به سراغت مي‌آيند. توي حياط، لاي در، هنگام عبور از پياده رو، در بزرگراه‌، لاي صفحه‌هاي روزنامه‌، مجله‌ و در تمام وسايل ديداري و شنيداري رنگ و وارنگ، بزرگ و كوچك، هر روز و هر ساعت، وقت و بي‌وقت، تمام نشدني و گره خورده در تمام تار و پود زندگي!

امروزه ما در عصر ارتباطات به سر مي‌بريم. دوراني كه مشخصه بارز آن تلاش براي باورهاي همگاني است. زماني كه با حضور شبكه‌هاي ماهواره‌اي و كامپيوتري فاصله نقاط كره زمين نامفهوم شده است، به طوري كه در هر دقيقه هزاران كالاي نو در سطح جهان وارد بازار مي‌شود كه تكميل‌تر و كارآمدتر از قبل بوده است و توليد كنندگان مي‌كوشند تا بازارهايي براي محصولات خود پيدا كنند، همچنين تخصصى شدن مشاغل، شهروندان را بيش از گذشته به دريافت انواع خدمات از سوى مجموعه‌اى از مؤسسه‌هاى متنوع وابسته كرده است. اين روزها كمتر كسى ممكن است يك مهندس «همه كاره» براى زندگى شخصى خود باشد. مفهوم خود كفايى و خود اتكايى هر روز بيشتر از گذشته معناى واقعى خود را از دست می‌دهد. در واقع لزوم فراگيرى آموزش‌هاى تخصصى براى انجام تعهدات شغلى، نيازى است كه روز به روز پيچيده‌تر می‌شود و فرصت انجام امور شخصى و هرچند كم ارزش روزانه را از ساكنان شهرهاى بزرگ سلب می‌كند. اينجاست كه آگهی‌هاى تبليغاتى می‌آيند و آنها را براى انجام ساده‌ترين تا پيچيده‌ترين امور روزمره مخاطب خود قرار میدهند.

تبليغات چيست؟ اهداف و اهميت آن كدامند؟ از چه زماني آغاز شد، اكنون به چه شكل‌هايي ارائه مي‌شود؟ تبليغ زيرحسي چيست؟ و يك تبليغ موفق داراي چه ويژگي‌هايي است؟ مطالبي هستند كه در اين نوشته به آنها پرداخته شده است.

 

 

تبليغات جمع «تبليغ» به معناي «رسانندگي» است و در مفهوم جامع رساندن پيام به ديگران از طريق برقراري ارتباط به منظور ايجاد تغيير و دگرگوني در دانش، نگرش و رفتار مخاطب مي‌باشد.

هارولد لاسول، جامعه‌شناس ارتباطات، تبليغات را اين چنين تعريف مي‌كند: تبليغات در معناي گسترده آن، فن تحت تأثير قرار دادن عمل انسان، از طريق دست‌كاري تصورات يا باز نمودهاست. به گفته ادوارد برنيز پدر روابط عمومي و نويسنده كتاب «تبليغات» (1928): تبليغات نوين، تلاشي است پيوسته در جهت ايجاد يا شكل دادن رخدادها براي تحت تأثير قرار دادن عامه مردم، با كار فكري يا گروهي [1، ص 67].

لئونارد دوب مشاور موسسه تحليل تبليغات (1937)، چنين توصيفي درباره تبليغات ارائه مي‌دهد: اقدامات منظمي كه فرد يا افراد ذي‌نفع از راه تلقين، براي نظارت بر حالات رواني گروه‌هايي از افراد و در نتيجه نظارت بر اعمال آنها به عمل مي‌آورند و يونگ روانپزشك سوئيسي تبليغات را چنين تعريف مي‌كند: نشر افكار، عقايد و حالات رفتاري كه موضوع واقعي را براي شنونده يا خواننده به روشني بيان نمي‌كند [2]

در هر حال هر نوع ارتباط به منظور نشاندن داده‌ها، ايده‌ها و يا انگاره‌ها در اذهان بشري براي تأثيرگذاري بر افكار، عواطف و يا كنش‌هاي فردي يا گروهي را تبليغ مي‌گويند.

 

اهداف و اهميت تبليغ

اهداف تبليغات را مي‌توان براساس نيت و غرض از انجام تبليغات تقسيم‌بندي كرد به

1-آگهي اطلاع‌دهنده: نظير اطلاع‌رساني دربارة محصولي جديد.

2-آگهي متقاعد‌كننده: نظير ايجاد ترجيحات براي مارك مشخص.

3-آگهي يادآوري كننده: نظير يادآوري اين موضوع به مشتريان كه محصول ممكن است در آينده نزديك مورد نياز باشد مانند شركتهاي بيمه.

تبليغات در تحولات عمومي جهان، در همه فعاليت‌هاي بشري اعم از علمي، فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي، سياسي، شخصي و جمعي تأثير عمده‌اي دارد. ساليانه ميلياردها دلار در سراسر جهان به طور رسمي و علني صرف تبليغات مي‌شود. امروزه يكي از شاخص‌هاي تضمين سوددهي واحد‌هاي توليدي و بنگاههاي تجاري ارائه طرح‌هاي موفق تبليغات است. در ميان همهمه و غوغاي مبادلات و معاملات تجاري تصور فروش كالايي بدون در نظر گرفتن امكانات و تسهيلات تبليغاتي بيشتر به افسانه مي‌ماند تا به حقيقت.

گرچه از پيدايش انسان اجتماعي، تبليغات نيز به صورت ساده و ابتدايي به وجود آمده و رشد كرده است اما نفوذ بسيار با اهميت و دگرگون ساز و حساس تبليغات در دنياي معاصر، حكايت از اهميت سرشار آن دارد [همان].

 

تاريخچه تبليغات

از برخي تصاوير روي ديوار غارها گرفته تا بنرهاي امروزي، تبليغ مقوله‌اي نيست كه چندان جديد باشد و مربوط به سالهاي اخير گردد بلكه ريشه در زندگي اجتماعي انسانها داشته است. با اين همه آنچه ما تحت عنوان تبليغات نو و جديد مي‌شناسيم، ريشه در اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم دارد. تبليغات به شكل امروزي مانند بسياري از رسوم ديگر وارد تجارت و كسب و كار شد و رفته رفته توسعه يافت ، چرا كه لزوم آن احساس مي‌شد.

بعد از انقلاب صنعتي ، بدليل بالا رفتن حجم توليدات، ديگر فروش مقوله راحتي نبود. زيرا اولاً بدليل توليد انبوه، تمايز در بين محصولات توليدي از ميان رفت و بيشتر محصولات، استاندارد و يك شكل شدند. ثانياً به علت زياد شدن فاصله بين توليد كننده و مصرف كننده، اطلاعات محصولات و خدمات مانند گذشته به سهولت در اختيار مصرف كنندگان قرار نمي‌گرفت لذا نياز به كانال ارتباطي جديدي احساس شد.

با اختراع ماشين چاپ و سپس راديو، تلويزيـون، اينترنت و ديـگر رسانه‌هاي جمعي، تبليغات رشد بيشتري يافت. رشد صنعت تبليغات تا آن حد بوده است كه امروزه بخش مهمي از فعاليتهاي سازمانها را در برگرفته و از تبليغات به عنوان يكي از عوامل كليدي موفقيت سازمان‌ها و شركتهاي توليدي و خدماتي نام برده مي‌شود [3]

 

تبليغات نوين

تبليغات طي گذر زمان تغييرات زيادي داشته و متناسب با پيشرفت‌هاي هر دوره ويژگي‌هاي خاص خود را دارا بوده است. امروزه با پيشرفت‌هاي شگرف در عرصه فناوري‌هاي ارتباطي و اطلاعاتي شاهد به وجود آمدن شكلهاي جديدي از تبليغات هستيم كه طيف متنوعي از اشكال گوناگون تبليغات را از تبليغات برروي تابلوهاي كامپيوتري گرفته تا تبليغات از طريق گوشي‌هاي موبايل، تبليغات اينتراكتيو و تبليغات در شبكه جهاني اينترنت شامل مي‌شود [4].

 

ويژگي‌هاي تبليغات نوين

1-بي‌اعتقادي مبلغان به گفته‌هاي خودشان و تبعيت نكرن تبليغات از ايدئولوژي، برخلاف مبلغان مذهبي يا مسيونرهاي گذشته.

2-پنهان‌كاري تبليغات در عصر جديد: به معناي پخش استنتاج‌ها يا از منابع پنهان يا با اهداف نهان.

3-حكومت نامرئي مبلغان در عصر جديد، در اين عصر، مبلغان جديد، ذهن ما را شكل مي‌دهند و ذائقه ما را تعيين مي‌كنند و بدين گونه ما تحت سلطه كساني قرار گرفته‌ايم كه شناختي از آنها نداريم.

4-علمي بودن تبليغات جديد: تبليغات نوين، تلاشي است، در راستاي مفهومي اجتماعي براي ساختن الگوهاي رفتاري [1، ص 127].

 

شكلهاي نوين تبليغات

در حال حاضر حجم بالايي از تبليغات در فناوري‌هاي ارتباطي نوين و به ويژه اينترنت مورد استفاده قرار مي‌گيرد. يك نمونه از اين نوع تبليغات استفاده از آگهي‌هاي هوشمندانه به منظور جلب توجه مخاطبان است. مثلاً چنانچه كاربري در موتور جستجوي گوگل كلمه نرگس را تايپ كند، گوگل علاوه بر آنكه پاسخها را در مورد كلمه نرگس (به ترتيب ميزان مراجعه كه به آن شده است) در اختيار كاربر مي‌گذارد بلكه در سمت راست و بالاي صفحه، يك فروشگاه گل (كه از گوگل خواسته برايش تبليغ كند) معرفي خواهد كرد. اين روش چند مزيت دارد:

1-مزاحم، تحميلي و آزار دهنده نيست، چون از پاسخ‌ها جدا شده است.

2-فرمت بسيار ساده‌اي دارد.

3-آگهي كاملاً با پرسش كاربران مرتبط است.

از ديگر اشكال تبليغات نوين مي‌توان به شيوه متعامل و اينتراكتيو اشاره كرد كه ايجاد يك رابطه متقابل ميان مصرف كننده و شركت تبليغاتي مي‌كند و تبليغات براي هر كس متناسب با سطح سواد، درآمد و نياز متغير خواهد بود. اگر به راديو اينترنتي ياهو كه توسط كمپاني لانچ تأمين مي‌شود مراجعه كرده باشيد خواهيد ديد كه براي نام آهنگ، خواننده و آلبوم سه نظر سنجي جدا وجود دارد و شنونده به آنها امتياز مي‌دهد و به تدريج نرم افزارهاي ياهو ذائقه مشتري خود را تشخيص داده و آهنگ‌هاي مورد علاقه‌اش را بيشتر پخش مي‌كند.

شيوه ديگر،تبليغات از طريق بنر است. بنر پيام فعالى است كه به شكلى هنرى شامل تصاوير و متن‌هاى ثابت ومتحرك روى صفحه‌هاى وب ظاهر می‌شود و بينندگان را به سايت‌هاى آگهى دهنده هدايت می‌كند. بنر استاندارد ۴۶۸ پيكسل پهنا و ۶۰ پيكسل ارتفاع دارند. گروهى ديگر از بنرها كه به «بند انگشتى» يا «تمبر پستى» معروفند در حاشيه اين صفحه‌ها قرار می‌گيرند[5]. بنرها بدليل هزينه كم در طراحي و پست از متداول‌ترين اشكال تبليغات اينترنتي به شمار مي‌آيند.

بنرهای ثابت: بنر ثابت به بنري اطلاق مي‌شود كه تبليغ را بصورت يك تصوير و در اندازه‌اي ثابت ارائه مي‌كند. از آنجا كه بنرها در بسياري از سايت‌ها نمايش داده مي‌شوند، نرخ رويت بالايي دارند ولي نرخ كليك در آنها پائين است.

بنرهاي انيميشن‌دار (بنرهاي پويا): در حقيقت بنرهاي ثابتي هستند كه از فن‌آوري انيميشن در طراحي و ساخت آنها استفاده شده است. اين نوع بنرها بدليل برخورداري از انيميشن نسبت به بنرهاي ثابت غالباً نرخ كليك بالاتري دارند. بنرهاي ثابت و انيميشن‌دار هر دو ابزاري‌هاي مناسبي براي معرفي نام تجاري مي‌باشند.

بنرهای تعاملی: شكل ديگري از بنرها، بنرهاي تعاملي هستند. در اين نوع بنرها كه به تازگي بسيار مشهور شده‌اند، براي كاربران اين امكان فراهم است كه ارتباط دو طرفه‌اي را با تبليغ کنندگان برقرار نمايند. به عنوان مثال گزينه‌‌هايي به منظور ورود اطلاعات براي كاربران در نظر گرفته شده و به تناسب اطلاعاتي كه كاربران وارد مي‌كنند، پاسخ‌هايي به آنها داده مي‌شود. از بنرهاي تعاملي غالباً در خريدها و ثبت نام‌هاي اينترنتي و مواردي از اين قبيل استفــاده مــي‌شــود. در اغــلب موارد بــنرهاي تعاملــي با اسـتفاده از Java Script، Java Applet ، HTML، ساخته مي‌شوند [6].

خرده سايت‌ها، شيوه تبليغاتي ديگري در اينترنت هستند كه از پنجره‌هاي كوچكي (كوچكتر از اندازه معمولي پنجره مرورگر) تشكيل شده‌اند و هنگام جست‌وجوي در اينترنت ناگهان بر روي صفحه نمايشگر ظاهر مي‌شوند و حاوي نوشته‌ها و تصاوير تبليغاتي هستند و به پنجره‌هاي جهنده نيز معروفند.

پست الكترونيك زير مجموعه فناوري اينترنت بوده و سال‌ها قبل از وب مورد استفاده قرار مي‌گرفته است و در سالهاي اخير با افزايش تعداد كاربران اينترنت براي تبليغات مورد توجه قرار گرفته است. براساس آمار تعداد نامه‌هاي الكترونيك تبليغاتي كه كاربران اينترنت سالانه دريافت مي‌دارند از 40 عدد در سال 1994 به بيش از 1600 عدد در سال 2005 افزايش يافته است. پايين بودن هزينه، اثربخشي بالا و مديريت آسان از جمله مزاياي آن به حساب مي‌آيد.

شكل جديدي از تبليغات نيز توسط شبكه‌هاي تلويزيوني كابلي به شكلي هوشمندانه در اختيار بينندگان قرار مي‌گيرد. به عنوان مثال در هنگام پخش يك فيلم سينمايي با مضمون فلسفي، هيچگاه نوشابه يا خوراكي تبليغ نمي‌شود. از يك برنامه‌اي كه مورد علاقه بيننده است استفاده مي‌شود تا محصولات مرتبط با همان علاقه نيز به بيننده معرفي شوند. به عبارت ديگر يك رابطه منطقي ميان تبليغ و برنامه وجود دارد.

استفاده از تابلوها يا صفحات الكترونيكي بزرگ برروي وسايل نقليه از جمله اتوبوس‌ها نيز از شيوه‌هاي جديد تبليغات محسوب مي‌شوند كه در كشورهايي چون ژاپن، آمريكا، هنگ كنگ و... به تبليغ يا اطلاع رساني مشغولند.

نوع جديد ديگري از تبليغات ارسال پيام بر روي تلفن همراه است. به دليل نزديك بودن و در دسترس بودن هميشگي تلفن همراه در نزد صاحبان آنها، شانس ديدن، و پسنديدن محصولات تبليغاتي را به شدت بالا مي‌برد.

بزودي پژوهشگران ژاپنى تبليغات رسانه‌اى جديدى را به نام «باران اطلاعات» به جهان عرضه خواهند كرد. شبكه خبرى بى.بى.سى در آخرين گزارش‌هاى خود اعلام كرد محققان آزمايشگاه ژاپنى «سايبر سالوشن» تا چند سال ديگر پروژكتورهايى را اختراع می‌كنند كه درنقاطى خاص باران‌هاى اطلاعى توليد خواهند كرد. قطره‌هاى بارانى در اثر برخورد با زمين حركت‌هاى مواج توليد می‌كنند و همچنين اگر مردم وارد اين منطقه بارانى شوند می‌توانند آگهی‌ها را از طريق قطره‌هايى كه روى دست آنها می‌افتد، ببينند.

به اعتقاد «يوكوايشى» از پژوهشگران اين پروژه، تبليغاتى كه روى دست مصرف كننده ظاهر می‌شود می‌تواند او را متقاعد كند كه اين پيام واقعاً براى او تهيه شده است [5].

 

تبليغات زيرحسي يا نامرئي

تبليغ زيرحسي توسط يك متخصص امور تبليغات بنام جيمز ويكاري بكار رفت. او هنگام نمايش فيلم اسپارتاكوس در سالن سينما عبارت پاپ كورن بخوريد و كوكا بنوشيد را با سرعت يك سه هزارم ثانيه، بدون اطلاع قبلي بينندگان روي پرده سينما انداخت. پس از آن ، تماشگران در خلال فيلم تمايل زيادي به پاپ كورن و نوشابه كوكاكولا در خود احساس كردند [1، ص 68]. اين شيوه در آن، آگهی دهنده، پیام خود را به گونه‌ای طراحی می‌کند که از حاشیه‌های پایین گسترة شنوایی و بینایی مخاطبان بهره گیرد تا ضمیر ناخودآگاه آنها را متأثر سازد. بدین منظور از شگردهای مختلف الکترونیکی و کامپیوتری و روان شناختی توأم استفاده می‌شود.

حاشیه‌های پایین گسترة بینایی، شامل تشخیص ناخودآگاه صحنه‌های نمایشی گذرا در مدت زمان کوتاه است. چشم انسان، صحنه‌های نمایشی را که مدت زمان آنها کمتر از حدود یک دوازدهم ثانــیه باشد (مثلا یک بیستم ثانیه) نمی‌تواند تشخیص دهد [7].

در سال 1979 ، در چند فروشگاه زنجیره‌ای آمریکایی، در نوار موسیقی متداول در فروشگاها، صدای ضبط شده «من دزدی نمی کنم!» را با شدت صوتی کم در هرچند ثانیــه به موسیقی اضافه کردند، به طوری که حس شنوایی خودآگاه آن را دریافت نمی‌کرد. طبق ادعا، نتیجه این شد که در مدت نه ماه، تعداد سرقت‌ها در فروشگاها به 37 درصد کاهش یافت.

حاشیه‌های پایین گسترة شنوایی شدتی، شامل صداهایی با شدت حدود چند دسی بل که در شرایط معمولی شنیده نمی‌شود؛ و حاشیه‌های پایین گسترة شنوایی بسامدی، شامل صداهای دارای بسامد کمتر از 20 هرتز است [7].

دربارة موثر بودن یا موثر نبودن «تبلیغات زيرحسي» اخــتلاف نظر بسیار است. برخی از متخصصان تبلیغات، قاطعانه «تبلیغات زيرحسي» را رد می‌کنند و برخی دیگر، آن را بسیار موثر می‌دانند [همان]. ماكس ساترلند اينگونه تبليغات تجاري را شيطنت‌هاي عمليِ كلمات و تصاوير نهفته شده در متن تبليغات مي‌نامد [1، ص 68]. همچنین، «تبلیغات زيرحسي»، در برخی از کشورهای صنعتی صراحتاً ممنوع شده است و بالطبع انتشار مطالب علمی و تحقیقی دربارة تکنولوژی آن نیز می‌تواند ممنوع باشد. اما ممکن است در برخی از متون مبحث روانشناسی ترغیب، به «تبلیغات زيرحسي» اشاره‌هایی شده باشد. در برخی از کشورها نیز مقرراتی وجود دارد که آن را غیر قانونی مي‌سازد. براي مثال در ايران طبق آئین نامه ساخت آگهی‌های رادیوئی و تلویزیونی اداره کل بازرگانی صدا و سیما، تبلیغات نامرئي از طریق رسانه‌های رادیو و تلویزیونی صدا و سیما ممنوع است.

اصل 15: در آگهي‌ها نبايد با استفاده از تمهيدات فني و يا بكارگيري تصاوير بازرگاني كوتاه و يا شيوه هاي ديگر، ضمير ناخودآگاه مخاطب تحت تأثير قرار گيرد و پيام مورد نظر بدون دادن آگاهي لازم به ببيندگان منتقل شود و اذهان آنان را تحت تأثير قرار دهد [7].

 

ويژگي‌هاي تبليغ موفق

1-تماماً بر درستي و راستي استوار باشد.

2-كاملاً يا دستكم تا آنجا كه ممكن است، شفاف باشد.

3-علاوه بر تأمين اعتماد مخاطب، حسن نيت فرستندة پيام را روشن سازد.

4-بر آگاهي مخاطب، هرچند هم اندك، بيفزايد.

5-بيان و شيوة تبليغ با كاربرد واژه‌هاي نوين پذيرفته شده و تعابير و تصاوير مناسب و مطلوب، جذابيت لازم را پيدا كرده باشد.

6-پر محتوايي پيام و غناي مضامين و ارزشمند بودن آن را تضمين نمايد.

7-انرژي رواني انسانها را در جهت ترقي و تعالي، جاري سازد و از اين راه حركت تكاملي اجتماع و روند پيشرفت و تعالي فردي و اجتماعي را شتاب بخشد [8، ص 39].

 

نتيجه‌گيري

دنياي آينده دنياي رقابت، سبقت و سرعت است كه مخاطب باوري را محور فعاليت و جايگاه‌يابي تبليغات را مهمترين دغدغه برنامه‌ريزان اين صنعت قرار مي‌دهد.

تبليغات بايد گوشه‌اي از ذهن مخاطب را اشغال كند، مردم آگهي‌هاي مزاحم را نخوانده دور مي‌ريزند آنها تبليغاتي كه حياط خانه‌هايشان را مملو از كاغذ‌هاي بي‌مصرف مي‌كنند، دوست ندارند. تسخير ذهن مخاطب بي‌توجه به شناخت بازار و دانستن اينكه مشتريان چه كساني هستند و تقسيم‌بندي آنان به وجود نخواهد آمد، زيرا مخاطبان گروههاي نامتجانسي هستند كه هميشه مشابه نيستند. فرد فعال در عرصه تبليغات با بهره‌گيري از علوم مختلف از جمله روان‌شناسي، جامعه‌شناسي و نيز شناخت فرهنگ و آداب و رسوم مخاطبان مي‌تواند بهترين و كارآمدترين شيوه‌ها را به كار گيرد.

در نهايت بايد گفت كه تبليغات بر روي زندگي و نگرش افراد تأثير بسيار زيادي دارد پس نبايد باورها، اعتقادها، ارزش‌ها، فرهنگ‌ها و ... را به انحطاط كشيد بلكه بايد به آنها ارتقاء بخشيد و اين بخشي از وظايف متخصصين تبليغات است. با آگاهي صحيح از كاركرد تبليغات مي‌توان حتي به دور از توسل به هرگونه حيله و نيرنگ مخاطب را به سوي كالا و سازمان خود جلب كرد.

تبليغات همه جا هستند، هر جا كه باشي به سراغت مي‌آيند با شكلها و شيوه‌هاي مختلف و هيچ نهاد و بنيادي از آن بي نياز نيست.

 

منایع

[1].ـ شاه محمّدي، عبدالرضا. اقناع و تبليغ. (تهران: انتشارات زرباف، 1385).

[2].ـ نصيري ، بهاره. «نقش تبليغات در جامعه»

http://www.linkestan.com/news/ARTICLEview.asp?key=721

[3]- بختائي، امير. «پيدايش تبليغات».

http://advercross.mihanblog.com/Cat/4.aspx

[4].ـ محمدنژاد، سيد علي. «تبليغات نوين»

http://www.linkestan.com/news/ARTICLEview.asp?key=545

[5]. ـ لالمي، شيده. «گريز مخاطب از تبليغات مزاحم»، روزنامه ايران (1384)

http://www.iran-newspaper.com/1384/840524/html/report.htm

[6]ـ بختا ئي، امير. «بنر تبليغاتي».

http://advercross.mihanblog.com/Post-24.ASPX

[7].ـ زاهد، توحيد. «تبليغات نامرئي»،

http://adjournal.shaar.com/archives/2006/03/000788_.php#more

[8]- ترابي، علي اكبر. جامعه شناسي تبليغات. (تبريز: انتشارات فروزش، 1381). 

 

نوشته شده توسط روح اله ناصری (کارشناس روابط عمومی)  | لینک ثابت |

جرائم رایانه ای شنبه شانزدهم مرداد 1389 1:45

چکيده

 امروزه، تحولات عظيمي در تکنولوژي بوقوع پيوسته و شاهد انقلابات بزرگ در زمينه فن آوري ارتباطات فراملي طي چند دهه اخير بوده ايم. اينترنت عليرغم تمامي امکانات و اطلاع رساني در عرصه بين المللي که براي ما به ارمغان آورده است ولي متاسفانه بعضي از افراد سودجو و فرصت طلب با فرا گرفتن دانش و مهارت لازم، راههاي ورود به سيستم هاي کامپيوترهاي دولتي،خصوصي و... را به دست آورده اند که موجب بروز مشکلات و خسارات فراواني گرديده است. با توسعه و تحول يافتن اينترنت،در مقابل انقلاب عظيمي در ايجاد جرايم در سطح بين المللي بوجود آمده است. لذا در بيشتر کشورهاي دنيا جرايم اينترنتي بعنوان يک معضل حاد و بسيار مهم تلقي ميگردد ودولتها درصدد پيدا نمودن راه حلهاي مختلفي در جهت جلوگيري از وقوع آن ميباشند. در حال حاضر جرايم اينترنتي با اشکال مختلفي صورت مي پذيردکه عبارتند از: کلاهبرداري اينترنتي ، سوءاستفاده از شبکه تلفني ،سوءاستفاده از کارتهاي اعتباري،وارد کردن ويروس به کامپيوترهاي ديگر،پولشويي و..... در اين تحقيق،پس از مقدمه به بررسي تاريخچه جرايم کامپيوتري ،تبيين مفهوم و ماهيت جرايم اينترنتي،بررسي انواع مختلف جرايم اينترنتي،بررسي نقاط قوت و ضعف قوانين و ارايه راهکارهاي مناسب براي پيشگيري از وقوع جرم کامپيوتري خواهد پرداخت.

فصل اول: کليات 1- 1- تاريخچه جرائم كامپيوتري

 با پيدايش كامپيوتر، جرائم كامپيوتري نيز بوجود آمد. تاريخچة جرائم كامپيوتري(1) را مي‌توان به سه نسل طبقه بندي نمود. نسل اول كه تا اواخر دهة 1980 مي‌باشد شامل سرقت و كپي برداري از برنامه‌ها و جرائم عليه حريم خصوصي اشخاص مانند سرقت از آثار و تحقيقات افراد بود. نسل دوم كه تحت عنوان جرائم داده‌ها(2) ناميده مي‌شود تا اواخر دهه 1990 ادامه داشته است.

 در اين دهه تمامي جرائم عليه تكنولوژي اطلاعاتي، ارتباطاتي، كامپيوتري، ماهواره اي و شبكه‌هاي بين المللي تحت عنوان جرائم عليه داده‌ها اطلاق مي‌شود. نسل سوم كه از اواسط دهة 1990 شروع مي‌شود جرائم كامپيوتري تحت عنوان جرائم سايبر(3) يا جرائم در محيط سايبر(4) معروف گرديد. پيشينة تاريخي جرائم كامپيوتري به سال 1985 بر مي‌گردد كه جرائم كامپيوتري در بر گيرندة جرائمي مانند جاسوسي كامپيوتري(5)، سرقتهاي آثار ادبي و سو‌ء استفاده غير قانوني از سيستم‌هاي كامپيوتري(6) بود. در دهة 1970 مقالات زيادي پيرامون جرائم كامپيوتري در روزنامه‌ها و در بعضي از كتابها نوشته شد ولي با توجه به اينكه نوشته‌هاي آنها مبتني بر تحقيقات تجربي نبوده است لذا ارزش علمي نداشته تا بتوان به آنها استناد نمود ولي در اواسط دهة 1970 مطالعات تجربي پيرامون جرائم كامپيوتري صورت پذيرفت كه در اين مطالعات تمامي جرائم كامپيوتري بوقوع پيوسته را شامل نمي‌گر ديد.

 نمونه‌هائي از تحقيقات هائي که راجع به جرائم اينترنتي صورت گرفته را بطور خلاصه بيان مي‌نمائيم: اولين تحقيقاتي كه پيرامون جرائم كامپيوتري صورت گرفت در آمريكا بود كه در اين تحقيقات به قضية كلاهبرداري از طريق سوء استفاده از 56 هزار مورد بيمه به ارزش حدوداً 30 ميليون دلار اشاره نمود(7). مورد ديگر مي‌توان به قضيه \"هراشتات\" در آلمان كه مربوط به معاملات ارزي خارجي به مبلغ 200 تا 300 هزار مارك از حساب ارزي بانك هراشتات خارج گرديده و همين امر باعث ورشكستگي اين بانك و وارد شدن خسارت به مشتريان گرديد.

در دهة 1980 كه بعنوان نسل دوم جرائم كامپيوتري محسوب مي‌گردد. جرائم كامپيوتري فقط محدود به جرائم اقتصادي نبوده و ساير زمينه‌ها را هم كه جنبة اقتصادي نداشته مانند دستكاري كامپيوتر بيمارستان‌ها، جعل اسناد با استفاده از كامپيوتر و ورود به اطلاعات خارجي محرمانة آمريكا، انگلستان و چند كشور ديگر دست يافته و اين اطلاعات را به ك . گ . ب بفروشند(9). در دهة 1990 كه شبكة جهاني (اينترنت) فراگير شد جرائم كامپبوتري از جنبة اقتصادي وسيعتر گرديده و ابعاد جديد‌تري به خود گرفته است.

 جرائم جديد مانند ورود كرم اينترنتي كه براي اولين بار توسط يك دانشجوي آمريكائي ساخته شده بود و باعث شد تا سيستم كامپيوتري حدود 6200 كاربر اينترنت شامل دانشگاهها، سرويسهاي نظامي و سايتهاي بيمارستانها را مختل نمايد. و هزينة تعميرات سيستمها حدودا\" به مبلغ 98 ميليون دلار بود كه بعد از مدتي اين دانشجو دستگير و پس از محاكمه محكوم به پرداخت كليه مبالغ فوق گرديد(10). در زمينه جرائم كامپيوتري مي‌توان به اقدامات زير اشاره نمود:

  تصويب موافقتنامة جرائم كامپيوتري در سال 1986-1985 توسط شوراي اروپا گامهاي زيادي براي تدوين قوانين مرتبط با جرائم كامپيوتري برداشته شد. - در سال 1989 كميتة تخصصي شوراي اروپا براي تدوين و يكنواخت نمودن سياست جنائي مربوط به جرائم كامپيوتري پيشنهاد‌هائي نمود كه مورد تصويب شورا نيز قرار گرفت.

-در همايشي كه انجمن بين المللي حقوق جزا در سال 1994 داشت يكسري از مسائل را به عنوان جرائم مستقل كامپيوتري تدوين نمود. -نهايتاً در سال 2001 ميلادي شوراي اروپا، مبادرت به وضع موافقتامه جرائم كامپيوتري نمود كه اين موافقتنامه شامل چهار فصل و چهل و هشت گفتار مي‌باشد(11). در ايران نيز با توجه به توسعة تكنولوژيك وانفورماتيك با گسترش تخلفاتي از قبيل كپي و تكثير غير قانوني نرم افزار‌ها و برنامه‌هاي رايانه‌اي در ديماه 1379 قانون حمايت از پديد آورندگان نرم افزار‌هاي رايانه‌اي به تصويب رسيد كه آئين نامة آن نيز در 70 ماده به تصويب هيأت وزيران رسيده است.

 -2- تعاريف جرائم كامپيوتري در مورد جرائم كامپيوتري تعاريف مختلفي ارائه گرديده و اتفاق نظر در اين تعاريف وجود ندارد. اولين گام در جهت تعريف جرائم كامپيوتري مربوط به سازمان همكاري و توسعه اقتصادي (O.E.C.D)(12) كه در سال 1983 در پاريس، گروهي از متخصصين به دعوت اين سازمان جمع شده بوده‌اند ارائه گرديده است كه عبارت است از: \"سوء استفاده از كامپيوتر‌ها شامل هر رفتار غير قانوني، غير اخلاقي، يا غير مجاز مربوط به پردازش خودكار و انتقال داده است\"(13).

 در اين تعريف گرچه به صراحت از جرائم كامپيوتري نام برده نشده است ولي منظور از سوء استفاده از كامپيوتر همان جرائم كامپيوتري مي‌باشد. در تعريف ديگري آمده است: \"هر عمل مثبت غير قانوني كه كامپيوتر‌ در آن ابزار يا موضوع جرم باشد جرم كامپيوتري است\"(14).

 گرچه تعريف فوق ، تعريف بدي نمي‌باشد ولي كامل و جامع نيست زيرا در اين تعريف فقط اشاره به عنصر مادي جرم نموده و ذكري از ديگر عناصر متشكلة جرم و همچنين مصاديق جرائم كامپيوتري به ميان نيامده است. پليس جنائي فدرال آلمان نيز تعريفي از جرائم كامپيوتري ارائه داده كه عبارتست از: \"جرم كامپيوتري در برگيرندة همة اوضاع و احوال و كيفياتي است كه در آن شكلهاي پردازش الكترونيك داده‌ها، وسيلة ارتکاب و يا هدف يك جرم قرار گرفته است و مبنايي براي نشان دادن اين ظن است كه جرمي ارتكاب يافته است\"(15). همچنين بموجب نظر وزارت دادگستري آمريكا \"هرگونه عمل ناقص قانون كيفري كه مستلزم آشنائي با دانش مربوط به تكنولوژي كامپيوتر جهت ارتكاب عمل، تعقيب و يا رسيدگي به آن باشد، جرم كامپيوتري است\"(16).

 نهايتاً مي‌توان جرائم كامپيوتري را چنين تعريف نمود: هرگونه عمل خلاف قانون كه با سوء نيت، از طرف شخص يا اشخاص با بكارگيري از كامپيوتر صورت پذيرد جرائم كامپيوتري ناميده مي‌شود.

 فصل دوم- انواع جرائم رايانه‌اي در يك تقسيم بندي كلي مي‌توان جرائم رايانه‌اي را به شرح ذيل احصاء نمود:

 الف: جرائم سنتي كه شامل: جاسوسي، سابوتاژ، جعل، كلاهبرداري، تخريب، افتراء، پولشوئي و قاچاق مواد مخدر مي‌باشد.

 ب: جرائم ناظر به كپي رايت برنامه‌ها

ج: جرائم عليه حمايت از داده‌ها

 د: جرائم در تجارت الكترونيكي

 ه: جرائم در بانكداري الكترونيك

 و: جرائم مخابراتي و ماهواره‌اي

ز: جرائم عليه اطفال و زنان

 ح: ترور كامپيوتري

 -1- تقسيم بندي جرائم كامپيوتري در حال حاضر سه گروه اصلي در مورد جرائم كامپيوتر وجود دارد كه عبارتند از(17):

 4- جرائم كامپيوتري عليه اشخاص

 ۵- جرائم كامپيوتري عليه اموال و دارائي‌ اشخاص يا جرائم كامپيوتري اقتصادي

 - جرائم كامپيوتري عليه دولتها يا وظائف دولتها

 1- جرائم كامپيوتري عليه اشخاص جرائم كامپيوتري عليه اشخاص عبارتند از:

 الف: نوشته‌ها و عكسهاي شهوت انگيز (pornography ) فروش يا به تصوير كشاندن عكسهاي مبتذل جهت تحريك كردن نوجوانان و يا پيدا نمودن اشخاص از طريق چات(گپ زدن) جهت به نمايش گذاشتن عكسهاي آنها در اينترنت و معرفي آنها به ديگر اشخاص جهت داشتن ارتباط نامشروع.

 ب: اذيت و آزار كردن (Harassment) اين نوع جرم ممكن است به صورت ارتباطات و دست انداختن و متلك گفتن ، بي حرمتي به مقدسات و مطالبه كردن وجه از ديگران باشد.

 ج: تهديد به قتل يكي از جرائمي كه ممكن است از طريق اينترنت و يا ارسال پيغام به ايميل اشخاص صورت پذيرد تهديد به قتل مي‌باشد(19).

د: كلاهبرداري(20) كلاهبرداري كامپيوتري از جمله جرائم اصلي سو‌ء استفاده هاي كامپيوتري عليه اشخاص و يا دارائي‌ افراد محسوب مي‌گردد.

 دارائي عيني غير ملموس در قالب داده‌هاي كامپيوتري مانند وجوه سپرده و پس انداز ، تغيير و دست كاري كردن در ساعات كاري، متداولترين راههاي كلاهبرداري كامپيوتري مي‌باشد. در تجارت الكترونيك نقل و انتقال پول نقد و خريد و فروش كالا‌هاي تجاري، به سرعت جاي خود را به انتقال سپرده‌ها از طريق سيستمهاي كامپيوتري داده‌است كه نتيجتاً موجبات سوء استفاده كردن افراد سود‌جو و فرصت طلب را فراهم كرده است.

 كلاهبرداري كامپيوتري از طريق وارد كردن رمز‌ها به خود‌پرداز‌ها و سوء استفاده كردن از كارتهاي اعتباري ديگران معمول ‌ترين شيوة ارتكاب در كلاهبرداري كامپيوتري مي‌باشد. در ذيل به نمونه‌هائي از كلاهبرداريهاي كامپيوتري اشاره مي‌شود:

 - سوء استفاده از شبكة تلفني امروزه بعضي از افراد سود‌جو با استفاده از تكنيكهائي وارد خطوط تلفني مي‌شوند كه آنها مي توانند مكالمات تلفني خود را با هزينه‌هاي مشتركين ديگر انجام دهند. نوع ديگر سوء استفاده از شبكة تلفني، از طريق تجارت با شماره‌هاي كارت تلفن انجام مي‌شود كه از طريق كامپيوتر‌ مورد نفوذ يافتگي قرار مي‌گيرد.

 - سوء استفاده از صندوقهاي خود پرداز در گذشته، سوء استفاده از صندوقهاي خود پرداز با استفاده از كارت بانكهائي كه به سرقت مي‌رفت صورت مي‌گرفت ولي امروزه، با استفاده از سخت افزار و نرم افزار ويژة كامپيوتري، اطلاعات الكترونيكي غير واقعي به صورت كد روي كارتهاي بانك ثبت شده مورد سوء استفاده قرار مي‌گيرد.

 3- سوء استفاده از كارتهاي اعتباري در حال حاضر ، بيشتر معاملات از طريق اينترنت صورت مي‌گيرد. مثلاً پرداخت قبوض برق، آب، تلفن و همچنين خريد كالا، شركت در همايشهاي بين المللي و غيره معمولاً با استفاده از كرديت كارت (كارت اعتباري) استفاده مي‌شود و معمولا مشتري مي‌بايستي رمز كارت خود و ديگر جزئيات را قيد نمايد. بدين جهت بعضي از افراد سود‌جو با فاش شدن رمز كارت اعتباري مشتريان سوء استفاده مي‌نمايند.

 2- جرائم كامپيوتري عليه اموال و مالكيت(21) جرائم اقتصادي كه از طريق كامپيوتر يا شبكة جهاني (اينترنت) صورت مي‌پذيرد عبارتند از:

 الف: سرقت و تكثير غير مجاز برنامه‌هاي كامپيوتري حمايت شده از آنجائيكه براي ساخت و توليد يك برنامة كامپيوتري هزينه‌هاي زيادي اعم از مالي و زماني صرف مي‌شود لذا تكثير و استفاده غير مجاز از آن براي صاحبان قانوني زيانهاي بسيار زيادي را به بار خواهد داشت. مثلاً زماني كه يك كارگردان و تهيه‌كنندة‌ فيلم سينمائي با زحمات زيادي كه كشيده و هزينه‌هاي هنگفتي كه براي ساخت فيلم صرف نموده بعد از به اكران گذاشتن آن فيلم ممكن است همان فيلم از طريق اينترنت بفروش رسيده و زيانهاي زيادي به سازندة فيلم وارد شود. 

ب: سابوتاژ (خرابكاري) و اخاذي كامپيوتري سابوتاژ كامپيوتري يعني اصلاح، موقوف سازي و يا پاك كردن غير مجاز داده‌ها و يا عمليات كامپيوتري به منظور مختل ساختن عملكرد عادي سيستم(22). سابوتاژ كامپيوتري ممكن است وسيله‌اي براي تحصيل مزاياي اقتصادي بيشتر نسبت به رقيبان يا براي پيش‌برد فعاليتهاي غير قانوني تروريست براي سرقت داده‌ها و برنامه‌ها به منظور اخاذي باشد.

 ج: كلاهبرداري كامپيوتري از طريق كارت اعتباري در تحقيقاتي كه توسط ديويد كارتر استاد دانشگاه ميشيگان آمريكا صورت پذيرفته است متداولترين جرم كامپيوتري كه در سالهاي اخير گزارش شده كلاهبرداري با كارت اعتباري بود. كلاهبرداري كارتهاي اعتباري به اين علت وسوسه انگيز است كه خدشه زنندگان در زمان بسيار كوتاهي تنها با وصل شدن به اينترنت بدون نياز به مهارت خاصي از كارتهاي اعتباري سوء استفاده مي‌كنند.

 د: قاچاق مواد مخدر از طريق اينترنت(23) با توجه به دسترسي آسان افراد به همديگر از طريق اينترنت و ارسال ايميل هرگونه خريد و فروش و پخش مواد مخدر از طريق شبكه‌هاي كامپيوتري انجام مي‌شود. ضريب اطمينان قاچاق كنندگان مواد مخدر از طريق كامپيوتر نسبت به نوع سنتي آن بالاتر مي‌باشد. زيرا پليس به راحتي نمي‌تواند از برنامه‌هاي قاچاق كنندگان مطلع شود و لذا اقدامات پليس در خصوص كشف فروشندگان و خريداران مواد مخدر غير ممكن است.

 ه: پولشوئي كامپيوتري(24) پولشوئي و غارت يكي از جرائم كلاسيك بوده كه داراي سابقه طولاني است كه با پيشرفت تكنولوژي اين جرم از طريق كامپيوتر و اينترنت صورت مي‌پذيرد. نحوة ارتكاب بدين صورت است كه باند‌هاي بزرگ نامشروع با ارسال ايميل پيشنهاد انجام يك كار تجاري را به شخصي مي‌نمايند و بدون اينكه اثر و نشاني از خود بجاي بگذارند پيشنهاد ارسال مبالغي پول به حساب شخصي را كه براي او ايميل فرستاده‌اند مي‌نمايند و در تقاضاي خود نحوة ارسال و سهم هريك از طرفين را بيان نموده و در صورت توافق طرف مقابل (گيرندة ايميل) نوع و نحوة تضمينات لازم را اعلام مي‌كنند و اصولاً در زمان استرداد پول يك عنوان مشروع در تجارت الكترونيك را با منشأ تجاري انتخاب و با هدف خود هماهنگ مي‌نمايند(25).

 3- جرائم كامپيوتري عليه دولتها بعضي از جرائم كامپيوتري عليه دولتها ممكن است به انگيزه‌هاي سياسي صورت پذيرد كه مي‌توان به موارد زير اشاره نمود:

 الف: تهديد به گروگان گيري، اخاذي و كشتن مسئولين و يا اعضاي خانوادة آنها يكي از جرائم مدرن كامپيوتري كه معمولاً قاچاق چيان و يا افراد سياسي براي رسيدن به اهداف خود از آنها استفاده مي‌نمايند تهديد مقامات کشور و يا خانوادة آنها به گروگان گرفتن و يا كشتن است. معمولاً جرائمي كه توسط افراد سياسي صورت مي‌گيرد با قاچاق چيان متفاوت است. قاچاق چيان معمولاً از طريق تهديد به گروگان‌گيري و همچنين تهديد به كشتن و اخاذي از مسئولين اقدام مي‌نمايند ولي افراد سياسي از طريق اعلام در اينترنت دولت را تهديد به جنگ مسلحانه و براندازي حکومت مي‌نمايند بدون آنكه اثر و آثاري از خود بجاي بگذارند(26).

 ب: جاسوسي كامپيوتري(27) جاسوسي كامپيوتري به عملي گفته مي‌شود كه شخصي يا گروهي براي دولت يك كشوري اطلاعات مخفيانه از دولت ديگر در ازاي دريافت پول انجام مي‌دهد بعنوان مثال مي‌توان به موارد زير اشاره نمود: در آلمان سازمان اطلاعاتي ك.گ.ب روسيه به شخصي پول داده بود تا اطلاعات مخفيانه ارتش آمريكا را بدست آورد. يا در مورد ديگر مي‌توان به قضيه لوس آلماس دانشمند هسته‌اي اشاره نمود كه اطلاعات بسيار محرمانة هسته‌اي خود را در اختيار دولت چين قرار داده بود(28).

ج: ترور امروزه برخي اقدامات تروريستي با دسترسي به اطلاعات حفاظت شده صورت مي‌پذيرد. تروريستهاي اطلاعاتي فقط با استفاده از يك كامپيوتر مي‌توانند بصورت غير مجاز وارد سيستم‌هاي كامپيوتري امنيتي شوند مثلاً با تداخل در سيستم ناوبري هوائي باعث سقوط هواپيما شده يا باعث قطع برق سراسري شوند(29).

فصل سوم: بررسي قوانين كيفري ايران پيرامون جرائم رايانه‌اي متأسفانه در ايران موضوع تخلفات وجرائم كامپيوتري ديرتر از كشور‌هاي ديگر نمودار گرديده و شايد علت آن ناشناخته بودن فن آوري اطلاعات در ايران بوده است. با توسعة فن‌آوري اطلاعات و فراگير شدن آن در بين عموم مردم، توجه مديران كشور به وجود قوانين لازم احساس گرديد. اولين مرجع رسمي كشور كه لزوم توجه به حقوق رايانه‌اي را احساس نمود شورايعالي انفورماتيك وابسته به سازمان برنامه و بودجه كشور بوده است. اولين قانوني كه پيرامون جرائم كامپيوتري در ايران تصويب شد به سال 1379 بر مي‌گردد كه مجلس شوراي اسلامي «قانون حمايت از پديد آورندگان نرم افزار‌هاي رايانه‌اي» را تصويب نمود. در سال 1381 نيز طرح قانون تجارت الكترونيكي تهيه كه نهايتاً متن آن در سال 1382 به تصويب نهايي مجلس شوراي اسلامي رسيد. از جمله موارد مهمي كه مي‌توان به آنها شاره نمود عبارتند از: جرم انگاري جعل، كلاهبرداري كامپيوتري، حمايت كيفري از حقوق مصرف كننده، حمايت از داده‌ها و كپي رايت.

 نتيجه‌گيري: با توجه به پيشرفت تكنولوژي و اطلاعات، بطور يقين افرادي سود‌جو و فرصت طلب نيز با فراگيري دانش در صدد سوء استفاده از تكنولوژي مي‌باشد كه اين افراد سود‌جو، امكاناتي را كه توسعة تكنولوژي براي جامعه بشري به ارمغان مي‌آورد دست خوش اميال و اغراض خود ساخته و باعث ايجاد مشكلاتي براي استفاده كنندگان از تكنولوژي ‌گرديده و باعث ايجاد شبهه و ترديد براي استفاده صحيح از اين امكانات و تكنولوژي شده‌اند تا جائيكه امروزه توجه دولتمردان، حقوقدانان، متخصصين در امر تكنولوژي را به خود معطوف كرده است. هرچه بيشتر تكنولوژي كامپيوتري توسعه يابد جرائم كامپيوتري نيز توسعه پيدا خواهد نمود. ولي قوانيني كه بتواند با اين جرائم برخورد نمايد پاسخگو نخوهد بود و دولتها مي‌بايستي قوانين خود را متناسب با جرائم نمايند. زيرا جرائم كامپيوتري با جرائم غير كامپيوتري و كلاسيك اختلاف اساسي دارند.

 اولا:ً شيوه ارتكاب آنها تقريباً آسان است.

 ثانياً: با منابعي اندك مي‌توانند خسارات هنگفتي وارد نمايند.

 ثالثاً: جرائم كامپيوتري معمولاً در عرصه بين المللي بوده و معلوم نيست كه كدام حوزة قضائي صلاحيت رسيدگي به جرم را بر عهده دارد.

 رابعاً: با توجه به بين المللي بودن جرائم كامپيوتري ممكن است در بعضي از كشور‌ها اين موضوعات به عنوان جرم تلقي نگرديده و يا حتي قانوني مبني بر مجازات متخلفان وجود نداشته باشد و باعث ايجاد تعارض گردد. لذا ضروريست كه دولتها در مورد جرائم كامپيوتري قوانين كيفري و نحوة مجازات براي متخلفان تصويب نموده تا شايد بتوانند مانع وقوع بزه كامپيوتري شوند. ضمناً در ايران نيز با توجه به رواج استفاده از كامپيوتر‌هاي شخصي و اينترنت ضروري است كه قانون جرائم كامپيوتري تصويب گردد تا مانع وقوع بزه كامپيوتري شود.

 

 

 

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

نوشته شده توسط روح اله ناصری (کارشناس روابط عمومی)  | لینک ثابت |

دین وهنر شنبه شانزدهم مرداد 1389 1:39

چکیده

جایگاه هنر در نسبت وارتباط با دین ونوع نگاه دین به هنر، در این مقاله، با نگاهی بیشتر فلسفی، مورد بررسی قرار می گیرد. به عنوان پیش درآمدی بر موضوع وایجاد زمینه بحث، تعاریفی از هردو، ضمن ذکر پاره ای از دیدگاه های اندیشمندان، ارائه شده است. بر مبنای تعریفی ازهنر وبرداشتی که از آن داریم، به بیان موارد تشابه وتفاوت شکلی وماهوی دین وهنر پرداخته وبا توجه به این وجوه، ارتباط میان این دو تبیین وتشریح شده است. به دلیل اصلی واساسی” یکسانی در خواستگاه” و “اشتراک در غایت”میان هر دو، نتیجه گرفته می شود که:”دین وهنر در طول هم هستند نه در عرض هم”. بر این مبنا وبا تصحیح مفهوم هنر وتعیین ملاک ومعیارهای واقعی برای آن، مصادیق و اشکال گوناگون فعالیت هنری ، با زاویه دیدی که به آن داریم، روشن می شود. بر این اساس، بطور طبیعی بسیاری از اموری که مدعی هنر بوده وصاحبان آن ادعای هنرمندی می کنند، از این حوزه خارج وطرد می شود. ودیگر مباحثی مانند تقسیم هنر به دینی وغیر دینی، مبتذل و غیر مبتذل، موضوعیت پیدا نمی کند. زیرا هنری که، بعضی از آن به هنر غیر دینی یا مبتذل تعبیر کرده ومی نمایند، اصلاً هنر محسوب نشده ونمی شود. یاتصور اینکه دین برای هنر محدودیت قائل شده وآن را تحت امر ونهی خویش قرار می دهد،- به همان دلیلی که اشاره شد- به کلی زدوده ومنتفی می گردد. آنچه حقیقتاً هنر است، بر خط عمود واستوار دین، با آرمان های والای دین همخوانی داشته و در حد واندازه خویش، در پاسخگویی به نیازهای بنیادین انسان گویا وبرای سلامت وسعادت او وجامعه اش همواره ساعی وپویاست. وآنچه غیر از این است ،” تسویل” وجادوست.

 مقدمــه

در طول تاریخ، دین همواره در تفسیر جهان هستی (در بعد نظری) ودگرگون ساختن جهان آدمی(در بعد عملی) محوریت بنیادی وتام وتمام داشته است. اما مهمترین مأموریت آن آموزش واقعیت ها به انسان وهدایت عملی او در جهت شکوفایی استعدادها وبه فعلیت رساندن توانمندیهای اوست.از جملهء این مجموعه استعدادهای فطری آدمی، دوعنصر اساسی: یکی عقل واندیشه ودیگری احساس و عاطفه است، که گفته اند: از اولی حکمت زاید واز دومی هنر. وشاید هم وحدت و باروری هردو عنصر-عقل واحساس- است که به آفرینش وپیدایش این دو پدیده - حکمت وهنر- انجامیده و می انجامد. در هر صورت حکمت وهنر زاییده انسان واستعدادهای او می باشند. در اینجا هنر به عنوان یکی از مظاهر بارز استعدادهای فطری آدمی ، انتخاب و رابطه آن با دین مورد نقد وبررسی قرار می گیرد. بدیهی است؛ در این مقال، هم هنر به مفهوم عام با گستردگی مصادیقش منظور نظر است وهم مراد از دین، ادیان بطور کلی، به اعتبار یگانگی آنها در منشأ ومبدأ صدوری و اشتراکشان درغایت و مقصد ، است. و همین اشتراک دراصول وحاکم بودن روح واحد بر همه آنهاست که، خداوند متعال صرفنظر ازتعدد ظاهری ادیان و شرایع که ریشه در شرایط ومقتضیات گوناگون تاریخ بشر دارد، دین را یکی دانسته ووحدت ذاتی وجوهری ادیان را اعلان می نماید. چنانکه می فرماید:” دین در نزد خداوند، اسلام(وتسلیم شدن در برابر حق) است.”(1) مناسب است قبل از ورود به اصل بحث، تعاریفی از دین وهنر ارائه کرده و به ماهیت آن دو به اجمال اشاره نماییم.

 

دین

دین که منشأ ومبدأ الهی دارد، مبتنی بر شعور ذاتی وفطرت وطبیعت زوال ناپذیر آدمی است. ماهیت درونی وباطن آن امری آرمانی وحقیقتی متعالی است، که ذاتاً مطلوب بشر بوده وهر انسانی بالطبع در آرزوی دست یابی ورسیدن به آن می باشد. حقیقتی که از آن به “کمال مطلق “تعبیر شده وآدمی خواسته یا ناخواسته در جستجوی آن حرکت کرده وتلاش می کند. تلاشی که بر تمام زندگی او سایه افکنده، بلکه تمام زندگی اوست. قالب ظاهری آن نیز مجموعه ای ازبرنامه هاوقوانین تصدیقی ورفتاری است که محتوای شریعت را شکل داده و می سازد. این نظام عقیدتی ورفتاری که مجموعه ای است از”هست ها ونیست ها” و” بایدها ونبایدها” بهترین ابزار رشد وتعالی همه جانبه انسان به حساب آمده وتجسم آن در روح وجان آدمی وتبلور وظهور آن در رفتارش، او را درمقام وموقعیت “احسن التقویم” حیات قرار می دهد.

براین اساس، دین را باید به حقیقت تفسیر شده ای تعبیر کرد که برای راهیابی بشر به سرچشمه حیات ناب، از جانب مبدأ ومنتهای عالم هستی آمده است. قرار گرفتن در مسیر حرکتی آن، سیرنامنتهای آدمی را با سلوکی سالم وهدفمند ترکیب کرده، واو را در صراطی مستقیم قرار می دهد که متصل به قرب خداوند است و با طی این طریق ،سرانجام به “کمال مطلق” پیوند می خورد. مقام وموقعیتی که سرچشمه هر خوبی وزیبایی ومنبع تمامی لذایذ وخوشی های همه جانبه است.

هنر

چیستی وچگونگی هنر تابعی است از متغیرهای مبنایی که در تعریف هنر گنجانده شده و مبیّن نوع تلقی وبرداشتی است که ارائه کننده تعریف از آن دارد.در حوزه دانش های مختلف،کمتر موضوعی به گونه هنردر معرض اختلاف نظر وتفاوت های دیدگاهی است. تولستوی از شاسلو- زیبایی شناس آلمانی- در باره ماهیت زیبایی شناسی، که از آن نوعاً به هنر تعبیر می شود، می نویسد:” مشکل بتوان در هیچیک از حوزه های علوم فلسفی به یک چنین تحقیقات متناقض وناقص وبه یک چنین شیوه توجیه، بدانگونه که در قلمرو زیبایی شناسی پیدا شده است، برخورد.”(2)

بنظر می آید اشاره به پاره ای از این دیدگاهها، باب مناسبی باشد برای ورود تدریجی به”بیت البحث” اصلی، که در این مقاله باید به آن بپردازیم. قبلاً باید گفت بعضی از این تعاریف ارائه الگوهای برتر وجامع هنری است نه ارائه تعریفی از هنر. برخی از آنها تعریف به مصداق است. عده ای هم از لوازم هنر گفته اند؛ وبعضاً آثار ونتایج آن را به مثابه تعریف هنر عنوان کرده اند . وبه کمتر تعریفی برمی خوریم که یک تعریف مطابق “حد منطقی” با جامعیت ومانعیت التزامی آن باشد. ولی به هر حال شکی نیست که این تعاریف با مبانی مختلفی که پایه هر کدام محسوب می شود، ما را در شناخت هر چه بهتر این پدیده یاری می دهد.

شافتس بری((shafts bury1670-1713می گوید: ” زیبایی فقط بوسیله روح شناخته می شود. خداوند زیبایی اصلی است.”(3) هاچسون(Hutcheson 1694-1744) در کتاب خود بنام –منشأ تصورات ما در باره زیبایی وتقوی- هدف هنر را “زیبایی” می داند که جوهرآن در تجلی وظهور وحدت در کثرت نهفته است.”(4) به اعتقاد فیخته(fikhteh1761-1814):” هنر ظهور وبروز روح زیباست ومقصدش تعلیم وتربیت ، یعنی تربیت سراسر وجود انسان است.”(5) وشلینگ( (shelling 1775-1854می گوید:”خصوصیت اصلی مفهوم هنر، بی نهایتی نا معلوم است. هنر از اتحاد ذهنی (subjective)با عینی(objective) بوجود می آید. یعنی از اتحاد طبیعت با عقل وبه عبارت دیگر از اتحاد غایب با حاضر ترکیب می پذیرد. بنابراین هنر عالیترین وسیله معرفت است.”(6) هگل(Hegel 1770-1813)هنر را” تحقق همانندی تصور(ایده) با حقیقت زیبایی می داند ــ البته به اعتقاد او تنها در روح ومضامین روحانی یافت می شود ــ که توأم با دین وفلسفه وسیله ای برای بوجود آوردن شعور وبیان عمیق ترین مسائل انسانی وعالیترین حقایق روح است.”(7) جبران خلیل جبران می گوید:” هنر گامی است در جهان ادراک به سوی ناشناخته!”(8) وبه عقیده موزلی(mostly)” زیبایی در روان آدمی یافت می شود. طبیعت ما را از آنچه مقدس والهی است با خبر می سازد وهنر مظهر مرموز این چیز مقدس والهی است.”(9) تولستوی (Tolstoy)خود می گوید:” برای اینکه هنر را دقیقاً تعریف کنیم، پیش از همه لازم است که بدان همچون یک وسیله کسب لذت ننگریم، بلکه هنر را یکی از شرایط حیات بشری بشناسیم”.(10) تأکید تولستوی در رابطه با ماهیت وغایت هنر، بیشتر بر ابزار ارتباطی میا ن انسانهاست. او می گوید:” فعالیت هنر یعنی: انسان احساسی را که قبلاً تجربه کرده است در خود بیدار کند وبا برانگیختن آن بوسیله حرکات واشارات وخط ها ورنگ ها وصداها ونقش ها وکلمات، بنحوی که دیگران نیز بتوانند همان احساس را تجربه نمایند وآن را به سایرین منتقل سازد……..هنر وسیله ارتباط انسان هاست برای حیات بشر، وبرای سیر بسوی سعادت فرد وجامعه انسانی، موضوعی ضرور ولازم است. زیرا افراد بشر را با احساساتی یکسان به یکدیگر پیوند می دهد.”(11)

اینها بعضی از دیدگاه های اندیشمندان معاصر در باب چیستی هنر بود.عناصری که در این نقطه نظرات، نمود وبروز بیشتری دارد، عبارتند از: ادراک ومعرفت- احساس تجربی- روح ومضامین روحانی- تجلی زیبایی، که عمدتاً عناصری مبنایی برای شناخت هنر بوده وملاک ومعیارهای تعاریف مذکور به حساب می آیند.

پس از بیان برخی از عمده ترین تعاریف از هنر وذکر دیدگاه های بعضی از نویسندگان و منتقدین سرشناس معاصر حوزه فلسفه وادبیات وهنر، بر اساس مبنای خود وتلقی و برداشتی که از هنر داریم ، تعریفی از هنر ارائه می دهیم تا بر اساس ملاک ومعیار های پذیرفته شده در آن، به بیان رابطه دین وهنر ونسبت آن دو با یکدیگر بپردازیم.

هنــر،” شکلی نو ودلپذیر ونمودی پر جاذبه از حقیقتی اصیل وماهیتی آرمانی است که ریشه در فطرت پاک انسان داشته و ضمن اِخبار از”آنچه هست” ارشاد است به”آنچه باید”.

این تعریف دارای سه رکن اصلی است.1- فرم ومحتوای به هم پیوسته ای که پیوندشان ناگسستنی است.2- برخوردار از خاستگاه وخواستگاه فطری 3- دارای ماهیتی حقیقی وغایتی سودمند.

 رابطه دین و هنر

تلقی ما از هنر به گونه ای است که هیچگاه مفهومی کهنه واستاتیک نداشته ومصداقی ایستا وهمراه با رکود وخمودی پیدا نمی کند. همواره از ماهیتی دینامیک برخوردار بوده وهمیشه پویا، فعال وبا نشاط در نماهایی نو وزیبا جلوه گری می کند. فرم وشکل با محتوا وماهیت، در استواری ودرستی معیارها متحدند. در این برداشت، هر فعالیت هنری منحصراً از محتوایی اصیل برخوردار بوده وماهیتی شریف را در لایه های زیرین خود دارد؛ وهر نوع فرمی که از این نوع محتوا برخوردار نباشد، اصلاً هنر نیست. وهرنگاری که از ارائه چنین تصویری بی بهره باشد، نقشی هنرمندانه به حساب نمی آید. چنانکه حکمت، ایده وآرمانی هم که محتوای فعالیت هنری محسوب می شود، نیز نمی تواند ونباید در هر ظرفی ریخته شده وبه هر شکلی نمایش داده شود. ظرف این مظروف نیز باید در نهایت دقت، ظرافت،وتوانمندی انتخاب شود تا بتواند جاذبه لازم وکشش طبیعی خود را برای ارائه پیام دارا باشد. ودر نهایت این فرم ومحتوای حقیقی ، اصیل وزیبا، باید بتواند با مخاطب خود ارتباط برقرار کرده وشعور واحساس او را در جهت تعالی ورشد ی که رو به سوی سلامت و سعادت او دارد، هدایت ورهنمون سازد. بر این اساس ماهیت مقدس هنر، با غایت منوّرش متحد، و فعالیت هنری را بر صفحه ذهن وزبان وروان، ماندگار خواهد کرد.

با این برداشت وتلقی از هنر وتعریف ارائه شده از آن، وبیان مجملی که قبلاً از دین داشتیم، در اینجا به بررسی این مطلب می پردازیم که این دو چه ارتباطی بویژه در “ماهیت” و” غایت” با یکدیگر داشته ودارند؟ برای پاسخ هر چه بهتر به این پرسش، یعنی کشف ارتباط فلسفی میان دین وهنر، بررسی وتبیین وجوه” اتفاق” و” افتراق” میان آن دو لازم و راهگشاست؛ که در ذیل به آن می پردازیم.

 وجوه افتراق ( ناهمانندی ها )

1- منشأ فاعلی دین، خداوند واراده حکیمانه اوست؛ در حالی که منشأ فاعلی هنر، قدرت خلّاقه انسان ونیروی ابتکار اوست که ریشه در فطرت او دارد.

2- سایه دین بر تمام جنبه های مادی ومعنوی زندگی انسان گسترده است وشامل همه بخش ها ولایه های سطحی و زیرین حیات می شود؛ ولی هنر در برگیرنده بخشی از زندگی انسان وبرخی از خواسته های اوست.

3- ارائه هنر بطور طبیعی در بند قالب، فرم وشکل نمود پیدا کرده، وتا شکلی عینی – به مفهوم عام آن – وقابل مشاهده به خود نگیرد فعالیت هنری انجام نگرفته است. اما دین- حد اقل در بخشی از آن- نیازی به صورت ،هیئت وشکل نداشته؛ ودر افراد بدون ارائه عملی محسوس، نیز می تواند وجود داشته ویا ایجاد گردد.

4- دین نظام جامع وکاملی در”ابزار”، برای وصول به” غایت” ارائه می دهد؛ که هنر از این جامعیت برخوردار نیست.

5- جوهره اصلی دین قرین تقدّس است؛ ولی هنر به یک اعتبار نمی تواند همواره مقدس باشد.

6- ادراک حقایق دینی برای عموم بیشتر از راه تعقل وتدبر است؛ ولی درک لطایف هنری بیشتر از طریق احساس وعاطفه است.

7- “معنا گرفتن” کار نخستین واوّلیه هنر است ؛ ولی ” معنا بخشیدن” عمل اصلی ونخستین دین است.

8- غایت وحقیقت دین وقوانین دینی ، ارتباطات چهار گانه: انسان با خود، انسان با خدا، انسان با جهان هستی، انسان با انسان، را در بر دارد؛ ولی هنر فاقد این گستردگی در زمینه ارتباطات می باشد. فعالیت های هنری بطور خاص بیشتر در حوزه ارتباط انسان با انسان بوده واین ارتباط را توسعه می بخشد.

9- دین - دست کم همه ارکان واجزا ترکیبی آن- لزوماً دارای جاذبه صوری وکشش ظاهری نیست ؛ ولی هنر با توجه به خصوصیت شکلی اش همواره از یک نوع جاذبه وکشش صوری برخوردار است.

10- دین برای هنر می تواند به منزله” قلب” باشد؛ وهنر برای دین می تواند به منزله ” قالب” باشد.

 وجوه اتفاق ( همانندی هــا )

1- دین وهنر دارای خواستگاه مشترک بوده وهر دو ریشه در فطرت وطبیعت آدمی دارند.

2- هر دو دارای محتوا وقالب، یا باطن وظاهر می باشند. .یعنی در هر دو، جنبه های بیرونی ودرونی یافت می شود.

3- بخشی از هر دو، در زمینه پیام رسانی، مربوط به” هست و نیست ” ، وبخشی نیز متعلق به ” باید ونباید ” است.

4- مقوله هایی از جنس ” معرفت ” و” تربیت ” ، درهر کدام به نسبت اصالت وگستردگی شان موجود است.

5- بخشی از دین که عمدتاً لایه های زیرین آن به حساب می آید، قابل تجربه یا به اصطلاح کشف وشهود عرفانی است. وهنر نیز ماهیتاً از همین صبغه وخصوصیت بر خوردار است.

6- هر دو پویا ودینامیک بوده وهمواره از نشاط وزندگی برخوردارند.

7- هر کدام به اندازه وزن و ارزش ذاتی خود در ساختن بنای سعادت وخوشبختی انسان مؤثر بوده وبه توسعه مدینه فاضله انسانی کمک می کند.

8- هیچکدام در انحصار طبقه خاصی نیست ونباید باشد. وهمه انسان ها می توانند از نعم معنوی هر دو استفاده کرده وهمگان از حقوق مساوی در این زمینه برخوردارند.

9- گرچه طبیعت اصلی دین وهنر، پاک بوده؛ وجوهره دیندار وهنرمند، سالم وبه دور از آلودگی است؛ اما هر دو می توانند دچار آسیب شده، وآفات وامراضی مانند ریا وتظاهر آنها را آلوده نماید ؛ که در این صورت ماهیت آنها مسخ وحقیقت آنها دگرگون می شود.اینجاست که نه آن دین است ونه این هنر؛ هردو بکلی از خاصیت و تأثیر افتاده وبلکه تمام جاذبه آنها تبدیل به دافعه خواهد شد.

10- استعداد نوع بشر در رابطه با باورهای اصیل دینی وپذیرش آن بطور طبیعی یکسان بوده وهمگان از فطرتی هماهنگ برخوردارند. این استعداد در مورد هنر نیز در زمینه پذیرش وتأثیر پذیری از آفرینش های هنری اینگونه است. البته این مطلب با واقعیت متفاوت بودن آدمیان وذو مراتب بودنشان در کمیت وکیفیت پذیرش وهمچنین نوع ونحوه پذیرش منافاتی نداشته وآن را انکار نمی کند؛ بلکه در بیان اصل پذیرش وتأثیر پذیری است.

با تأملی در عناصر اصلی تشابه وتفاوت که در بالا آمد می بینیم، مهمترین وجه افتراق آن دو در خاستگاه متفاوت است. خاستگاه دین- منشأحدوث آن- اراده خداوند یکتاست؛ وخاستگاه هنر فطرت اصیل انسان است. ومهمترین وجه اتفاق آن دو نیز خواستگاه مشترک است. خواستگاه دین وهنر- منشأ پذیرش آن دو- فطرت کمال طلب، حقیقت جو ، وزیباپسند آدمی است.

از آنچه گفته شد، روشن می شود؛ دین وهنر در طول هم می باشند نه در عرض هم. زیرا در مهمترین فصل مقوّم ماهیت، اشتراک داشته ودر یک راستا می باشند. یعنی در بدایت امر، خواستگاه مشترک- فطرت- ، هر دو را مورد پذیرش وحمایت قرار داده است. آدمی نسبت به هر دو احساس نیازی عمیق دارد وبطور تکوینی در جستجوی آنها ودر تکاپوی سیراب کردن خود از مشارب هردو است. وبر این اساس می فهمیم که هر دو - دین وهنر- درصدد پاسخگویی به نیازهای بنیادین او هستند؛ وهر کدام در حوزه توانایی خود این مهم را انجام می دهد.

اما در غایت هم ، هدف هردو تعالی ورشد انسان بوده وضمن پیوند دادن انسانها به یکدیگرو برقراری وحدت اصیل وپایداری میان آنان ، حرکتی را در جهت موافق طبیعت نخست انسان وفطرت اولیه او، برای ایجاد جامعه ایده آل وآرمانی اش سامان می دهند.

البته بدیهی است؛ در این میان اصالت با دین بوده و اساس قانون و قانون اساسی از آن اوست. بر همین اساس باید گفت: حوزه کارکرد دین بسیار گسترده تر از هنر، و اراده او حاکم بر اراده هنر است . زیرا دین برای تمام حقیقت وجودی انسان ، آن هم بطور جامع نسخه وبرنامه ارائه می دهد وهنر تنها عهده دار انجام بخشی از این برنامه است. در واقع هنر همواره به کمک دین می آید تا آرمانی که دین برای بشر در دور دست در نظر گرفته است ، در حوزه مسئولیت وتوانایی اش، به سهم خویش انجام دهد. واین همکاری نیز کاملاً بطور طبیعی انجام می گیرد. این فعالیت نه یک حرکت قسری است ونه یک عمل تعاملی ، بلکه تعاونی است جبلی وذاتی. ولذا دیگرجایی برای موضوع به خدمت گرفتن دین ، هنر را برای مقاصد خویش، نمانده و نمی ماند؛چنانکه بعضی آن را عنوان می کنند.

 هنر دینی و هنر غیر دینی

در مباحث نقد هنر، یکی از تقسیم بندی هایی که بخصوص در مطالعات هنری معاصر دیده می شود، تقسیم آن به دینی وغیر دینی است.از هنر دینی معمولاً به مقدس- مسئول ومتعهد- مکتبی، نیز تعبیر شده است. ودر دیگر سو از هنر غیر دینی، نیز به غیر متعهد وبی مسئولیت- مبتذل- غیر مکتبی یاد می شود. گرچه این تقسیم بندی با مبنایی که در این مقاله اختیار شده است، نا سازگار است؛ اما فعلاً صرفنظر از درستی یا نادرستی آن، به بیان برخی از دیدگاه های ارائه شده از سوی صاحبنظران این عرصه می پردازیم.

تیتوس بورکهارت(Titus Burkhart ) در رابطه با هنر دینی یا مقدس می گوید:” هنر مقدس در واقع نماد هستی فرا طبیعی را در درون خود نهفته دارد. از این رو صورت این هنر هم باید حامل چنین نمادی باشد.از دیدگاه اسلام هنر قدسی بیش از هر چیز نمود ونمای وحدت الهی است. هم در جمال وهم در جلال. این وحدت در هماهنگی وکثرتی موزون تبلور می یابد ودر عالم وجود متجلی می گردد. هنرمند با تعبیر قریحه واستعداد درونی خویش این وحدت را استنتاج نموده وآن را به حسب مهارت خویش به لباس زیبایی ملبس می سازد؛ وبا صورت بخشیدن به نمودهای ملموس هستی، کثرت اضطراب برانگیز زمین را به وحدت تبدیل می کند.”(12)

شووان(shaven ) شاعر وهنرمند آلمانی:” ارزش هنر دینی از اینجا سرچشمه می گیرد که این هنر یک ذکاوت وبینشی را در بر داشته وانتقال می دهد که جامعه بشری فاقد آن است. مانند طبیعت بکر ودست نخورده. هنر دینی دارای خصلت وفعل عقل است که آنرا توسط زیبایی متجلی می سازد………هنر دینی، صورت آن حقیقتی است که خود، ماوراء عالم صور است. تصویر از حقیقتی که هیچگاه خلق نشده است.”(13)

سیمین دانشور دیدگاه ارسطو را در رابطه با هنر دینی ومقدس یادآوری کرده ومی گوید:” فیلسوفی مانند ارسطو، هنری را می ستاید که صفا بخشنده اخلاق وتطهیر کننده عواطف باشد.” هم او از قول تولستوی نیز در این رابطه می نویسد:” هنر خوب است اگر احساسات خوب را ترویج کند واحساسات هنگامی خوبند که شعور دینی، ممیّز نیک وبد، به خوبی آنها حکم دهد. هنر نباید راستی وراستگویی- یعنی صفت اساسی وگرانبهای خود را- از دست دهد وگناه وفساد را ترویج نماید.”(14)

البته تولستوی که شاید بتوان او را بارزترین شخصیت مدافع هنر دینی یا اخلاقی شمرد، در این رابطه مطالب مبسوطی را بیان کرده است. وی در بیان ماهیت هنری که ریشه در شعور دینی هنرمند دارد، می گوید: ” تنوع احساساتی که ناشی از شعور دینی اند، بی پایان است وهمه این احساسات تازه اند. زیرا شعور دینی جز نشانی از رابطه جدید انسان با جهان در جریان نظام خلقت چیز دیگری نیست وحال آنکه احساساتی که از میل لذت بردن سرچشمه می گیرند نه تنها محدودند، بلکه از مدتها پیش آنها را کاویده اند وبیان کرده اند. بدین سبب بی اعتقادی طبقات عالیه اروپا آنان را به سوی هنری رهنمون شده است که از لحاظ مضمون بی اندازه فقیر است.” وی در نقد هنر معاصر غرب که عمدتاً مبتنی بر کسب لذت جنسی است، می نویسد:” احساس لذت جنسی که پست ترین احساسات است ونه تنها در دسترس انسان قرار دارد بلکه همه حیوانات نیز بدان دسترسی دارند ، موضوع اساسی تمام آثارهنری عصر نو را تشکیل می دهد.”(15)

اندیشمند ومتفکر شیعه، مرحوم علامه محمد تقی جعفری هنر را به سه گونه: هنر برای هنر- هنر برای انسان- هنر برای انسان در حیات معقول، تقسیم کرده؛ وبا رد نظریه اول ودوم، در ارائه دیدگاه سوم، هنر را به هنر پیشرو و پیرو تقسیم کرده ودر باره هنر پیشرو که همان هنر متعهد ودر خدمت حیات معقول بشری است، می گوید:” منظور از هنر پیشرو، تصفیه واقعیات جاری واستخراج حقایق ناب از میان آنها وقرار دادن آنها در مجرای ” حیات معقول ” با شکل جالب وگیرنده می باشد. نبوغ سازنده در اینگونه هنر،” آنچه هست” را بطور مطلق امضا نمی کند و آن را مطلق هم طرد نمی نماید، بلکه ” آنچه هست” را به سود ” آنچه باید بشود” تعدیل می نماید. ما این هنر را جلوه گاه تعهد وبوجود آورنده آن را هنر مند متعهد می نامیم.”(16) وی بر ضرورت زیبایی معقول تأکید نموده و می گوید: ” حیات بشری بدون این زیبایی نمی تواند از سجن خودخواهی که زشت ترین چهره حیوانی در انسان است ، نجات پیدا کند.”(17)

او در بیان خصوصیت هنرمند متعهد می گوید:” در یک عبارت مختصر باید گفت: “هنرمندان سازنده وپیشرو که بشر را از محاصره شدن در معلومات وخواسته های محدود وناچیز نجات می دهند از آن عالم اکبر ودفائن عقول یعنی واقعیات تعلیم شده به آدم(ع) گرفته ،استعدادهای مردم را برای بهره برداری از عالم اکبر ومخفی های عقول وواقعیات تعلیم شده ، تحریک وبه فعلیت می رسانند.”(18)

 هنــر وبایدها ونبایدهای دینــی

در حوزه مطالعات هنری ونقد هنر، یکی از فصولی که نویسندگان ومنتقدین باز کرده وبه گونه های مختلف اظهار نظر کرده اند ، مربوط به محدودیت هایی است که دین برای هنر وهنرمندان ایجاد کرده است. در پاره ای از موارد ، این موضوع به گونه افراطی از ماهیت اصلی بحث منحرف شده وعده ای دین وهنر را مقابل هم قرار داده و یک نوع دشمنی وعداوت میان این دو را تبلیغ وترویج ویا حداقل تأیید وتأکید کرده اند. تا جایی که برخی از اندیشمندان دینی را به دفاع واداشته تا به اثبات مقوله تلائم وسازگاری میان دین وهنر بپردازند.

نجیب الکیلانی در کتاب اسلام ومکاتیب ادبی می نویسد: ” دشمنی بین هنر ودین با طبیعت ملایم آن دو سازگار نیست. هر چه در مورد این درگیری گفته شده مولود موقعیت های ناگوار تاریخی واشتباهات فردی وجمعی است که با اوضاع واحوال مختلف گره خورده است. این جدال به جنگی انجامید که کرامت هر دو را خدشه گردانید. هنر به خروج از موازین جامعه وتمایل به بی بند وباری زیر پوشش شعارهای آزادی ساختگی متهم شد؛ ودین نیز به تحجّر، همکاری با نیروهای ارتجاعی وتقدیس گذشته ها بدون توجه به خوب بد آن متهم گردید؛ ودر نتیجه میان دین وهنر جنگ هولناک خونباری زاده شد. هر کدام این گمان را داشتند که نابودی دیگری به معنای حیات خود او، و در حکم پیروزی اندیشه واعتلاء کلمه وقداست آن وپاک شدن از هر گونه زشتی است.”(19)

داوری سیمین دانشور، یکی از نویسندگان ومنتقدان حوزه هنر وادبیات در رابطه با تقابل دین وهنر، اینگونه است:” جهان مذهب، همواره جهان هنر را محدود کرده است وسعی نموده است آن را به خدمت دین بگمارد وبا جنبه محرکه ای که هنر دارد، از آن به نفع تبلیغات مذهبی استفاده نماید. علاوه بر این، هرگاه اهل مذهب به زیبایی متوجه شده اند، فوراً در جاده وسیع زیبای اخلاق گام نهاده اند ودر نتیجه آن گونه که باید حق مطلب را ادا نکرده اند.”(20) وی در جای دیگری به طور خاص به تحلیل برخورد دین اسلام با هنر وفعالیت های هنری پرداخته ومی نویسد: ” اوایل ظهور اسلام به جنگ وکشور گشایی وتبلیغ مذهب جدید گذشت وبنابراین جایی برای ترقی هنر نماند. خاصه که اقوام غالب هم خود از هنر بهره ای نداشتند! وبنابراین همّ مذهب جدید قبل از هر کار دیگر صرف مبارزه با بت پرستی وشرک وسوء اخلاق اعراب وظلم وغیره گردید. موضوع کتاب مذهبی، قرآن نیز بیشتر تهذیب اخلاق وتوحید بوده ونه تنها از هنر وتشویق هنرها اثری در آن نبود، بلکه نظر منفی هم نسبت به هنرها ابراز شده بود؛ چنانکه در قرآن مجید می خوانیم: والشّعراء یتّبعهم الغاوون* الم تر انّهم فی کلّ وادٍ یهیمون* به این معنا که شاعران را گمراهان پیروی می کنند* آیا ندیده ای که آنان در هر امری متحیّرند؟* هنر مجسمه سازی هم تکلیفش از اول معلوم بود. از ترس آنکه بسان بت، معبود مجسمه سازان قرار نگیرد، منع شده بود.”(21)

ما در این مقاله نه مجال نقد تفصیلی این گونه مطالب را داریم ونه فعلاً در مقام پاسخ به این گونه قضاوت های جاهلانه، وتحلیل های سطحی وبسیار دور از واقع هستیم. تنها باید گفت: نویسنده نه از اسلام - حداقل در این حوزه- آگاهی لازم را داشته است، ونه از مفهوم حقیقی حقیقت هنر مطلع است، ونه حتی زحمت رؤیت روایت قرآنی مورد استناد را به خود داده است. وی حداقل آیات پایانی سوره شعراء را هم بطور کامل وتا آخر برای دریافت پیام آن نتوانسته ویا نخواسته است پیگیری نماید؛ وبه قرائت همان” لا تقربوا الصلوة” اکتفا کرده وبدون عنایت به ” انتم سکاری” فتوی صادر کرده است. وآنگونه در باره قرآنی داوری کرده است که یکی از جنبه های لفظی ومعنوی آن، آفرینش های زیبای هنری است که هر بیننده وشنونده واجد سمع وبصر را مسحور خویش نموده و می نماید…..بگذریم!!

موضوع امر ونهی های دین به هنر یا محدودیت هایی که دین برای هنر بوجود آورده و می آورد را، برخی از اندیشمندان به گونه هایی بررسی کرده و به آن پاسخ گفته اند. به عنوان مثال تولستوی قدرت تأثیر هنر را بر روحیه مردم از طرفی وزیانمند بودن فعالیت های هنری بر پایه” اصالة لذت ” را دلیل اصلی این امر شمرده است. وی می گوید: ” برخی از آموزگاران بشریت نظیر افلاطون ومسیحیان نخستین ومسلمانان وبودائیان، بارها تمام هنر را رد کرده اند. آنها بر خلاف نظر کنونی- نظری که بر طبق آن، هر هنر تا زمانی که لذت دهد نیکو است- از جهت دیگری بهتر می نگرند. می اندیشند که: چون هنر- بر خلاف سخن- که می توان آن را ناشنیده گرفت، بر رغم تمایل واراده مردم به ایشان سرایت می کند، تا آن حد زیانمند وخطرناک است که اگر بشریت ” تمام هنر” را به دور افکنده، به مراتب کمترازآنچه ” همه هنر” را بپذیرد، زیان خواهد دید.”(22)

مرحوم علامه جعفری به دلیل این تقابل اشاره کرده و می گوید: ” زیبایی دارای خصوصیتی است که می تواند محتوا را در خود بپوشاند ورویارویی زیبایی وحقیقت نیز درست از زمانی آغاز می شود که زیبایی بخواهد حقیقتی را مستور کند.”(23)

دکتر غلامرضا اعوانی در کتاب حکمت وهنر معنوی، به بیان ریشه این اختلاف پرداخته و می گوید: ” هنر غیر دینی مبتنی بر نفی وانکار اصول ومبانی ومبادی است که در هنر دینی مورد تأکید است. در هنر غیر دینی مدرنیسم وتجددطلبی غلبه دارد. یعنی هر چیزی که نو باشد دارای اصالت است……و لو اینکه این نو آوری وابداع وابتکار به نفی آن حقایق وجودی واصول ومبادی مقدس منتهی بشود.”(24)

ما معتقد به این اختلاف وتقابل میان دین وهنر نیستیم. این مطلب با تأمل در تعریفی که از هنر در این مقاله ارائه شده است وهمچنین مبنایی که در بحث رابطه دین وهنر اختیار شد ــ هنر در طول دین است نه در عرض آن ــ به روشنی استخراج واستنباط می شود. اما قبل ازبررسی تفصیلی این مبنا وذکر دلایل وبیان لوازم طبیعی آن، این مطلب را گوشزد می کنیم که: اگر این را هم بپذیریم که دین هنر را محدود کرده است، از این زاویه باید تحلیل شود که، از دیروز وامروز همواره برخی بر آن بوده وهستند، که با نام وعنوان هنر، هر نوع ” تخیلی” را به جای ” واقعیت” وهرنوع ” مجازی” را با لباس ” حقیقت” وهر نوع ” بدعتی” را به دفاع از ” بدایع” به نمایش درآورده؛ وبه بهانه تحریک احساسات وعواطف بشری، کوشیده اند هرگونه تصویری مضحک ومخل آرامش روانی مردم را بر روح وذهن آنان حک کنند. واین به بازی گرفتن حیات انسانی انسان ومسخره کردن همه دارایی های آدمی است.

اینان باید ابتدا نگاهشان را به حیات وزندگی تعدیل بخشیده، معنی حیات را دریابند؛ به نیک وبد آن به چشم واقع بین بنگرند، تا با فهمی عالی وروشن از حیات همه جانبه انسان وشناخت نیازهای واقعی آدمی، قوانین متعالی ودرست آن را پذیرفته وبه آن تن دهند. وآنگاه است که اِعمال قانون را در همه جا از جمله اینجا لازم وضروری می دانند. باید از اینان پرسید: آیا زندگی به اندازه یک بازی هم اهمیت ندارد واز ارزشی مساوی با آن هم برخوردار نیست، تا بدانیم واعتراف کنیم که، اصولاً هر بازی هم قواعدی برای خودش دارد وبازیگران باید خود را ملزم به رعایت آن بدانند.

اما همان گونه که اشاره شد؛ ما معتقد به چنین تقابلی میان دین وهنر نیستیم؛ وتلقی اینکه دین، هنر وهنرمند را محدود کرده، نادرست دانسته و آن را منکریم.

آنچه موجب این توهم شده است، مبنای نادرستی است که بسیاری آن را اختیار کرده اند؛ و فکر می کنند: ” هنر در عرض دین است” . در صورتی که ” هنر در طول دین است نه در عرض آن” . زیرامهمترین عناصر ماهوی دین وهنر در” بدایت” و”غایت” یکی است. عناصری که هر دو را در مسیر تعالی بخشیدن به انسان وترقی بخشیدن به اجتماع بشری ، متحد وهمراه کرده است.

جوهره اصلی دین که محکمترین پشتوانه پذیرشی آن از جانب بشر به حساب می آید، فطرت انسانی است ؛ تاجایی که بخاطر همین انطباق دین با فطرت است که همواره ودر طول تاریخ همراه بشربوده وجاوید وماندگار مانده است. وسرّ جاذبه هنر وکشش فوق العاده اش، نیز به سبب همین پشتوانه ذاتی وجبلی درون انسان هاست.

از سوی دیگر، دین طراح زیر ساخت های کاخ آرمانی انسان است؛ وهدف او فعلیت بخشیدن به استعدادهای او وتوانمند کردن او برای پرواز تا مراتب برخورداری از حیات طیبه است. و هنر نیز با” معنا گرفتن ” ازحقیقت معنا، به راز ورمز ظریفانه، ” معنا بخشیدن” را به مخاطبان خود هدیه کرده وارزانی می بخشد، تا از پوسته پوسیده و شکننده زندگی گذر کرده و به لایه های زیرین شکوهمند ومستحکم آن، یعنی مغز مغذّی حیات دست یابند .

والبته باید باور کنیم اگر طرح ولایحه ای به نام دین با آدمی آن نکند، دیــن نیست ؛ واگرشکل ومحتوایی به داعیه هنر با مخاطبین خود این نکند، هنــر نیست.

بنابراین؛این دو با حجم جامعیت وقدرت تأثیر گذاری متفاوتی که با یکدیگر دارند در یک راستا بوده ویکسان عمل می کنند. دین در حجم بالایی از اصالت، جامعیت، توانمندی ، آرمانهای والای انسان را تعیین ورهبری می نماید ونیازهای بنیادین وحتی فرو دستش را پاسخ می دهد. وهنر در حجم وجامعیتی کمتر، در جهت همان اهداف مذکور، بر خط عمود دین قرار داشته وبا آن همخوانی دارد.

دین به عنوان معرّف عالیترین نمونه حیات، همواره عقل وعاطفه انسانی را د ر جایگاه مناسب شأن آنها قرار داده؛ واین دو نیز با نوشیدن از این ” عین معین” وبا سرچشمه گرفتن از آن چشمه آب حیات، خود به رودخانه های حکمت وهنر تبدیل شده، در بستر جان صاحبان خویش جاری گشته، تا آنان ومصاحبانشان را به اقیانوس زندگی پاک وحیات طیبه رهنمون ومتصل نماید. چنانکه امیرالمؤمنین (ع) در بیان حکمت وفلسفه دین وبعثت پیامبران می فرماید:……..” ویُثیروا لهم دفائن العقول؛ یعنی تا واقعیات واستعدادهای نهفته در درون آدمیان را تحریک کرده وبرانگیزانند.”(25) پس حکمت وهنر بروز وتجلی همان استعدادهای نهفته درون آدمی بوده که با تحریک عقل وعاطفه- این دو نیروی فوق العاده وجود آدمی- تحقق وعینیت می یابند.

پس اگر پدیده ای به عنوان هنر، صاحب ومصاحبش، و متکلم ومخاطبش، را تعالی نبخشد وزمینه صعودشان را فراهم نسازد، ارزش ها را تبلیغ نکند، استعدادها را به فعلیت نرساند، بصر را بصیرت نبخشد، موجبات آزادی روح را از اسارت جسم، وعقل را از بندگی نفس فراهم نکند، قرین فریب بوده، وگرفتار ریا وآلوده به تظاهر باشد، باآرایشی رقیق ،آلودگی غلیظ ایجاد کند، از دعوت وهدایت وذکر ومراقبت وزیبایی وحقیقت ، تهی وبی بهره باشد؛ اصلاً هنر نیست؛ نه اینکه هنر غیر دینی وغیر اخلاقی ویا هنر مبتذل است. اصولاً هنر به حساب نمی آید. بلکه جادوست. جادو یعنی واقع پنداری امری خیالی!که حرفه اصلی شیطان وفنّ اساسی نفس است. همان که در معارف دینی از آن به ” تسویل ” تعبیر شده است. بمعنی زیبا انگاری زشتی ها وآب انگاشتن سراب. نیرنگی مؤثر که ازنخستین روز دعوای نخست، دست ابزار شیطان برای اغوای آدم وآدمیان بوده ومی باشد.

بله شاید بتوان گفت ، فرم های زیبا واشکال موزونی که نه فایده های هنر را دارند ونه جلوه های جادویی را به نمایش می گذارند- اگر بشود فرض کرد وتصور نمود- هنر نبوده، جادو هم نیستند؛ بلکه تنها یک فن به حساب آمده و در شمار صنعت بشمار می آیند.

برای ارائه سند بر مدعای خود به سراغ قرآن می رویم، وبا ذکر معدود نمونه هایی از فراوان نمونه های قرآنی در این زمینه، داوری او را در این باب به نظاره می نشینیم.

قرآن کریم در بیان داستان سامری- جادوگر اسرائیلی- در ساخت آن مجسمه معروف می فرماید: ” (موسی رو به سامری کرد و) گفت: تو چرا این کار را کردی، ای سامری؟* گفت: من چیزی دیدم که آنها ندیدند؛ من قسمتی ازاثر رسول را گرفتم، سپس آن را افکندم، واینچنین هوای نفسِ من، این کار را در نظرم(زیبا) جلوه داد!”(26)

به بیان بسیاری از مفسرین، این اثر تجسمی، محصول کار ریخته گر ومجسمه سازی بوده که مشتی از خاک زیر پای جبرئیل ویا زیر پای اسب آن فرشته خدا را برداشته، وبا تأثیر خاصی که آن خاک طبعاً داشته است، مجسمه طلایی دست ساخت خود را جان بخشیده ونادانان بنی اسرائیل را به دور خویش جمع نموده است. سامری هم صاحب فن بوده وهم صاحب دانش ومعرفت دینی. زیرا فقط او می دانسته که اثر رسول خدا چه تأثیر معجزه آسایی بر اشیاء بی جان دارد. و در فن ریخته گری نیز تخصص ومهارت داشته است؛ دست به شاهکاری!! می زند، که مطمئناً امروزه به اعتقاد بعضی، از مصادیق یک کار هنری قابل ستایش به حساب می آید. اما خود وی اعتراف می کند که عملش یک تسویل نفس بیش نبوده است وهوای نفسانی اش بوده که این کار زشت را در نظرش زیبا جلوه داده است. که در نهایت خود مشمول عذاب ومجسمه اش نیز توسط حضرت موسی(ع) سوزانده شده، وگرد وخاکش به دریا ریخته می شود.

بنابراین، اگر از ارزشمند ترین عناصرطبیعت، یعنی طلا ، با خمیر مایه ای مقدس، یعنی اثر الرسول، دانشمند متخصصی، طرحی نو دراندازد؛ اما ماهیتی نفسانی ومعجونی از دروغ وفریب وگمراهی را به نمایش درآورد، هیچ نشانی از هنر وهنرمندی در این پدیده نبوده ونیست . نه تنها نقشی ماندگار نزده است، بلکه مستحق سوزاندن وبه دور افکندن است.

مشابه همین را دربرخورد ابراهیم(ع) با تماثیل ومجسمه های مورد پرستش بت پرستان زمان خودش می بینیم. که به آنان خطاب می کند:” این مجسمه ها چیست که آنها را می پرستید؟”(27) وسرانجام با تبر حکمت خویش، به جدال با تجسّم جهل وبیخردی آنان اقدام کرده ؛ و” پس همه آن ها، جز بت بزرگ را قطعه قطعه کرد.”(28)

اما همین صنعت مجسمه سازی وقتی سد راه پیشرفت ومسیرتعالی وترقی بشریت ، نمی شود. نه تنها ممنوعیتی ندارد، بلکه در ردیف ابزار شکوه وجلال و جلوه وجمال بارگاه با عظمت سلطنت سلیمان قرار می گیرد. چنانکه می فرماید:” آنها(جن ها) هر چه سلیمان می خواست برایش درست می کردند: معبدها، تمثال ها، ظروف بزرگ غذا مانند حوض ها ودیگ های ثابت….”(29)

در آیاتی دیگر پیامبر خدا به نمایش صبری زیبا مأمور می شود. به عنوان مثال در آیه 5 سوره معارج به او دستور می دهد” پس صبری زیبا پیشه کن!” . صبر! مقاومت وبردباری است با طعمی تلخ وبدون جاذبه طبیعی! اما در اینجا به صفت زیبایی توصیف شده است. این نوع بیانات پارادوکسی قرآن کریم علاوه برآنکه خود نمونه ای از جلوه های هنری لفظی ومعنوی است، به نوعی معرّف نگاه معرفتی ومبلّغ زیبایی های حقیقی عالم وظرایف پنهان ونهفته در بطن ومتن پدیده های هستی می باشد. از صبر بنا به حسن ذاتی آن، تصویری زیبا وجذاب ارائه می دهد، تا نگاه لطیف ودرون نگری که آشنایی با حقایق عالم هستی را در پی دارد به انسان بیاموزد. این درون نگری ونگارگری درون، در جای جای این کتاب معرفت مشهود و نمایان است. هنر وجلوه های هنری را به خلق وخوی وصفات و ویژگی های انسانی تعمیم وتسرّی می دهد تا حقیقت هنر را به همه آموزش داده ومخاطبین خود را به کسب این هنر های اصیل ترغیب وتحریک نماید. وچه هنری بالاتر از کسب این فضایل و دارا بودن این دارایی های جاویدان وماندگار می توان تصور کرد؟هنری که صحنه نمایش آن روح تشنه آدمی وجان عطشناک اوست. به همین سبب است که هر وجدان پاکی بردباری ستایش آفرین پیامبر خدا را در سختی های روزگار دعوت، که ریشه در خُلق عظیم او دارد، به عنوان زیباترین جلوه های روح الهی انسانی بزرگ ، تحسین کرده و بر صبر در منتهای رضا وتسلیم اوآفرین می گوید.

در همین راستا وبر همین مبنا باید گفت، اوج هنر وهنرمندی است ، اگر بتوان صبر وبردباری حیرت آفرین شمس عاشورا ومنظومه شمسی کربلا را به عنوان زیباترین تابلوی هنری جهان آفرینش، وبهترین نمایش برتری انسان بر فرشتگان قدیس ، معرفی کرد. راستی چه احساسی وکدام هنرمند با تمام تسلیحات هنری، می تواند تابلویی ولوکم رنگ از این همه زیبایی نقاشی کند؟ و آیا قلم با تمام قدرت وعظمتی که دارد می تواند سطوری از صفحه ای همانند این کتاب را کتابت وباز نویسی کند؟ بشریت در قرائت این کتاب مانده است تا چه رسد به کتابت آن!

تعبیری شبیه به تعبیر صبر را ، قرآن کریم در مورد فاصله گرفتن ومفارقت پیامبر اعظم(ص) از گروهی معاند، نیز بکار می برد. در سوره مزمّل آیه10می فرماید:” …..وبطرزی شایسته وزیبا از آنان دوری کن!” که مؤید همین مطلب است؛ وپاسخی ضمنی به این پرسش است که حقیقت زیبایی چیست ودر کدام شهر ودیار می بایست سراغ او را گرفت ودر کجا می توان آن را یافت؟

ویا ستایش از طهارت باطنی وزیبایی روحانی کنیزی با ایمان، وبرتری دادن او بر زن آزاد زیبا روی دارای شناسنامه معتبر حسب ونسب، به گونه ای که اعتبارات ظاهری اش مانند جمال صورت و جلال ثروت، هر کسی را به اعجاب وشگفتی می اندازد! که در این مورد هم می فرماید:” کنیز با ایمان، از زن آزاد بت پرست، بهتر است؛ هر چند(زیبایی، یا ثروت، یاموقعیت او) شما را به شگفتی آورد.”(30)

این نوع تفسیر از زیبایی وآموزش آن، به یک اعتبار، یاری کردن بنی آدم است دربرابر دشمن قسم خورده اش- شیطان- که از ابتدای خلقت با نیرنگ پررنگ” جلوه آرایی وزیبا نمایی نازیبا” جنگی سخت ومبارزه ای بی امان را علیه او آغازیده وادامه می دهد. چنانکه درکتاب جاوید به این مطلب در آیات متعدد اشاره کرده واز جمله می فرماید:” گفت: پروردگارا! چون مرا گمراه ساختی، من(مادیات وچیزهای دون وپست را) در نظر او می آرایم وهمگی را گمراه خواهم ساخت.”(31) وبه یک اعتبار زدودن غبار کثرت از سر وروی روح وروان آدمی وشنا دادن او در بحر بیکران وحدت است، تا با شستشوی چشم، تنها او را بیند وبر هر چه غیر اوست - یعنی عدم- چشم بندد. گوشش تنها وتنها آواز دل انگیز او را بشنود، وبر انکر الاصوات های لرزان گوش خراش، کر شود. وسرانجام رو به جانب احد واحدی نماید که بنیان بدیع وبی بدیل هستی را بنیاد نهاده وتدبیر می نماید. تا بدین سبب به بارگاه با عظمت عبادت ومعرفت او راه یافته و در نهایت بتواند از” چاه” کثرت فرار، و به “جاه” وحدت، قرار و آرامش یابد. وبا این وتنها با این معرفت و عبودیت است که می توان خلعت زیبا ومقدس هنرمندی را بر قامت کسی پوشاند؛ وتنها با همین صداقت است که هنر او اصالت یافته و لقب هنر می گیرد. هنر مند قبل از هر کوشش علمی برای کسب مهارت، نیازمند کشش معرفتی برای دریافت حقیقت است. او تا همواره در صحنه روان ورفتار از خود صداقت نشان ندهد ، هیچگاه در صحنه نمایش خلّاقیت وابتکار، نشان نگیرد. تا نفس او از غبار اغیار شسته نشده و تزکیه نشود، وروح او از اغلال الّتی کانت علیها، آزاد نگردد، نقش واثر او، هرگز نمی تواند محبوسی را از سجن خود ساخته خویش، رها یی بخشد.

پس شرط نخستین برای هنرمند ونخستین شرط برای هنر، جهت تجلی کردن ، ظهور وشکوفایی ، در عرصه سازندگی برون، تصفیه وپالایش بعد نهان خود، و نو شدن درمتن نهاد خویش، یعنی سازندگی درون است. وآن گاه است که دین وهنر، در شط الشریف روح هنرمند به هم پیوند خورده و کرامت می یابند. بدینگونه اتحاد راستین دین وهنر عینیت یافته و وحدت حقیقی آن دو نمایش داده شده وشکل می گیرد.

 

 

 

پاورقی:

1. ترجمه آیه19سوره آل عمران:”انّ الدّین عندالله الاسلام….”.

2. هنر چیست؟تولستوی-فصل دوم ص23

3. همان منبع ص28

4. همان منبع ص29

5. همان منبع ص32

6. همان منبع ص33

7. همان منبع ص34

8. گفتارهای عرفانی جبران خلیل جبران ترجمه آرمان بام دژفرد ص20

9. هنر چیست؟ تولستوی ص43 به نقل از “کتاب مواعظی که در دانشگاه اکسفورد ایراد گردیده چاپ1876

10. هنر چیست؟ ص54

11. همان منبع ص57

12. مجله زیبا شناخت- شماره4سال 1380- مبانی زیباشناسی- محمدضیمران. به نقل ازهنر مقدس ترجمه جلال ستاری- انتشارات سروش- چاپ اول سال 69 ص12

13. به نقل از هنر در قلمرو مکتب – جواد محدثی(سلسله مباحث مجله پیام انقلاب) ص106

14. شناخت وتحسین هنر- سیمین دانشور ص134

15. هنر چیست؟تولستوی ص84 و86

16. زیبایی وهنر از دیدگاه اسلام- محمد تقی جعفری ص29 و30

17. همان منبع ص18

18. همان منبع ص52

19. اسلام ومکاتیب ادبی- نجیب الکیلانی ترجمه نوید کاکاوند ص15

20. شناخت وتحسین هنر- سیمین دانشور ص163

21. همان منبع ص171

22. هنر چیست؟ تولستوی ص59

23. زیبایی وهنر از دیدگاه اسلام- محمد تقی جعفری ص154

24. حکمت وهنر معنوی- غلامرضا اعوانی ص334

25. نهج البلاغه خطبه یکم

26. ترجمه آیات 95- 96سوره طه

27. ترجمه آیه 52سوره انبیاء

28. ترجمه آیه 58سوره انبیاء

29. ترجمه آیه 13سوره سبأ

30. ترجمه آیه221 سوره بقره “…. لَأمةٌ مؤمنةٌ خیرٌ من مشرکةٍ ولو اعجبتکم”

 

 

 

نوشته شده توسط روح اله ناصری (کارشناس روابط عمومی)  | لینک ثابت |

رسانه چهارشنبه سیزدهم مرداد 1389 0:26

رسانه به‌عنوان مهم‌ترین وسیله ارتباطی فرهنگی،نظیر سایر نهادهای فعال در بخش فرهنگ و حتی همه نهادها و ابزارهای غیرفرهنگی مؤثر در بخش فرهنگ ملزم به رعایت منطق و اهداف برآمده از مبانی نظری انقلاب و متن سیاست‌های فرهنگی هستند       

 آن دسته از مواد و برنامه‌های رسانه‌ها که مشخصا دینی هستند یا به دین می‌پردازند می‌توانند با تاکید بروجوه معنوی و اخلاقی دین فضاهای آرامش آوری برای مخاطبان ایجاد کنند، ولی اگر در این مواد و برنامه‌ها بیش از حد بر وجه تنذیری ادیان تاکید و از وجه تبشیری غفلت شود از کارکرد اخلاقی رسانه‌ها در دراز مدت کاسته می‌شود.

با نگاهی اجمالی درمی یابیم که رسانه‌های ایران از لحاظ ارزشی، انسانی و عقیدتی نسبت به رسانه‌های سایر کشورها برتری دارند، ولی با این وجود جای این سؤال باقی است که از رسانه‌های ایران چه توقعی می‌توان داشت؟

 سؤال اینجاست که چرا با این همه تلاش و تکاپو و خطابه، هنوز اخلاق جای خود را به معنای واقعی کلمه در رسانه‌های ما نیافته است و گاهی مصلحت‌های حرفه‌ای بر اخلاقی پیشی می‌گیرد!

 چرا صدیق‌ترین گردانندگان و اداره‌کنندگان رسانه‌ها هم دراجرای ضوابط اخلاقی با هزاران معضل و مشکل مواجه‌اند؟

 رسانه‌های ما در مواجهه با ارزش‌ها دست کم چهار مشکل عمده دارند که هرکدام به نوعی مسیر را برای ورود اخلاق در رسانه‌ها دشوارمی کند:

1- مشکلات تئوریک و نظری

2- ابهام در ارزش‌ها و فقدان تعریفی واحد از آنها

3- ضرورت‌های حرفه‌ای رسانه

4- مشکلات و معضلات اجرایی

 مشکلات تئوریک و نظری

 اصولا جامعه ما همواره خود را از طرح مباحث نظری و جدی دور نگاه داشته و این قبیل مباحث را در سطح و ساده می‌خواهد، اما دنیای ژرف امروز به بشر آموخته که اندیشه‌ها را باید تا آخرین لایه‌های آن پیمود و تمام آنها را بادقت و وسواس وارسی کرد.

درحقیقت دنیای شرق و به‌ویژه جهان اسلام، ناخواسته در دام دنیای امروز افتاد و قبل از آنکه به بررسی و فهم و درک شرایط جدید بپردازد، خود را گریبانگیر آن دید و این مشکلی شد که نسل جدید هم خود را با آن درگیر می‌بیند. شاید بتوان گفت که ما تا غرب و مبانی فلسفی و چارچوب‌های نظری آن را عمیقا در نیابیم و آنها را به درستی باز نشناسیم مشکلی از ما حل نخواهد شد.

 اگر معتقدیم نظام و جامعه ما نه شرقی و نه غربی است پس لازم است از رسانه‌ها و ابزارهای ارتباطی و مفاهیم ارتباطی تعریفی روشن و درخورجامعه اسلامی خود ارائه دهیم و آن را به‌عنوان اصل بپذیریم تا دچار بحران هویت در فرهنگ و اندیشه نشویم.

 ما نیز همانند دیگر شرق نشینان در میانه سنت و تجدد مانده‌ایم و بدون تجربه هیچ کدام در وسط آن دو دست وپا می‌زنیم، عده‌ای سنت را می‌خواهند و عده‌ای تجدد را.

 به راستی این همه اختلاف برای چیست ؟

 رسانه‌های ما هنوز کاملا از سنت نبریده‌اند و اصولا به تجدد نپیوسته‌اند؛ این را می‌گویند اندیشه آویخته یا فرهنگ بی‌شاکله. اگر دمکراسی، آزادی بیان، حقوق و آزادی‌های فردی هنوز تعریف و تبیین روشنی در جامعه دینی ما ندارند، بیشتر از آن روست که این مشکل نظری را حل نکرده‌ایم.

 بی‌جهت نیست که امروز خبرنگاران ما نیز، اینجا و آنجا از هر پدیده ناچیز سوژه می‌سازند و گاه برای جلب توجه مخاطب، اخلاق و ارزش‌های دینی را دانسته یا ندانسته زیر پا می‌گذارند.

 مخلص کلام اینکه اخلاق هنگامی در رسانه‌ها ارج و قدر می‌یابد که کارکرد هنجارها در نظام ارتباطی به‌طور اصولی شناخته شود و برای این مهم، در گام نخست باید به حل معضلات نظری و تبیین مبانی و اصول ارتباطی حاکم بر جامعه بشری پرداخت.

 ابهام در تعریف ارزش‌ها 

 تبیین و تدوین « اخلاق حرفه‌ای » امروز یک ضرورت در جامعه است. این امر در محدوده اخلاق رسانه‌ای، تا حدی به فقه و اخلاق و تا اندازه‌ای به فلسفه اخلاق، دانش ارتباطات و علوم وابسته باز می‌گردد تا آنجا که می‌دانیم چنین کاری در جهان اسلام، به‌صورت متقن صورت نگرفته است و چه نیکوست که جمهوری اسلامی در این زمینه نیز پیشگام شود.

 ضرورت‌های حرفه‌ای رسانه

 در فرهنگ رسانه‌ها شهرت حرفه‌ای رمز و راز موفقیت است. تازگی، منفی گرایی و جنجال آفرینی امروز رسما از ارزش‌های خبری به حساب می‌آید و هر رسانه‌ای که به بزرگ نمایی و جنجال در جامعه بپردازد طرفداران بیشتری در میان عوام دارد ؛ یک سازمان ارتباطی از نظر اقتصادی و اجتماعی باید پایدار و پویا بماند و این پویایی از یک طرف به استقبال مخاطب و از طرفی به وضعیت اقتصادی آن سازمان بستگی دارد. بنابراین مخاطب را باید مجذوب کرد و او را خرسند ساخت و همین بحث رسانه‌ها و مطبوعات را به سوژه‌سازی‌، حادثه پروری و عوام گرایی سوق می‌دهد.

 در اینجاست که رسانه باید اخلاق، وجدان و رسالت اصلی خود را به داوری بخواند.

 مشکلات و معضلات اجرایی

مقررات و قوانین اجرایی را می‌توان با یک سیستم منظم اداری به اجرا گذاشت ولی هنجارهای اخلاقی اصولا از این را ه قابل تحقق و پیاده شدن نیست.

 اخلاق درماهیت خود با اجبار و الزام‌های بیرونی همساز نیست و رسانه‌ها باید دارای اخلاق، آگاهی، آزادی و اختیار باشند. معضل دیگر در جامعه ما عدم‌هماهنگی میان دستگاه‌های مختلف اجرایی کشوراست.

 

پراکندگی درسیستم اجرایی و تصمیم‌گیری به تناقض در سیاست‌ها و تصمیم‌گیری‌ها می‌انجامد و برنامه‌ها را دچار اختلال می‌کند، بنابراین ضرورت دارد یک مرکز عالی و توانمند در جهت سامان بخشیدن و منظم کردن این سیاست‌ها تشکیل شود که بتواند در عرصه‌ای این چنین پیچیده به امور نظم بخشد.

 

اخلاق در خبررسانی

 شرم و حیا: قرآن کریم دربسیاری از حوادث و رویدادهای مختلف و احوال امت‌های مختلف خبر می‌دهد اما در همه حال شیوه و روش گزارش و توصیفش درنهایت شرم و حیاست. آیات فراوانی در قرآن کریم در مورد کفر، عصیان، دزدی، ریا، تجاوز و نظیر آنها و سرنوشت کسانی که به چنین کارهایی دست زده یا می‌زنند وجود دارد اما نکته بسیار مهم این است که شیوه قرآن هیچ گاه بازکردن مسئله و تشریح آن نیست چرا که بیان جزئیات از قبح آن می‌کاهد و زمینه وسوسه و اشاعه آن را افزایش می‌دهد.

 به‌عنوان مثال قرآن برای شرح عمل قوم لوط وارد جزئیات و ذکر مصادیق نمی‌شود و حتی غیرمستقیم هم دل‌های پاک و مصفا را به تشویش نمی‌کشاند، اما به قدر لزوم گوشزد می‌کند و در مورد عاقبت کسانی که این چنین گناهانی را مرتکب می‌شوند بسیارهشدار می‌دهد و نمونه‌هایی از عذاب را برای آنها یادآوری می‌کند. بینش قرآن در مورد اخبار بینش پند‌دهنده و عبرت آموز است « یقینا در این ماجرا برای صاحبان بینش عبرتی است » ( آل عمران، آیه 13 ).

 « خداوند کسانی را که آشکارا از بدی ( یا به بدی ) سخن می‌گویند، دوست نمی‌دارد، مگر مظلومی که با این شیوه قصد دارد حق خود را به دست آورد یا جلوی ظالمی را بگیرد» (نساء، آیه 148 ).

 ادب: یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های خبر قرآنی رعایت ادب است. در سراسرقرآن کریم حتی یک حرف که از آن رنگ و بوی بی‌حرمتی و بی‌ادبی استشمام شود وجود ندارد.

به‌عنوان مثال وقتی خداوند منان حتی از دشمنان خود (یعنی شیطان و فرعون ) نام می‌برد نهایت ادب را رعایت کرده و هیچ گاه کلمه‌ای که دال بر بی‌ادبی یا دشنام باشد درسرزنش آنها بکار نبرده است و هر آنچه هست وصف و اخبار واقعیت است:

 « همانا فرعون در زمین برتری جو و اسراف کننده است » (سوره‌یونس، آیه 83).

« و آنهایی را که جز خدای می‌خوانند، دشنام می‌دهد که آنان از روی دشمنی و نادانی خدا را دشنام خواهند داد » ( سوره انعام، آیه 108 ).

 

آیه فوق نمونه‌ای از ادب دینی را بیان می‌کند که سبب حفظ مقدسات و کرامات در جامعه شده و از مورد تحقیر و اهانت قرارگرفتن آنها جلوگیری می‌کند و این نکته را می‌آموزد که اگر خواهان بزرگواری و حفظ قداست خود و مقدسات خویشتن هستید نباید به دیگران و امور مورد احترام آنها بی‌احترامی کنید یا دشنام دهید، چرا که دیگران برای مقابله و فرو نشاندن خشم خود چنین خواهند کرد.

 بنابراین شایسته است رسانه‌های خبری و از جمله مطبوعات و رادیو و تلویزیون که نه تنها آیینه فرهنگ یک جامعه بلکه پیام آوران آگاهی و ارشاد و هدایت هستند، بیش از دیگر رسانه‌ها اخلاق قرآنی را نصب‌العین خود قرار دهند و به اندک بهانه‌ای با نیش قلم و زبان، عزت و آبروی دیگران را خصوصا هنگام انتخابات و موضع‌گیری‌های سیاسی زخمی نسازند.

پاسخ دادن به گفتار نادرست یکی از مسائل مهمی که گاه آرامش و ثبات جامعه را در صحنه‌های داخلی و بین‌المللی برهم می‌زند و افکار و قلب‌ها را دچار تشویش و تزلزل می‌کند بحث‌ها و مشاجراتی است که طرفین آن یکدیگر را به شکل نادرست و زشتی مورد حمله قرار می‌دهند و در این رقابت ناخوشایند هر یک تلاش می‌کنند که ناسزا و نیش‌های بیشتری نثار طرف مقابل خود کنند که وقتی این نوع برخورد‌ها از طریق رسانه‌ها در سطح جامعه منعکس می‌شود ضرر و خطرش چندین برابر شده و جامعه به سرعت دچار تشویش و دلتنگی می‌شود و از آرامش و اطمینانش کاسته می‌شود.

 « ما به کسانی که صبر پیشه کنند و بدی را با نیکی پاسخ دهند دو بار پاداش می‌دهیم.» ( سوره قصص، آیه 54 ).

 اگر رسانه‌های گروهی ( دست اندرکاران رسانه‌های گروهی )، ارباب جراید و نویسندگان به‌طور کلی این روش قرآنی را بکار گیرند و در هیاهوی سیاسی و غیرسیاسی شتابزده در مقام پاسخگویی برنیایند و یا پاسخ‌های نیکو دهند، دوستان به دشمن نمی‌پیوندند و دشمنان بسیاری دوست می‌شوند. بسیاری از اختلاف‌ها از بین می‌روند، نقشه‌های دشمن خنثی می‌شود و آرامش عمومی جامعه افزایش خواهد یافت.

 درحل مشکلات و معضلات مربوط به رسانه بد نیست که به فرمایشات امیرالمؤمنین حضرت علی علیه السلام توجه کنیم ؛ پژوهش درمورد خبر درمواضع امیرالمؤمنین علی(ع) دارای 2 منبع است:

 الف- سیره گفتاری امام علی(ع)

ب- سیره رفتاری امام علی(ع)

 در مرحله تهیه خبر نیز حق گرایی اهمیت خاصی دارد چه بسیار اخباری که براساس گزارش‌های شفاهی منابع غیرموثق تهیه می‌شود حال آنکه با آنچه رخ داده مخالف است.

« بدانید میان حق و باطل جز تا چهار انگشت نیست. از امام علی(ع) پرسیدند معنی این سخن چیست ؟ انگشتان خود را فراهم آورد و برداشت و میان دو گوش و دیده گذاشت، پس گفت: باطل آن است که بگویی شنیدم و حق آن است که بگویی دیدم.»

از سخنان یاد شده به خوبی اهمیت و جایگاه حق گرایی در دیدگاه امام علی(ع) به‌عنوان معیاری عام در ساخت خبر نیز جاری است ممکن است بعضا این سؤال از سوی افراد مطرح شود که حق و باطل چنان در هم می‌آمیزند که تشخیص آنها از یکدیگر بسیار دشوار است و چه بسیار اختلافاتی که طرفین خود را محق می‌دانند و طرف مقابل را به پیروی از باطل متهم می‌سازند.

 در پاسخ به این سؤال بر این نکته تاکید می‌کنیم که هرچند حق و باطل همواره در کنار هستند ولی هیچ گاه با یکدیگر نمی‌آمیزند و دست آشتی به یکدیگر نمی‌دهند و به سخن امیرالمؤمنین علی(ع) « حق و باطل ( هیچ گاه ) با یکدیگر اجتماعی نمی‌کنند.»

امام علی(ع) در فراز‌های گوناگونی از سخنان خویش به لزوم اهتمام به منبع خبر و پرهیز از نشر اخبار غیرموثق اشاره می‌کند. گاه به کسانی که از سر جهالت امور ناشایستی را به اهل‌بیت پیامبر نسبت می‌دادند نهیب زده، آنان را از این عمل باز می‌دارد « پس آنچه را بدان علم ندارید بر زبان نیاورید.»

 امام علی(ع) در وصیتنامه خویش به فرزندش امام حسن علیه السلام او را به پرهیز از ذکر اموری که به درستی آن واقف نیست فرا می‌خواند: « مگو آنچه را ندانی، هر چند اندک بود آنچه نمی‌دانی.»

 حضرت امام علی(ع) نیز به‌صورت آشکارتری بر لزوم موثق بودن منبع خبر تاکید می‌نمایند: « خبری را نقل مکن مگر از شخص موثق، چرا که درغیر این‌صورت به دروغگویی بسیار دچارمی شوی.»

 

کمیت گرایی در رسانه

 امروزه در پی سیطره کمیت بر بسیاری از شئون حیات آدمی شماری از رسانه‌های عمومی به‌ویژه تلویزیون، سینما، مطبوعات و... نیز به آفت کمیت‌گرایی دچار شده‌اند. فراوان دیده می‌شود که سردبیر یک نشریه‌ یا یک برنامه تلویزیونی برای آنکه بخش مربوط به اخبار و گزارش‌های خبری خود را پرکند، یا یک خبرنگار به قصد بالا بردن آمار گزارش‌های خبری خود دست به انتشار و نقل اخباری می‌زند که ممکن است در شرایط عادی راضی به انتشار و نقل آنها نمی‌شد. زیاده گویی و شایعه‌سازی‌ در رسانه‌ها و در اجتماع ما به‌عنوان یکی از رذایل اخلاقی همواره از سوی اولیای دینی مورد نکوهش قرار گرفته است.

 در اینجا به ذکر یک مورد از سخنان گهربار حضرت امیر المؤمنین علی(ع) اشاره و اکتفا می‌کنیم:

 « برتوباد دوری از زیاده گویی، زیرا که هرکه کلامش فزونی یابد خطاهایش زیاد می‌گردد.»

اهمیت ارزش‌های فرهنگی در رسانه گرچه هرکدام از ما دارای یکسری ارزش‌های شخصی خاص خود هستیم، ارزش‌هایی و جود دارند که در فرهنگ ما عمومی شده و آنها را ارزش‌های فرهنگی می‌نامیم.

 ارزش‌های فرهنگی از موضوعات فلسفی گسترده‌تری گرفته شده‌اند که بخشی از فرهنگ نیز به شمار می‌روند. این ارزش‌ها عمدتا از طریق منابع مختلف به‌ویژه رسانه‌های عمومی، وسائل ارتباط جمعی، خانواده و... انتقال یافته و تمایل نسبی به استوار بودن دارند. همانند باورهای فرهنگی مهم‌ترین ارزش‌های فرهنگی باعث هدایت ادراک و ارتباطات می‌شوند؛ یعنی ارزش‌های ما به‌صورت عمل در می‌آیند. می‌توان گفت رسانه‌ها در الگوسازی فرهنگی و معرفی ارزش‌های فرهنگی نقش مهمی را ایفا می‌کنند که این امر در خانواده و مدرسه نیز مهم شمرده می‌شود. البته رسانه‌ها نمی‌توانند معلم اخلاق باشند ولی می‌توانند اصول اخلاقی را رعایت کنند.

 

منابع

1- قرآن کریم،

2- نهج البلاغه،

3- صادقی، رحمت اله، جدال رسانه‌ای، انتشارات گفتمان، چاپ اول، زمستان 1379،

4- استفانی، لیزا ا ؛ پورتر، ریچارد؛ سماور، لاری ا ؛ ارتباط بین فرهنگها /

مترجمان: دکترمیرحسنی، سید علی اکبر ؛ دکترکیانی، غلامرضا ؛ انتشارات باز، چاپ اول، 1379،

5- قهرمانی، مصطفی، مجله همراه، شماره 9، سال 3، خرداد80،

6- محمدی، مجید، اخلاق رسانه‌ها، نقش و
نوشته شده توسط روح اله ناصری (کارشناس روابط عمومی)  | لینک ثابت |

هنر چیست؟ دوشنبه یازدهم مرداد 1389 23:39

هنر

هنر يك موهبت خداوند است كه در همه جا هست ديد خوب شنيدن و خوب سخن گفتن زيبا بودن و مهربان بودن و همه و همه چيز هنر است از ديد انديشمندان و فلاسفه هنر جايگاهي بس والا در جهان دارد هنر با عرفان هنر با روح و روان هنر و انسان و هنر و خداوند و غيره و رنگ و رنگهاي بسيار همه حكمت حق تعالي است و خداوند بزرگ اين صاحب  چرخ و فلك و آسمان و كائنات همه وهمه هنر است كه مي چرخد و مي گرداند و روشني مي دهد و خاموش مي كند و مي وزدو ميوه ميدهد و ثمر مي دهد و زمستان و تابستان و بهار و پاييز اين پادشاه فصل ها همه هنر است كه او داده است براي شناخت او و اوست صاحب اين همه هنر و هنرمند اشرف مخلوقات است

انسان و هنر

وجود انسان فقط از دست و پا و گردن و ديگر اعضاي خارجي و داخلي بدن مانند قلب ،معده ،كبدو ششها نيست بلكه چيزهاي ديگري مانند احساسات و افكار و عواطف و اميال و جز آنكه بر روي همه به لفظ شخصيت تعبير و به واسطه رفتار آدمي نموده شدند و جز اصلي اين وجود هستند وجود ماهم جسماني است

تحول ذوق هنر

از تحقيقات و آزمايشهايي كه صورت گرفته است چنين برمي آيد كه احساسات هنري غريزي و فطري نيست و فرضا هم كه آدمي بالقوه داراي استعدادي براي درك زيبايي باشد اين استعداد محتاج به پرورش است تا شود كودكان هر چند لفظ قشنگ را زود ياد مي گيرند و زياد بكار مي برند ليكن محتواي اين واژه براي ايشان نيست كانون جوانان  براي بزرگان است اينجاست كه هنر بر روح انسان التيام مي بخشد با ديدن يك تابلوي نقاشي با شنيدن يك موسيقي آرام

هنر در ايران باستان

از بدو تاريخ در ايران آمدن آريايي ها به سرزمين اهورمزدان نهايي ديگر به صورت ايلاتي كوچ نشين زندگي مي كردند و مذهبي چون ميتراريت ، خورشيد پرست بودند داراي يك فرهنگ بسيار كهن و تمدني ژرف و اصيل هنر كوزه گري ،هنر نقاشي ، هنر خط تقويري و غيره . تا زمان حكومت هخامنشي امپراتور 500ساله ايران هنر در زمان كوروش بزرگ به اوج خود رسيد صنعت فلز كار (نقره كاري و طلا كاري ) بخصوص معماري نقاشي هنر مند بزرگ و پيامبر باستاني ماني نقاش و صاحب كتاب آسماني بنام اورنگ يا ارژنگ و تنها نقاش هنرمندي بود كه ادعاي پيامبري نمود و اصتطلال بر شناخت هنر و هنرمند خودش پي به وجو خداوند و يگانگي خدا برده و به شرح زير است :

بدان سان كه اشاره شد ماني اولين هنرمند در زمان امپراتور هخامنشي ظهور كرد  و و پيامي از خداوند بزرگ مبني بر اينكه شراب ننوشيد گوشت مخوريد و با زشتكاران آميزش نداشته باشيد و آئين او نوعي از عرفان بود و هنرمند از همان بدو كودكي سخنان حكيمانه مي گفته است بنابر عقيد اين اين هنرمند پيدايشجهان از دو هستي است يكي نور و يكي ظلمت اين دو از هم جداست و دائم در نبرد با يكديگر نور اولين هستي است و پنج عضو دارد علم عقل ،علم غيبزيركي است و پنج عضو ديگر و ضميمه آن محبت ،ايمان ،وفا و مروت است

هنرمندان معاصر ايران

در زمان شاه عباس صفوي هنر به اوج رسيد كمال الدين بهزاد نقاش مينياتوريست طراحان بزرگ معماري علامه مجلسي –مينفندرسكي و غيره و هنر معماري بزرگترين حركت در هنر بر شاه عباس بوده است صنعت كاشي كاري گچبري و غيره و تقديري اين هنر معماري در ايوان شكوه و جلا داشته كه از معماران بزرگ ايواني به انجام ساخت بنهايي بزرگ دعوت شده تا به هنر بروند و بناي عظيم و بزرگ تاج محل را در هندوستان بنا كنند و جز آثار بزرگ معماري جهان ثبت شده است با اين حال هنر در ايران با عرفان و معنويت توئم است حتي معماران ايراني همراه با كار خود آواز مي خواندند و معماري را انجام مي دادند استادان نفاش همراه با تعهد كاري خود آثارهاي جاوداني به جا گذاشته اند استاد نقاشي و تصوير گر و مبارز دوره معاصر كمالملك خالق تابلوي تالار آينهنيز شامل اين تعهد كاري بوده است درباره كمالملك همان به كه به كمال رسيد و نام كمالملك نام شايسته اوست

سرگذشت خط در ايران

ايران جز پنج تمدن است كه به اختراع خط خدمات شايسته انجام داده است از اين ديد كه مردمان اين سرزمين تلاش بسياري كرده اند قبل از اختراع خط آثار بجاي مانده از مردمان اين سرزمين خط وجود نداسنه است كوزه ها و سفالها بدون خط و نقوش بوده اند البته اين آثار در زمين قبل از آريايي ها بوده است شروع خط در ايران خط ميخي است كه از بابلي ها گرفته شده و فرا گرفته شده است و كتاب مقدس زرتشت اوستا نيز بر همين خط است و بعد از آن خط پهلوي اختراع شد و بعد سقوط امپراتور عظيم هخامنشي به دست ضالم زمان اسكندر  بي صفت خط ميخي از بين رفته و خط پهلوي در ايران اوج يافت و بعد از آن خط كوفي به ايران با آمدن اعراب بي خاصيت و سوسمار خور بي اصل ريشه كساني كه دخترانشان را زنده به گور مي كردند خط ساسانيان نابود شد و  دين از مردم ايران گرفته شد و با نيرنگ و سرنيزه مردمان اين سرزمين را مسلمانان كردند خط در ايران به خط كوفي و بعد از ان خط ابداع شد

هنرمندان مبارز در ايران

ماني نقاش كه ادعاي پيامبري مي كرد در زمان شاپور ساساني دين خود را ترويج داد و صاحب كتابي بنام ارژنگ بود و انسانها از خوردن گوشت و شراب منع كرد و دوستي بازشتكاران گناه است و در آخر عمر به دست رهبران زرتشتي فجيعانه كشته شد و جسدش را در دروازه مدائن آويزان كردند

 ابن مقله خوشنويس فارسي و هم لاتيني حلاج  صاحب و سبك نستعليق در ايران كه در زمان خليفه عباسي به طرز فجيعانه كشته شد اول دست و بعد پاهاي او قطع شد

كمالملك نقاش دوره قاجاريه كه از حكومت ناصرالدين شاه تا زمان رضا خان پهلوي زندگي كرئ و در زمان رضا خان در روستايي در خراسان تبعيد شد و زندگي را در همان جا بدرود گفت

عارف قزويني شاعر و تصنيف ساز كه تصنيف از قول جوانان وطن –و بهار دلكش و از مبارزين مشروطه خواه بوده است و در زمان رضا خان تبعيد و در همان شهر از ميان رفت بيشتر هنرمندان ايران در عرصه شعر موسيقي چون قلم خود برداشتن راه مبارزه برآنها نتيجه داده است بخصوص شاعران ايران

هنر و مذهب

هنرمنداني كه در آثارشان هنر و مذهب وجود داشته چه در شرق و چه در غرب آثار جاوداني مانده است حتي اگر هزار سال از آثارشان گذشته باشد مثل ميكلانژ –رفائل-لئونارد داونچي

و در شرق معماران بزرگ و شاعران مرشيد سرايان –كاشاني – فردوسي –حافظ- سعدي –بابا طاهر

در هر آثار چه نقاشي و چه معماري اگر كلام و از ائمه اطهار وجود داشته باشد حماسه سرا طوس جاويد ان خواهد ماند ميكلانژ نقاش معمار و پيكر تراش ايتاليايي و پايه گذارسبك امپرالسيوسم هر آثار كه كشيد و ترسيم كردبه يادگار ماند و لئوناردداوينچي نقاش شام آخر  كه همين آثار براي او بجا ماند حمله و تجاوز امپراتور عظيم هرگز نمي توانند اين آثار را نابود كنند چرا چون خداوند بزرگ محافظ اين آثار آلمانيست   

سكوت در هنر و موسيقي و ساير هنرها

نقاشي يك هنر ترسيميست و معطوف به يك قاب است پيام خود را در قالب چهر گوشه مي دهد مثل تابلوي عاشوراي محمود فرشچيان موسيقي هنر و تركيب چند صداست و تركيب چند صرا ملودي شكل مي گيرد و پيام خود را به وسيله شنيداري مي دهد مجسمه سازي هم خانواده نقاشي و جز اولين هنرهاست هنر اول نقاشي مجسمه سازي هنر دوم نقاشي و هنر سوم تئاتر و هنر چهارم موسيقي و هنر پنجم شعر و هنر سسم داستان نويسي و هنر هفتم سينما كه بيشترين هنري كه پيام اجتماعي دارد و زود در دل مخاطب شكل مي گيرد

سينماست و تمام اين هنرها خلق شده انسان است و در همه اينها سكوت جايگاه خاصي دارد و در موسيقي سكوت به منزله عرفان و پيام است كه شكل و جايگاه خاص خود را داراست و نگاه عميق هنرمند به جهان ماوراست و و نگاه انديشمندان او به جهان

سبكهاي هنري جهان امپرسيونيسم-اروپا

هنر امپرسيونيسم هنر حقيقي است كه در اروپا در دوديه رنسانس پديد آمد و اين هنر از هنرمندان چون الفردليسلي پل سزان در اين هنر واقعي نمايانگر اين مطالب وجود دارد كه هرگز نمي توان شاخص هايي هنري را تخيلي فرض كرد پيامدهاي اجتماعي و حقيقي سمبل نياز به نمايشگر عميق تر مي شود كه مي توان آنجور كه بايد شايد شايستگي را در برابر هنر لايي حقيقي شكل داد هنرمند براساس نمايشگر و ديد خود بر روي تابلو خلق آثار را هر چه مي بيند ترسيم مي كند و شايد در حقايق آن آگاهي نداشته باشد شكل آناتومي پرسپكتيو و همان جور كه وجود دارد بر روي تابلو نقاشي مي شود در لفظ لغت اين امر شايستگي پيام اجتماعي و غيره را دارد و حتي در موسيقي پرسپكتيو اين امر وجود دارد نت از كوچك و بزرگ

 

(هنر انتزاعي )هنر  قرن 21

       اين هنر پايه و اساس ندارد و به صورت رنگ ريختن بر روي تابلو نقاشي يا موسيقي و غير تركيب بندي و اساس غير ملودي پديد آمده است در ساخت اين هنر هنرمند هر ملودي كه دلش بخواهد فكر مي كنند و خلق مي كنند  در نماد ايدولوژي اين سبك را غير هنر مي گويند و هنرمند براساس پايه و نمودار شايد بتواند نيازهاي خود را برروي ملودي پياده كند و هنرمندان اين سبك كانديتيسكي و هنرمندان ديگر چون صاحب سبك كوبيسم پاپلو پيكاسو مي باشند  حضور فعال اين هنرمندان در قرن 21 تصلي شخص در نمادين هنر ولاي غير طبيعي مي باشد و سبكي چون دارايسم بر گوبسم مي باشد كه حدي غير اخلاقي نيز نيز مي باشد

هنرمندان آينده

امروز كارهايي مثل سيرك نيز هنر است و كارهاي خارق العاده يا به اصطلاح بدل مي گويند كه در سينما نقش آفريني مي كند شكوه عظمت بدل هنر شده است و فوتبال هنر شده است و نگاه كارها يي نشده هنر است انسانهايي عميق و انديشمند نمي توانند اين سرعت را ناديده بگيرند و امروز اين عمل انجام شده فيلم ها و هنر پيشگان علاوه ب نقش آفريني جرعت در كارهاي غير ممكن را ممكن  مي سازد هنر پيشگان جكي جان –بروسلي –دويدو غيره همراه بازيگري اين عمل انجام مي شود و شكل و سوابق خود را دارد در هنر فيلم جايگاه هنر والاست و معتقدان فيلم و سينما تلاش براي دسترسي به حق تعالي را از طريق هنر القاء مي كنند و شكل عمل رمزو رز را در فيلمهاي آشوب كروساولا فيلم ساز بزرگ قرن ديده اندو انسان اين موجود و خالق خداوند نيز اين تحول را در خود كشف كرده است يا نه ولي حقيقت مي توانند مي دانند مي شناسد را ميتوان ديد

هنر آينده 

همه بر اين باورند كه انسان ماشيني در آينده چه خواهد توانست بر دنيا و كائنات بر اساس اين امر خداوند ي جهان را تفصير خواهد كرد هنر نقش موثري در جهان ايفا مي كند ما با جعبه جادويي مثل تلويزيون با جهان ديگر بر كره خاكي ارتباط برقرار مي كنيم و امروز تحول اين امر عظيم توانست بر جهان رام نشده نقش آفريني كرد محققان و پژوهشان بر اين امر واقف هستند كه جهان رو به رشد نيازمند هنر است و مردم اين روزگار با تنش و تحولي كه در جهان هست مي توانند با موسيقي و هنرهاي ديگر جهان را رام كنند و شايستگي و لياقت خودشان را در رهبري هنر هنرمند ايفا كنند هنر آينده رو به خسم و نفاق فرو مي رود و انسانهاي اين عصر در حال دگرگوني شخصي و اجتماعي  مي باشند و اميد به آينده نا موفق بوده و انسان ديگر نمي تواند جايگاه متعالي را در خود پيدا كنند و عمق جاودانگي در انسان پديدار نيست و امروز ديگر انسان ماشيني شده است و احساساتش ماشيني و بي حركت است و بايد فكر و انديشه كرد تا آينده را نجات داد

 

 

هنر هفتم (سينما) 

موثر ترين هنر كه در روي مخاطب امروزي و انسان قرن 21تاثير موثري مي گذارد و باعث تغيير در انديشه و فكر او مي گذارد هنر سينماست هنر سينما برگرفته از هنرهاي ديگر چون موسيقي ،هنر نويسندگي و هنر تجسمي و در كل عالم هنر برگرفته شده است و مهمترين آن هنر بازيگري يك انسان در نقش ديگر انسانهاست به عنوان قهرمان داستان نقش آفريني مي دهد و حال اين امر توسط كارگردان با ياري دهنده عوامل گروه شكل مي گيرد در قرن گذشته هنر سينما دنيا را گرفته و حتي پيش گويان و ستاره شناسان اين پديده را پيش گويي كردند كه در آينده اين جعبه جادويي انسان قرن را مستور خود خواهد كرد و انسان امروز دست خوش اين تحول عظيم مي باشد و هر كس نقش در وجودش نقش آفريني مي كند و چه بسا اين امر در وجود انسان خواه منفي باشد خواه مثبت بطور كلي در جهان امروز هر كس الگويي دارد كه مي تواند براساس اين الگو يعني نقش زندگي كند اين رسانه ملي و جهاني شاهكارهاي بزرگي را خلق كرده است و بالاترين هنر در معناست

هنر و نويسندگي

در نوشتن نيز هنر  خلاقيت احساس و نابغه بودن شرط است نويسندگي خود عالمي والا دارد كه اين فن در همه نيست ويكتور هوگو نويسنده فرانسه عالم و پيامبر نويسندگي در اروپاست چالز ديكنز  نويسنده و خالق آثارياليور توست چون و غيره است انسانهايي كه در اين فن و قهرماناني كه وجود دارد همه همه براساس ذهن خلاق هنرمند بزرگ چون چالزديكنز است 

هنر دادايسم

اين هنر بعد از جنگ جهاني دوم پديدارد شد صحنه هاي وحشت انگيز جنگهاي آلمان عليه دولتها باعث پديد آمدن شهر و خلق آثار هنري بزرگي در عالم نويسندگي و خلق نقاشي شد و بخاطر اينكه هنرمندان بتوانند پيام خود را بسته به ذهن مخاطبشان برسانند اين سبك بعد رئال و امپر سيونيسم شكل گرفت مثل شعر نو در عالم شاعران و ايران و هنرمندان بزرگي چون كاند و ديگر هنرمندان آلمان با اين ارزش هنر خود توانستند وحشت در دوره جنگهاي آلمان و متفقين را به تصوير بكشند و جواب هم گرفتند و نگاه عميق خود را در جمع ديگر هنرمندان بزرگ به تصوير كشيدن و مي تواند اين راز هنري را به انديشه هاي نوين وا دهد

 

 

 

   

        

نوشته شده توسط روح اله ناصری (کارشناس روابط عمومی)  | لینک ثابت |

آشنائی با چک دوشنبه یازدهم مرداد 1389 23:37

مقدمه:

بدون شك با تكامل نسل بشر و دستيابي او به جهان با تكيه بر تجربيات و زمان و علم وي در سايه عقل، بالنتيجه وي را در مسيري هدايت مي كند كه ابداعاتي را براي زندگي آرامتر و راحتتر انجام دهد، گويي عقل وي با سيطره بر دنياي مدرنيته مي خواهد جهان را به تسخير خود درآورد، قوانين ابزاري است در دست وي كه ابداعاتش را در مسير منظم هدايت كند، مي دانيم كه در جهان امروزي گرايش به اقتصاد از نظر همگان پوشيده نيست انسان داراي دو بعد در اجتماع است بعد مادي وي كه بيشتر به انسان تسلط دارد او را به ناخواه در مسيري مي اندازد كه براي آن مسير قدرت و حاكميت قانون در روابط آن بايستي حكمفرما باشد باليقين چك هم نوعي وسيله پرداخت بود كه انسان ساليان سال است از آن استفاده مي كند وسيله مطمئن و يا در برخي موارد غيرمطمئن به كمك انسان مي آيد و سندي كه وسيله پرداخت را سهل مي سازد حال بدون شك ما در اين مقاله به بررسي چك و تعاريف و انواع آن و آشنايي با جرائم آن خواهيم پرداخت كه اميد است مورد استفاده قرار گيرد.

چك Cheque

در لغت: ( شيك، صكّ ، الحواله المصرفيه به زبان عربي ) در فارسي مطلق سند است چنانچه در اشعار ابن يمين و خاقاني در اين باب اشاره اي نيز بدان گرديده

نوشت قاضي تقدير بر صحيفه دهر امارت همه روي زمين به نام توچك

تا چك عافيت از حاكم جان بستانيد خط بيزاري آسايش و خور باز دهيد

در اصطلاح: در اصطلاحات عصر ما سند خاصي است از اسناد بازرگاني كه به موجب آن، صادركننده چك، پولي را كه نزد ديگري دارد تمام يا بخشي را به سود خود يا ثالث مسترد مي دارد . چك سند عادي تجاري در برخي موارد با رعايت اصول آن قابل صدور اجرائيه است. خط و قباله را هم در ايران قديم چك مي خواندند ( ديوان معزّي ) چنين گفته اند كه سكه نيز از لغت چك، نحت شده است. صدور چك اماره مديون بودن است.

اقسام چك

1- چك بحواله كرد

چكي است كه نام گيرنده در آن ذكر نشده باشد و او مي توان در بانك آن را امضا كرده و وجه آن را بستاند و يا به ديگري انتقال دهد

2- چك بسته Cheque barre

چكي است كه روي آن دو خط كشيده شده باشد؛ و بانك ديگري مي تواند آن را دريافت كند و به كسان متفرقه پرداخت نمي گردد

3- چك بي محل

( تجارت، جزا) چكي است كه صادركننده آن پول يا اعتبار نزد محال عليه چك نداشته باشد. اگر پس از تاريخ صدور چك وجه آن را بردارد يا كمتر از مبلغ چك محل داشته باشد باز هم آن چك بي محل به شمار مي رود كشيدن چك بي محل اگر چنانچه داراي عناصر جرم غش باشد از نظر اسلامي جرم است.

آنچه كه در قانون صدور چك مصوب 16/4/1355 با اصلاحات بعدي براي مرتكبين بزه صدور چك بلامحل پيش بيني گرديده تقريباً به نوعي در مقام اثبات آن به چك روز غيرممكن است چراكه بيشتر قانون تا آنجائيكه بايستي به ضمانت اجراي آن مي انديشيده به فكر كم كردن مراجعين براي سيستم دادگستري بود و يا شايد بانكها از انجام وظايف قانوني در رابطه با صدور چك مقصر هستند در موارد زير طبق ماده 7 قانون صدور چك بزهكار صدور چك بلامحل به مجازات هاي زير محكوم خواهد گرديد:

الف: چنانچه مبلغ مندرج در متن چك كمتر از ده ميليون ريال ( 000/000/10) باشد به حبس تا حداكثر شش ماه محكوم خواهد شد.

ب: چنانچه مبلغ مندرج در متن چك از ده ميليون ريال ( 000/000/10)ريال تا پنجاه ميليون ( 000/000/50) ريال باشد از 6 ماه تا يكسال حبس محكوم خواهد شد.

ج: چنانچه مبلغ مندرج در متن چك از پنجاه ميليون ( 000/000/50 ) ريال بيشتر باشد به حبس از يكسال تا دو سال و ممنوعيت از داشتن دسته چك به مدت دو سال محكوم خواهد شد و در صورتيكه صادركننده چك اقدام به اصدار چك هاي بلامحل نموده باشد مجموع مبالغ مندرج در متون چك ها ملاك عمل خواهد بود

4- چك پرداختي Cancelled cheque

چكي است كه بانك وجه آن را به ذينفع پرداخته باشد.

5- چك تضمين شده

چكي است كه يك بانك آن را ظهرنويسي كند. به اين ترتيب اداء وجه چك را تضمين كرده است.

6- چك در وجه حامل

چكي است كه در آن نوشته مي شود در وجه حامل ( به حامل چك ) بپردازيد نام كس معين در آن نوشته نمي شود و هركس آن را به بانك ارائه و امضاء كند مستحق وصول وجه چك است.

7- چك سفيد

چكي است كه صادركننده آن را امضاء مي كند بدون ذكر وجه چك؛ در واقع مصداق مفهوم كلي سفيد مهر است.

8- چك نقد شده

به معني چك پرداختي است

9- چك نويس

يعني سند نويس، محرّر سند، سردفتر كنوني هم چك نويس است. خاقاني گيود:

مشتري چك نويس قدر تو بس كه سعادت، سجل آن چك تست

10- چك وعده دار

چكي است كه صادركننده به محال عليه چك، دستور اداء وجه را در رأس موعدي معين بدهد . مفهوم چك بر آن صادق است.

نكات مهم قانوني چك:

چك

1- چك بر 4 قسم است: چك عادي، تاييد شده، تضمين شده و مسافرتي

2- چك چه به عهده بانك هاي داخل كشور باشد يا شعب بانك ايراني در خارج از كشور در حكم سند لازم الاجرا است.

3- دارنده چك مي تواند در صورت برگشت چك و عدم پرداخت طبق قوانين و آئين نامه هاي مربوط به اجراي ثبت اسناد رسمي وجه چك يا باقي مانده آن را وصول كند.

4- دارنده چك مي تواند محكوميت صادركننده را نسبت به پرداخت كليه خسارات و هزينه ها اعم از اينكه قبل از صدور حكم يا بعد از آن باشد از دادگاه تقاضا كند اين دادخواست بايد به دادگاه صادركننده حكم تقديم شود.

5- كليه خسارات و هزينه هاي وارده شامل خسارت تاخير تاديه است بر اساس نرخ تورم كه توسط بانك مركزي اعلام مي شود، قابل مطالبه است و اين خسارت هزينه هاي دادرسي و حق الوكاله را هم در بر مي گيرد.

6- چك فقط در تاريخ مندرج يا پس از آن قابل وصول خواهد بود.

7- صادركننده چك بايد در تاريخ مندرج در آن، معادل مبلغ مذكور در بانك محال عليه وجه نقد داشته و نبايد تمام يا قسمتي از وجهي را كه به اعتبار آن چك صادر كرده به صورتي از بانك خارج يا دستور عدم پرداخت دهد.

8- چك نبايد به صورتي تنظيم شود كه به عللي مثل عدم مطابقت امضا يا قلم خوردگي در متن چك يا اختلاف در مندرجات آن و امثال آن بانك از پرداخت وجه خودداري كند.

9- هرگاه وجه چك به علل بالا پرداخت نشود بانك مكلف است در برگ مخصوصي مشخصات چك هويت و نشاني كامل صادركننده را در آن ذكر كند و علل عدم پرداخت را صراحتاً ذكر كند ( فقدان موجودي ) و آن را به دارنده چك تسليم كند و بانك مكلف است نسخه دوم اين برگ را به آخرين نشاني صاحب حساب ارسال كند.

10-اگر كه مبلغ موجود در نزد بانك كمتر از مبلغ چك باشد بانك به تقاضاي دارنده مكلف است مبلغ موجود را تسليم كند و در اين صورت چك نسبت به مبلغ پرداخت نشده بي محل محسوب مي شود و بانك گواهي تقديم مي كند.

مجازات صدور چك بي محل

1- اگر مبلغ كمتر از يك ميليون تومان ( 10 ميليون ريال ) باشد مجازات حبس حداكثر شش ماه خواهد بود.

2- اگر مبلغ از يك تا 5 ميليون تومان باشد حبس شش ماه تا يكسال خواهد بود.

3- اگر مبلغ بيش از 5 ميليون تومان باشد مجازات يك سال تا دو سال حبس و ممنوعيت از داشتن دسته چك به مدت دو سال خواهد بود.

4- در صورتي كه صادركننده اقدام به صدور چك هاي بلامحل نموده باشد مجموع مبالغ مندرج در چك ها ملاك خواهد بود.

5- دارنده، كسي است كه چك در وجه او صادر گرديده يا پشت نويسي شده يا حامل چك در مورد چك هاي حامل يا قائم مقام قانوني آنهاست. منظور از دارنده چك كسي است كه براي اولين بار چك را به حساب برده ( و به نامش برگشت مي خورد ).

6- كسي كه چك پس از برگشت به او منتقل مي شود حق شكايت كيفري ندارد مگر انتقال قهري باشد ( ارث رسيده ).

7- اگر دارنده چك بخواهد چك را بوسيله شخصي ديگر به نمايندگي از طرف خود وصل كند و و حق شكايت كيفري او در صورت بي محل بودن چك محفوظ باشد بايد هويت و نشاني خود را با تصريح نمايندگيد در ظهر چك قيد كند در اين صورت گواهي عدم پرداخت به نام او صادر مي شود و حق شكايت كيفري دارد.

8- هرگاه بعد از شكايت كيفري، شاكي چك را به ديگري انتقال دهد يا حقوق خود را نسبت به چك به هر نحو ديگري واگذار نمايد، تعقيب كيفري موقوف مي شود.

9- هرگاه قبل از صدور حكم قطعي، شاكي گذشت كند يا متهم وجه چك و خسارت تاخير تاديه را نقداً به دارنده آن پرداخت كند يا موجبات پرداخت چك و خسارت مذكور را فراهم كند يا در صندوق دادگستري يا اجراي ثبت توديع نمايد، مرجع رسيدگي قرار موقوفي تعقيب صادر مي كند.

10-اين مجازات ها شامل مواردي كه ثابت شود چك يا چك ها بابت معاملات نامشروع يا ربوي صادر شده نمي باشد.

11- چك هاي صادره در ايران عهده بانك هاي واقع در خارج از كشور مشمول اين ماده است.

12- در صورتي كه صادركننده چك قبل از تاريخ شكايت كيفري وجه چك را نقداً به دارنده آن پرداخت كند يا با موافقت شاكي خصوصي ترتيبي براي پرداخت آن بدهد يا موجبات پرداخت آن را فراهم كند قابل تعقيب نيست.

ماده 10 قانون صدور چك

1- هركس با علم به بسته بودن حساب بانكي خود مبادرت به صدور چك نمايد عمل وي در حكم صدور چك بلامحل خواهد بود و به حداكثر مجازات ماده 7 ( دو سال ) محكوم مي شود. اين مجازات غيرقابل تعليق است.

2- جرايم مذكور در اين قانون بدون شكايت دارنده چك قابل تعقيب نيست.

3- در صورتي كه دارنده چك تا شش ماه از تاريخ صدور براي وصول وجه آن به بانك مراجعه نكرد يا ظرف شش ماه از تاريخ صدور گواهي عدم پرداخت شكايت نكرد ديگر حق شكايت كيفري نخواهد داشت.

4- اگر بعد از صدور حكم قطعي، شاكي گذشت كند يا محكوم عليه به ترتيب بالا موجبات پرداخت وجه چك را فراهم كند اجراي حكم موقوف مي شود.

5- محكوم عليه ملزم به پرداخت مبلغي معادل يك سوم جزاي نقدي مقرر در حكم به نفع دولت خواهد بود.

نكته) در موارد زير صادركننده چك قابل تعقيب كيفري نيست:

الف. سفيد امضا( چنانچه چك بدون تاريخ داده شود هرگونه اضافه كردن تاريخ بدان ازطرف غير از صاحب حساب جدا از جنبه حقوقي قابل شكايت كيفري از طرف صاحب حساب بر عليه ملصق تاريخ به عنوان سوء استفاده از سفيد مهر و امضاء قابل شكايت كيفري است.

ب. هرگاه در متن چك وصول وجه آن منوط به تحقق شرطي شده باشد.

ج. چك تضميني

د. هرگاه خلاف موارد قبل بدون قيد در متن چك ثابت شود كه وصول وجه آن منوط به تحقق شرط يا بابت تضين انجام معامله يا تعهدي بوده است.

ه. هرگاه ثابت شود چك بدون تاريخ بوده يا تاريخ واقعي صدور چك مقدم بر تاريخ مندرج در متن چك باشد.

6- صادركننده چك يا ذينفع يا قائم مقام قانوني آنها مي تواند با تصريح به اينكه چك بر اثر كلاهبرداري يا خيانت در امانت يا جرايم ديگر تحصيل شده به بانك به طور كتبي دستور عدم پرداخت بدهد و اگر دارنده چك آن را به بانك ارائه كرد گواهي عدم پرداخت را به دارنده با ذكر علت تسليم مي كنند.

7- دستوردهنده مكلف است پس از اعلام به بانك، شكايت خود را به مرجع قضايي تسليم و حداكثر ظرف مدت يك هفته گواهي تقديم شكايت خود را به بانك تسليم كند. پس از انقضاي يك هفته بانك از محل موجودي به تقاضاي دارنده وجه چك را پرداخت مي كند.

8- دارنده چك نيز مي تواند عليه كسي كه دستور عدم پرداخت داده شكايت كند و هرگاه خلاف ادعايي كه موجب عدم پرداخت شده ثابت گردد دستوردهنده علاوه بر مجازات ماده 7 كليه خسارات را بايد بپردازد.

9- پرداخت چك هاي تضمين شده و مسافرتي را نمي توان متوقف نمود مگر آنكه بانك صادركننده نسبت به آن ادعاي جعل نمايد.

10-رسيدگي به كليه شكايات و دعاوي حقوقي و جزايي چك چه در دادگاه و چه در دادسرا فوري و خارج از نوبت خواهد بود.

11-وجود چك در دست صادركننده دليل پرداخت وجه چك و انصراف از شكايت شاكي است مگر اينكه خلاف آن ثابت شود.

نكته)طبق قانون سابق براي اينكه صادركننده در فاصله بين صدور حكم و رسيدگي بازداشت نشود تنها قرار تاميني كه دادگاه مي توانست از او اخذ كند وجه الضمان نقدي يا ضمانت نامه بانكي معتبر معادل مبلغ چك بود اما طبق قانون جديد دادگاه مي تواند يكي از قرارهاي تامين كفالت يا وثيقه اعم از وجه نقد يا ضمانت نامه بانكي يا مال منقول يا غيرمنقول را اخذ كند.

 

پي نوشتها:

 

ترمينولوژي مبسوط (دكتر جعفر جعفري لنگرودي)

ديوان معزي

قانون صدور چك

محشاي قانون مجازات اسلامي(دكتر ايرج گلدوزيان)

 

نوشته شده توسط روح اله ناصری (کارشناس روابط عمومی)  | لینک ثابت |

تست های اصول روابط عمومی پنجشنبه هفتم مرداد 1389 22:49

1-  تعريف زير مشخص كننده كدام اصطلاح در علم ارتباطات است ؟ 

« عبارت است از تلاش هاي آگاهانه و قانوني ،‌ به منظور تفاهم و استقرار اعتماد و شناخت متقابل با عموم ،‌ كه بر اساس تحقيق علمي و عملي صحيح و مستمر ،‌ميّسر است » .

                           

 

2-  تعريف زير مشخص كننده كدام اصطلاح در علم ارتباطات است ؟

« كوشش در ارائه اطلاعاتي كه احياناً داراي ارزش خبري است ولي آن را به شكلي جالب و مهّم تنظيم كرده اند تا سازمان ،  مؤسسه و يا شخص را ،‌ از آن طزيق به مردم بشناساند و براي آن مقبوليت و پذيرش بيافرينند »

           

 

3-  تعريف زير مشخص كننده كدام اصطلاح در علم ارتباطات است ؟

« كوششي است كه از كلمات ،‌ سمبول ها ،  موزيك ،  پرچم ،‌ آثار باستاني و اساطير ،‌ براي تأثير بر افكار و اعتقادات استفاده مي كند »

 

 

 

4-   تعريف زير مشخص كننده كدام اصطلاح در علم ارتباطات است ؟

« عبارت است از آن دسته از فعاليت هايي كه پيام هاي سمعي و بصري را براي عموم مي فرستد تا آنان را آماده سازد و بر روي آنها تأثير بگذار كه كالا يا خدمات خاصي را خريداري نمايند » .

5-   در برقراري ارتباط آنچه منتقل مي شود :                         

6- ارتباط از چه نظر به ارتباطات كلامي و ارتباطات غيركلامي تقسيم مي شود ؟

7-ارتباطات رسانه هاي نوشتاري كداميك از انواع ارتباطات زير نيست ؟

8   ارتباطات گفتاري كداميك از انواع ارتباطات زير نيست ؟

۹-   جمله زير از اهداف كدام اربتاط است ؟

« انگيزش دادن و ايجاد رفتار مورد نظر و يا قبولاندن گرايش و نقطه نظري خاص »

10-  چون ارتباط يك فرآيند (فراگرد) است بنابراين :

11- چون ارتباط يك جريان پويا ست بنابراين :‌

12- موفقيت يك ارتباط در اين است كه :‌

 

 

13-    مدل ارتباطي ارسطو چند عنصر دارد ؟

14-    مدل ارتباطي شانون و ويور چند بخش (جزء يا عنصر)  دارد ؟‌

۱5-    مدل ارتباطي داراي بخش هاي زير است ،‌ اين مدل چه نام دارد ؟

1) منبع    2) فرستنده          3) نماد               4) گيرنده            5) مقصد و مخاطب

16-  مدل ارتباطي داراي بخش هاي زير است ،  اين مدل چه نام دارد ؟

1) چه كسي مي گويد2) چه مي گويد3) به چه كسي مي گويد4) از چه راهي مي گويد 5) با  چه تأثيري مي گويد

17- اصطلاح PUBLICITY به چه معني بكار رفته است ؟

18-        اصطلاح ADVERTISING به چه معني بكار رفته است ؟

19-  اصول روابط عمومي عبارت است از :‌

20- عناصر چرخه فعاليت در روابط عمومي كدام است ؟

21- در روابط عمومي :

22- در الگوي ارتباط دو سويه همسنگ روابط عمومي آرماني كدام درست است ؟‌

 ۲۳- « اقناع از طريق نفوذ » و « تفاهم از طريق گفت و گو »  به ترتيب مربوط به كدام الگو است ؟‌‌

24-  در الگوي ارتباطي «هانت ،‌ گرونيك و نيوكام»  مهمترين وظيفه روابط عمومي چيست ؟  

25- در نظريه عمومي نظام ها ،‌ طبق نظر برتالنفي :‌ {اثر سينجرستيك}

2۶-   اين نظريه چه نام دارد ؟

« سازمان ها ،‌ مانند نظام هاي اجتماعي باز هستند . ويژگي اين نظام ها مرزهاي قابل نفوذ است كه به آن اجازه مي دهد با محيط خود تعامل داشته باشند » .

27-  بر اساس نظرية «كاتز» و «كان» روابط عمومي جزء كداميك از نظام هاي فرعي سازمان است ؟

28 -  بر اساس نظريه نظام هاي باز «كاتز» و «كان»  ،‌ سازمان ها چون پيوسته دورن داد را به برون داد تبديل مي كنند ،  حالتي  ......................  دارند .

29-  بر اساس نظرية «كاتز» و «كان» آنچه كه موجوديت نظام را حفظ مي كند يا آن را به خطر مي اندازد عبارت است از :

30-  بر اساس نظريه «كاتز» و «كان» اگر « برون داد » بيش از ميزان « دورن داد » باشد ،‌ نظام :

31-   در الگوهاي چهارگانه هانت و گرونيك براي فعاليت روابط عمومي :‌

32-  درر يك مدل ارتباطي   « رهبران فكري جامعه ، اطلاعات را اخذ و به نوآوران منتقل مي كنند و پيروان از نوآوران اطلاعات را كسب مي نمايند » .  اين مدل ارتباطي : 

33-   در يك سازمان عوامل محيط مؤثر بر سازمان ،‌ پيچيده اما تغييرات در  سازمان اندك است . در اين سازمان نقش روابط عمومي چيست ؟

 

 

34-  در يك سازمان ،‌ عوامل محيطي مؤثر بر سازمان ،  ساده و ميزان تغييرات در سازمان كم است .  نقش روابط عمومي در اين سازمان كدام است ؟

35-  در يك سازمان ،‌ عوامل محيطي مؤثر بر سازمان ،  ساده اما ميزان تغييرات در سازمان زياد است .  نقش روابط عمومي در اين سازمان كدام است ؟ 

  در يك سازمان ،‌ عوامل محيطي مؤثر بر سازمان ،  پيچيده و ميزان تغييرات در سازمان زياد است .  نقش روابط عمومي در اين سازمان كدام است ؟

37- دركداميك ازانواع سازمانهاي زير، روابط عمومي درسازمان بعنوان تكنسين ارتباط مطرح ميشود؟

38- در كداميك از انواع سازمان هاي زير ،  روابط عمومي در سازمان به عنوان تسهيل كننده ارتباطات (واسطة مديريت و واحدهاي سازمان و محيط پيرامون) مطرح مي شود ؟

39- در كداميك از انواع سازمان هاي زير ،  روابط عمومي در سازمان به عنوان تسهيل كننده تصميم گيري مطرح مي شود ؟

40- در كدام نقش ، روابط عمومي از اختيار كامل براي حل مسائل اجتماعي سازمان برخوردار است  و مديران به ندرت در امور روابط عمومي دخالت مي كنند ؟

41- جمع آوري ديدگاه هاي مخاطبان ،  تجزيه و تحليل آنها و ارائه به مديريت و دريافت علائم تفسيري ،  مربوط به كدام نقش روابط عمومي است ؟

42-  اطلاع رساني به مخاطبان و بيان عملكرد ،  سياست ها و برنامه ها مربوط به كدام نقش روابط عمومي است ؟

43- گفتگو با رهبران فكري و اعمال نوعي ديپلماسي صنفي ،  مربوط به كدام نقش روابط عمومي است

44-  توسعه فضاي دموكراتيك در داخل سازمان از جمله .......................................  روابط عمومي است .

45- ارتباطات در دورن و برون سازمان از جمله ................................  روابط عمومي است .

46- تهيه و تدوين و اجراي نظام نامه و تقويم مراسم داخل سازمان از جمله وظايف :‌

47-  « مدير روابط عمومي »  از جمله : 

48- بخش « برنامه ريزي و اعتباربخشي روابط عمومي »  از جمله : 

49- بخش « هماهنگي مراكز تابعه »  از جمله ..................  روابط عمومي است .

50-  بخش «  مطالعات افكار عمومي از جمله ......................  روابط عمومي است .

نوشته شده توسط روح اله ناصری (کارشناس روابط عمومی)  | لینک ثابت |

نمونه سوالات جمع آوری پردازش اطلاعات پنجشنبه هفتم مرداد 1389 22:47

مرکز آموزش علمی کاربردی فرهنگ و هنر –واحد 43

آزمون درس (( جمع آوری و پردازش اطلاعات ))

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ     زمان آزمون : 70دقیقه         تاریخ آزمون :   مدرس : م- مطهری نژاد                                                                                                                                                                

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

الف: سئولات تشریحی : در نهایت اختصار در برگه امتحانی پاسخ دهید. هر سئوال 5/1 نمره

1-  داده ، اطلاعات و دانش را تعریف کنید .

2 –  , وقتی ارتباط فقط با اطلاعات میسر است ، روابط عمومی  چگونه تعریف میشود ؟

3 – هر نظام اطلاع رسانی باید سه نیاز اساسی را برآورده کند ، آن سه نیاز را بنویسید .

4 – به چه دلایلی جامعه یا فرد در مقابل دستاوردهای جدید بی اعتنا می ماند ؟.

5 – ((  نمایه سازی ))  چیست و از چه مباحثی تشکیل شده است ؟ .

6 –3 روش از  روش های جمع آوری اطلاعات داخل سازمان را نام ببرید .

7 – کارکرد های سازماندهی اطلاعات ( نظریه رونالد هاگلر ) چیست ؟

8 – دانش اطلاع رسانی از چند رشته اصلی تشکیل شده است ؟ آنها را نام ببرید .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ب : سئولات تستی : در پاسخنامه علامت بزنید ((نمره منفی ندارد)) – هر سئوال 5/0 نمره                

1-    پله های دانش از سه عنصر : ...... واطلاعات .و............ تشکیل شده

       الف: فناوری – داده                                      ب: فناوری – دانش

       ج: داده  –    دانش                                        د: دانش – توانایی

2 – کاری که اطلاعات انجام می دهد چیست ؟

الف: تصمیم گیری               ب :  پیشروی            ج :  اجرا            د :  ارزیابی

3-  نظریه  ((یونی سیست   )) در باره چیست ؟

الف: ویژگیهای اطلاع یابی                            ب: ویژگیهای  اطلاع رسانی

 ج:  ویژگیهای اطلاعات                                د: هر سه مورد

4-  هرچه سیستم دریافت کننده پیچیده تر باشد برای ایجاد دگرگونی در آن به چه نوع اطلاعات نیازاست  ؟

الف:دقیقتر               ب: جدید تر              ج : گسترده تر              د : خلاصه تر

5-مشاهده – مصاحبه و  پرسشنامه  و شبکه های اطلاع رسانی از جمله روشهای :

الف: نگهداری اطلاعات                                       ب: جمع اوری اطلاعات                                        

ج: بهره برداری اطلاعات                                      د: پردازش اطلاعات ،

6- وب سایت ، وبلاگ و پست الکترونیک چه نوع منابع اطلاعاتی  هستند .؟

الف :برون سازمانی -  نوشتاری                          ب: درون سازمانی  – نوشتاری

ج : برون سازمانی  -  واقعی                                د: برون سازمانی  - مجازی

7 – دانش مخلوط  ............. است از ............. و اطلاعات و ............. .

الف : ثابتی  --   ارزشها   -- تجربیات                      ب : سیالی – تجربیات – ارزشها

 ج  :  سیالی  --   علم   ---   آگاهی                          د :  ثابتی   --   تجربیات –علم

8  - کدام رابطه درست است ؟

   االف  :  موضوع >  شاخه  >   رشته  >  حوزه  > مبحث

    ب    :  رشته     >  حوزه  > شاخه  >   مبحث  >  موضوع

    ج    :  حوزه    >  رشته   >  شاخه  >  مبحث    >  موضوع

     د    :  حوزه      > شاخه  > رشته   >  مبحث   >  موضوع

 

 9 - عبارت : (( استفاده از اطلاعات خود موجب تولید اطلاعات جدید می شود . )) مربوط است به :

الف : نظریه آطلاعات و آنتروپی                              ب : نظریه اطلاعات و احتمال     

  ج :  نظریه نظم و بی نظمی در اطلاعات                   د : نظریه یونی سیست

10 – اجزای اطلاع رسانی عبارتند از :

الف : مدرک شناسی – کتابداری – رسانه شناسی – فناوری اطلاعات

ب  :  فهرست – مدخل -  موضوع – نمایه

  ج :  اطلاع یابی  - اطلاع شناسی – اطلاع رسانی

 د  : جمع آوری اطلاعات – پردازش اطلاعات – ذخیره سازی اطلاعات  

11 –  روابط عمومی در عصر اطلاعات باید چگونه  باشد ؟

  الف : اطلاع شناس  - اطلاع یاب   -مخاطب شناس  

   ب  : اطلاع شناس – مخاطب شناس- اطلاع رسان

    ج :  اطلاع رسان   - اطلاع یاب  مخاطب شناس-        

     د :  اطلاع شناس  - اطلاع یاب – اطلاع رسان

12 -  در یافت گزارش فعالیت ها ، طرح ها و برنامه ها برای روابط عمومی :

               الف :  منبع اطلاعاتی است                ب : روش اطلاع یابی است

            ج      : تدوین اطلاعات است                 د :   پردازش اطلاعات است

13 -  بررسی نشریات در روابط عمومی :

              الف :  منبع اطلاعاتی است                ب : روش اطلاع یابی است

               ج  : تدوین اطلاعات است                 د :   پردازش اطلاعات است

14 -  مانع یا موانع  توزیع اطلاعات سالم  برای ایجاد جریان افکار عمومی سالم چیست؟

         الف : وابستگی شدید به سازمان               ب : تحریف    

          ج  :   تلقین سلطه گران                         د  : همه موارد

15 -  ترتیب بندی که در آن ترتیب مدخل ها به (( محتوا و معنا)) ارتباط ندارد چه نام دارد؟

         الف : ترتیب بندی  منطقی                  ب  :  ترتیب بندی فیزیکی 

         ج   :  ترتیب بندی  منظم                    د   :  ترتیب بندی نامتظم

16 -  یک چکیده  حاوی اطلاعات  یا داده هایی است که برای خواننده بدون نیاز به مراجعه به اصل مطلب مفید است  . این چکیده چه نام دارد ؟

        الف : راهنما        ب :  مونوگراف          ج : تمام نما             د :  مدرک

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

n      ج -  فعالیت های عملی خود را در چند سطر توضیح دهید  ( پشت برگ پاسخ نامه جواب دهید ):

1-     کار فردی   و کار گروهی  شما چیست ؟     2-  اعضای گروه را نام ببرید .

3-      چه کتاب و کدام جلد و چه صفحاتی را گروه شما یا شخص شما بررسی کرده اید ؟ 

4-       در تهیه خلاصه  و پاور پوئینت ، ارائه کدامیک از افراد گروه شما را یاری کردند ؟

5-     آیا گزارش کار عملی خود را داده اید ؟ چه تاریخی ؟     

6-     دو سطر در مورد کتابی که بررسی کردید بنویسید .                   

                                                                           موفق باشید  :  م – مطهری نژاد                                                                                                                                

نوشته شده توسط روح اله ناصری (کارشناس روابط عمومی)  | لینک ثابت |

فواید نماز پنجشنبه هفتم مرداد 1389 22:35

فواید نماز

 

مطالبی كه در رابطه با فواید علمی نماز گفته می شود، فقط بعد كوچكی از ابعاد متعدد نماز است. پرداختن به فواید دنیوی نماز، نباید ما را از توجه به دریاهای نور و معنویت نماز غافل كند.

     این مطالب فقط تاییدات علمی هستند و نباید حكایت ما مثل گروهی شود كه نماز را نوعی ورزش سوئیسی تعبیر كردند و دلشان خوش بود كه فلسفه نماز را می دانند.

     حقیقت نماز در باطن و روح او نهفته است. ولی این باطن باید در یك ظاهر و قالبی كه تعیین شده تحقق پیدا كند . وقتی ظاهر نماز با روح و باطن آن آمیخته شود تاثیر خود را می گذارد.

 

 تاثیر نماز بر بهداشت خواب

     خواب از دو مرحله خواب عمیق و خواب REM تشكیل شده است كه به طور یك در میان در طی شب حاصل می شوند.

پس از آنكه حدود 45 دقیقه از خواب رفتن انسان گذشت، مرحله REM آغاز می شود و برای مدت كوتاهی ( حدود 10 تا 15 دقیقه ) ادامه می یابد.

     در طول مرحله REM، به طرز اسرار آمیزی تمام عظلات اسكلتی بدن از كار می افتد و شخص كاملا بی حركت می شود. و نوار مغزی شخص به جای حالت خواب، حالت بیداری كامل را نشان می دهد، طوری كه در این حالت مغز از فعالیت بالایی برخوردار است.

     در طی مرحله ی REM، درجه حرارت بدن و ضربان قلب به طور غیر منتظره ای بالا می رود و حركات سریع در چشم های فرد دیده می شود كه علت نامگذاری این مرحله نیز می باشد. ( مرحله حركت سریع چشم Rapid Eye Movement ) اگر شخص را در این حالت بیدار كنیم، ادعا می كند كه در حال دیدن خواب بوده.

     مرحله REM پس از 10 تا 15 دقیقه متوقف می شود و پس از آن در طول خواب و به طور دوره ای و منظم تكرار می شود. با این وجود كل دوران REM در طول یك خواب 8 ساعتی در اشخاص طبیعی، 90 دقیقه خواهد بود و قسمت اعظم آن در ساعات نزدیك به صبح به وقوع می پیوندد. امروزه دانش پزشكی به اثبات رسانده كه یكی از علائم مهم در بیماری افسردگی، افزایش مدت خواب REM نسبت به میزان طبیعی است، طوری كه شخص افسرده بیشتر از سایر اشخاص خواب می بیند. یعنی زمان بیشتری را در مرحله REM به سر می برد.

     زمان نماز صبح كه در قرآن تاكیید زیادی به آن شده است، به گونه ای قرار گرفته است كه سبب كاهش قابل ملاحظه میزان خواب REM در اشخاص می شود. چون دقیقا در زمانی قرار گرفته است كه خواب REM بیشتر اتفاق می افتد.

 

تاثیر نماز بر بیماری آسم

در ایجاد بیماری آسم سه عامل نقش بسزایی دارند:

1-      میكروبهایی كه وارد دستگاه تنفسی انسان می شوند.

2-      عوامل حساسیت زا، از جمله گرد و غبار، گرده گلها و ...

3-      مسائل روانی از جمله اضطراب، عصبانیت، غم و شادی ...

     ز دیدگاه دیگر تاثیر تلقین در آسم است كه باعث تسكین حمله های آسم می شود. برای نمونه پزشك مبتلا به آسمی، شب هنگام دچار حمله می شود. كلید برق را پیدا نمی كند و با وسیله ای پنجره را می شكند و چند نفس عمیق می كشد. حال پزشك بهبود می یابد و به رخت خواب باز می گردد. ولی وقتی صبح از جواب بیدار می شود مشاهده می كند كه به جای شیشه پنجره، آینه را شكسته است.

     می توان نتیجه گرفت كه چنانچه بیماران احساس امنیت روانی داشته باشند، قدم بزرگی در تسكین بیماری آنها برداشته می شود. تاثیر تنش زدایی نماز به خاطر احساس روانی عمیقی است كه در اثر آن حاصل می شود و بدین ترتیب ثبب كاهش حمله های آسم می گردد. همچنین میكروبها كه خود یكی از عوامل بر انگیزنده آسم می باشند، به وسیله شستشوی مجرای تنفسی در ضو تا حدی قابل كنترل است.

     شستن دهان و بینی با آب درهنگام وضو، ثوا ب زیادی دارد. چون باعث می شود هوای بهتر و بیشترو تمیزتری به مغز، خون و بافتهای بدن برسد كه باعث تقویت بینایی، بویایی، شنوایی و تقویت حافظه می گردد.

 

تمركزوسلامتی یافتن

مستحب است قبل از وضو هفت مرتبه ذكر لا اله الا الله گفته شود. تكرار سبب تمركز می شود. در یوگا هم با تكرار حركات باعث افزایش تمركز می شویم.

همچنین گفته شده كه اگر هنگام ریختن آب صلوات بفرستید، بلا از آن عضو بدن رفع می شود. دلیل آن تلقین است. چون وقتی این جمله را می خوانیم تمام فكرمان سلامتی اعضای بدنمان می باشد، و همین امر باعث سلامتی و نشاط عضوهای بدنمان می شود.

 

وضو و معالجه بیماری ها

وضو سبب رفع بسیاری از بیماریها می شود. دلیلش اثر آب سردبر روی نقاط حساس بدن در قسمتهایی است كه وضو می گیریم. جالب این است كه در دین اسلام نقاط طب سوزنی مخصوصا در وضو رعایت شده است.

برای مثال، آقایان باید آب را از پشت آرنج بریزند. ولی خانمها باید آب را از قسمت تای دست بریزند. چونكه نقاط طب سوزنی در آقایان و خانها در بعضی از نقاط فرق می كند.

این را هم بدانید كه با تحریك نقاط طب سوزنی بوسیله آب سرد وضو، خط سیر چهارده نصف النهار را تحریك می كنیم و باعث سرحالی، شادابی، تسكین دردها، نیروی جسمانی وروحی و معالجه بسیاری از بیماریها می گردد.

و همچنین تمامی اعضاء داخلی بدن را تقویت می كند.از جمله: ریه ها، روده بزرگ، معده، قلب، كلیه ها، كبد و...

 

ایجاد نیرو و نشاط با وضو

در احادیث آمده كه بعد از وضو، بدن را با چیزی خشك نكنیم وبگذاریم خودش خشك شود. دلیل آن اینست كه بدن در برابر سرمائی كه حس می كند، خود به خود درجه حرارت آن بالا می رود تا بدن را خشك كند، كه همین تحریكات حرارتی باعث باز شدن منافذ زیرپوست می شودو اكسیژن بیشتری به بافتهای پوست و مقداری هم عظلات زیر پوست می رسد و باعث نیرو و نشاط می گردد.

 

رابطه نماز با میدان مغناطیسی و بارهای الكتریكی

هارولد بور از دانشگاه بیل برای اولین بار با انجام یك آزمایش ساده به وجود میدان مغناطیسی در اطراف موجود زنده پی برد و بعد متوجه شد كه این میدان در بدن انسان نیز وجود دارد.

 

تشكیل میدان مغناطیسی بدن:

     همانطور كه می دانید، در بدن ما میلیونها عصب وجود دارد كه كار انتقال پیام در بدن ما بوسیله تحریك الكتریكی این عصبها صورت می گیرد. در اثر شارش بار در اطراف آنها، در بدن ما یك میدان تشكیل می شود و میدان بدن ما در اثر فعالیت همزمان میلیونها عصب به وجود می آید.

 

 

امواج مغزی:

     دستگاه موج نگارمغز چهار نوع منحنی ازامواج مغزی را ارائه می دهد كه عبارتند از: آلفا، بتا، دلتا و تتا.

     ریتمهای دلتا كندترین امواج مغزی با تناوب 1 تا 3 دور در ثانیه بوده و اغلب در خواب عمیق ظاهر می شوند. ریتمهای تتا كه دارای تناوب 4 تا 7 دور در ثانیه می باشند و به خلق و خوی بستگی دارند. ریتمهای آلفا كه دارای تناوب 8 تا 12دور در ثانیه می باشد و در اوقات تفكر، تامل آزاد  رخ داده و در صورت تمركز حواس قطع می شوند. و بالاخره ریتمهای بتا با تناوب 13 تا 22 دور در ثانیه، ظاهرا منحصر به نواحی جلویی مغز، یعنی جایی كه فعالیتهای پیچیده مغز رخ می دهد می باشند.

 

میدان مغناطیسی بدن و امواج مغزی در معرض خطر:

     حتما تا به حال درباره خطرات گوشیهای موبایل یا زندگی در نزدیكی نیروگاه های برق چیزهایی شنیده اید.  بنابر تحقیقات پرفسورلای، امواج مغناطیسی خارجی كه از نیروگاه های برق یا وسایل برقی مثل سشوارو ... ساتع می شود، به DNA سلولهای مغزی آسیب می رساند و قابلیت ترمیم را در آنها از بین می برد. میدانهای مغناطیسی خارجی علاوه بر آسیب به DNA مغز اثر منفی دیگری به بدن دارند. این میدانها باعث اختلال در میدان مغناطیسی طبیعی بدن می شوند.

     همانطور كه می دانید نزدیك به 70% از بدن ما را آب فرا گرفته است و مولكولهای آب به صورت دو قطبی هستند و زمانی كه ما در معرض یك میدان مغناطیسی خارجی قرار می گیریم، این مولكولها در جهت آن میدان قرار می گیرند و این پدیده باعث می شود، نظم میدان مغناطیسی ما به هم بریزد.

     علاوه بر عوامل خارجی یكسری عوامل داخلی نیز وجود دارند كه باعث می شوند اختلال در میدان بدن ایجاد شود. مهمترین آنها بارهای الكتریكی هستند كه هنگام شارش بار در عصب، در اطراف آن به وجود می آیند و به صورت الكتریسته ساكن در بافتهای بدن ذخیره می شوند و میدانی كه در اطراف این بارها به وجود می آیند در میدان بدن ایجاد خلل می كنند. این بارها به خصوص در نقاطی كه تراكم اعصاب بیشتر است ذخیره می شوند و به دلیل این كه هم تراكم زیادی دارند و هم در نزدیكی عصبهای بیشتر و مهمتری قرار دارند، برای بدن به شدت مضر هستند. از جمله این نقاط ناحیه سر، دستها و قسمت مچ پا به پایین است.

      در بین این سه قسمت، سر اهمیت ویژه ای دارد. چون بارهای ذخیره شده در آن علاوه بر ایجاد خلل در میدان مغناطیسی بدن، باعث اغتشاش در امواج مغزی نیز می شوند.

      به ظاهر ما روزانه تنها دقایقی را در معرض میدان مغناطیسی هستیم. مثل موبایل، سشوار و... اما در طول دوران زندگی خود در معرض میدان مغناطیسی  بسیار قوی هستیم وآن میدان مغناطیسی زمین است.

 

نماز و میدان مغناطیسی:

     آنگونه كه از تصاویر به دست آمده از میدان مغناطیسی زمین پیداست، به طور شگفت انگیزی اگر انسان در هر نقطه ای از زمین رو به قبله بایستد، میدان مغناطیسی بدنش بر میدان مغناطیسی زمین منطبق می گردد و در مدتی كه در نماز است میدان بدنش منظم می شود.

 

 

 

نماز وبارهای الكتریكی:

    همان طور كه قبلا اشاره شد، بارهای زائدی كه در اثر تحریكات الكتریكی اعصاب به وجود می آیند هم شبیه میدان بدن بر امواج مغزی اثر سوء دارند. این اثرات در نواحی كه اعصاب در آن تحرك بیشتری دارند، خطرات جدیتری ایجاد می كنند. و باید هر چه سریعتر از آن نواحی دور شوند.

      به طرز حیرت آوری می بینیم كه این نواحی، دقیقا نواحی هستند كه در وضو شسته می شوند( سر، دست، مچ پا به پایین) و بنابر تحقیقات صورت گرفته، بهترین راه دفع این بارهای زائد، استفاده از یك ماده رساناست. سریعترین و ارزانترین و بی ضررترین ماده برای این كار، آب است. جالب این جاست كه آب هر چه خالص تر باشد، سریعتر بارهای ساكن را از بدن ما به اطراف گسیل می دهد و هیچ مایعی مثل آب خالصی كه در وضو به انسانها سفارش شده این اثر را ندارد.

 

 

نماز و امواج مغزی:

     با دفع بارهای زائد بدن در وضو، امواج مغزی در ایده آل ترین حالت قرار می گیرند. علاوه بر آن حالت تمركزی كه در هنگام نماز در انسان به وجود می آید، تشعشع امواج آنها را به اندازه قابل توجهی بالا می برد و توانایی مغز را در تولید این امواج بالا می برد.

 

حالات نماز

1-      ایستادن در نماز:

     ایستادن در نماز، باعث تقویت حالت تعادلی بدن شده و قسمت مركزی مخچه كه محل كنترل اعمال و حركات ارادی است را تقویت می كند. این عمل باعث می شود تا فرد با صرف كمترین نیرو و انرژی به انجام صحیح حركات بعدی بپردازد.

     نماز قسمت فوقانی بدن را پرورش داده و ستون مهره ها را تقویت كرده و آن را در حالت مستقسم نگاه می دارد.

     وقتی چشمها در حالت نماز ثابت می ماند، جریان فكر هم خود به خود آرام شده و در نتیجه تمركز فكر افزایش می یابد. ثابت ماندن چشم باعث بهبود ضعف و نواقصی چون نزدیك بینی می شود و به لحاظ روانی باعث افزایش مقاومت عصبی فرد شده و بی خوابی و افكار نا آرام را از انسان دور می كند.

 

2-      ركوع در نماز:

     تقویت ماهیچه های شكم، حفظ سلامت دستگاه گوارش و رفع یبویت مزمن، سوء هاضمه و بی اشتهایی از خواص ركوع در نماز است.

     كارشناسان می گویند در حالت ركوع ماهیچه های اطراف ستون مهره ها منبسط می شود كه در تعادل و آرام كردن سمپاتیك موثر است.

     مدت زمان خواندن ذكر ركوع نیز باعث تقویت عظلات صورت، گردن، ساق پا و رانها می شود و به این ترتیب به جریان خون در قسمتهای مختلف بدن سرعت می بخشد. تنظیم متابولیسم بدن، فراهم نمودن زمینه از بین رفتن اكثر بیماریها از بدن، كمك به افزایش حالت استواری و استحكام مغز از دیگر خواص ركوع در نماز است.

 

3-     سجده در نماز:

     سجده، ستون مهره های بدن را تقویت كرده و درد های سیاتیك را آرام می كند. سجده علاوه بر از بین بردن یبوست و سوء هاضمه، پرده دیافراگم را تقویت كرده و به دفع مواد زاید بدن به دلیل فشرده شدن منطقه شكمی كمك می كند.

     سجده همچنین باعث افزایش جریان خون در سر شده، كه این امر با تغذیه غدد باعث حفظ شادابی، زیبایی و طزاوت پوست می شود.

     حالات سجده به واسطه باز كردن مهره ها از یكدیگر، باعث كشیده شدن اعصابیكه قسمتهای مختلف بدن را به مغز وصل می كند شده و این اعصاب را در یك حالت تعادلی قرار می دهد كه این امر برای سلامت انسان بسیار حائز اهمیت است.

     اگر فاصله مهر از نمازگزار به اندازه حدودا یك وجب جلوتر از حالت معمولی باشد، كشش بیشتری در كمر حس می شود كه باعث مداوای كسانی كه دیسك و یا ناراحتی كمر دارند می شود. و اگر كسی كه سالم است این كار را انجام دهد، هیچ گاه دچار دیسك و ناراحتی كمر نمی شود.

     سجده باعث آسودگی و آرامش در فرد شده و عصبانیت را تسكین می دهد. سجده قدرت درك و فهم را زیاد می كند. دلیلش این است كه در سجده به پیشانی ما فشار می آید و باعث می شود كه كاملا روی پیشانی متمركز شویم ( اگر در این حالت به نوك بینی مان نگاه كنیم، خود به خود به پیشانی فشار می آید ) و این امر اگر با دقت و تمركز زیاد صورت گیرد، بعد از مدت طولانی سبب بیداری چشم بصیرت شخص می گردد.

     در علوم ماوراءالطبیعه به این چشم، چشم سوم گویند كه بین دو ابرو و چشم واقع شده است. در علوم یوگا نیز به چاكرای "آجنا" معروف است.هدف یك یوگی مشتعل كردن انرژی روحانی در چاكراها بلاخص چاكرای آجناست. كه بتواند بدون دو چشم طبیعی ببیند.

 

4-      نشستن بعد از نماز:

     استحكام بخشیدن و تقویت عظلات پاها و رانها، كمك به نفخ معده و روده، بهبود فتق و... از خواص نشستن بعد از نماز است.

 

سخن آخر

    در پایان باید بگویم كه نماز فلسفه ی خاص خود را دارد كه معراج مومن و مایه ی قرب به حق است و آن را باید فقط برای خداوند متعال خواند و نه به انگیزه فواید و آثاری از این دست. ولی آگاهی از این دست نظرات علمی نیز می تواند برای برخی مفید باشد. 

 

خلاصه

     در این مقاله ابتدا تاثیر نماز بر بهداشت خواب بررسی شده است. نماز صبح به دلیل زمان آن سبب کاهش مدت خواب رم شده و افسردگی را کاهش می دهد.

     نماز با ایجاد احساس آرامش ، بر بیماری آسم غلبه می کند ووضو سپس ایجاد نیرو و نشاط و جلوگیری از بیماریها وضو می شود.همچنین می توان با نماز بر اثرات منفی بارهای الکتریکی غلبه کرده و بدن را به حالت تعادل رساند. وضو نیز با دفع الکتریسیته ساکن از بدن به تعادل در میدان مغناطیسی الکتریکی کمک می کند.

     در انتهای مقاله نیز به هر یک از حالات نماز و اثرات مثبت آن اشاراتی شده است

 

نوشته شده توسط روح اله ناصری (کارشناس روابط عمومی)  | لینک ثابت |